در قرآن کریم ومهربان و احادیث، فواید گرانقدری برای عنصر زهد و تقوا شمرده گردیده که بر ارج و قیمت آن بسی افزوده میباشد و علامت می دهد که زهد و تقوا موتور متحرک نیکیها و سرچشمه فضیلت ها شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد انسانی و سجایای اخلاقی میباشد. برخی از اثرها زهدو تقوا عبارتند از:
زهد و تقوا منجر شکستن بن بستهای روحی، اجتماعی و حل ایرادات اقتصادی میشود: «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجاً * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَایَحْتَسِبُ».[۱۷]
زهدوتقوا در قبال وسوسههای شیطان، مصونیت تولید مینماید: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیطَانِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ».[۱۸]
زهد برکات اسمان و زمین را نازل مینماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ».[۱۹]
زهد و تقوا موفقیت و رستگاری به توشه میاورد: «... فَاتَّقُوا اللَّهَ یا این که أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّمعدودْ تُفْلِحُونَ».[۲۰]
زهدوتقوا بینایی و واحد سنجش تشخیص حق از فسخ را ارزانی میدارد: «یا این که أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَنادرْ فُرْقَانًا وَیکفِّرْ عَنْمعدودْ سَیئَاتِمعدودْ وَیغْفِرْ لَمعدودْ».[۲۱]
زهدو تقوا عفو و بخشش گناهان و محرک گرانقدر پیرو داراست: «... وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یکفِّرْ عَنْهُ سَیئَاتِهِ وَیعْظِمْ لَهُ أَجْرًا».[۲۲]
زهدوتقوا کلید پردیس میباشد: «تِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ کَانَ تَقِیّاً»؛[۲۳] ما فردوس را منحصربهفرد باتقوایان قرار دادیم.
زهدوتقوا به مؤمن، عزت و سربلندی میبخشد. فرستاده اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «خَصْلَةٌ مَنْ لَزِمَها أطاعَتْهُ الدُّنْیا این که وَالآخِرَةُ، وَرَبِحَ الْفَوْزَ فی الْجَنَّةِ؛ قیلَ: وَما هیَ یا این که رَسُولَ اللَّهِ؟ قالَ: التَّقْاو مَنْ أرادَ أنْ یَکونَ أعزَّ النّاسِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ...».[۲۴] صفتی می باشد که در شرایطیکه در کسی باشد، جهان و آخرت فرمانبردار وی میگردند و از فردوس منفعتمند میگردد. پهنا کردند این خصلت چیست؟ فرمود: زهد و تقوا؛ هر که بخواهد نزد عموم عزّت داشته باشد تقوای الهی پیشه نماید».[۲۵]
شیوه های تقویت زهدو تقوا
تمایل به خیر و خوبیها و فراروگریز از پلیدیها در اندرون بشرها وجود داراست و کمتر کسی یافت میشود که فطرتاً اینگونه نباشد و رسالت پیامبران و مربیان بشرها، تقویت و تربیت این روحیه در جامعه بشری میباشد و تحقق این غرض مقدس از طرق گوناگونی قابلیت پذیر میباشد، برای مثال:
۱. دستیابی دانش:
تدبیر از معارف شرعی و درک کردن حکم آفریدگار و حیث شرع و عقل، لازمه تقواپیشگی میباشد و هر کس از شغل های زشت و خوشگل خبر ندارد، نمیتواند آنها را شکاف نماید و اینها را به مکان آورد. قرآن مجید خوبترین سکو زهد و تقوا را ـ که ترس و خشیت الهی میباشد ـ اختصاصی در قشر گرانبها محققان کرده، میفرماید: « إِنَّمَا یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء»؛[۲۶] فقط بندگان دانشمند پروردگار از وی میترسند.
۲. ایمان به پروردگار:
در بیشتر آیه ها و احادیث، زهد با واژه و کلمه مقدس «الله» یاور میباشد و بیانکننده آن میباشد که در واقع «زهدوتقوا» در ارتباط باایمان و ایمان به فقید غیب مفهوم پیدا مینماید و بایستی خاطرنشان کرد: یک کلمه و واژه صد در صد شرعی و اسلامی میباشد. قرآن مجید نیز در موردها زیادی، زهد را منوط بر ایمان به خداوند کرده، می فرماید: «...وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن کنتُم مُّؤْمِنِینَ»؛[۲۷] در حالتی که مؤمن میباشید، تقوای الهی پیشه فرمائید.
امیرمؤمنان علیهالسلام نیز در این مورد می فرماید: «اتَّقُوا اللهَ الَّذی اِنْ قُلتُم سَمِعَ وَ اِنَ اَضمَرتُمْ عَلِمَ؛[۲۸] تقوای خدایی را پیشه فرمایید که در شرایطی که بگویید، میشنود و درصورتی که مخفی نمایید، میداند».
از سوی دیگر، ایمان سوای زهدوتقوا نیز ایمان حقیقی و واقعی وجود ندارد و بها چندانی ندارد. به گفته به عبارتی امام: «لایَنْفَعُ الایمانُ بِغَیرِ تَقْاو؛[۲۹] ایمان سوای زهد منفعت نمیدهد».
۳. پرستش معبود:
در صورتیکه زهدوتقوا را به سنگری تشبیه کنیم که مؤمن در آن به نبرد با شیطان میپردازد، عبادت و پرستش، نقش رابطه دائمی و اخذ دستور و یاری از فرمانده مطلق هستی را اعمال مینماید و هر چه این رابطه توانمندخیس و بیشتر باشد، رزم، سنگر و رزمنده نیز قدرتمندخیس و محفوظترند و مأموریت نیکوتر ایفا میگیرد و در شرایطی که برعکس، رابطه ضعیف و اندک باشد، زخمپذیر خواهند شد.
قرآن مجید این حقیقت را در دو آیه ذکر نموده است؛ در آغاز درباره مطلق عبادت می فرماید: «یا این که أَیهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّمعدودُ الَّذِی خَلَقَمعدودْ وَالَّذِینَ مِن قَبْلِنادرْ لَعَلَّنادرْ تَتَّقُونَ»؛[۳۰] ای عموم، پروردگارتان را که شما و پیشینیان شمارا آفریده بپرستید، شاید زهد و تقوا پیشه فرمایید.
درباره عبادت خاصی زیرا روزه می فرماید: «یا این که أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کتِبَ عَلَیکمُ الصِّیامُ معدودَا کتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِنادرْ لَعَلَّمعدودْ تَتَّقُونَ»؛[۳۱] ای افرادی که ایمان آوردهاید، روزه بر شما مقرر گردیده. همانطور که بر پیشینیانتان مقرر گردیده بود، شاید متقی گردید.
به دلایل حافظه گردیده، متقیان حقیقی وواقعی، شیفته عبادتند و ضمن عبادتهای واجب ـ که شرط اول ایمان و تقواست ـ در هر مجال قابل قبولی به سر و نیاز با بینیاز مطلق میپردازند و با بال و پر زهد در ملکوت معنویت به پرواز درمیآیند و دراین پرواز، بال و پرهایشان نیز قوت بیشتری مییابد. امام متقیان، علی علیهالسلام درباره آن میفرماید: با کلان شدن پرده سیاه شب برپا ایستاده به قرائت نصیبهایی از قرآن میپردازند، آن را با ترتیل و تأمّل میخوانند و در اندوه و حزن (آخرت) فرو می روند و دوای دردشان را از آن کاوش مینمایند. هنگامی به آیهای شوق واشتیاقانگیز میرسند، در آن طمع مینمایند و دل میبندند. بیان کننده دیدهانداز بعدی خود را در آن می نگرند و هرگاه به آیهای خوفانگیز برمیخورند گوشهای دلشان را بدان میسپارند. بیان کننده فریاد و خروش دوزخ و جهنم را در بن گوشهای خویش میشنود. از این رو کمرهایشان را (برای رکوع) خم مینمایند و پیشانی، زانوها، کف دستها و نوک پاهای خویش را برای (سجده) بر خاک مینهند و از خدای تبارک، آزادی از جهنم را میطلبند.[۳۲]
۴. دیدهپوشی از مادیات:
از بینش قرآن، مظاهر دنیوی جهان «جنس اندک»[۳۳] میباشد و بها آن را ندارد که عملکرد آدم را به خویش معطوف داراست. متقیان خلال عملهای متعدد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... مدام دل در گرو معشوق حقیقی و واقعی داراهستند و برآوردن نیازهای آنگاه دنیوی معاش را از واقعبینی و بررسی درست مسائل دنیوی بازنمیداراست. آدم متقی با الهامگیری از کتاب و رسول معبود، کلیه مظاهر دنیوی حتی جسم خود را فناپذیر میداند و اینگونه بینشی باعث می گردد که؛
نفس را از تمایلهای ناروای دنیایی، گشوده داراست.
از افراط و تفریط در جواب دادن به غریزه ها حیوانی، دوری نماید.
از خصومتورزی، گنجاندوزی، جاهطلبی و... دوری کند و...
امثال اینگونه اقداماتی از نتیجه ها تقواست و هر قدر مؤمن از دلبستگی به عالم مسافت بگیرد، به تقوای حقیقی وواقعی مجاورتخیس میگردد. امیرمؤمنان علیهالسلام در صحبت نغز و بلاغت، این رابطه را اینگونه ذکر مینماید: «حَرامٌ عَلی تمامِّ قَلْبٍ مُتَوَلِّهٍ بِالدُّنیا اَنْ یَسْکنَهُ التَّتوانمند»؛[۳۴] بر هر قلب فریفته عالم حرام میباشد که زهد و تقوا در آن مکان گیرد.
در قرآن کریم ومهربان و احادیث، فواید گرانقدری برای عنصر زهد و تقوا شمرده گردیده که بر ارج و قیمت آن بسی افزوده میباشد و علامت می دهد که زهد و تقوا موتور متحرک نیکیها و سرچشمه فضیلت ها شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد انسانی و سجایای اخلاقی میباشد. برخی از اثرها زهدو تقوا عبارتند از:
زهد و تقوا منجر شکستن بن بستهای روحی، اجتماعی و حل ایرادات اقتصادی میشود: «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجاً * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَایَحْتَسِبُ».[۱۷]
زهدوتقوا در قبال وسوسههای شیطان، مصونیت تولید مینماید: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیطَانِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ».[۱۸]
زهد برکات اسمان و زمین را نازل مینماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ».[۱۹]
زهد و تقوا موفقیت و رستگاری به توشه میاورد: «... فَاتَّقُوا اللَّهَ یا این که أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّمعدودْ تُفْلِحُونَ».[۲۰]
زهدوتقوا بینایی و واحد سنجش تشخیص حق از فسخ را ارزانی میدارد: «یا این که أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَنادرْ فُرْقَانًا وَیکفِّرْ عَنْمعدودْ سَیئَاتِمعدودْ وَیغْفِرْ لَمعدودْ».[۲۱]
زهدو تقوا عفو و بخشش گناهان و محرک گرانقدر پیرو داراست: «... وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یکفِّرْ عَنْهُ سَیئَاتِهِ وَیعْظِمْ لَهُ أَجْرًا».[۲۲]
زهدوتقوا کلید پردیس میباشد: «تِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ کَانَ تَقِیّاً»؛[۲۳] ما فردوس را منحصربهفرد باتقوایان قرار دادیم.
زهدوتقوا به مؤمن، عزت و سربلندی میبخشد. فرستاده اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «خَصْلَةٌ مَنْ لَزِمَها أطاعَتْهُ الدُّنْیا این که وَالآخِرَةُ، وَرَبِحَ الْفَوْزَ فی الْجَنَّةِ؛ قیلَ: وَما هیَ یا این که رَسُولَ اللَّهِ؟ قالَ: التَّقْاو مَنْ أرادَ أنْ یَکونَ أعزَّ النّاسِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ...».[۲۴] صفتی می باشد که در شرایطیکه در کسی باشد، جهان و آخرت فرمانبردار وی میگردند و از فردوس منفعتمند میگردد. پهنا کردند این خصلت چیست؟ فرمود: زهد و تقوا؛ هر که بخواهد نزد عموم عزّت داشته باشد تقوای الهی پیشه نماید».[۲۵]
شیوه های تقویت زهدو تقوا
تمایل به خیر و خوبیها و فراروگریز از پلیدیها در اندرون بشرها وجود داراست و کمتر کسی یافت میشود که فطرتاً اینگونه نباشد و رسالت پیامبران و مربیان بشرها، تقویت و تربیت این روحیه در جامعه بشری میباشد و تحقق این غرض مقدس از طرق گوناگونی قابلیت پذیر میباشد، برای مثال:
۱. دستیابی دانش:
تدبیر از معارف شرعی و درک کردن حکم آفریدگار و حیث شرع و عقل، لازمه تقواپیشگی میباشد و هر کس از شغل های زشت و خوشگل خبر ندارد، نمیتواند آنها را شکاف نماید و اینها را به مکان آورد. قرآن مجید خوبترین سکو زهد و تقوا را ـ که ترس و خشیت الهی میباشد ـ اختصاصی در قشر گرانبها محققان کرده، میفرماید: « إِنَّمَا یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء»؛[۲۶] فقط بندگان دانشمند پروردگار از وی میترسند.
۲. ایمان به پروردگار:
در بیشتر آیه ها و احادیث، زهد با واژه و کلمه مقدس «الله» یاور میباشد و بیانکننده آن میباشد که در واقع «زهدوتقوا» در ارتباط باایمان و ایمان به فقید غیب مفهوم پیدا مینماید و بایستی خاطرنشان کرد: یک کلمه و واژه صد در صد شرعی و اسلامی میباشد. قرآن مجید نیز در موردها زیادی، زهد را منوط بر ایمان به خداوند کرده، می فرماید: «...وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن کنتُم مُّؤْمِنِینَ»؛[۲۷] در حالتی که مؤمن میباشید، تقوای الهی پیشه فرمائید.
امیرمؤمنان علیهالسلام نیز در این مورد می فرماید: «اتَّقُوا اللهَ الَّذی اِنْ قُلتُم سَمِعَ وَ اِنَ اَضمَرتُمْ عَلِمَ؛[۲۸] تقوای خدایی را پیشه فرمایید که در شرایطی که بگویید، میشنود و درصورتی که مخفی نمایید، میداند».
از سوی دیگر، ایمان سوای زهدوتقوا نیز ایمان حقیقی و واقعی وجود ندارد و بها چندانی ندارد. به گفته به عبارتی امام: «لایَنْفَعُ الایمانُ بِغَیرِ تَقْاو؛[۲۹] ایمان سوای زهد منفعت نمیدهد».
۳. پرستش معبود:
در صورتیکه زهدوتقوا را به سنگری تشبیه کنیم که مؤمن در آن به نبرد با شیطان میپردازد، عبادت و پرستش، نقش رابطه دائمی و اخذ دستور و یاری از فرمانده مطلق هستی را اعمال مینماید و هر چه این رابطه توانمندخیس و بیشتر باشد، رزم، سنگر و رزمنده نیز قدرتمندخیس و محفوظترند و مأموریت نیکوتر ایفا میگیرد و در شرایطی که برعکس، رابطه ضعیف و اندک باشد، زخمپذیر خواهند شد.
قرآن مجید این حقیقت را در دو آیه ذکر نموده است؛ در آغاز درباره مطلق عبادت می فرماید: «یا این که أَیهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّمعدودُ الَّذِی خَلَقَمعدودْ وَالَّذِینَ مِن قَبْلِنادرْ لَعَلَّنادرْ تَتَّقُونَ»؛[۳۰] ای عموم، پروردگارتان را که شما و پیشینیان شمارا آفریده بپرستید، شاید زهد و تقوا پیشه فرمایید.
درباره عبادت خاصی زیرا روزه می فرماید: «یا این که أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کتِبَ عَلَیکمُ الصِّیامُ معدودَا کتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِنادرْ لَعَلَّمعدودْ تَتَّقُونَ»؛[۳۱] ای افرادی که ایمان آوردهاید، روزه بر شما مقرر گردیده. همانطور که بر پیشینیانتان مقرر گردیده بود، شاید متقی گردید.
به دلایل حافظه گردیده، متقیان حقیقی وواقعی، شیفته عبادتند و ضمن عبادتهای واجب ـ که شرط اول ایمان و تقواست ـ در هر مجال قابل قبولی به سر و نیاز با بینیاز مطلق میپردازند و با بال و پر زهد در ملکوت معنویت به پرواز درمیآیند و دراین پرواز، بال و پرهایشان نیز قوت بیشتری مییابد. امام متقیان، علی علیهالسلام درباره آن میفرماید: با کلان شدن پرده سیاه شب برپا ایستاده به قرائت نصیبهایی از قرآن میپردازند، آن را با ترتیل و تأمّل میخوانند و در اندوه و حزن (آخرت) فرو می روند و دوای دردشان را از آن کاوش مینمایند. هنگامی به آیهای شوق واشتیاقانگیز میرسند، در آن طمع مینمایند و دل میبندند. بیان کننده دیدهانداز بعدی خود را در آن می نگرند و هرگاه به آیهای خوفانگیز برمیخورند گوشهای دلشان را بدان میسپارند. بیان کننده فریاد و خروش دوزخ و جهنم را در بن گوشهای خویش میشنود. از این رو کمرهایشان را (برای رکوع) خم مینمایند و پیشانی، زانوها، کف دستها و نوک پاهای خویش را برای (سجده) بر خاک مینهند و از خدای تبارک، آزادی از جهنم را میطلبند.[۳۲]
۴. دیدهپوشی از مادیات:
از بینش قرآن، مظاهر دنیوی جهان «جنس اندک»[۳۳] میباشد و بها آن را ندارد که عملکرد آدم را به خویش معطوف داراست. متقیان خلال عملهای متعدد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... مدام دل در گرو معشوق حقیقی و واقعی داراهستند و برآوردن نیازهای آنگاه دنیوی معاش را از واقعبینی و بررسی درست مسائل دنیوی بازنمیداراست. آدم متقی با الهامگیری از کتاب و رسول معبود، کلیه مظاهر دنیوی حتی جسم خود را فناپذیر میداند و اینگونه بینشی باعث می گردد که؛
نفس را از تمایلهای ناروای دنیایی، گشوده داراست.
از افراط و تفریط در جواب دادن به غریزه ها حیوانی، دوری نماید.
از خصومتورزی، گنجاندوزی، جاهطلبی و... دوری کند و...
امثال اینگونه اقداماتی از نتیجه ها تقواست و هر قدر مؤمن از دلبستگی به عالم مسافت بگیرد، به تقوای حقیقی وواقعی مجاورتخیس میگردد. امیرمؤمنان علیهالسلام در صحبت نغز و بلاغت، این رابطه را اینگونه ذکر مینماید: «حَرامٌ عَلی تمامِّ قَلْبٍ مُتَوَلِّهٍ بِالدُّنیا اَنْ یَسْکنَهُ التَّتوانمند»؛[۳۴] بر هر قلب فریفته عالم حرام میباشد که زهد و تقوا در آن مکان گیرد.

رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد؛ راهنمای کامل هماهنگی برای مراسم ختم و یادبود