loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 21
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 10:52


جامع ترین تعریف‌و‌تمجید اسلام

قال الامام علی(ع): لانسبن الاسلام نسبه لم یسبها احد گذشته: الاسلام هوالتسلیم شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد و التسلیم هوالیقین والیقین هوالتصدیق و التصدیق هوالاقرار و الاقرار هوالادا، والادا، هوالعمل. امام علی(ع) فرمود: اسلام را به طوری تمجید می‌کنم که قبل از اینجانب، هیچ کس اینگونه توضیحی از آن نداده : اسلام به عبارتی تسلیم میباشد و تسلیم، به عبارتی اعتقاد میباشد و باور به عبارتی تصدیق میباشد و تصدیق به عبارتی اقرار میباشد و اقرار به رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد عبارتی اداء تکالیف میباشد و ادای تکالیف، به عبارتی شغل کردن و جاری ساختن آنهاست.

فرق در میان اسلام و ایمان!

معبود حکیم فی مابین اسلام و ایمان به دوگانگی و تقسیم صراحت فرموده قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإیمانُ فی‏ قُلُاینترنتِکُمْ؛ اعراب گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاوردید اما بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در قلبهایتان وارد نشده میباشد.(حجرات14) مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد

این آیه شریفه در مذمت اعراب بنی اسد حجاز نازل شوید که در سال قحطی به مدینه ی منوره آمده و اظهار اسلام و ایمان نمودند و کلمیتن شهادتین برزبان سرازیر نمودند البته زیرا ظاهراً صرفا برای استعمال از تنعمات مدینه ی منوره اسلام آورده بودند خدا آن‌ها‌را در‌این آیه تکذیب نموده: ای فرستاده، اعراب بنی اسد و غیره که بر تو منت گذاشته و گفتند ما ایمان آوردیم به آن‌ها بگو ایمان نیاورده اید اما بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در دلهایمان وارد نشده میباشد.

مسلمین دو مجموعه اند!
به این ترتیب ظواهر آیه ی شریفه دلالت می نماید بر آن که مسلمان ها دو مجموعه می باشند یک فرقه مسلمان‌ها حقیقی و واقعی که از روی قلب و نظریه ایمان به حقایق پیدا نموده اند که آن ها را بازهد می‌گویند و دسته دیگر مسلمانها ظاهری که برای اغراض و مقاصدی از خوف و یا این که طمع تنها شهادتین می‌گویند و خویش را مسلمان می‌خوانند اما در معنی و واقعیت اسلام که ایمان معنوی باشد در قلبهای آن ها اثری وجود ندارد ولو تایید صلاحیت معاشرت با آنان برحسب ظواهر داده گردیده است اما به حکم قرآن لیس لهم فی الاخرة اینجانب خلق کننده یعنی در آخرت برای آن ها ثوابی وجود ندارد. پس اقرار به شهادتین و تظاهر به اسلام به تنهایی باعث ورود معنوی به قلب و دل وجود ندارد.

اسلام بی ایمان؟!
به این ترتیب معین شد که مسلمان بودن با خداترس بودن دو مضمون‌ مستقل می‌باشند. ولی ممکن میباشد گفته خواهد شد اسلام فارغ از ایمان اعتباری ندارد. همانطور که به فرموده ی قرآن مهربان برای مسلمانها زبانی که ایمان در قلبهایشان ورود پیدا نکرده میباشد فقط تبعات مادی و معاشرت با مسلمان‌ها روا شمرده می گردد و گرنه برای آن‌ها در آخرت قسمت و منفعت ای نخواهد بود. از سوی دیگر چه طور می قدرت اسلام و ایمان را در کسی از یکدیگر جداگانه نمود و تشخیص اعطا کرد که وی مسلمان میباشد البته زاهد وجود ندارد یعنی فقط اقرار زبانی و شهادتین را بر لهجه سرازیر کرده است البته ایمان به پروردگار در جان و قلبش نفوذ ننموده میباشد؟

به ویژه آنکه براساس امر قرآنی ما ملزم به‌این کنکاش و کاوش نیستیم و چه بسا روا نیستیم اینگونه پرسشگری را اعمال دهیم! ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومناُ، به هر کس به شما اظهار اسلام می کند نگویید تو خداپرست نابودی (نساء94) در‌این‌حالت‌ چه‌گونه می اقتدار در بین اسلام و ایمان فرق گذاشت؟! چون ما مأمور به ظواهر هستیم که هر که بگوید لاإله إلا الله و محمد فرستاده الله او‌را تمیز و طاهر و مقدس و اخوی فقاهتی خویش بدانیم و نفی ایمان از وی ننمائیم.آیا این مقاله نمی تواند برهان بر این باشد که اسلام و ایمان در حکم واحدند ؟

مسلمان ها برادرند!
در توضیح درباره آیه ی شریفه سوره ی نساء بایستی دانست که اولاً این آیه ی شریفه در زمینه ی فرد معینی نازل شده که آن اسامه بن زید و یا این که محلم بن جثامه لینی بوده میباشد که گوینده ی لاإله إلاالله را در میدان نزاع به خیال و خاطر آن که از هراس شهادتین گفته میباشد و مسلمان شده است، به قتل رسانید. ازسوی دیگر با دقت به ذکر همگانی آیه ی شریفه مجموع مسلمان‌ها تا‌زمانیکه کار بر خلاف آشکار از آنان چشم نشود و منکر ضروریات نگردیده باشند و ابراز به بی دینی و تبری از آیین ننموده باشند ، مسلمان و منزه میباشند و با آن‌ها معاشرت اسلامی میگردد و از حدود ظواهر هم تجاوز نمیشود و به داخل آنان کاری وجود ندارد و حق تجسس در داخل افراد هم نداریم

ایمان از اموری میباشد که دارنده درجات و مراتبی میباشد که آن هم از کارها باطنی و قلبی میباشد و صرفا آفریدگار متعال از واقعیت آن از انسانها خبر داراست و اولیای الهی به اجازه خدا. البته با همگی ی اینها این به آن معنا وجود ندارد که اسلام و ایمان یک کدام از اند! بلکه می بایست دانست که اسلام با اقرار لسانی نتایج میشود و ایمان از کارها باطنی و قلبی میباشد.

قرآن و ایمان :

متعلقات ایمان : ایمان به ( خداوند غیب ملائک رسل کتاب نشانه‌ها آخرت ) یومنون بالغیب . تک تک آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله ۲۸۳ بقرهِ؛ در سود دانش به ( مورد ها فوق ) و در غایت شغل باتقوا؛ الا اللذین آمنوا و عملوا الصالحات .

ملائک: کارگزارانی که مناسبات دانا را رقم می زنند و پیام می رسانند . ماموریت ۴ ملکه را می دانیم جبرائیل وحی را می‌رساند . عزرائیل ملک الموت . اسرافیل به صور میدمد . میکائیل ...... ایمان به ملائک بشر را به ایمان به انبیاء می رساند .

آیه ها : تمامی آرم ها و مخلوقات که بشر مشاهده میکند و عظمت پروردگار در آن میباشد ان فی ذلک لآیه .... بیش تر از ۵۰ آیتم در قرآن اورده شده . تقویت هریک از متعلقات ایمان تقویت دیگری میباشد .

رابطه ها مطلقات : ۱- از ایمان به پروردگار به توحید میرسیم که از اصول اعتقادات میباشد . ۲- از ایمان به ارسال فرستاده به نبوت میرسیم . ۳- از ایمان به آخرت به معاد میرسیم . ۴- از ایمان به آیه ها الهی به عدل میرسیم . ۵- از ایمان به کتاب الهی به امامت میرسیم هدی للمتقین پیش شرط تقوی امام میباشد . امام متقین ماموریت ترقی بشر را دارااست

ایمان باید در شخص متجلی خواهد شد تا او‌را ارباب ایمان دانست ( تجلی ایمان در امام حسین میگردد کربلا . در امام باقر می‌شود ترک دانش در امام درست گو نهضت علمی در امام کاظم سیاست وزندان و فرزندان بسیار در عوض ۴۰۰۰ طلبه امام راستگو و دور از هم شدن در سراسر کشور‌ایران . در امام رضا جنبش سیاسی وعظیم در خلافت . هر مورد از امامان با شرائطی و مدلی . در نوح پیامبر ۹۵۰ سال سعی و ساختن کشتی و نجات نسل مخلوقات پروردگار . در ابراهیم حوصله و پایداری و ....... )

ارباب ایمان : از بشر تاکنون عبارتند از انبیاء . ائمه . زعما ( ابن بابویه روحانی صدوق تا استاد خمینی ... ) انبیا به تنهایی رسالت نداشتند در کنار موسی هارون در کنار محمد سلمان و ابوذر در کنار امامان عمارها زینب و ابوالفضل .... در کنار زعما مطهری ها و .....

نماد ایمان حقیقی وواقعی چیست؟

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ؛[1] رسول(ص) میفرمایند: ایمان عبارت میباشد از:

آشنایی قلبى، اعتراف و اقرار به لهجه

فعالیت با اعضاء و اعضاوجوارح تن.» ایمان در قلب میباشد، قلبی که لهجه و فعل آدم را جهت دهی می نماید. و آنجا که گفتار و داعیه، هنوز به قلب نفوذ نکرده و جهت گیری های آدم را صورت نداده میباشد، به مرحله ایمان نرسیده و در مرحله اسلام ما‌نده میباشد.» از همین روست که قلب با تمایل هایش قادر است علامت دهنده ایمان حقیقی و واقعی باشد. و میل به کانون تک تک نیکی ها، نشان ایمان حقیقی و واقعی میباشد و کسی که که میخواهد خویش را محک بزند، حب و بغضش نسبت به اهل بیت(ع) را ترازو قرار دهد که آن ها مجسم گردیده آحاد خیر ها می‌باشند

راوی می‌گوید: روزى على ع را دیدم که بر منبر بالا رفت پس ستایش و ثناى خداى را بجاى آورد آن‌گاه فرمود: این تقدیرى بود که خداى تعالى بر گویش پیغمبر(ص) جارى کرد، که من را دوست نمیدارد جز مؤمن و دشمنم ندارد جز فرد منافق، و کسی که تهمت (بر خداوند و فرستاده) بندد (و بدروغ چیزى را بآنها نسبت دهد) زیانکار میباشد. همینطور قادر است بنگرد که در هنگام بیان آفریدگار، در قلبش چه چهره میدهد: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُاینترنتُهُمْ [انفال2] مؤمنان، صرفا کسانى می‌باشند که هر گاه اسم پروردگار برده خواهد شد، دلهاشان ترسان می‌شود

همینطور سوره مومنون، ایمان داران را این سیرتکامل معرفی می نماید: الَّذِینَ هُمْ فىِ صَلَاتهِمْ خَاشِعُونَ * وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَوةِ فَعِلُونَ * وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ [مومنون2-5] آن ها که در نمازشان خضوع و خشوع دارا‌هستند و آن‌ها که از کنسل و بیهودگى روى‏ گردانند و آن ها که زکات را ایفا مى‏ دهند و آن‌ها که دامان خویش را (از آلوده و کثیف ‏شدن به بى‏ عفتى) نگهداری مى ‏نمایند

تفاوت ایمان و اعتقادوباور

)بدان ای سالک عزیز!( فرق میباشد میان ایمان با اعتقادات عقلی. در شرایطی‌که عقل سلیم بر اساس سلامتش کار نماید و محصولش وارد دل خواهد شد، «ایمان » به وجود م یآید و چنانچه وارد دل نشود، به معنی همگانی به آن «باور » م یگوییم. لذا ممکن میباشد بشر نسبت به یک دستور یک‌سری ادله عقلی غیرقابل انکار هم اقامه نماید، اما خودش طبق آن فعالیت نکند، زیرا وارد دلش نشده میباشد. در حالتی‌که وارد دل خواهد شد، ایمان میباشد و موثر گردد. در روایتی آمده میباشد که پیغمبر اکرم)ص( به حضرت علی)ع( فرمود: بنویس! حضرت فرمود چه بنویسم؟ پیغمبر)ص( فرمود: بنویس:

بسم ا لله الرحمن الرحیم، الایمان ما وقرف یالقلوب و صدقته الاعمال )بحارالانوار، ج 50 ، ص 20 ( یعنی رده ایمان در قلب میباشد و اجرا بیرونی، آن را تصدیق م یکند. پس ایمان جزء واردات قلبی میباشد. تا در دل نرود ایمان وجود ندارد. از امام هشتم)ع( ماجرا میباشد که فرمود: الایمان عقد بالقلب )بحارالانوار، ج 66 ص 65 ( حضرت نفرمود: فهم بالعقل بلکه فرمود: عقد بالقلب » یعنی ایمان یک گره قلبی میباشد، خیر یک شعور عقلی.) سلوک عاشورایی، آیت الله روضه خوان مجتبی تهرانی، خانه چهارم، ص 34

شیوه رستگاری؛ ایمان و ولایتمداری

امام جعفر درست گو ع فرمودند اَلْایمانُ مَعْرفَتٌ بِلَقْلبِ وَ اٍقرارٌ بِلْلّساَنِ وَ عَمَلٌ بالارکان ریشه ایمان در دل میباشد .ایمان آشنایی به قلب میباشد ، شکوفه اش در لهجه و میوه اش در جوارح و اعضاوجوارح ( اعلام الدین ص 134 دیلمی) و ( بحار ج 66 ص64 نقل از نبی ص)

تعریف‌و‌تمجید ایمان: ایمان یعنی اعتقادوباور، چه را اطمینان داشته باشیم ؟ مبدا را ( توحید)، 2 - معاد را 3 - ما فی مابین توحید و معاد ، نبوت و امامت و عدل را . یعنی اصول آیین را ، اعتقاد و باور به معبود و رسول و قرآن و امامت و ... داشته باشیم و اینها کلیه میباشد و مجموع شدنی وجود ندارد و این میگردد ایمان لفظی ( یا این که ایها الذین آمنوا...) که امام جعفر درست گو ع فرمودند ایمان سه مرحله داراست:

1 - معرفت به قلب 2 - اقرار به لهجه 3 - کار به جوارح ( گویش ، دست ، پا و ...) یک آدم بازهد ، رایحه ایمان از نگاهش ، کلامش ، از دستش و به صورت کلی از رفتارش بایستی پیدا باشد. یعنی اعضای تن مانند شاخه هایی میباشند که میوه های ایمان را آرم می‌دهند.رسول ص در بستر مرگ میباشد ، یا این که واپسین کلامش میباشد یا این که یکی واپسین بیاناتشان به مولا علی علیه السلام میفرمایند گوش‌ات را جلو بیاور ، جلوتر ... و بعد از آن میفرمایند یَا عَلِیُّ لَما خَیْرَ فِی قَوْلٍ اِلّا مَعَ الْفِعْلِ علی جان خیری وجود ندارد در آن سخنی مگر آنکه به یاروهمدم شغل و رفتار باشد.

لذا ایمان سوای فعالیت و کار فارغ از ایمان فاقد قیمت میباشد، ایمان فارغ از کار ، درخت فارغ از ثمر میباشد و شغل فارغ از ایمان ، شاخه سوای ریشه میباشد ( شاخه ای آکنده‌از برگ و میوه را چنانچه از درخت جداگانه کنیم بزودی پژ مرده می گردد و از فی مابین می رود.)کسی عملی نه اعمال میدهد به عنوان مثال انفاق می نماید، آن گاه جایی معدود میاورد میگوید عجب کاری کردیم ، خودمان بی پول ماندیم ... البته در حالتی‌که با ایمان باشد میگوید صحت دارد که الان خودم گرفتارم البته رضایت معبود را به دست آورده ام. پس حرف بایستی در پذیرش شغل باشد و شغل نتایج صحبت باشد. بشر خداترس کسی میباشد که گفتارش مبین کردارش و اعمالش موید سخنانش باشد. این سر مشق و لحاظ اسلام میباشد درخصوص فرد با ایمان

پس در تعیین دوست ، همسر ، کار و... می بایست راهی را رفت که در آن تجلی و فروغ و روشنایی الهی باشد و به واسطه آن نوروروشنایی ایمان در دل ما بیشتر رسوخ نماید و همدم با فعالیت باشد. در قرآن 258 توشه کلمه و واژه ایمان آمده و 258 توشه اخلاق لایق یا این که در به عبارتی آیه یا این که نشانه‌ها آینده مطرح گردیده است. دعوا تعداد وجود ندارد بلکه اصلی مداقه مسئله میباشد که با کثرت اورده شده اِلَّا الذین آمنوا عَمیلو الصالحات ... مگر عده ای که ایمان آوردند و شغل باتقوا جاری ساختن دادند... رعد29: الذین آمنوا و کارُو الصّالحاتِ طُوبی لَهُم و حُسْنُ مَابٍ افرادی که ایمان آوردند و شغل های سزاوار کردند. پاکیزه ترین معاش و سرنوشت پسندیده برای آنهاست

در مومنون هفت خصوصیت را برای مومنون مطرح می نماید

خصوصیت اولیه: الذین هَمْ فی صَلَاتِهِمْ خاشعون نماز با خضوع میخوانند امام جعفر درستگو ع در واپسین وصیت خویش می‌فرماید :اَجْمِعُو الی کُلَّ مَنْ بینی و بَیْنَه قرابه آحاد خویشانم را گردآوری نمایید .دور‌وبری ها می‌گویند: ما نیز تمامی خویشاوندان وی را توده کردیم و حضرت نگاهی به آن ها کرد و فرمود : ان شناعتنالما تنال مستخفا بالصلوة به حقیقت شفاعت ما به هر کس به نماز عنایت نمی دهد و آن را مدل بشمارد نمیرسد.(اجر الاعمال ص 228شیخ صدوق)

این چه عملی میباشد ، چه ذکری میباشد که امام حسین ع میفرماید عباس جان برو از معاند امشب مهلت بگیر . مهلت به چنگ آوردن برای امام از معاند بسیار سخت میباشد البته دستور ، دستور مهمی میباشد ؛ نماز. نماز با فروتنی نمازی میباشد که حضور در آن باشد ، حضور قلب یعنی هماهنگی دل بازبان و این را میگویند خضوع و خشوع . فرستاده اکرم ص می‌فرماید : نماز بدون نقص نمیشود مگر با حضور. این نماز میباشد که انسان را رویش میدهد وگرنه تنها رفع تکلیف میباشد و نمازی که صرفا فروتنی داشته باشد یک آجل میباشد که اینجانب نماز میخوانم البته لاف هم میگویم ، بقیه آلودگی ها را هم دارم و درصورتی که خشوع با هم باشند میگردد نمازی که بشر را از پلیدی ها گشوده میدارد عنکبوت45: ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر

برگرفته گردیده از m5736z.blog.ir زارع پور


جامع ترین تعریف‌و‌تمجید اسلام

قال الامام علی(ع): لانسبن الاسلام نسبه لم یسبها احد گذشته: الاسلام هوالتسلیم شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد و التسلیم هوالیقین والیقین هوالتصدیق و التصدیق هوالاقرار و الاقرار هوالادا، والادا، هوالعمل. امام علی(ع) فرمود: اسلام را به طوری تمجید می‌کنم که قبل از اینجانب، هیچ کس اینگونه توضیحی از آن نداده : اسلام به عبارتی تسلیم میباشد و تسلیم، به عبارتی اعتقاد میباشد و باور به عبارتی تصدیق میباشد و تصدیق به عبارتی اقرار میباشد و اقرار به رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد عبارتی اداء تکالیف میباشد و ادای تکالیف، به عبارتی شغل کردن و جاری ساختن آنهاست.

فرق در میان اسلام و ایمان!

معبود حکیم فی مابین اسلام و ایمان به دوگانگی و تقسیم صراحت فرموده قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإیمانُ فی‏ قُلُاینترنتِکُمْ؛ اعراب گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاوردید اما بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در قلبهایتان وارد نشده میباشد.(حجرات14) مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد

این آیه شریفه در مذمت اعراب بنی اسد حجاز نازل شوید که در سال قحطی به مدینه ی منوره آمده و اظهار اسلام و ایمان نمودند و کلمیتن شهادتین برزبان سرازیر نمودند البته زیرا ظاهراً صرفا برای استعمال از تنعمات مدینه ی منوره اسلام آورده بودند خدا آن‌ها‌را در‌این آیه تکذیب نموده: ای فرستاده، اعراب بنی اسد و غیره که بر تو منت گذاشته و گفتند ما ایمان آوردیم به آن‌ها بگو ایمان نیاورده اید اما بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در دلهایمان وارد نشده میباشد.

مسلمین دو مجموعه اند!
به این ترتیب ظواهر آیه ی شریفه دلالت می نماید بر آن که مسلمان ها دو مجموعه می باشند یک فرقه مسلمان‌ها حقیقی و واقعی که از روی قلب و نظریه ایمان به حقایق پیدا نموده اند که آن ها را بازهد می‌گویند و دسته دیگر مسلمانها ظاهری که برای اغراض و مقاصدی از خوف و یا این که طمع تنها شهادتین می‌گویند و خویش را مسلمان می‌خوانند اما در معنی و واقعیت اسلام که ایمان معنوی باشد در قلبهای آن ها اثری وجود ندارد ولو تایید صلاحیت معاشرت با آنان برحسب ظواهر داده گردیده است اما به حکم قرآن لیس لهم فی الاخرة اینجانب خلق کننده یعنی در آخرت برای آن ها ثوابی وجود ندارد. پس اقرار به شهادتین و تظاهر به اسلام به تنهایی باعث ورود معنوی به قلب و دل وجود ندارد.

اسلام بی ایمان؟!
به این ترتیب معین شد که مسلمان بودن با خداترس بودن دو مضمون‌ مستقل می‌باشند. ولی ممکن میباشد گفته خواهد شد اسلام فارغ از ایمان اعتباری ندارد. همانطور که به فرموده ی قرآن مهربان برای مسلمانها زبانی که ایمان در قلبهایشان ورود پیدا نکرده میباشد فقط تبعات مادی و معاشرت با مسلمان‌ها روا شمرده می گردد و گرنه برای آن‌ها در آخرت قسمت و منفعت ای نخواهد بود. از سوی دیگر چه طور می قدرت اسلام و ایمان را در کسی از یکدیگر جداگانه نمود و تشخیص اعطا کرد که وی مسلمان میباشد البته زاهد وجود ندارد یعنی فقط اقرار زبانی و شهادتین را بر لهجه سرازیر کرده است البته ایمان به پروردگار در جان و قلبش نفوذ ننموده میباشد؟

به ویژه آنکه براساس امر قرآنی ما ملزم به‌این کنکاش و کاوش نیستیم و چه بسا روا نیستیم اینگونه پرسشگری را اعمال دهیم! ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومناُ، به هر کس به شما اظهار اسلام می کند نگویید تو خداپرست نابودی (نساء94) در‌این‌حالت‌ چه‌گونه می اقتدار در بین اسلام و ایمان فرق گذاشت؟! چون ما مأمور به ظواهر هستیم که هر که بگوید لاإله إلا الله و محمد فرستاده الله او‌را تمیز و طاهر و مقدس و اخوی فقاهتی خویش بدانیم و نفی ایمان از وی ننمائیم.آیا این مقاله نمی تواند برهان بر این باشد که اسلام و ایمان در حکم واحدند ؟

مسلمان ها برادرند!
در توضیح درباره آیه ی شریفه سوره ی نساء بایستی دانست که اولاً این آیه ی شریفه در زمینه ی فرد معینی نازل شده که آن اسامه بن زید و یا این که محلم بن جثامه لینی بوده میباشد که گوینده ی لاإله إلاالله را در میدان نزاع به خیال و خاطر آن که از هراس شهادتین گفته میباشد و مسلمان شده است، به قتل رسانید. ازسوی دیگر با دقت به ذکر همگانی آیه ی شریفه مجموع مسلمان‌ها تا‌زمانیکه کار بر خلاف آشکار از آنان چشم نشود و منکر ضروریات نگردیده باشند و ابراز به بی دینی و تبری از آیین ننموده باشند ، مسلمان و منزه میباشند و با آن‌ها معاشرت اسلامی میگردد و از حدود ظواهر هم تجاوز نمیشود و به داخل آنان کاری وجود ندارد و حق تجسس در داخل افراد هم نداریم

ایمان از اموری میباشد که دارنده درجات و مراتبی میباشد که آن هم از کارها باطنی و قلبی میباشد و صرفا آفریدگار متعال از واقعیت آن از انسانها خبر داراست و اولیای الهی به اجازه خدا. البته با همگی ی اینها این به آن معنا وجود ندارد که اسلام و ایمان یک کدام از اند! بلکه می بایست دانست که اسلام با اقرار لسانی نتایج میشود و ایمان از کارها باطنی و قلبی میباشد.

قرآن و ایمان :

متعلقات ایمان : ایمان به ( خداوند غیب ملائک رسل کتاب نشانه‌ها آخرت ) یومنون بالغیب . تک تک آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله ۲۸۳ بقرهِ؛ در سود دانش به ( مورد ها فوق ) و در غایت شغل باتقوا؛ الا اللذین آمنوا و عملوا الصالحات .

ملائک: کارگزارانی که مناسبات دانا را رقم می زنند و پیام می رسانند . ماموریت ۴ ملکه را می دانیم جبرائیل وحی را می‌رساند . عزرائیل ملک الموت . اسرافیل به صور میدمد . میکائیل ...... ایمان به ملائک بشر را به ایمان به انبیاء می رساند .

آیه ها : تمامی آرم ها و مخلوقات که بشر مشاهده میکند و عظمت پروردگار در آن میباشد ان فی ذلک لآیه .... بیش تر از ۵۰ آیتم در قرآن اورده شده . تقویت هریک از متعلقات ایمان تقویت دیگری میباشد .

رابطه ها مطلقات : ۱- از ایمان به پروردگار به توحید میرسیم که از اصول اعتقادات میباشد . ۲- از ایمان به ارسال فرستاده به نبوت میرسیم . ۳- از ایمان به آخرت به معاد میرسیم . ۴- از ایمان به آیه ها الهی به عدل میرسیم . ۵- از ایمان به کتاب الهی به امامت میرسیم هدی للمتقین پیش شرط تقوی امام میباشد . امام متقین ماموریت ترقی بشر را دارااست

ایمان باید در شخص متجلی خواهد شد تا او‌را ارباب ایمان دانست ( تجلی ایمان در امام حسین میگردد کربلا . در امام باقر می‌شود ترک دانش در امام درست گو نهضت علمی در امام کاظم سیاست وزندان و فرزندان بسیار در عوض ۴۰۰۰ طلبه امام راستگو و دور از هم شدن در سراسر کشور‌ایران . در امام رضا جنبش سیاسی وعظیم در خلافت . هر مورد از امامان با شرائطی و مدلی . در نوح پیامبر ۹۵۰ سال سعی و ساختن کشتی و نجات نسل مخلوقات پروردگار . در ابراهیم حوصله و پایداری و ....... )

ارباب ایمان : از بشر تاکنون عبارتند از انبیاء . ائمه . زعما ( ابن بابویه روحانی صدوق تا استاد خمینی ... ) انبیا به تنهایی رسالت نداشتند در کنار موسی هارون در کنار محمد سلمان و ابوذر در کنار امامان عمارها زینب و ابوالفضل .... در کنار زعما مطهری ها و .....

نماد ایمان حقیقی وواقعی چیست؟

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ؛[1] رسول(ص) میفرمایند: ایمان عبارت میباشد از:

آشنایی قلبى، اعتراف و اقرار به لهجه

فعالیت با اعضاء و اعضاوجوارح تن.» ایمان در قلب میباشد، قلبی که لهجه و فعل آدم را جهت دهی می نماید. و آنجا که گفتار و داعیه، هنوز به قلب نفوذ نکرده و جهت گیری های آدم را صورت نداده میباشد، به مرحله ایمان نرسیده و در مرحله اسلام ما‌نده میباشد.» از همین روست که قلب با تمایل هایش قادر است علامت دهنده ایمان حقیقی و واقعی باشد. و میل به کانون تک تک نیکی ها، نشان ایمان حقیقی و واقعی میباشد و کسی که که میخواهد خویش را محک بزند، حب و بغضش نسبت به اهل بیت(ع) را ترازو قرار دهد که آن ها مجسم گردیده آحاد خیر ها می‌باشند

راوی می‌گوید: روزى على ع را دیدم که بر منبر بالا رفت پس ستایش و ثناى خداى را بجاى آورد آن‌گاه فرمود: این تقدیرى بود که خداى تعالى بر گویش پیغمبر(ص) جارى کرد، که من را دوست نمیدارد جز مؤمن و دشمنم ندارد جز فرد منافق، و کسی که تهمت (بر خداوند و فرستاده) بندد (و بدروغ چیزى را بآنها نسبت دهد) زیانکار میباشد. همینطور قادر است بنگرد که در هنگام بیان آفریدگار، در قلبش چه چهره میدهد: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُاینترنتُهُمْ [انفال2] مؤمنان، صرفا کسانى می‌باشند که هر گاه اسم پروردگار برده خواهد شد، دلهاشان ترسان می‌شود

همینطور سوره مومنون، ایمان داران را این سیرتکامل معرفی می نماید: الَّذِینَ هُمْ فىِ صَلَاتهِمْ خَاشِعُونَ * وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَوةِ فَعِلُونَ * وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ [مومنون2-5] آن ها که در نمازشان خضوع و خشوع دارا‌هستند و آن‌ها که از کنسل و بیهودگى روى‏ گردانند و آن ها که زکات را ایفا مى‏ دهند و آن‌ها که دامان خویش را (از آلوده و کثیف ‏شدن به بى‏ عفتى) نگهداری مى ‏نمایند

تفاوت ایمان و اعتقادوباور

)بدان ای سالک عزیز!( فرق میباشد میان ایمان با اعتقادات عقلی. در شرایطی‌که عقل سلیم بر اساس سلامتش کار نماید و محصولش وارد دل خواهد شد، «ایمان » به وجود م یآید و چنانچه وارد دل نشود، به معنی همگانی به آن «باور » م یگوییم. لذا ممکن میباشد بشر نسبت به یک دستور یک‌سری ادله عقلی غیرقابل انکار هم اقامه نماید، اما خودش طبق آن فعالیت نکند، زیرا وارد دلش نشده میباشد. در حالتی‌که وارد دل خواهد شد، ایمان میباشد و موثر گردد. در روایتی آمده میباشد که پیغمبر اکرم)ص( به حضرت علی)ع( فرمود: بنویس! حضرت فرمود چه بنویسم؟ پیغمبر)ص( فرمود: بنویس:

بسم ا لله الرحمن الرحیم، الایمان ما وقرف یالقلوب و صدقته الاعمال )بحارالانوار، ج 50 ، ص 20 ( یعنی رده ایمان در قلب میباشد و اجرا بیرونی، آن را تصدیق م یکند. پس ایمان جزء واردات قلبی میباشد. تا در دل نرود ایمان وجود ندارد. از امام هشتم)ع( ماجرا میباشد که فرمود: الایمان عقد بالقلب )بحارالانوار، ج 66 ص 65 ( حضرت نفرمود: فهم بالعقل بلکه فرمود: عقد بالقلب » یعنی ایمان یک گره قلبی میباشد، خیر یک شعور عقلی.) سلوک عاشورایی، آیت الله روضه خوان مجتبی تهرانی، خانه چهارم، ص 34

شیوه رستگاری؛ ایمان و ولایتمداری

امام جعفر درست گو ع فرمودند اَلْایمانُ مَعْرفَتٌ بِلَقْلبِ وَ اٍقرارٌ بِلْلّساَنِ وَ عَمَلٌ بالارکان ریشه ایمان در دل میباشد .ایمان آشنایی به قلب میباشد ، شکوفه اش در لهجه و میوه اش در جوارح و اعضاوجوارح ( اعلام الدین ص 134 دیلمی) و ( بحار ج 66 ص64 نقل از نبی ص)

تعریف‌و‌تمجید ایمان: ایمان یعنی اعتقادوباور، چه را اطمینان داشته باشیم ؟ مبدا را ( توحید)، 2 - معاد را 3 - ما فی مابین توحید و معاد ، نبوت و امامت و عدل را . یعنی اصول آیین را ، اعتقاد و باور به معبود و رسول و قرآن و امامت و ... داشته باشیم و اینها کلیه میباشد و مجموع شدنی وجود ندارد و این میگردد ایمان لفظی ( یا این که ایها الذین آمنوا...) که امام جعفر درست گو ع فرمودند ایمان سه مرحله داراست:

1 - معرفت به قلب 2 - اقرار به لهجه 3 - کار به جوارح ( گویش ، دست ، پا و ...) یک آدم بازهد ، رایحه ایمان از نگاهش ، کلامش ، از دستش و به صورت کلی از رفتارش بایستی پیدا باشد. یعنی اعضای تن مانند شاخه هایی میباشند که میوه های ایمان را آرم می‌دهند.رسول ص در بستر مرگ میباشد ، یا این که واپسین کلامش میباشد یا این که یکی واپسین بیاناتشان به مولا علی علیه السلام میفرمایند گوش‌ات را جلو بیاور ، جلوتر ... و بعد از آن میفرمایند یَا عَلِیُّ لَما خَیْرَ فِی قَوْلٍ اِلّا مَعَ الْفِعْلِ علی جان خیری وجود ندارد در آن سخنی مگر آنکه به یاروهمدم شغل و رفتار باشد.

لذا ایمان سوای فعالیت و کار فارغ از ایمان فاقد قیمت میباشد، ایمان فارغ از کار ، درخت فارغ از ثمر میباشد و شغل فارغ از ایمان ، شاخه سوای ریشه میباشد ( شاخه ای آکنده‌از برگ و میوه را چنانچه از درخت جداگانه کنیم بزودی پژ مرده می گردد و از فی مابین می رود.)کسی عملی نه اعمال میدهد به عنوان مثال انفاق می نماید، آن گاه جایی معدود میاورد میگوید عجب کاری کردیم ، خودمان بی پول ماندیم ... البته در حالتی‌که با ایمان باشد میگوید صحت دارد که الان خودم گرفتارم البته رضایت معبود را به دست آورده ام. پس حرف بایستی در پذیرش شغل باشد و شغل نتایج صحبت باشد. بشر خداترس کسی میباشد که گفتارش مبین کردارش و اعمالش موید سخنانش باشد. این سر مشق و لحاظ اسلام میباشد درخصوص فرد با ایمان

پس در تعیین دوست ، همسر ، کار و... می بایست راهی را رفت که در آن تجلی و فروغ و روشنایی الهی باشد و به واسطه آن نوروروشنایی ایمان در دل ما بیشتر رسوخ نماید و همدم با فعالیت باشد. در قرآن 258 توشه کلمه و واژه ایمان آمده و 258 توشه اخلاق لایق یا این که در به عبارتی آیه یا این که نشانه‌ها آینده مطرح گردیده است. دعوا تعداد وجود ندارد بلکه اصلی مداقه مسئله میباشد که با کثرت اورده شده اِلَّا الذین آمنوا عَمیلو الصالحات ... مگر عده ای که ایمان آوردند و شغل باتقوا جاری ساختن دادند... رعد29: الذین آمنوا و کارُو الصّالحاتِ طُوبی لَهُم و حُسْنُ مَابٍ افرادی که ایمان آوردند و شغل های سزاوار کردند. پاکیزه ترین معاش و سرنوشت پسندیده برای آنهاست

در مومنون هفت خصوصیت را برای مومنون مطرح می نماید

خصوصیت اولیه: الذین هَمْ فی صَلَاتِهِمْ خاشعون نماز با خضوع میخوانند امام جعفر درستگو ع در واپسین وصیت خویش می‌فرماید :اَجْمِعُو الی کُلَّ مَنْ بینی و بَیْنَه قرابه آحاد خویشانم را گردآوری نمایید .دور‌وبری ها می‌گویند: ما نیز تمامی خویشاوندان وی را توده کردیم و حضرت نگاهی به آن ها کرد و فرمود : ان شناعتنالما تنال مستخفا بالصلوة به حقیقت شفاعت ما به هر کس به نماز عنایت نمی دهد و آن را مدل بشمارد نمیرسد.(اجر الاعمال ص 228شیخ صدوق)

این چه عملی میباشد ، چه ذکری میباشد که امام حسین ع میفرماید عباس جان برو از معاند امشب مهلت بگیر . مهلت به چنگ آوردن برای امام از معاند بسیار سخت میباشد البته دستور ، دستور مهمی میباشد ؛ نماز. نماز با فروتنی نمازی میباشد که حضور در آن باشد ، حضور قلب یعنی هماهنگی دل بازبان و این را میگویند خضوع و خشوع . فرستاده اکرم ص می‌فرماید : نماز بدون نقص نمیشود مگر با حضور. این نماز میباشد که انسان را رویش میدهد وگرنه تنها رفع تکلیف میباشد و نمازی که صرفا فروتنی داشته باشد یک آجل میباشد که اینجانب نماز میخوانم البته لاف هم میگویم ، بقیه آلودگی ها را هم دارم و درصورتی که خشوع با هم باشند میگردد نمازی که بشر را از پلیدی ها گشوده میدارد عنکبوت45: ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر

برگرفته گردیده از m5736z.blog.ir زارع پور

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 507
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه