علم ها بر دو تیماند:
۱. علومی که از یادگیری و یاد دادن آن ها صریحاً نهی گردیده مانند: شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد سحر که یا این که برای خویش شخص و یا این که جامعه خرابیآفرین میباشند و یااینکه افراد به قصد خسارت زدن به دیگرافراد میاموزد، یادگرفتن و یادگیری این گروه از علم ها مگر در مواقع بایستگی حرام میباشد؛
۲. علومی که جزو گروه اولیه نیستند، کهاینها خویش بر دو مجموعهاند: ۱. علمهایی که پیشگفتار رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد سازندگی دنیوی و یا این که معنوی، مادی و یا این که اخروی، شخصی و یا این که اجتماعی می باشند و فارغ از آنها حیات دنیوی و معنوی آدم به مخاطره میفتد، که علم آموزی آن ها بهشکل واجب عینی مثل آشنایی اصول عقاید و تکالیف دینی و یا این که واجب کفائی همزیرا دانش طب و شیمی و... بر همگان موردنیاز میباشد. ۲. آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد علمهایی که نقل حیاتی در معاش شخص و یا این که اجتماع ندارند، کهاینها با اعتنا به مصالح و مفاسدی که دارا هستند، بر سه دستهاند:
۱. مستحب: هر دانشی که پیشگفتار تقویت بنیه دنیوی و یا این که معنوی شخص مسجد الزهرا احمدآباد مشهد و یا این که جامعه میباشد و سوای آن ضربهای به نیازهای اصولی وارد نمی شود، اما در صورتیکه مستحب میباشد که با قصد نزدیکی فراگرفته گردد.
۲. مباح: همین علمها درصورتیکه فارغ از قصد نزدیکی آموخته شوند مباح به شمار می آیند.
۳. مکروه: علمهایی که پیشگفتار خرابی نیستند، امّا سودی نیز در برندارند، در صورتیکه موجب تضییع قدمت گردند و بشر را از مقصد دورنمایند کنسل و مذموم و مکروه به شمار میروند. مثل دانش انساب.[۱۶]
پس اگرچه آموختن و تعلّم در اسلام منزلت والایی داراست البته اینطور وجود ندارد که اسلام بههمگی علم ها بهطور یکسان اعتنا داشته باشد، بلکه به واحد سنجش تأثیری که در پایه معاش آدم و بزرگ وی بهسوی کمال داراهستند، دارنده درجات متفاوتی نیز میباشند و حکم آموختن و تعلم آنان نیز تفاوت داراست.
۴ - علم قبل از اسلام
[بازنویسی]
تأثیر ژرف تعالیم اسلامی بر حیات فرهنگی و اجتماعی مسلمان ها و نیز تحولهای بنیادینی که بهدنبال تکثیر دعوت اسلام در مناسبات اجتماعی و اوضاع و احوال فرهنگی و علمی جامعه عرب و جامعه ها دیگر بوجود آمد، در حالتیکه با اوضاع و احوال فرهنگی و علمی جزیرة العرب پیش از اسلام مقایسه خواهد شد، ممکن میباشد به نادیده گرفته شدن و انکار مطلق وجود فرهنگ وتمدن و دور اندیشی دراین مملکت بیانجامد.
چنانکه اطلاق کلمه نا آگاهی بر زمان پیش از اسلام و نیز به کارگیری کلمه و واژه «أُمّیین» در قرآن کریم و مهربان برای وصف عموم جزیرة العرب،[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱] منجر اینگونه برداشتی گردیده میباشد ولی نا آگاهی را نباید مترادف و هم معنی با ناآگاهی و بیدانشی دانست.
آیه ها قرآن نماد میدهد که احکام رایج در زمان نا آگاهی بر اساس بی عفتی و هوا و هوس و خشونت و ستیزهجویی بوده میباشد.[۲۲][۲۳][۲۴] برای امّی نیز مفسران، علاوه بر معنای مشهورتر آن (غریبه به تلاوت و تایپ کردن)، دستکم دو معنای دیگر بیان کردهاند.[۲۵][۲۶] [۲۷]
۵ - قرائن شناخت عرب با علم
[بازنویسی]
قرائن و شواهدی بر شناخت نسبی عرب گذشته از اسلام با دانش و تمدن دلالت داراست:
وجود کلمه ها فراوان برای ابزارهای کتابت و بعضا از مسائل و واژه و کلمهها و اصطلاحات فراگیری در ایالات متحده عربی گذشته از اسلام، که مثالهایی از آن در قرآن کریم ومهربان و اشعار زمان جاهلی آمده (از جملهً کلمه و واژه استاد[۲۸])، از بیگانه نبودن بدون نقص عموم بعدازظهر نا آگاهی با خط و تلاوت و آموختن و تربیت حکایت مینماید.[۲۹][۳۰][۳۱][۳۲][۳۳]
شناخت اعراب با انساب و نجوم و انواء و بویژه اهتمام آنها به شعر و شاعری،[۳۴][۳۵] نشان یادگرفتن این علمها هر یکسری به شکل دور از هم و سازماننیافته بین وی میباشد. گرچه کثرت شاعران در بعدازظهر جاهلی به خودی خویش بیانکننده رونق یاددادن و تعلم خط و تلاوت وجود ندارد، چراکه تنها شمار اندکی از آن کلیه شعر سرا میتوانستند اشعار خویش را بنویسند یا این که از روی نوشته بخوانند.
فرمان فرستاده اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) برای آزادی اسیران باسواد پیکار بدر، که به تیتر «فِدْیه»، تلاوت و تایپ کردن به مسلمانها آموختند،[۳۶] علامت دیگری میباشد از شناخت شماری از عموم مکه با فرمان یاددادن و تربیت.
۶ - محدودیت شناخت عرب جاهلی با علم ها
[دستکاری]
شناخت عموم عرب با علم ها و تلاوت و تایپ کردن بسیار محصور و مقدماتی بوده میباشد، چنانکه به نوشته بلاذری[۳۷] در هنگام ظهور اسلام در مکه صرفا هفده بدن کارکشته به تایپ کردن بودهاند. وی قدمت بن خطاب، علی بن ابیطالب و عثمان بن عفان را دراین مجموعه اسم برده میباشد.
پیش از ظهور اسلام، مرکز ها علمی و آموزشی در کشورایران و هند و مصر و شام عمل داشته میباشد ولی تأثیر این مرکز ها بر حال و روز علمی و فرهنگی اعراب بسیار ناچیز میکند؛ با اینهمگی، لینک و پیوند بعضی از نخبگان ادبی و فرهنگی عموم جزیرة العرب را با این مرکز ها و نیز با دربار لَخمیان در حیره نمیقدرت نادیده گرفت.
برای مثال، در تفصیل درحال حاضر عَدیّ بن زید (متوفی ح۳۵) آمده میباشد که پدرش اورا برای یادگرفتن لهجه فارسی به یکی مدرسههای فارسیگویش ارسال کرد.[۳۸] عدی بعد ها معنی کننده خسروپرویز شد.[۳۹] البته تأثیر ژرف و بزرگ منطقههای علمی پیش از اسلام بر یاددادن و تربیت اسلامی از حدود دو قرن پس از ظهور اسلام و درپی نهضت ترجمه شروع شد.
۷ - دگرگونی یاددادن و تعلم آنگاه اسلام
[دستکاری]
تأکیدها و پیشنهادهای مکرر قرآن به ژرف اندیشی و پندار و آموختن و تعلم و نیز طرزها و تعالیم رسول در دعوت عموم به اسلام، به تحولی عمیق در یاددادن و تربیت انجامید. آن حضرت پاداش بیزیرا و چرای یاددادن و علم و بیرای زنی اولیه مدرس مسلمانها و قرآن، اولین متن آموزشی آن ها بود.
در واقع مسلمانها، هم به اقتضای تعالیم و تکالیف فقهی و هم به عامل لزومهای معاش اجتماعی، به ویژه بهدنبال فتوحات، به انگیزه نیاز به مفاهمه با صاحبان آرا و عقاید بر خلاف و احیاناً مخالف، سوادآموزی و آموختن و تعلم را به طور کاملً جدّی گرفتند.
۸ - پیشنهاد به مسافرت علمی
[بازنویسی]
یک کدام از پیشنهادهای قرآن کریم و مهربان و فرستاده که بر غنا و پویایی فرهنگی و علمی مسلمانها تأثیر بسیار بنیان، تشویق به مهاجرت برای یاد دادن دانش بود که در اصطلاح محدّثان «رِحْله» خوانده میگردد.[۴۰][۴۱][۴۲][۴۳]
خطیب بغدادی در کتاب الرّحله فی طلب الحدیث[۴۴] اسم بعضا از صحابه را که برای شنیدن حدیث، حتی گاهی یک حدیث، به مملکتهای به دور مسافرت کردهاند آورده میباشد. استیناف سرگذشت اکثری از عالمان قدیم علامت می دهد که نصیب عمدهای از کارهای علمی آنها مصروف سفرهای علمی، به ویژه به شهرهایی زیرا مدینه و مکه و آن گاه بغداد، ری، نیشابور و قاهره، میگردیده میباشد.
در گستردن اکنون محمد بن جریر طبری (متوفی ۳۱۰) مورخ و مفسر دارای اسم و رسم، آمده میباشد که وی در طلب علم از طبرستان به ری مهاجرت کرد و چنانکه خویش می گوید هر روز پس از کمپانی در نشست درس احمد بن حمّاد دولابی در دولاب، مجاورت ری، بیپندار زیرا دیوانگان به مجلس درس ابنحمید رازی در ری میشتافت.[۴۵]
رحلهها بیشخیس برای طلب حدیث بود البته علم آموزی علمهای دیگر نیز گاه جزو هدف ها آنان بوده میباشد، به عنوان مثالً تودهای برای آموزش لغت ها و گویش فصیح عربی به بادیه مهاجرت میکردند. از ادیب دارای اسم و رسم، خلیل بن احمد فراهیدی (متوفی ۱۷۹)، نقل کردهاند که دانستههایش را از کویرهای حجاز، نجد و تهامه بهدست آورده میباشد.[۴۶] کسایی (متوفی اواخر قرن دوم) نیز مقدار متعددی از آموختههایش را در هجرت به بادیه استخراج کرد.[۴۷]
۹ - استخراج دانش از سایرافراد
[دستکاری]
پیشنهادهای اکید رسول به تعلیم علم و دقت مسلمان ها به علم ها متفاوت موجب شد که مسلمانها تعلیم دانش را به مثابه مقصود تلقی نمایند و بکوشند تا به هر طریقی بدان دست یابند؛ ازینرو، عواملی زیرا اختلافات نژادی یا این که مذهبی بازدارنده استعمال مسلمانها از علم دیگر افراد نشد.
اما تعلیم از نامسلمانان بیشتر در علم ها طب، منطق و فلسفه معمول بود، چنانکه فارابی منطق را نزد دانشمندی مسیحی به اسم یوحنا بن جیلان خواند.[۴۸][۴۹][۵۰]
همینطور رهروان مذهبها متعدد فقاهتی هم گاه در درس استادی که مذهب دیگر داشت، کمپانی میکردند؛ سعد بن عبداللّه اشعری قمی (متوفی ۳۱۰) عالم و متکلم پر رنگ امامی و مالک تألیفات بسیار، در طلب دانش هجرت کرد و نزد یکسری بدن از علمای عامه زیرا ابوحاتم رازی حدیث خواند،[۵۱]
یکی استادان روضه خوان اثرگذار، ابوعبدالله جُعَل (متوفی ۳۶۹) از مشایخ معتزله بود،[۵۲][۵۳] علامه حلّی در اذن بلندی که به علمای بنیزهره در حلب داده، در شمار مشایخش، استادان شافعی و حنفی مذهب خود را اسم برده میباشد. نیز به نوشته عاملی،[۵۴] شهید ثانی (مورد قتل واقع شده در ۹۶۵) در مجلس درس فقه و تعبیر و تفسیر ابوالحسن بکری شافعی در مصر کمپانی میکرد.
بعضا از استادان بلندپایه نیز بعضا علمها را از استادان معاصر خود میآموختند؛ به عنوان مثالً کمال الدین میثم بن علی بحرانی (محدّث و عالم و متکلمِ شیعی) صحبت را نزد خواجه نصیرالدین طوسی خواند و خواجه نیز از وی فقه فراگرفت.[۵۵](مثالهای دیگر)[۵۶][۵۷]
با تمامی اعتنا اسلام و کاراییهای بزرگ مسلمانها درین خط مش، داده ها جان دار درباره کیفیت یاد دادن و تربیت و پروسه تطورات آن، به باعث فقدان منابع جدا و پراکندگی این قبیل دوراندیشیها در جاهای گوناگونِ انبوهی از تذکرهها و کتابهای تاریخی و جغرافیایی و سفرنامه، بسیار دشواریاب و ناقص و ناکافی میباشد. تفاوت ماهوی عالم تازه با عالَم قدیم و تحول بنیادین طرزهای تازه نظامهای آموزشی در قیاس با طرزهای سابق، دشواری و ابهام فعالیت پژوهش را بیشخیس مینماید.
۱۰ - فرآیند یاد دادن و تربیت
[دستکاری]
به دلالت بعضا از شواهد، منقطع بودن آموختن و تربیت کودک ها از بزرگسالان حدوداً آشکار میباشد. بر همین مبنا، برای نظارت تاریخ آموختن و تربیت میقدرت آن را به دو مرحله ابتدایی و خوب تقسیم کرد.
در واقع، در آموختن و تربیت اسلامی عصر دبیرستانی (مرحلهای دربین ابتدایی و بهتر) به طور تقریبً وجود نداشت. حتی گاه پیش میآمد که کودکی پیش از اتمام زمان ابتدایی میتوانست در زمانهای بهتر حاضر گردد. گرچه جز در مواقعی، به این خردسال ها نادرسن و سال مدرک حضور نمیدادند.[۵۸]
غنیمه[۵۹] با استناد به گزارشی از طبقات الشافعیه الکبری[۶۰] که در آن از اختلاف فی مابین بابا سُبْکی و مدرس وی، مِزّی، بر راز تایپ کردن اسم سبکی در مرحله خوب یا این که ابتدایی حرف به دربین آمده، مراتب تحصیلی شاگردان را به سه طبقه ابتدایی، دبیرستان و خوب تقسیم کرده میباشد.
مقدسی نیز همین مجموعهبندی را آورده میباشد. منیرالدین احمد[۶۱] وجود عصر دبیرستان را استثنایی و موردی شمرده میباشد.
علم ها بر دو تیماند:
۱. علومی که از یادگیری و یاد دادن آن ها صریحاً نهی گردیده مانند: شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد سحر که یا این که برای خویش شخص و یا این که جامعه خرابیآفرین میباشند و یااینکه افراد به قصد خسارت زدن به دیگرافراد میاموزد، یادگرفتن و یادگیری این گروه از علم ها مگر در مواقع بایستگی حرام میباشد؛
۲. علومی که جزو گروه اولیه نیستند، کهاینها خویش بر دو مجموعهاند: ۱. علمهایی که پیشگفتار رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد سازندگی دنیوی و یا این که معنوی، مادی و یا این که اخروی، شخصی و یا این که اجتماعی می باشند و فارغ از آنها حیات دنیوی و معنوی آدم به مخاطره میفتد، که علم آموزی آن ها بهشکل واجب عینی مثل آشنایی اصول عقاید و تکالیف دینی و یا این که واجب کفائی همزیرا دانش طب و شیمی و... بر همگان موردنیاز میباشد. ۲. آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد علمهایی که نقل حیاتی در معاش شخص و یا این که اجتماع ندارند، کهاینها با اعتنا به مصالح و مفاسدی که دارا هستند، بر سه دستهاند:
۱. مستحب: هر دانشی که پیشگفتار تقویت بنیه دنیوی و یا این که معنوی شخص مسجد الزهرا احمدآباد مشهد و یا این که جامعه میباشد و سوای آن ضربهای به نیازهای اصولی وارد نمی شود، اما در صورتیکه مستحب میباشد که با قصد نزدیکی فراگرفته گردد.
۲. مباح: همین علمها درصورتیکه فارغ از قصد نزدیکی آموخته شوند مباح به شمار می آیند.
۳. مکروه: علمهایی که پیشگفتار خرابی نیستند، امّا سودی نیز در برندارند، در صورتیکه موجب تضییع قدمت گردند و بشر را از مقصد دورنمایند کنسل و مذموم و مکروه به شمار میروند. مثل دانش انساب.[۱۶]
پس اگرچه آموختن و تعلّم در اسلام منزلت والایی داراست البته اینطور وجود ندارد که اسلام بههمگی علم ها بهطور یکسان اعتنا داشته باشد، بلکه به واحد سنجش تأثیری که در پایه معاش آدم و بزرگ وی بهسوی کمال داراهستند، دارنده درجات متفاوتی نیز میباشند و حکم آموختن و تعلم آنان نیز تفاوت داراست.
۴ - علم قبل از اسلام
[بازنویسی]
تأثیر ژرف تعالیم اسلامی بر حیات فرهنگی و اجتماعی مسلمان ها و نیز تحولهای بنیادینی که بهدنبال تکثیر دعوت اسلام در مناسبات اجتماعی و اوضاع و احوال فرهنگی و علمی جامعه عرب و جامعه ها دیگر بوجود آمد، در حالتیکه با اوضاع و احوال فرهنگی و علمی جزیرة العرب پیش از اسلام مقایسه خواهد شد، ممکن میباشد به نادیده گرفته شدن و انکار مطلق وجود فرهنگ وتمدن و دور اندیشی دراین مملکت بیانجامد.
چنانکه اطلاق کلمه نا آگاهی بر زمان پیش از اسلام و نیز به کارگیری کلمه و واژه «أُمّیین» در قرآن کریم و مهربان برای وصف عموم جزیرة العرب،[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱] منجر اینگونه برداشتی گردیده میباشد ولی نا آگاهی را نباید مترادف و هم معنی با ناآگاهی و بیدانشی دانست.
آیه ها قرآن نماد میدهد که احکام رایج در زمان نا آگاهی بر اساس بی عفتی و هوا و هوس و خشونت و ستیزهجویی بوده میباشد.[۲۲][۲۳][۲۴] برای امّی نیز مفسران، علاوه بر معنای مشهورتر آن (غریبه به تلاوت و تایپ کردن)، دستکم دو معنای دیگر بیان کردهاند.[۲۵][۲۶] [۲۷]
۵ - قرائن شناخت عرب با علم
[بازنویسی]
قرائن و شواهدی بر شناخت نسبی عرب گذشته از اسلام با دانش و تمدن دلالت داراست:
وجود کلمه ها فراوان برای ابزارهای کتابت و بعضا از مسائل و واژه و کلمهها و اصطلاحات فراگیری در ایالات متحده عربی گذشته از اسلام، که مثالهایی از آن در قرآن کریم ومهربان و اشعار زمان جاهلی آمده (از جملهً کلمه و واژه استاد[۲۸])، از بیگانه نبودن بدون نقص عموم بعدازظهر نا آگاهی با خط و تلاوت و آموختن و تربیت حکایت مینماید.[۲۹][۳۰][۳۱][۳۲][۳۳]
شناخت اعراب با انساب و نجوم و انواء و بویژه اهتمام آنها به شعر و شاعری،[۳۴][۳۵] نشان یادگرفتن این علمها هر یکسری به شکل دور از هم و سازماننیافته بین وی میباشد. گرچه کثرت شاعران در بعدازظهر جاهلی به خودی خویش بیانکننده رونق یاددادن و تعلم خط و تلاوت وجود ندارد، چراکه تنها شمار اندکی از آن کلیه شعر سرا میتوانستند اشعار خویش را بنویسند یا این که از روی نوشته بخوانند.
فرمان فرستاده اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) برای آزادی اسیران باسواد پیکار بدر، که به تیتر «فِدْیه»، تلاوت و تایپ کردن به مسلمانها آموختند،[۳۶] علامت دیگری میباشد از شناخت شماری از عموم مکه با فرمان یاددادن و تربیت.
۶ - محدودیت شناخت عرب جاهلی با علم ها
[دستکاری]
شناخت عموم عرب با علم ها و تلاوت و تایپ کردن بسیار محصور و مقدماتی بوده میباشد، چنانکه به نوشته بلاذری[۳۷] در هنگام ظهور اسلام در مکه صرفا هفده بدن کارکشته به تایپ کردن بودهاند. وی قدمت بن خطاب، علی بن ابیطالب و عثمان بن عفان را دراین مجموعه اسم برده میباشد.
پیش از ظهور اسلام، مرکز ها علمی و آموزشی در کشورایران و هند و مصر و شام عمل داشته میباشد ولی تأثیر این مرکز ها بر حال و روز علمی و فرهنگی اعراب بسیار ناچیز میکند؛ با اینهمگی، لینک و پیوند بعضی از نخبگان ادبی و فرهنگی عموم جزیرة العرب را با این مرکز ها و نیز با دربار لَخمیان در حیره نمیقدرت نادیده گرفت.
برای مثال، در تفصیل درحال حاضر عَدیّ بن زید (متوفی ح۳۵) آمده میباشد که پدرش اورا برای یادگرفتن لهجه فارسی به یکی مدرسههای فارسیگویش ارسال کرد.[۳۸] عدی بعد ها معنی کننده خسروپرویز شد.[۳۹] البته تأثیر ژرف و بزرگ منطقههای علمی پیش از اسلام بر یاددادن و تربیت اسلامی از حدود دو قرن پس از ظهور اسلام و درپی نهضت ترجمه شروع شد.
۷ - دگرگونی یاددادن و تعلم آنگاه اسلام
[دستکاری]
تأکیدها و پیشنهادهای مکرر قرآن به ژرف اندیشی و پندار و آموختن و تعلم و نیز طرزها و تعالیم رسول در دعوت عموم به اسلام، به تحولی عمیق در یاددادن و تربیت انجامید. آن حضرت پاداش بیزیرا و چرای یاددادن و علم و بیرای زنی اولیه مدرس مسلمانها و قرآن، اولین متن آموزشی آن ها بود.
در واقع مسلمانها، هم به اقتضای تعالیم و تکالیف فقهی و هم به عامل لزومهای معاش اجتماعی، به ویژه بهدنبال فتوحات، به انگیزه نیاز به مفاهمه با صاحبان آرا و عقاید بر خلاف و احیاناً مخالف، سوادآموزی و آموختن و تعلم را به طور کاملً جدّی گرفتند.
۸ - پیشنهاد به مسافرت علمی
[بازنویسی]
یک کدام از پیشنهادهای قرآن کریم و مهربان و فرستاده که بر غنا و پویایی فرهنگی و علمی مسلمانها تأثیر بسیار بنیان، تشویق به مهاجرت برای یاد دادن دانش بود که در اصطلاح محدّثان «رِحْله» خوانده میگردد.[۴۰][۴۱][۴۲][۴۳]
خطیب بغدادی در کتاب الرّحله فی طلب الحدیث[۴۴] اسم بعضا از صحابه را که برای شنیدن حدیث، حتی گاهی یک حدیث، به مملکتهای به دور مسافرت کردهاند آورده میباشد. استیناف سرگذشت اکثری از عالمان قدیم علامت می دهد که نصیب عمدهای از کارهای علمی آنها مصروف سفرهای علمی، به ویژه به شهرهایی زیرا مدینه و مکه و آن گاه بغداد، ری، نیشابور و قاهره، میگردیده میباشد.
در گستردن اکنون محمد بن جریر طبری (متوفی ۳۱۰) مورخ و مفسر دارای اسم و رسم، آمده میباشد که وی در طلب علم از طبرستان به ری مهاجرت کرد و چنانکه خویش می گوید هر روز پس از کمپانی در نشست درس احمد بن حمّاد دولابی در دولاب، مجاورت ری، بیپندار زیرا دیوانگان به مجلس درس ابنحمید رازی در ری میشتافت.[۴۵]
رحلهها بیشخیس برای طلب حدیث بود البته علم آموزی علمهای دیگر نیز گاه جزو هدف ها آنان بوده میباشد، به عنوان مثالً تودهای برای آموزش لغت ها و گویش فصیح عربی به بادیه مهاجرت میکردند. از ادیب دارای اسم و رسم، خلیل بن احمد فراهیدی (متوفی ۱۷۹)، نقل کردهاند که دانستههایش را از کویرهای حجاز، نجد و تهامه بهدست آورده میباشد.[۴۶] کسایی (متوفی اواخر قرن دوم) نیز مقدار متعددی از آموختههایش را در هجرت به بادیه استخراج کرد.[۴۷]
۹ - استخراج دانش از سایرافراد
[دستکاری]
پیشنهادهای اکید رسول به تعلیم علم و دقت مسلمان ها به علم ها متفاوت موجب شد که مسلمانها تعلیم دانش را به مثابه مقصود تلقی نمایند و بکوشند تا به هر طریقی بدان دست یابند؛ ازینرو، عواملی زیرا اختلافات نژادی یا این که مذهبی بازدارنده استعمال مسلمانها از علم دیگر افراد نشد.
اما تعلیم از نامسلمانان بیشتر در علم ها طب، منطق و فلسفه معمول بود، چنانکه فارابی منطق را نزد دانشمندی مسیحی به اسم یوحنا بن جیلان خواند.[۴۸][۴۹][۵۰]
همینطور رهروان مذهبها متعدد فقاهتی هم گاه در درس استادی که مذهب دیگر داشت، کمپانی میکردند؛ سعد بن عبداللّه اشعری قمی (متوفی ۳۱۰) عالم و متکلم پر رنگ امامی و مالک تألیفات بسیار، در طلب دانش هجرت کرد و نزد یکسری بدن از علمای عامه زیرا ابوحاتم رازی حدیث خواند،[۵۱]
یکی استادان روضه خوان اثرگذار، ابوعبدالله جُعَل (متوفی ۳۶۹) از مشایخ معتزله بود،[۵۲][۵۳] علامه حلّی در اذن بلندی که به علمای بنیزهره در حلب داده، در شمار مشایخش، استادان شافعی و حنفی مذهب خود را اسم برده میباشد. نیز به نوشته عاملی،[۵۴] شهید ثانی (مورد قتل واقع شده در ۹۶۵) در مجلس درس فقه و تعبیر و تفسیر ابوالحسن بکری شافعی در مصر کمپانی میکرد.
بعضا از استادان بلندپایه نیز بعضا علمها را از استادان معاصر خود میآموختند؛ به عنوان مثالً کمال الدین میثم بن علی بحرانی (محدّث و عالم و متکلمِ شیعی) صحبت را نزد خواجه نصیرالدین طوسی خواند و خواجه نیز از وی فقه فراگرفت.[۵۵](مثالهای دیگر)[۵۶][۵۷]
با تمامی اعتنا اسلام و کاراییهای بزرگ مسلمانها درین خط مش، داده ها جان دار درباره کیفیت یاد دادن و تربیت و پروسه تطورات آن، به باعث فقدان منابع جدا و پراکندگی این قبیل دوراندیشیها در جاهای گوناگونِ انبوهی از تذکرهها و کتابهای تاریخی و جغرافیایی و سفرنامه، بسیار دشواریاب و ناقص و ناکافی میباشد. تفاوت ماهوی عالم تازه با عالَم قدیم و تحول بنیادین طرزهای تازه نظامهای آموزشی در قیاس با طرزهای سابق، دشواری و ابهام فعالیت پژوهش را بیشخیس مینماید.
۱۰ - فرآیند یاد دادن و تربیت
[دستکاری]
به دلالت بعضا از شواهد، منقطع بودن آموختن و تربیت کودک ها از بزرگسالان حدوداً آشکار میباشد. بر همین مبنا، برای نظارت تاریخ آموختن و تربیت میقدرت آن را به دو مرحله ابتدایی و خوب تقسیم کرد.
در واقع، در آموختن و تربیت اسلامی عصر دبیرستانی (مرحلهای دربین ابتدایی و بهتر) به طور تقریبً وجود نداشت. حتی گاه پیش میآمد که کودکی پیش از اتمام زمان ابتدایی میتوانست در زمانهای بهتر حاضر گردد. گرچه جز در مواقعی، به این خردسال ها نادرسن و سال مدرک حضور نمیدادند.[۵۸]
غنیمه[۵۹] با استناد به گزارشی از طبقات الشافعیه الکبری[۶۰] که در آن از اختلاف فی مابین بابا سُبْکی و مدرس وی، مِزّی، بر راز تایپ کردن اسم سبکی در مرحله خوب یا این که ابتدایی حرف به دربین آمده، مراتب تحصیلی شاگردان را به سه طبقه ابتدایی، دبیرستان و خوب تقسیم کرده میباشد.
مقدسی نیز همین مجموعهبندی را آورده میباشد. منیرالدین احمد[۶۱] وجود عصر دبیرستان را استثنایی و موردی شمرده میباشد.

رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد؛ راهنمای کامل هماهنگی برای مراسم ختم و یادبود