* امامت به چه معناست؟
کلمه و واژه ی امام به معنای پیشوا و رهبر میباشد. اعم از این کهاین پیشوایی به شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد سوی بهروزی و کمال و یا این که در جهت انحطاط و سقوط باشد; پیشوا یعنی هر کس پیش رو میباشد و اشخاصی تابع و در پی وی می باشند; اعم از آن که عادل و صحیح فعالیت باشد و یا این که فسخ و منحرف کننده;[1] در قرآن مهربان واژه و کلمه ی امام در هر دو معنی به عمل رفته میباشد: رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد
(وَجَعَلْناهُمْ أَئِـمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا)[2]; ما آنهارا پیشوایان هادی به فرمان خودمان قرار دادیم.
و در مکان دیگر میفرماید: (أَئِمَّـةً یَدْعُونَ إِلی النّارِ)[3]; پیشوایانی که عموم را به سوی حریق میخوانند. آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد
معنای اصطلاحی امام
آن چه در مشاجره امامت متبوع شیعه میباشد، امام به معنای خلیفه و جانشین نبی پروردگار ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میباشد که با وی در آحاد وظایف و مسئولیت های الهی غیر از تلقّی و اخذ وحی، مشترک میباشد. مسجد الزهرا احمدآباد مشهد
امامت در اصطلاح شیعه، عبارت از یک منصب عام الهی و خدادادی میباشد.[4] امام رضا ـ علیه السلام ـ در تمجید امام میفرماید: امامت زمام آئین و نظام مسلمین و صلاح عالم و عزّت مؤمنان میباشد. امامت محور اسلام بارور و شاخه ی بلند آن میباشد. امام، حلال خداوند را حلال و حرام آفریدگار را حرام می شمرد و آن را تحقق میبخشد; حدود الهی را به پا میدارد و از آیین آفریدگار پناه می نماید و به سوی روش پروردگارش توسط ی علم و موعظه پسندیده و استدلال رسا و سفت دعوت می نماید. امام امین پروردگار فی مابین عموم، حجت حق بر کردار، خلیفه ی الهی در جامعه، رهبر و ره نمای اخلاق و رفتار به سوی حق و پاسبان حریم حقوق و دستمزد الهی میباشد.[5]
اکبراسد علیزاده
* دربین امامت و نبوت چه تفاوتی وجود داراست؟ آیا امامت فراتر از نبوت میباشد؟
نبوت و امامت دو منصب الهی اند که از جانب آفریدگار به اشخاص برگزیده و لایق اعطا میگردد تا واسطه ی نتیجه الهی به سوی عموم و هدایت آنها به کمال و روشن بختی باشند و پیامبر و امام به واسطه ی این دو منصب الهی، دارنده وظایف خاص و جایگاه و جایگاه ویژه ای میشوند.
تعریفوتمجید نبوت و امامت
نبوت منصبی میباشد از جانب آفریدگار که پیام و دستوراتی را بوسیله ی وحی، از منطقه ی آفریدگار اخذ کرده، آن را ابلاغ می نماید[6]; البته امامت، سر گروهی و زعامت همگانی بر عموم در کارها آئین و دنیاست.[7]
تفاوت نبوت و امامت
چنان چه از تمجید این دو پرنور شد، نبوت جایگاه اخذ وحی از جانب خدا میباشد که در صورتی با رده رسالت هم شیوه گردد، وظیفه ی ابلاغ و انتشار احکام الهی به عامه ی عموم، به آن افزوده میشود; البته امامت مرحله ی اجرای عملی احکام شرع در جامعه میباشد; یعنی امام با منفعت دریافت کردن از سر کردگی همگانی بر عموم از طرف معبود مکلف به تشکیل جامعه ی اسلامی و پیاده نمودن احکام شریعت میباشد; به عبارت دیگر، امام ضمن ارایه ی شیوه به عموم، ملزم به رساندن آنان به مناسب هم میباشد.[8]
تفاوت دیگر در نوع رابطه با پروردگار میباشد. در حدیثی از امام باقر ـ علیه السلام ـ آمده: «رسول کسی میباشد که ملک را در خواب می بیند و در بیداری صدای اورا می شنود، البته خویش اورا نمی بیند; امّا امام صدای ملک را می شنود اما در خواب و بیداری اورا نمی بیند».[9]
برتری امامت بر نبوت
سازه بر آن چه از آیهها و احادیث به کار گیری می گردد، رده امامت رفیعتر و فراتر از جایگاه نبوت میباشد. کمی از دلایل آن عبارت اند از:
1. در آیه ای که در شأن حضرت ابراهیم نازل گردیده آمده: (وَ إِذِ ابْتَلی إِبْرویکردِـیمَ رَبُّهُ بِکَلِمات فَأَتَـمَّـهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِـی);[10] به خیال بیاورید زمانی را که معبود ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود و وی به نیکی از ذمه ی آنان بر آمد، پروردگار به وی فرمود: اینجانب تورا امام و رهبر عموم قرار دادم.
پرنور میباشد کهاین منزلت در اواخر قدمت حضرت ابراهیم به وی داده گردیده است; یعنی هنگامی که آن حضرت دارنده رده نبوت و رسالت بود. اکنون درحالتی که جایگاه امامت رفیعتر از نبوت نباشد، مزیّت و برتری برای وی عدم وجود و این وعده ی الهی چیزی بر رده وی نمی خاطر نشان کرد.
عامل این که جایگاه امامت در اواخر قدمت آن حضرت و پس از منزلت نبوت و رسالت به وی داده شد، یکیاز این میباشد که آن حضرت به دنبال از خدا میخواهد که از دودمانش نیز امامانی قرار دهد. و پرنور میباشد که آن حضرت در اواخر قدمت و بعداز یأس و ناامیدی از صاحب و مالک فرزند شدن، اینگونه درخواستی از پروردگار نمود. ادله دیگر این که در آیه آمده: ابراهیم با کلماتی تست شد و یکی آزمایشات، ذبح اسماعیل بوده. این مبادرت برای ذبح اسماعیل، مطلقاً به عبارتی آزمون آشکار میباشد و اثبات گردیده که حضرت اسماعیل در اواخر قدمت حضرت ابراهیم به جهان آمده میباشد.
2. از امام راست گو ـ علیه السلام ـ گفته شده که فرمودند: «آفریدگار ابراهیم را عبد ی خاص خویش قرار اعطا کرد قبل از آن که پیامبرش نماید و اورا تحت عنوان پیامبر تعیین کرد قبل از آن که اورا فرستاده خویش قرار دهد و اورا فرستاده قرار اعطا کرد، قبل از آن که خلیل خویش قرار دهد و اورا خلیل خویش قرار بخشید، قبل از آن که امام قرار دهد. زمانی که کلیه ی این مقامات در وی گردآوری شد، به وی فرمود: اینجانب تورا امام عموم قرار دادم»[11]. سازه بر این، واپسین سیر تکاملی آن حضرت، امامت بوده که خدا بعداز نبوت به آن حضرت اعطا فرمود.
3. رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به فاطمه ـ علیها السلام ـ فرمود: «البته ترضی ان الله عزوجل اطلع الی اهل الارض فاختار رجلین احد هما ابوک و الاخر بعلک»[12]; آیا راضی نمی شوی که پروردگار دربین اهل زمین دو نفر را تعیین کرد و برگزید; یکی از پدرت و دیگری همسرت علی؟! لبریز بدیهی میباشد که حضرت علی ـ علیه السلام ـ پیامبر نبوده و با این حالا بر مجموع پیامبران برتری داده گردیدهاست.
علی تقوی و حسین صادقی
* در صورتی حقیقتاً امامت از اصول آیین میباشد و فارغ از آن، آئین بدون نقص نمیشود، چرا این موضوع به شکلی که شیعه میگوید، به صراحت در قرآن نیامده میباشد؟
در صدر می بایست هدف از سؤال پرنور خواهد شد. در شرایطیکه منظور این میباشد که زیرا قضیه ی امامت از اصول آیین میباشد، بایستی به طور مفصّل و بی نقص در قرآن ذکر میشد، جواب این میباشد که طرز ی قرآن بدین شکل میباشد که مطالب و مسائل رابه شکل آحادّی ذکر می نماید و جزئیات آن را قرآن ناطق، یعنی نبی اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ تبیین می نماید. در حدیثی از ابی بصیر آمده میباشد: از امام درست گو ـ علیه السلام ـ راجعبه پیمان معبود (أَطِـیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ)[13] سؤال کردم، وی فرمودند: در شأن علی، حسن و... ـ علیهم السلام ـ نازل گردیده است. به وی پهنا کردم: عموم میگویند به چه انگیزه اسم علی و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در قرآن نیامده میباشد. فرمودند: نماز هم بر نبی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نازل گردیده، البته در قرآن از رکعات آن حرفی به فی مابین نیامده میباشد... و هم اینگونه این آیه هم بر نبی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نازل گردیده که آن را دربارهی علی و دیگر اهل بیت ـ علیهم السلام ـ تعبیر و تفسیر کرده است».[14] از این روی با مراجعه به لغت ها رسول ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در ارتباط اهل بیت ـ علیهم السلام ـ سفارشات فراوانی را مشاهده میکنیم که به وضوح بر امامت و ولایت آنها دلالت دارا هستند; هم زیرا حدیث اثنا عشر،[15] حدیث ثقلین،[16] حدیث سفینه[17] و حدیث غدیر.[18] و درحالتی که هدف از سؤال این میباشد که مورد ی امامت به تک تکّی در قرآن ذکر نشده، جواب این میباشد که با مراجعه ی به قرآن کریم ومهربان مشاهده میکنیم کهاین قضیه با صراحت نقل شده میباشد; تحت عنوان مثال به آیه ای که شأن نزول آن مقبول شیعه و اهل سنت میباشد، اشاره میشود:
1.آیه ی ولایت
(إِنَّما وَلِـیُّـکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِـیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ)[19]. ضمن مفسرین شیعه، مفسرین گرانقدر اهل سنت هم زیرا قرطبی،[20] ابن کثیر،[21] و طبرسی[22] گفته اند خواسته از (الَّذِینَ آمَنُوا) درین آیه، علی ـ علیه السلام ـ میباشد.
2. آیه ی تبلیغ
(یا این که أَیُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ )[23]. در منابع فریقین وارداتی کهاین آیه در شأن حضرت علی ـ علیه السلام ـ نازل شدهاست.[24] هم اینگونه از زیر آیه فهمیده میگردد که مورد ی بسیار مهمی مطرح بوده میباشد; به دلیل آن که معبود میفرماید: در شرایطیکه این پیام را به عموم ابلاغ نکنی، رسالت و پیام پروردگار را نرسانده ای و در حالتی که امامت فرعی از فروع آیین بود، از اینگونه منزلت و اهمیتی بهره مند عدم وجود که فارغ از تبلیغ آن، رسالت رسول ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ناقص بماند.
3. آیهی اکمال
(الیَوْمَ یَـئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ... الیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِـیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِیناً)[25]. این آیه بعداز انتصاب علی ـ علیه السلام ـ به امامت به وسیله نبی اکرم ـ علیه السلام ـ در روز غدیر خم نازل گردیده است[26] و دلالت مصرح بر زمینه ی امامت دارااست. مخصوصا تحت آیه که از یأس و ناامیدی کفار صحبت به فی مابین آمده و هیچ قضیه ی فرعی نمی تواند اینگونه موجب یأس و ناامیدی کفار از آئین اسلام گردد.
امامت از اصول آئین میباشد و دلایل متعددی بر این دستور اقامه گردیدهاست:
الف. احادیث متعددی از روش فریقین بر پایه ی لزوم وجود امام و معرفت وی نقل گردیده است; به عنوان مثال این که: فرستاده ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده اند: «اینجانب مات و لم یعرف امام دوران مات میتة جاهلیّة»[27]. هم اینگونه اورده شده که پیامبر خداوند ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «اینجانب مات ولیس علیه امام مات میتة جاهلیه»;[28] هر که بمیرد و امامی نداشته باشد به مرگ ناآگاهی مرده میباشد. حالا چنانچه امامت از فروع آئین باشد، جاهل به آن می بایست به خیال نپذیرفتن یک مورد ی فرعی، به مرگ نا آگاهی از جهان برود و اکنون آن که هیچ عالم و عالمی در مورد جاهل به فروع آیین، این فتوا را نداده میباشد.
ب. درحالتی که امامت از فروع آیین باشد، بایستی تاسی درین موضوع درست باشد در حالی که تاسی درخصوص امامت روا وجود ندارد; بلکه معرفت و آشنایی قعطی موردنیاز میباشد.
حسین صادقی و علی تقوی
انتصابی بودن امام
* استدلال شیعه بر این که امامت عهدی الهی میباشد، چیست؟
امام و خلیفه ی رسول از دید مسلمانها کسی میباشد که وظایف فرستاده ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به استثنای آوردن شریعت را بر ذمه داراست[29]; چنان که امام جواد ـ علیه السلام ـ فرمود: جانشین پیغمبر قرار نمی گیرد مگر هر که بسان فرستاده ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ حکم صادر نماید، و در کل جهات جز نبوت و رسالت همچون فرستاده باشد.[30] دربارهی ضرورت نصب امام به وسیله معبود دلایل فراوان عقلی و نقلی وجود دارااست; مانند:
1. ادله عقلی
شکی وجود ندارد که آدم های معمولی مرتکب اشتباه و خطا و گاهی مرتکب معصیت میشوند; در صورتیکه برای تعبیروتفسیر قرآن و ذکر احکام و مسائل نو، شخص معصومی نباشد، مورد نیاز میاید که آدم ها به حق و به روزی نرسند و از آنجا که غیر از آفریدگار کسی نمی تواند پی به پاکی اشخاص برنده شود، پس آفریدگار برای تأمین مقصود (= وصال به کمال و روشن بختی) بعداز فرستاده ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دوازده امام معصوم را قرار داده که در سایه ی دانش و طهارت، انسان را از لغزش و گم راهی نجات دهند و هر امامی در طی خویش به تعبیر و تفسیر و تبیین قرآن و احکام و مسائل نو پرداخته تا وهله به امام دوازدهم رسید که به خیال عناد و کثرت معاندان و مصالحی که معبود میداند، به اجازه الهی از نظریات غایب گردیده اند و اما در بعد از ظهر غایب بودن هم از پس پرده ی غایب بودن وظیفه ی اساسی امامت را جاری ساختن میدهند; چنان که در کتاب «ینابیع المودة» از رسول ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بیان شده: عهد به هر کس من را به نبوت مبعوث کرده! عموم از فروغ و روشنایی مهدی موعود استعمال می نمایند; گرچه وی غایب میباشد; به عبارتی طوری که به کار گیری می نمایند از نوروروشنایی خورشید; گرچه در پس ابرها غایب باشد
* امامت به چه معناست؟
کلمه و واژه ی امام به معنای پیشوا و رهبر میباشد. اعم از این کهاین پیشوایی به شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد سوی بهروزی و کمال و یا این که در جهت انحطاط و سقوط باشد; پیشوا یعنی هر کس پیش رو میباشد و اشخاصی تابع و در پی وی می باشند; اعم از آن که عادل و صحیح فعالیت باشد و یا این که فسخ و منحرف کننده;[1] در قرآن مهربان واژه و کلمه ی امام در هر دو معنی به عمل رفته میباشد: رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد
(وَجَعَلْناهُمْ أَئِـمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا)[2]; ما آنهارا پیشوایان هادی به فرمان خودمان قرار دادیم.
و در مکان دیگر میفرماید: (أَئِمَّـةً یَدْعُونَ إِلی النّارِ)[3]; پیشوایانی که عموم را به سوی حریق میخوانند. آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد
معنای اصطلاحی امام
آن چه در مشاجره امامت متبوع شیعه میباشد، امام به معنای خلیفه و جانشین نبی پروردگار ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میباشد که با وی در آحاد وظایف و مسئولیت های الهی غیر از تلقّی و اخذ وحی، مشترک میباشد. مسجد الزهرا احمدآباد مشهد
امامت در اصطلاح شیعه، عبارت از یک منصب عام الهی و خدادادی میباشد.[4] امام رضا ـ علیه السلام ـ در تمجید امام میفرماید: امامت زمام آئین و نظام مسلمین و صلاح عالم و عزّت مؤمنان میباشد. امامت محور اسلام بارور و شاخه ی بلند آن میباشد. امام، حلال خداوند را حلال و حرام آفریدگار را حرام می شمرد و آن را تحقق میبخشد; حدود الهی را به پا میدارد و از آیین آفریدگار پناه می نماید و به سوی روش پروردگارش توسط ی علم و موعظه پسندیده و استدلال رسا و سفت دعوت می نماید. امام امین پروردگار فی مابین عموم، حجت حق بر کردار، خلیفه ی الهی در جامعه، رهبر و ره نمای اخلاق و رفتار به سوی حق و پاسبان حریم حقوق و دستمزد الهی میباشد.[5]
اکبراسد علیزاده
* دربین امامت و نبوت چه تفاوتی وجود داراست؟ آیا امامت فراتر از نبوت میباشد؟
نبوت و امامت دو منصب الهی اند که از جانب آفریدگار به اشخاص برگزیده و لایق اعطا میگردد تا واسطه ی نتیجه الهی به سوی عموم و هدایت آنها به کمال و روشن بختی باشند و پیامبر و امام به واسطه ی این دو منصب الهی، دارنده وظایف خاص و جایگاه و جایگاه ویژه ای میشوند.
تعریفوتمجید نبوت و امامت
نبوت منصبی میباشد از جانب آفریدگار که پیام و دستوراتی را بوسیله ی وحی، از منطقه ی آفریدگار اخذ کرده، آن را ابلاغ می نماید[6]; البته امامت، سر گروهی و زعامت همگانی بر عموم در کارها آئین و دنیاست.[7]
تفاوت نبوت و امامت
چنان چه از تمجید این دو پرنور شد، نبوت جایگاه اخذ وحی از جانب خدا میباشد که در صورتی با رده رسالت هم شیوه گردد، وظیفه ی ابلاغ و انتشار احکام الهی به عامه ی عموم، به آن افزوده میشود; البته امامت مرحله ی اجرای عملی احکام شرع در جامعه میباشد; یعنی امام با منفعت دریافت کردن از سر کردگی همگانی بر عموم از طرف معبود مکلف به تشکیل جامعه ی اسلامی و پیاده نمودن احکام شریعت میباشد; به عبارت دیگر، امام ضمن ارایه ی شیوه به عموم، ملزم به رساندن آنان به مناسب هم میباشد.[8]
تفاوت دیگر در نوع رابطه با پروردگار میباشد. در حدیثی از امام باقر ـ علیه السلام ـ آمده: «رسول کسی میباشد که ملک را در خواب می بیند و در بیداری صدای اورا می شنود، البته خویش اورا نمی بیند; امّا امام صدای ملک را می شنود اما در خواب و بیداری اورا نمی بیند».[9]
برتری امامت بر نبوت
سازه بر آن چه از آیهها و احادیث به کار گیری می گردد، رده امامت رفیعتر و فراتر از جایگاه نبوت میباشد. کمی از دلایل آن عبارت اند از:
1. در آیه ای که در شأن حضرت ابراهیم نازل گردیده آمده: (وَ إِذِ ابْتَلی إِبْرویکردِـیمَ رَبُّهُ بِکَلِمات فَأَتَـمَّـهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِـی);[10] به خیال بیاورید زمانی را که معبود ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود و وی به نیکی از ذمه ی آنان بر آمد، پروردگار به وی فرمود: اینجانب تورا امام و رهبر عموم قرار دادم.
پرنور میباشد کهاین منزلت در اواخر قدمت حضرت ابراهیم به وی داده گردیده است; یعنی هنگامی که آن حضرت دارنده رده نبوت و رسالت بود. اکنون درحالتی که جایگاه امامت رفیعتر از نبوت نباشد، مزیّت و برتری برای وی عدم وجود و این وعده ی الهی چیزی بر رده وی نمی خاطر نشان کرد.
عامل این که جایگاه امامت در اواخر قدمت آن حضرت و پس از منزلت نبوت و رسالت به وی داده شد، یکیاز این میباشد که آن حضرت به دنبال از خدا میخواهد که از دودمانش نیز امامانی قرار دهد. و پرنور میباشد که آن حضرت در اواخر قدمت و بعداز یأس و ناامیدی از صاحب و مالک فرزند شدن، اینگونه درخواستی از پروردگار نمود. ادله دیگر این که در آیه آمده: ابراهیم با کلماتی تست شد و یکی آزمایشات، ذبح اسماعیل بوده. این مبادرت برای ذبح اسماعیل، مطلقاً به عبارتی آزمون آشکار میباشد و اثبات گردیده که حضرت اسماعیل در اواخر قدمت حضرت ابراهیم به جهان آمده میباشد.
2. از امام راست گو ـ علیه السلام ـ گفته شده که فرمودند: «آفریدگار ابراهیم را عبد ی خاص خویش قرار اعطا کرد قبل از آن که پیامبرش نماید و اورا تحت عنوان پیامبر تعیین کرد قبل از آن که اورا فرستاده خویش قرار دهد و اورا فرستاده قرار اعطا کرد، قبل از آن که خلیل خویش قرار دهد و اورا خلیل خویش قرار بخشید، قبل از آن که امام قرار دهد. زمانی که کلیه ی این مقامات در وی گردآوری شد، به وی فرمود: اینجانب تورا امام عموم قرار دادم»[11]. سازه بر این، واپسین سیر تکاملی آن حضرت، امامت بوده که خدا بعداز نبوت به آن حضرت اعطا فرمود.
3. رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به فاطمه ـ علیها السلام ـ فرمود: «البته ترضی ان الله عزوجل اطلع الی اهل الارض فاختار رجلین احد هما ابوک و الاخر بعلک»[12]; آیا راضی نمی شوی که پروردگار دربین اهل زمین دو نفر را تعیین کرد و برگزید; یکی از پدرت و دیگری همسرت علی؟! لبریز بدیهی میباشد که حضرت علی ـ علیه السلام ـ پیامبر نبوده و با این حالا بر مجموع پیامبران برتری داده گردیدهاست.
علی تقوی و حسین صادقی
* در صورتی حقیقتاً امامت از اصول آیین میباشد و فارغ از آن، آئین بدون نقص نمیشود، چرا این موضوع به شکلی که شیعه میگوید، به صراحت در قرآن نیامده میباشد؟
در صدر می بایست هدف از سؤال پرنور خواهد شد. در شرایطیکه منظور این میباشد که زیرا قضیه ی امامت از اصول آیین میباشد، بایستی به طور مفصّل و بی نقص در قرآن ذکر میشد، جواب این میباشد که طرز ی قرآن بدین شکل میباشد که مطالب و مسائل رابه شکل آحادّی ذکر می نماید و جزئیات آن را قرآن ناطق، یعنی نبی اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ تبیین می نماید. در حدیثی از ابی بصیر آمده میباشد: از امام درست گو ـ علیه السلام ـ راجعبه پیمان معبود (أَطِـیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ)[13] سؤال کردم، وی فرمودند: در شأن علی، حسن و... ـ علیهم السلام ـ نازل گردیده است. به وی پهنا کردم: عموم میگویند به چه انگیزه اسم علی و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در قرآن نیامده میباشد. فرمودند: نماز هم بر نبی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نازل گردیده، البته در قرآن از رکعات آن حرفی به فی مابین نیامده میباشد... و هم اینگونه این آیه هم بر نبی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نازل گردیده که آن را دربارهی علی و دیگر اهل بیت ـ علیهم السلام ـ تعبیر و تفسیر کرده است».[14] از این روی با مراجعه به لغت ها رسول ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در ارتباط اهل بیت ـ علیهم السلام ـ سفارشات فراوانی را مشاهده میکنیم که به وضوح بر امامت و ولایت آنها دلالت دارا هستند; هم زیرا حدیث اثنا عشر،[15] حدیث ثقلین،[16] حدیث سفینه[17] و حدیث غدیر.[18] و درحالتی که هدف از سؤال این میباشد که مورد ی امامت به تک تکّی در قرآن ذکر نشده، جواب این میباشد که با مراجعه ی به قرآن کریم ومهربان مشاهده میکنیم کهاین قضیه با صراحت نقل شده میباشد; تحت عنوان مثال به آیه ای که شأن نزول آن مقبول شیعه و اهل سنت میباشد، اشاره میشود:
1.آیه ی ولایت
(إِنَّما وَلِـیُّـکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِـیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ)[19]. ضمن مفسرین شیعه، مفسرین گرانقدر اهل سنت هم زیرا قرطبی،[20] ابن کثیر،[21] و طبرسی[22] گفته اند خواسته از (الَّذِینَ آمَنُوا) درین آیه، علی ـ علیه السلام ـ میباشد.
2. آیه ی تبلیغ
(یا این که أَیُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ )[23]. در منابع فریقین وارداتی کهاین آیه در شأن حضرت علی ـ علیه السلام ـ نازل شدهاست.[24] هم اینگونه از زیر آیه فهمیده میگردد که مورد ی بسیار مهمی مطرح بوده میباشد; به دلیل آن که معبود میفرماید: در شرایطیکه این پیام را به عموم ابلاغ نکنی، رسالت و پیام پروردگار را نرسانده ای و در حالتی که امامت فرعی از فروع آیین بود، از اینگونه منزلت و اهمیتی بهره مند عدم وجود که فارغ از تبلیغ آن، رسالت رسول ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ناقص بماند.
3. آیهی اکمال
(الیَوْمَ یَـئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ... الیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِـیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِیناً)[25]. این آیه بعداز انتصاب علی ـ علیه السلام ـ به امامت به وسیله نبی اکرم ـ علیه السلام ـ در روز غدیر خم نازل گردیده است[26] و دلالت مصرح بر زمینه ی امامت دارااست. مخصوصا تحت آیه که از یأس و ناامیدی کفار صحبت به فی مابین آمده و هیچ قضیه ی فرعی نمی تواند اینگونه موجب یأس و ناامیدی کفار از آئین اسلام گردد.
امامت از اصول آئین میباشد و دلایل متعددی بر این دستور اقامه گردیدهاست:
الف. احادیث متعددی از روش فریقین بر پایه ی لزوم وجود امام و معرفت وی نقل گردیده است; به عنوان مثال این که: فرستاده ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده اند: «اینجانب مات و لم یعرف امام دوران مات میتة جاهلیّة»[27]. هم اینگونه اورده شده که پیامبر خداوند ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «اینجانب مات ولیس علیه امام مات میتة جاهلیه»;[28] هر که بمیرد و امامی نداشته باشد به مرگ ناآگاهی مرده میباشد. حالا چنانچه امامت از فروع آئین باشد، جاهل به آن می بایست به خیال نپذیرفتن یک مورد ی فرعی، به مرگ نا آگاهی از جهان برود و اکنون آن که هیچ عالم و عالمی در مورد جاهل به فروع آیین، این فتوا را نداده میباشد.
ب. درحالتی که امامت از فروع آیین باشد، بایستی تاسی درین موضوع درست باشد در حالی که تاسی درخصوص امامت روا وجود ندارد; بلکه معرفت و آشنایی قعطی موردنیاز میباشد.
حسین صادقی و علی تقوی
انتصابی بودن امام
* استدلال شیعه بر این که امامت عهدی الهی میباشد، چیست؟
امام و خلیفه ی رسول از دید مسلمانها کسی میباشد که وظایف فرستاده ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به استثنای آوردن شریعت را بر ذمه داراست[29]; چنان که امام جواد ـ علیه السلام ـ فرمود: جانشین پیغمبر قرار نمی گیرد مگر هر که بسان فرستاده ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ حکم صادر نماید، و در کل جهات جز نبوت و رسالت همچون فرستاده باشد.[30] دربارهی ضرورت نصب امام به وسیله معبود دلایل فراوان عقلی و نقلی وجود دارااست; مانند:
1. ادله عقلی
شکی وجود ندارد که آدم های معمولی مرتکب اشتباه و خطا و گاهی مرتکب معصیت میشوند; در صورتیکه برای تعبیروتفسیر قرآن و ذکر احکام و مسائل نو، شخص معصومی نباشد، مورد نیاز میاید که آدم ها به حق و به روزی نرسند و از آنجا که غیر از آفریدگار کسی نمی تواند پی به پاکی اشخاص برنده شود، پس آفریدگار برای تأمین مقصود (= وصال به کمال و روشن بختی) بعداز فرستاده ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دوازده امام معصوم را قرار داده که در سایه ی دانش و طهارت، انسان را از لغزش و گم راهی نجات دهند و هر امامی در طی خویش به تعبیر و تفسیر و تبیین قرآن و احکام و مسائل نو پرداخته تا وهله به امام دوازدهم رسید که به خیال عناد و کثرت معاندان و مصالحی که معبود میداند، به اجازه الهی از نظریات غایب گردیده اند و اما در بعد از ظهر غایب بودن هم از پس پرده ی غایب بودن وظیفه ی اساسی امامت را جاری ساختن میدهند; چنان که در کتاب «ینابیع المودة» از رسول ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بیان شده: عهد به هر کس من را به نبوت مبعوث کرده! عموم از فروغ و روشنایی مهدی موعود استعمال می نمایند; گرچه وی غایب میباشد; به عبارتی طوری که به کار گیری می نمایند از نوروروشنایی خورشید; گرچه در پس ابرها غایب باشد

رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد؛ راهنمای کامل هماهنگی برای مراسم ختم و یادبود