loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 16
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 10:20

عارف‌ و دوبیتی سرای سده ۵ق‌/۱۱م‌ میباشد که لغات‌ قصاری‌ عارفانه‌ از او‌ برجای‌ باقیمانده‌ میباشد‌.آوازۀ باباطاهر، بیشتر به‌برهان‌ دوبیتی‌های‌ عوام‌ درک‌ و خاصیت‌ پسند اوست‌. دوبیتی‌های‌ باباطاهر، دارنده مفهوم ها‌ معمولی‌ و سرازیر‌ و به دور‌ از صنعت های‌ ادبی مشقت بار میباشد. این دستور منجر رونق شعر وی فی مابین عوام مردم گردیده، به‌طوری که شماری‌ از ابیات‌ وی صبغۀ تمثیلی‌ یافته‌ مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.

ارکان طبیعت‌، کوه‌ و صحرا و گل‌ و گیاه‌، عاطفه ها‌ لطیف‌ و احساسات‌ رقیق‌، درویشی‌، قلندری‌ و نکوهش‌، حزن‌ هجران‌ و درد دلتنگی‌، حزن‌ بی‌سامانی‌ و حسرت‌ رسیدن‌، شکوه‌ از ناپایداری‌ و بی‌وفایی‌، دلدادگی‌ و وفای به قول، اعتراف‌ به‌ گناه و پوزش‌ از آفریننده‌ رحمان‌، مویه‌های‌ نتیجه ها‌ از غربت‌، پر نمک و جذبه‌های‌ عشق و علاقه‌ و... برای مثال‌ مضمون ها‌ بارز شعر باباطاهر آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.

بعضا‌ صاحبان‌ کتاب‌های‌ تذکره‌ و دانشمندان‌ ، گویش‌ او‌ را «راژی»، «راجی» یا این که «رازی» دانسته‌اند. این‌ سه لفظ به‌ لهجه‌ قدیم‌ اهل‌ ری بازمی‌شود. بعضا‌ نیز لهجه اشعار او‌را لُری‌ میدانند. ، معاش‌طومار به دنیا آمدن و وفات باباطاهر، فرزند فریدون،[۱] در اواخر سده ۴ قمری به‌عالم آمد.[۲] و سازه به عهدوپیمان اکثر متأخرین، پس‌ از ۴۴۷ یا این که ۴۵۰ق‌ از عالم رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد رفت.[۳]

برهنه‌ در هیچ‌یک‌ از منابع‌ سابق‌، حداقل‌ تا وسط سدۀ ۹ق‌، به‌ یاور‌ اسم‌ او‌ چشم‌ نمى‌گردد. این کنیه، بیان‌کننده غربت‌ کشف کردن‌ پدر از علایق‌ مادی‌ میباشد‌. با این‌ هم اکنون‌، این‌ کنیه‌ مایۀ پدید داخل شدن‌ پندارهایى‌ همانند‌ راز و پا لخت‌ بودن‌ پدر[۷] و عریان‌ گشتن‌ او‌ در معابر عمومى‌ گردیده‌ میباشد‌؛ اگرچه‌ روحیۀ درویشانه‌ و رویکرد‌ قلندرانه‌ و در فیض‌ اخلاق گاه‌ مختلف‌ و غیر متعارف‌ باباطاهر، در پیدایى‌ چنان‌ داور‌یهایى‌ بى‌تأثیر نبوده‌ میباشد‌.[۸] در برخى‌ مآخذ از پدر با صفاتى‌ زیرا‌ عاشق‌‌سیرتکامل‌، روانی‌ و دیوانۀ فرزانه‌ حافظه گردیده‌ شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.[۹]

میرزا مهدی‌خان‌ کوکب‌، اتفاق ها نگار زمان افشاری برپایه دو بیتى‌ِ تحت

گیسو آن‌ بحرم‌ که‌ در کاسه‌ آمَدَستم‌
گیسو آن‌ نقطه‌ که‌ در سخن‌ آمدستم‌
به‌ هر اَلفى‌ اَلِف‌ قَدّی‌ برآیه‌
اَلِف‌ قَدّم‌ که‌ در اَلف‌ آمدستم‌
سال ۳۲۶ق‌ را سال‌ به دنیاآمدن باباطاهر دانسته.[۴]

ا‌لقاب
پدر دارای شهرت‌ترین کنیه وی و متساوی‌ پیر‌ و مرشد میباشد‌. در منابع از این لفظ تحت عنوان پیشنام برای وی مستعمل میباشد.[۵] در همدان‌ نیز اورا پدر مى‌نامیدند.[۶]
لر یا این که همدانی: انتساب‌ پدر به‌ همدان‌ در اکثر اوقات‌ منابع‌ چشم‌ مى‌گردد؛ علاوه‌ بر تصریح‌ منابع‌، در حافظۀ جمعى‌ ایرانیان‌ نیز باباطاهر «همدانى‌» میباشد‌. البته لُر یا این که لُری‌ یا این که لرستانى‌ و یا این که از خویشاوندان‌ لر به‌ شمار وارد شدن‌ او‌، به‌ گواهى‌ پاره‌ای‌ منابع‌[۱۰] عقب افتاده جسمی‌ لهجۀ لری‌ بعضى‌ از اشعار اوست‌.[۱۱]
محل معاش، معاصرین
باباطاهر در همدان‌ زیسته‌، و در همانجا درگذشته‌ و دفن گردیده‌ میباشد‌. اول‌ مأخذی‌ که‌ در آن‌ به‌ اسم‌ «طاهر» - سوای‌ بیان لقب ها‌ «پدر» و «لخت‌» - اشاره گردیده، طومار‌های‌ عین‌ القضات‌ همدانى‌ میباشد‌. عین‌ القضات‌ به‌ زیارت‌ قبر «طاهر» مى‌رفته و گاهى‌ در آن‌جا طومار‌ای‌ مى‌نوشته‌ میباشد‌.[۱۲] همینطور، «فتحه‌» - از عارفان‌ معاصر عین‌القضات‌ - ۷۰ سال‌ مى‌کوشیده‌ تا ارادت‌ خویش را نسبت‌ به‌ «طاهر» پایدار سازد و به این شغل پیروز نمیشد.[۱۳] طاهر، با دیلمیان معاصر بوده و ملاقاتی با ابن سینا داشته میباشد.[۱۴]


آرامگاه باباطاهر در همدان
در ملاقاتش با طغرل سلجوقی، طغرل برای دیدار وی‌ کوکبۀ لشکر را متوقف‌ کرد.[۱۵] باباطاهر با عتاب به وی اذعان کرد: «ای سوراخ، با خوی خداوند چه خواهی کرد؟ پادشاه اذعان کرد: آنچه فرمایی. باباگفت: آن کن که خدای میفرماید؛ انّ اللّه یأمر بالعدل و الاحسان[سوره نحل–۹۰].» طغرل بر دستان‌ پدر بوسه‌ زده‌، و سفارش‌اش‌ را اجابت‌ کرده‌، و گریست و صحبت‌ عتاب‌آلود او‌را برتافته‌، و راز ابریق‌ شکسته‌ای‌ را که‌ پدر در انگشتش‌ کرده‌ بود، همانند تعویذی‌ همواره‌ یاور خویش ‌داشت‌.[۱۶]

آرامگاه‌
آرامگاه باباطاهر بر فراز تپه‌ای‌ در شمال‌ غربى‌ همدان‌، مقابل‌ قلۀ الوند و از سوی‌ دیگر، مقابل‌ بقعۀ امامزاده‌ حارث‌ (هادی‌) بن‌ على‌ (ع‌) ساخته‌ گردیده‌ میباشد‌.[۱۷] پس‌ از عین‌القضات‌، حمدالله‌ مستوفى‌ اولیه‌ کسى‌ میباشد‌ که‌ خلال‌ بر شمردن‌ «مزارات‌ متبرکه» همدان‌، از مقبرۀ پدر، نشانى‌ مى‌دهد.[۱۸] آرامگاه‌ قدیم‌ او‌ در سده ۶ق‌، به‌ شکل‌ ساختمان بلند‌ آجری‌ ۸ ضلعى‌ ساخته‌ شد. [۱۹] این‌ ساختمان بلند‌ در اوایل‌ سده ۱۴ش‌ در معرض‌ ویرانى‌ قرار داشت‌؛ از این‌ رو، ابتدا‌ در ۱۳۱۷ش‌ تجدید بنای‌ آن‌ در آیین نامه قرار گرفت‌ البته نیمه تمام‌ ماند و توشه دیگر، در سالهای‌ ۱۳۲۹- ۱۳۳۱ش‌ نوسازی‌ و تجدید بنا‌ شد. سرنوشت‌، به‌ اهتمام‌ انجمن‌ اثرها ملى‌، آرامگاه‌ کنونى‌ او‌ در سالهای‌ ۱۳۴۶-۱۳۴۹ش‌ بنیاد گذاشته‌ شد. [۲۰] در مجاورت آرامگاه‌ باباطاهر بقاع شماری‌ از مشاهیر همدان‌ نیز جای‌دارد.

شعر باباطاهر
عمده شهرت باباطاهر وامدار‌ دوبیتیهای‌ عوام‌ فهم و شعور‌ و خاصیت‌ پسند اوست‌. اطلاق‌ دوبیتى‌ ( و آوا‌ ) به‌ این‌ نوع‌ شعر، در سده‌های‌ اخیر بیشتر رایج‌ گردیده‌ میباشد‌ و قُدَما معمولاً به‌ آن‌ فهلوی‌ و فهلویات‌ مى‌گفتند. [۲۱] ولی شماری‌ از دوبیتی‌های‌ شاعران‌ گمنام‌ یا این که شناخته‌گردیده‌ دیگر نیز، به‌ ورژن‌های‌ خطى‌ و چاپى‌ اشعار باباطاهر رویه‌ یافته‌ میباشد‌ [۲۲] و در زبان‌ سروده‌های‌ پدر تصرفاتى‌ شکل‌ گرفته‌، و رفته‌ رفته‌ به‌ گویش‌ رسمى‌ ادبى‌ ( فارسى‌ دری‌ ) مجاورت‌ گردیده‌ میباشد‌. [۲۳] سابق‌ترین‌ مأخذ که‌ در آن‌ یکى‌ از دوبیتی‌های‌ منسوب‌ به‌ باباطاهر ( سوای‌ اشاره‌ به‌ اسم‌ سراینده‌ ) آمده‌، المعجم‌ میباشد‌. [۲۴]

گویش

حرم باباطاهر در همدان
برخى‌ صاحبان‌ کتابهای‌ تذکره‌ و پژوهشگران‌ ، لهجه‌ او‌ را «راژی‌»، [۲۵] «راجى‌»، [۲۶] و «رازی‌» [۲۷] دانسته‌اند. این‌ ۳ لفظ به‌ لهجه‌ قدیم‌ اهل‌ ری بازمى‌خواهد شد. برخى‌ نیز لهجه‌اشعار اورا لُری‌ مى‌دانند. [۲۸] رپیکا لهجه‌ اشعار پدر را «محلى‌»، و سروده‌هایش‌ را از مقوله ادبیات‌ عامیانه‌ دانسته‌، [۲۹] آبراهامیان‌، [۳۰] می‌ان‌ گویش سروده‌های‌ باباطاهر و کلیمیان‌ همدان‌، قائل‌ به‌ قرابتى‌ گردیده‌ میباشد‌ و ناتل‌ خانلری‌ [۳۱] علاوه بر‌ برشمردن‌ مواقعی‌ از اختلافات‌ در ضمایر و وجوه‌ تصریفى‌ افعال‌ در گویش‌های‌ یهودیان‌ همدان‌ و سروده‌های‌ پدر، لحاظ آبراهامیان‌ را مردود دانسته‌ میباشد‌. براون‌ خلال‌ اشاره‌ به‌ حیث یک‌سری بدن‌ از خاورشناسان‌ [۳۲] این‌ صحبت‌ کلمان‌ هوار را نقل‌ مى‌نماید که‌ برخى‌ از گویش‌های‌ غرب‌ کشور ایران‌ با گویش‌ اوستایى‌ پیوستگى‌ دارااست که‌ هوار از آنان به‌ «دنیوی‌ نو» یا این که «پهلوی‌ مسلمان‌» [پهلوی‌ زمان اسلامى‌] تفسیر کرده‌ میباشد‌. وی زبان سروده‌های‌ پدر را نیز به عنوان مثال این‌ زبان‌ها دانسته‌ میباشد‌. [۳۳]

محتوا
دوبیتی‌های‌ پدر، دارنده معنی و مفهوم‌ بی آلایش‌ و جاری‌ و بدور‌ از صنعت های‌ ادبی طاقت فرسا میباشد. این فرمان سبب ساز رونق شعر وی بین عوام مردم گردیده، به نحوی که شماری‌ از ابیات‌ وی صبغه تمثیلى‌ یافته‌ میباشد‌. عنصرها طبیعت‌ - کوه‌ و صحرا و گل‌ و گیاه‌ - عاطفه ها‌ لطیف‌ و احساسات‌ رقیق‌، درویشى‌، قلندری‌ و نکوهش‌، حزن‌ هجران‌ و درد دلتنگى‌، حزن‌ بى‌سامانى‌ و حسرت‌ رسیدن‌، شکوه‌ از ناپایداری‌ و بى‌وفایى‌، دلدادگى‌ و وفای‌ به‌ قسم، اعتراف‌ به‌ گناه‌ و پوزش‌ از تولید کننده‌ رحمان‌، مویه‌های‌ نتیجه ها‌ از غربت‌، پر نمک و جذبه‌های‌ علاقه‌ و... مثلا‌ معنی ها‌ بارز شعر باباطاهر میباشد‌. [۳۴] تمییز عشق و علاقه‌ لاهوتى‌ از علاقه‌ ناسوتى‌ در سروده‌های‌ او‌ مشقت بار میباشد.

عارف‌ و دوبیتی سرای سده ۵ق‌/۱۱م‌ میباشد که لغات‌ قصاری‌ عارفانه‌ از او‌ برجای‌ باقیمانده‌ میباشد‌.آوازۀ باباطاهر، بیشتر به‌برهان‌ دوبیتی‌های‌ عوام‌ درک‌ و خاصیت‌ پسند اوست‌. دوبیتی‌های‌ باباطاهر، دارنده مفهوم ها‌ معمولی‌ و سرازیر‌ و به دور‌ از صنعت های‌ ادبی مشقت بار میباشد. این دستور منجر رونق شعر وی فی مابین عوام مردم گردیده، به‌طوری که شماری‌ از ابیات‌ وی صبغۀ تمثیلی‌ یافته‌ مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.

ارکان طبیعت‌، کوه‌ و صحرا و گل‌ و گیاه‌، عاطفه ها‌ لطیف‌ و احساسات‌ رقیق‌، درویشی‌، قلندری‌ و نکوهش‌، حزن‌ هجران‌ و درد دلتنگی‌، حزن‌ بی‌سامانی‌ و حسرت‌ رسیدن‌، شکوه‌ از ناپایداری‌ و بی‌وفایی‌، دلدادگی‌ و وفای به قول، اعتراف‌ به‌ گناه و پوزش‌ از آفریننده‌ رحمان‌، مویه‌های‌ نتیجه ها‌ از غربت‌، پر نمک و جذبه‌های‌ عشق و علاقه‌ و... برای مثال‌ مضمون ها‌ بارز شعر باباطاهر آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.

بعضا‌ صاحبان‌ کتاب‌های‌ تذکره‌ و دانشمندان‌ ، گویش‌ او‌ را «راژی»، «راجی» یا این که «رازی» دانسته‌اند. این‌ سه لفظ به‌ لهجه‌ قدیم‌ اهل‌ ری بازمی‌شود. بعضا‌ نیز لهجه اشعار او‌را لُری‌ میدانند. ، معاش‌طومار به دنیا آمدن و وفات باباطاهر، فرزند فریدون،[۱] در اواخر سده ۴ قمری به‌عالم آمد.[۲] و سازه به عهدوپیمان اکثر متأخرین، پس‌ از ۴۴۷ یا این که ۴۵۰ق‌ از عالم رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد رفت.[۳]

برهنه‌ در هیچ‌یک‌ از منابع‌ سابق‌، حداقل‌ تا وسط سدۀ ۹ق‌، به‌ یاور‌ اسم‌ او‌ چشم‌ نمى‌گردد. این کنیه، بیان‌کننده غربت‌ کشف کردن‌ پدر از علایق‌ مادی‌ میباشد‌. با این‌ هم اکنون‌، این‌ کنیه‌ مایۀ پدید داخل شدن‌ پندارهایى‌ همانند‌ راز و پا لخت‌ بودن‌ پدر[۷] و عریان‌ گشتن‌ او‌ در معابر عمومى‌ گردیده‌ میباشد‌؛ اگرچه‌ روحیۀ درویشانه‌ و رویکرد‌ قلندرانه‌ و در فیض‌ اخلاق گاه‌ مختلف‌ و غیر متعارف‌ باباطاهر، در پیدایى‌ چنان‌ داور‌یهایى‌ بى‌تأثیر نبوده‌ میباشد‌.[۸] در برخى‌ مآخذ از پدر با صفاتى‌ زیرا‌ عاشق‌‌سیرتکامل‌، روانی‌ و دیوانۀ فرزانه‌ حافظه گردیده‌ شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.[۹]

میرزا مهدی‌خان‌ کوکب‌، اتفاق ها نگار زمان افشاری برپایه دو بیتى‌ِ تحت

گیسو آن‌ بحرم‌ که‌ در کاسه‌ آمَدَستم‌
گیسو آن‌ نقطه‌ که‌ در سخن‌ آمدستم‌
به‌ هر اَلفى‌ اَلِف‌ قَدّی‌ برآیه‌
اَلِف‌ قَدّم‌ که‌ در اَلف‌ آمدستم‌
سال ۳۲۶ق‌ را سال‌ به دنیاآمدن باباطاهر دانسته.[۴]

ا‌لقاب
پدر دارای شهرت‌ترین کنیه وی و متساوی‌ پیر‌ و مرشد میباشد‌. در منابع از این لفظ تحت عنوان پیشنام برای وی مستعمل میباشد.[۵] در همدان‌ نیز اورا پدر مى‌نامیدند.[۶]
لر یا این که همدانی: انتساب‌ پدر به‌ همدان‌ در اکثر اوقات‌ منابع‌ چشم‌ مى‌گردد؛ علاوه‌ بر تصریح‌ منابع‌، در حافظۀ جمعى‌ ایرانیان‌ نیز باباطاهر «همدانى‌» میباشد‌. البته لُر یا این که لُری‌ یا این که لرستانى‌ و یا این که از خویشاوندان‌ لر به‌ شمار وارد شدن‌ او‌، به‌ گواهى‌ پاره‌ای‌ منابع‌[۱۰] عقب افتاده جسمی‌ لهجۀ لری‌ بعضى‌ از اشعار اوست‌.[۱۱]
محل معاش، معاصرین
باباطاهر در همدان‌ زیسته‌، و در همانجا درگذشته‌ و دفن گردیده‌ میباشد‌. اول‌ مأخذی‌ که‌ در آن‌ به‌ اسم‌ «طاهر» - سوای‌ بیان لقب ها‌ «پدر» و «لخت‌» - اشاره گردیده، طومار‌های‌ عین‌ القضات‌ همدانى‌ میباشد‌. عین‌ القضات‌ به‌ زیارت‌ قبر «طاهر» مى‌رفته و گاهى‌ در آن‌جا طومار‌ای‌ مى‌نوشته‌ میباشد‌.[۱۲] همینطور، «فتحه‌» - از عارفان‌ معاصر عین‌القضات‌ - ۷۰ سال‌ مى‌کوشیده‌ تا ارادت‌ خویش را نسبت‌ به‌ «طاهر» پایدار سازد و به این شغل پیروز نمیشد.[۱۳] طاهر، با دیلمیان معاصر بوده و ملاقاتی با ابن سینا داشته میباشد.[۱۴]


آرامگاه باباطاهر در همدان
در ملاقاتش با طغرل سلجوقی، طغرل برای دیدار وی‌ کوکبۀ لشکر را متوقف‌ کرد.[۱۵] باباطاهر با عتاب به وی اذعان کرد: «ای سوراخ، با خوی خداوند چه خواهی کرد؟ پادشاه اذعان کرد: آنچه فرمایی. باباگفت: آن کن که خدای میفرماید؛ انّ اللّه یأمر بالعدل و الاحسان[سوره نحل–۹۰].» طغرل بر دستان‌ پدر بوسه‌ زده‌، و سفارش‌اش‌ را اجابت‌ کرده‌، و گریست و صحبت‌ عتاب‌آلود او‌را برتافته‌، و راز ابریق‌ شکسته‌ای‌ را که‌ پدر در انگشتش‌ کرده‌ بود، همانند تعویذی‌ همواره‌ یاور خویش ‌داشت‌.[۱۶]

آرامگاه‌
آرامگاه باباطاهر بر فراز تپه‌ای‌ در شمال‌ غربى‌ همدان‌، مقابل‌ قلۀ الوند و از سوی‌ دیگر، مقابل‌ بقعۀ امامزاده‌ حارث‌ (هادی‌) بن‌ على‌ (ع‌) ساخته‌ گردیده‌ میباشد‌.[۱۷] پس‌ از عین‌القضات‌، حمدالله‌ مستوفى‌ اولیه‌ کسى‌ میباشد‌ که‌ خلال‌ بر شمردن‌ «مزارات‌ متبرکه» همدان‌، از مقبرۀ پدر، نشانى‌ مى‌دهد.[۱۸] آرامگاه‌ قدیم‌ او‌ در سده ۶ق‌، به‌ شکل‌ ساختمان بلند‌ آجری‌ ۸ ضلعى‌ ساخته‌ شد. [۱۹] این‌ ساختمان بلند‌ در اوایل‌ سده ۱۴ش‌ در معرض‌ ویرانى‌ قرار داشت‌؛ از این‌ رو، ابتدا‌ در ۱۳۱۷ش‌ تجدید بنای‌ آن‌ در آیین نامه قرار گرفت‌ البته نیمه تمام‌ ماند و توشه دیگر، در سالهای‌ ۱۳۲۹- ۱۳۳۱ش‌ نوسازی‌ و تجدید بنا‌ شد. سرنوشت‌، به‌ اهتمام‌ انجمن‌ اثرها ملى‌، آرامگاه‌ کنونى‌ او‌ در سالهای‌ ۱۳۴۶-۱۳۴۹ش‌ بنیاد گذاشته‌ شد. [۲۰] در مجاورت آرامگاه‌ باباطاهر بقاع شماری‌ از مشاهیر همدان‌ نیز جای‌دارد.

شعر باباطاهر
عمده شهرت باباطاهر وامدار‌ دوبیتیهای‌ عوام‌ فهم و شعور‌ و خاصیت‌ پسند اوست‌. اطلاق‌ دوبیتى‌ ( و آوا‌ ) به‌ این‌ نوع‌ شعر، در سده‌های‌ اخیر بیشتر رایج‌ گردیده‌ میباشد‌ و قُدَما معمولاً به‌ آن‌ فهلوی‌ و فهلویات‌ مى‌گفتند. [۲۱] ولی شماری‌ از دوبیتی‌های‌ شاعران‌ گمنام‌ یا این که شناخته‌گردیده‌ دیگر نیز، به‌ ورژن‌های‌ خطى‌ و چاپى‌ اشعار باباطاهر رویه‌ یافته‌ میباشد‌ [۲۲] و در زبان‌ سروده‌های‌ پدر تصرفاتى‌ شکل‌ گرفته‌، و رفته‌ رفته‌ به‌ گویش‌ رسمى‌ ادبى‌ ( فارسى‌ دری‌ ) مجاورت‌ گردیده‌ میباشد‌. [۲۳] سابق‌ترین‌ مأخذ که‌ در آن‌ یکى‌ از دوبیتی‌های‌ منسوب‌ به‌ باباطاهر ( سوای‌ اشاره‌ به‌ اسم‌ سراینده‌ ) آمده‌، المعجم‌ میباشد‌. [۲۴]

گویش

حرم باباطاهر در همدان
برخى‌ صاحبان‌ کتابهای‌ تذکره‌ و پژوهشگران‌ ، لهجه‌ او‌ را «راژی‌»، [۲۵] «راجى‌»، [۲۶] و «رازی‌» [۲۷] دانسته‌اند. این‌ ۳ لفظ به‌ لهجه‌ قدیم‌ اهل‌ ری بازمى‌خواهد شد. برخى‌ نیز لهجه‌اشعار اورا لُری‌ مى‌دانند. [۲۸] رپیکا لهجه‌ اشعار پدر را «محلى‌»، و سروده‌هایش‌ را از مقوله ادبیات‌ عامیانه‌ دانسته‌، [۲۹] آبراهامیان‌، [۳۰] می‌ان‌ گویش سروده‌های‌ باباطاهر و کلیمیان‌ همدان‌، قائل‌ به‌ قرابتى‌ گردیده‌ میباشد‌ و ناتل‌ خانلری‌ [۳۱] علاوه بر‌ برشمردن‌ مواقعی‌ از اختلافات‌ در ضمایر و وجوه‌ تصریفى‌ افعال‌ در گویش‌های‌ یهودیان‌ همدان‌ و سروده‌های‌ پدر، لحاظ آبراهامیان‌ را مردود دانسته‌ میباشد‌. براون‌ خلال‌ اشاره‌ به‌ حیث یک‌سری بدن‌ از خاورشناسان‌ [۳۲] این‌ صحبت‌ کلمان‌ هوار را نقل‌ مى‌نماید که‌ برخى‌ از گویش‌های‌ غرب‌ کشور ایران‌ با گویش‌ اوستایى‌ پیوستگى‌ دارااست که‌ هوار از آنان به‌ «دنیوی‌ نو» یا این که «پهلوی‌ مسلمان‌» [پهلوی‌ زمان اسلامى‌] تفسیر کرده‌ میباشد‌. وی زبان سروده‌های‌ پدر را نیز به عنوان مثال این‌ زبان‌ها دانسته‌ میباشد‌. [۳۳]

محتوا
دوبیتی‌های‌ پدر، دارنده معنی و مفهوم‌ بی آلایش‌ و جاری‌ و بدور‌ از صنعت های‌ ادبی طاقت فرسا میباشد. این فرمان سبب ساز رونق شعر وی بین عوام مردم گردیده، به نحوی که شماری‌ از ابیات‌ وی صبغه تمثیلى‌ یافته‌ میباشد‌. عنصرها طبیعت‌ - کوه‌ و صحرا و گل‌ و گیاه‌ - عاطفه ها‌ لطیف‌ و احساسات‌ رقیق‌، درویشى‌، قلندری‌ و نکوهش‌، حزن‌ هجران‌ و درد دلتنگى‌، حزن‌ بى‌سامانى‌ و حسرت‌ رسیدن‌، شکوه‌ از ناپایداری‌ و بى‌وفایى‌، دلدادگى‌ و وفای‌ به‌ قسم، اعتراف‌ به‌ گناه‌ و پوزش‌ از تولید کننده‌ رحمان‌، مویه‌های‌ نتیجه ها‌ از غربت‌، پر نمک و جذبه‌های‌ علاقه‌ و... مثلا‌ معنی ها‌ بارز شعر باباطاهر میباشد‌. [۳۴] تمییز عشق و علاقه‌ لاهوتى‌ از علاقه‌ ناسوتى‌ در سروده‌های‌ او‌ مشقت بار میباشد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 507
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه