هارونالرشید (حک. ۱۷۰–۱۹۳ ه.ق/۷۸۶–۸۰۹ م) زیرا به خلافت رسید، توانست با کمک وزیران بَحافظه موقتَکی و دیگر موادتشکیل دهنده دیوان و سپاه عباسی، این دولت را به نقطع ی عطف خویش برساند و جلوهٔ سلطنت عباسی را ثبت نماید. حکومت نسبتاً زمان بر او به نهادینه کردن فیسٔ دربار عباسی در باطن و فارغ قلمرو امداد کرد. در بعد از ظهر هارون، قبیله برمکی بهمقطع نسبتاًً دو دهه زمام دیوان را دست داشتند.[۱۳] در حین هارونالرشید عمران نقطع ی عطف گرفت، فرهنگ وتمدن اسلامی به برتری رسید و توسعهها در علم ها و ادبیات بالا رفت. بعدازظهر هارونالرشید را بالاترین جایگاهٔ شکوفایی سیاسی اسلامی و کبیرترین بسطها در شهرسازی، وقار و دانش در سدههای اواسطٔ اسلامی مسجد الزهرا احمدآباد مشهد میدانند.[۹]
هارون بعد از انتصاب پسرش امین به جانشینی خلیفه در ۱۷۵ ه.ق/۷۹۱ م، مأمون را بهتیتر جانشین دوم در ۱۸۳ ه.ق/۷۹۹ م منصوب کرد. نقطع ی عطف این اصلاح نمادین دولت در سال ۱۸۶ ه.ق/۸۰۲ م، با سیستم دارای شهرت هارون برای تقسیم امپراتوری بین دو جانشینش بعداز مرگش بهوجود آمد.[۱۴] بر پایه ی تمهیدات او، امین بهتیتر جانشین هارون، بعداز او به خلافت میرسید و مأمون نیز بهتیتر جانشین امین منصوب، و قاسم، فرزند دیگر هارون، جانشین مأمون شد. کل این تصمیمات، تبدیل به عهدنامهای شد که بر کعبه آویخته و به ایالات زیر لحاظ حکومت نبی شد.[۱۵][۱۶] بدین ترتیب، درحالیکه قرار بود امین بهتیتر خلیفه در بغداد سلطنت نماید، وی تنها در استانهای غربی (غرب عراق) حکومت می کرد، درحالیکه مأمون حکم دهنده خودمختار ولایات شرقی بود تازمانیکه جانشین امین گردد و بهتیتر خلیفه بر یک امپراتوری آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد متحد سلطنت نماید.[۱۷]
بعد از مرگ هارون در توس، صحنه برای رقابت بین پسرانش، امین در بغداد و مأمون در مرو تولید شد. این، نقطه پایان «روزگار نخستینٔ طلایی» پر اسم و رسم خلافت عباسی بود. باایندرحال حاضر، نقش فرماندارانهٔ مأمون در شرق، یار با ناآرامیها در خراسان در حین مرگ هارون در سال ۱۹۳ ه.ق/۸۰۹ م، باعث شد تا وضع و اوضاع برای مجادلات جاهطلبانه مهیا گردد. به طور تقریبً فورا مأمون تبدیل به قطبی سیاسی برای طرفداران اهل ایران شد. در همین هم اکنون، همت عجولانهٔ امین برای بهاجراگذاشتن سیاست متمرکز سنتی با فراخواندن برادرش از شرق، کشمکش فی مابین امین و مأمون را بیشتر تقویت کرد. در طول دو سال آنگاه، تضارب جانشینی فی مابین امین و مأمون به هزاران تضارب حوزهای در سراسر امپراتوری اسلامی تبدیل شد، چون رهبران محلی از یک رهبر عباسی، علیه دیگری تامین رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد میکردند.
مهمترین مقابله نظامی دربین سپاهیان امین و مأمون در ری رخداد و سپاه مأمون بعد از یک برد قاطع، جلو رفتن و شهرها را یکیاز بعداز دیگری تصرف کرد و نهایتاً در سال ۱۹۷ ه.ق/۸۱۲ م شهر بغداد را به زمان 1سال به محاصره درآورد. سرنوشت نیروهای مأمون حفاظت شهر را شکستند، خلیفه اسیر شد و تختگاز به قتل رسید.[۱۸] در غایت و بعد از پنج سال اختلاف میان دو اخوی، با محاصره و فتح بغداد و قتل امین، مأمون ذمه دار خلافت بر تک تک خلافت عباسی شد.[۱۹] در سال ۱۹۹ق/ ۸۱۳م نقطه نهایی گرفت و وحدت امپراتوری پایین سلطهٔ مأمون قرار گرفت. البته مأمون بعد از قتل امین، سیاست اهل ایرانگرایی را رها کرد. پایتختش را از مرو به بغداد در سال ۲۰۴ق پیروزی. ولی نفوذ اهل ایران در ارتش، دولت و مدل معاش کمرنگ شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد نشد.[۹]
این، اول توشه بود که خلیفهٔ عباسی با شدّت کار سرنگون شد؛ و این، موضوعی بود که بایقین، اعتبار بنیان سلطنتی عباسی را به لرزه درآورد و کیفیت فهم و شعور آن از سوی جامعهٔ اسلامی را تغییر تحول اعطا کرد. در طی چهار سال بعدی، خشم عموم عراق نسبت به سیاستهای خیره کننده مأمون ارتقا یافت. درین فرصت و در بخشها گوناگون، کودتاهای گوناگونی شکل میگرفت. کودتا در جنوب عراق و در کوفه بهرهبری ابن طباطبا و با همیاری فرمانده کهن سپاه، ابوالسرایا در سال ۱۹۹ ه.ق/۸۱۵ م، بیش تر از پیش بر سرو صدا خاطر نشان نمود.[۲۰] زید بن موسی ملقب به «زَیْدُالنّار» در بَصره قیام کرد.[۲۱] یَمَن پایین کودتاهای متعدد علوی بهرمز می برد. نخستین دفعه ابراهیم بن موسی کاظم در مسافتٔ سالهای ۱۹۹ تا ۲۰۲ ه.ق/۸۱۴ تا ۸۱۷ م، در آنجا رهبری را بهدست گرفت. حسین بن حسن بن علی دارای شهرت به ابن افطس در مکه قیام کرد. خطرناکخیس از تمامی، قیام بابک خرمدین بود که از سال ۲۰۱ ه.ق/۸۱۶ م، آغاز به در دست گرفتن حیطهٔ کوهستانی آذربایجان و ارمنستان و اعلام مبارزه علنی علیه اسلام و حاکمیت عرب کرده بود. زمانی که مأمون در ۲۰۱ ه.ق/۸۱۶ م تمایل به ارتقای توان مذهبی خود با تصاحب تیتر «خَلیفَةُالله» و هم زمان نامزدی علی بن موسی الرّضا به ولایتعهدی خلیفه و تغییر تحول رنگ قانونی دولت عباسی از سیاه به سبز گرفت، بغدادیان تصمیم گرفتند تا با عنوان کردن نامزد خویش برای خلافت، ابراهیم بن مَهدی، جواب دهند و مأمون را بهتیتر شاهزادهای که از سوی ایرانیان بازیچه گردیده بود، رد کردند.[۲۲]
هارونالرشید (حک. ۱۷۰–۱۹۳ ه.ق/۷۸۶–۸۰۹ م) زیرا به خلافت رسید، توانست با کمک وزیران بَحافظه موقتَکی و دیگر موادتشکیل دهنده دیوان و سپاه عباسی، این دولت را به نقطع ی عطف خویش برساند و جلوهٔ سلطنت عباسی را ثبت نماید. حکومت نسبتاً زمان بر او به نهادینه کردن فیسٔ دربار عباسی در باطن و فارغ قلمرو امداد کرد. در بعد از ظهر هارون، قبیله برمکی بهمقطع نسبتاًً دو دهه زمام دیوان را دست داشتند.[۱۳] در حین هارونالرشید عمران نقطع ی عطف گرفت، فرهنگ وتمدن اسلامی به برتری رسید و توسعهها در علم ها و ادبیات بالا رفت. بعدازظهر هارونالرشید را بالاترین جایگاهٔ شکوفایی سیاسی اسلامی و کبیرترین بسطها در شهرسازی، وقار و دانش در سدههای اواسطٔ اسلامی مسجد الزهرا احمدآباد مشهد میدانند.[۹]
هارون بعد از انتصاب پسرش امین به جانشینی خلیفه در ۱۷۵ ه.ق/۷۹۱ م، مأمون را بهتیتر جانشین دوم در ۱۸۳ ه.ق/۷۹۹ م منصوب کرد. نقطع ی عطف این اصلاح نمادین دولت در سال ۱۸۶ ه.ق/۸۰۲ م، با سیستم دارای شهرت هارون برای تقسیم امپراتوری بین دو جانشینش بعداز مرگش بهوجود آمد.[۱۴] بر پایه ی تمهیدات او، امین بهتیتر جانشین هارون، بعداز او به خلافت میرسید و مأمون نیز بهتیتر جانشین امین منصوب، و قاسم، فرزند دیگر هارون، جانشین مأمون شد. کل این تصمیمات، تبدیل به عهدنامهای شد که بر کعبه آویخته و به ایالات زیر لحاظ حکومت نبی شد.[۱۵][۱۶] بدین ترتیب، درحالیکه قرار بود امین بهتیتر خلیفه در بغداد سلطنت نماید، وی تنها در استانهای غربی (غرب عراق) حکومت می کرد، درحالیکه مأمون حکم دهنده خودمختار ولایات شرقی بود تازمانیکه جانشین امین گردد و بهتیتر خلیفه بر یک امپراتوری آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد متحد سلطنت نماید.[۱۷]
بعد از مرگ هارون در توس، صحنه برای رقابت بین پسرانش، امین در بغداد و مأمون در مرو تولید شد. این، نقطه پایان «روزگار نخستینٔ طلایی» پر اسم و رسم خلافت عباسی بود. باایندرحال حاضر، نقش فرماندارانهٔ مأمون در شرق، یار با ناآرامیها در خراسان در حین مرگ هارون در سال ۱۹۳ ه.ق/۸۰۹ م، باعث شد تا وضع و اوضاع برای مجادلات جاهطلبانه مهیا گردد. به طور تقریبً فورا مأمون تبدیل به قطبی سیاسی برای طرفداران اهل ایران شد. در همین هم اکنون، همت عجولانهٔ امین برای بهاجراگذاشتن سیاست متمرکز سنتی با فراخواندن برادرش از شرق، کشمکش فی مابین امین و مأمون را بیشتر تقویت کرد. در طول دو سال آنگاه، تضارب جانشینی فی مابین امین و مأمون به هزاران تضارب حوزهای در سراسر امپراتوری اسلامی تبدیل شد، چون رهبران محلی از یک رهبر عباسی، علیه دیگری تامین رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد میکردند.
مهمترین مقابله نظامی دربین سپاهیان امین و مأمون در ری رخداد و سپاه مأمون بعد از یک برد قاطع، جلو رفتن و شهرها را یکیاز بعداز دیگری تصرف کرد و نهایتاً در سال ۱۹۷ ه.ق/۸۱۲ م شهر بغداد را به زمان 1سال به محاصره درآورد. سرنوشت نیروهای مأمون حفاظت شهر را شکستند، خلیفه اسیر شد و تختگاز به قتل رسید.[۱۸] در غایت و بعد از پنج سال اختلاف میان دو اخوی، با محاصره و فتح بغداد و قتل امین، مأمون ذمه دار خلافت بر تک تک خلافت عباسی شد.[۱۹] در سال ۱۹۹ق/ ۸۱۳م نقطه نهایی گرفت و وحدت امپراتوری پایین سلطهٔ مأمون قرار گرفت. البته مأمون بعد از قتل امین، سیاست اهل ایرانگرایی را رها کرد. پایتختش را از مرو به بغداد در سال ۲۰۴ق پیروزی. ولی نفوذ اهل ایران در ارتش، دولت و مدل معاش کمرنگ شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد نشد.[۹]
این، اول توشه بود که خلیفهٔ عباسی با شدّت کار سرنگون شد؛ و این، موضوعی بود که بایقین، اعتبار بنیان سلطنتی عباسی را به لرزه درآورد و کیفیت فهم و شعور آن از سوی جامعهٔ اسلامی را تغییر تحول اعطا کرد. در طی چهار سال بعدی، خشم عموم عراق نسبت به سیاستهای خیره کننده مأمون ارتقا یافت. درین فرصت و در بخشها گوناگون، کودتاهای گوناگونی شکل میگرفت. کودتا در جنوب عراق و در کوفه بهرهبری ابن طباطبا و با همیاری فرمانده کهن سپاه، ابوالسرایا در سال ۱۹۹ ه.ق/۸۱۵ م، بیش تر از پیش بر سرو صدا خاطر نشان نمود.[۲۰] زید بن موسی ملقب به «زَیْدُالنّار» در بَصره قیام کرد.[۲۱] یَمَن پایین کودتاهای متعدد علوی بهرمز می برد. نخستین دفعه ابراهیم بن موسی کاظم در مسافتٔ سالهای ۱۹۹ تا ۲۰۲ ه.ق/۸۱۴ تا ۸۱۷ م، در آنجا رهبری را بهدست گرفت. حسین بن حسن بن علی دارای شهرت به ابن افطس در مکه قیام کرد. خطرناکخیس از تمامی، قیام بابک خرمدین بود که از سال ۲۰۱ ه.ق/۸۱۶ م، آغاز به در دست گرفتن حیطهٔ کوهستانی آذربایجان و ارمنستان و اعلام مبارزه علنی علیه اسلام و حاکمیت عرب کرده بود. زمانی که مأمون در ۲۰۱ ه.ق/۸۱۶ م تمایل به ارتقای توان مذهبی خود با تصاحب تیتر «خَلیفَةُالله» و هم زمان نامزدی علی بن موسی الرّضا به ولایتعهدی خلیفه و تغییر تحول رنگ قانونی دولت عباسی از سیاه به سبز گرفت، بغدادیان تصمیم گرفتند تا با عنوان کردن نامزد خویش برای خلافت، ابراهیم بن مَهدی، جواب دهند و مأمون را بهتیتر شاهزادهای که از سوی ایرانیان بازیچه گردیده بود، رد کردند.[۲۲]

مسجد الزهرا احمدآباد مشهد؛ کارکردهای اجتماعی مسجد در زندگی شهری معاصر