loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 16
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 14:08


آیتم وقف

وقف‌طومار ورژن‌ای از سوی فرمان روا شاه حسین صفوی برای مکتب سلطانیه اصفهان
مقصود از تأسیس این مکتب، چنان که از وقف طومار آن برمی‌آید، آموختن علم ها شرعی بود، ولی متولی بر تعظیم شعائر، همانند برگزاری مجالس مذهبی در وفیات و اعیاد و افطار و احیا در رمضان، تأکید فراوان داشته و صدها تومان از درآمد موقوفات را بدین کارها تخصیص داده میباشد.[۱۳] حجره‌ای نیز به اسم فرمانروا حسین درین مکتب درست شده بود که پاد شاه‌، گاه در آن جلوس و درس دادن میکرد یا این که هنگام طغیان به مکتب به آنجا مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می رفت.[۱۴]

مسئولان مکتب و وظایف آن ها

سقف مقرنس مکتب چهارباغ
اول متولی فقهی مکتب فرمانروا حسین بود. وی این سمت را بعد از خویش از آنِ پاد شاه مجال دانسته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱۵]

وقف طومار مکتب، جزئیات مهمی از نظام اداره و موقعیت و وظایف همگانی اهل مکتب در دست می‌نهد: بالاترین جایگاه اداره کننده مکتب متولی دینی بود. وی مدرّس، مستوفی سرکار موقوفات، خادم باشی (یا این که سرکارِ عمله) و کتابدار مکتب را گزینش می کرد. مدرّس دومی رده مکتب بود. وی ضمن بررسی بر انتخاب طلاب و تقسیم حجره‌ها، «تفتیش اوضاع» و تصدیق «تدین و حسن سرویس» خدمه مکتب را نیز برعهده داشت. مدرّس می‌توانست، به تشخیص خویش، محصل ها بی‌صلاحیت را از مکتب رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد اخراج نماید

.[۱۶] طبیب مکتب نیز به گرایش وی و بقیه طلاب از بین اطبای دربار برگزیده می شد.[۱۷] اکثر اوقات قبوض هزینه های و پرداخت‌ها نیز می‌بایست به مهر مدرّس می سید.[۱۸]

حقوق و دستمزد و وظایف پرسنل
مدرّس در ازای این وظایف، سالیانه ۵۲ تومان و هفت هزار دینار حق التدریس، و بیست تومان نیز «خلال حق التدریس» می‌گرفت.[۱۹] مستوفی سرکار موقوفات وظیفه بررسی بر موقوفات و علم آموزی و ضبط درآمدهای آن و تحقیق بر هزینه کردن این درآمدها در کارها مقرر در وقف طومار را برعهده داشت و مقرری وی سالیانه دوازده تومان شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۲۰]

خادم باشی، که سرکارِ عمله مکتب بود، می‌بایست در اکثر یا این که تک تک زمان ها روز در مکتب حاضر می‌بود و به نظم و پاکیزگی و حسن اجرای وظایف عمله استیناف میکرد. وی هشت خدمتکار دایم و خدمه فصلی را سرپرستی میکرد و حقوقش سالیانه دوازده تومان و حقوق و دستمزد هر خدمتکار ۲۵ ریال بود. دو چراغی/ چراغچی، سه فراش، سه نگهبان، دو آب کش (حیاض)، یک باغبان و یک کفشدار نیز، با حقوق و دستمزد ۲۵ ریال در سال، پایین لحاظ خادم باشی درگیر به فعالیت بودند.[۲۱]

کتابدار مکتب، به امر متولی گزینش می شد. وی می‌بایست در نگهداری کتاب‌های وقفی می کوشید و در اکثر زمان ها استیناف طلاب در سرویس آن‌ها می‌بود. دستمزد کتابدار سالیانه هفت تومان بود.[۲۲]

تحویلدار مکتب، یکی از دیگر از کارگر خوب منصب بود که سالیانه هفت تومان مقرری و سه تومان ضمن حق السعی اخذ میکرد و وظیفه‌اش ضبط فرش‌ها، مسینه آلات و ظروف و بقیه اشیایی بود که طلاب به سپرده می‌بردند. او همینطور تقسیم سوخت بین همسایه مکتب را برعهده داشت.[۲۳]

محصل ها مکتب سلطانی نیز از موقوفات مکتب وظیفه می‌گرفتند، منوط بر آنکه "از فرقه محقّه ناجیه شیعه اثناعشریه کَثَّرهم الله و درست الاعتقاد و مُتَدَیِّن و ظاهرالصَّلاح بوده، به خرابی اعتقادوباور و شرارت موصوف نباشند و حجره خویش را مُعَطَّل نگذارند و به علم آموزی علم ها دینیه سرگرم باشند و موافق عادت و متعارف در آنجا سُکنیٰ کنند و مدرّس مکتب مبارکه وی را در آن مکتب جا داده، به دلیل وی انتخاب حجره کرده‌باشد".[۲۴] واقف موقوفات مکتب در دو مکان وقف طومار[۲۵] پول هایی را برای تقسیم بین حجره‌های طلاب معلوم نموده است. از واحد سنجش این مبلغ اینگونه برمی‌آید که مکتب ۱۴۲حجره قابل سکونت داشته میباشد [۲۶] که شمار حجره‌های مکتب را در طی تأسیس ۱۵۰ باب دانسته میباشد واقف مجموعاَ ۱۵۰۰ تومان تبریزی برای تقسیم دربین حجره‌ها گزینش نموده است، به این قرار که به هر حجره، سوای آنکه یک یا این که دو بدن در آن بومی باشد، به صورت کلی روزمره دویست دینار وابستگی گیرد، اضافی این تقسیم نیز بالسویه فی مابین حجره‌ها نصیب خواهد شد و در شرایطی که درآمد موقوفات کمتر از حد معلوم باشد مقرری طلاب و مُدَرِّس به یک نسبت کاهش یابد.[۲۷] یک بدن از محصل ها نیز به صلاحدید و تصدیق مدرّس تحت عنوان «مدیر فراگیر» برگزیده خواهد شد و روزمره صد دینار بیش تر از سایر افراد به وی داده گردد.[۲۸] براین اساس، طلاب مکتب سلطانی سالیانه نزدیک به ۷/۱ تومان مقرری داشته‌اند.

در صورتی‌که گزارش خاتون آبادی[۲۹] از مقرری سالیانه طلاب یک مکتب بی آلایش آن عصر را دارای اعتبار بشماریم، طلاب مکتب سلطانی درحدود سه ونیم موازی بقیه مدرسه های مقرری داشته‌اند.

آنها از مزایای دیگری نیز منفعت‌مند بودند؛ فرمان روا حسین موقوفات غیروابسته‌ای وقف مکتب کرد تا هزینه های معالجه اهل مکتب سلطانی از محل درآمدهای آن تأمین خواهد شد، یکی‌از پزشکان توانا دربار را نیز به سرویس طلاب و مدرّس تخصیص اعطا کرد.[۳۰] پاد شاه به تأمین ما یحتاج مُحَصِّلان مکتب اهتمامی ویژه داشت.[۳۱] بانوی نهاد گذار مکتب نیز به یاروهمدم گروهی از زنان هفته‌ای یک توشه به مکتب می‌آمد، خرقه‌های چرک الود ساکنان مکتب را گردآوری می کرد و به مکان آن جامه منزه میاورد.[۳۲] شام و ناهار طلاب نیز‌گاه از آشپزخانه خاصه آماده می شد. بی‌جهت وجود ندارد که گفته‌اند آسایش اهل مکتب سلطانی چندان بود که اکثر اوقات موجب خوش گذرانی و کاهلی آن‌ها میشد.[۳۳] گوبینوی فرانسوی نیز با حمد از زیبایی و شکوه مکتب، آنجا را محلی نامناسب برای آموختن آموزه بی‌ارزشی محصول عالم میداند.[۳۴]


آیتم وقف

وقف‌طومار ورژن‌ای از سوی فرمان روا شاه حسین صفوی برای مکتب سلطانیه اصفهان
مقصود از تأسیس این مکتب، چنان که از وقف طومار آن برمی‌آید، آموختن علم ها شرعی بود، ولی متولی بر تعظیم شعائر، همانند برگزاری مجالس مذهبی در وفیات و اعیاد و افطار و احیا در رمضان، تأکید فراوان داشته و صدها تومان از درآمد موقوفات را بدین کارها تخصیص داده میباشد.[۱۳] حجره‌ای نیز به اسم فرمانروا حسین درین مکتب درست شده بود که پاد شاه‌، گاه در آن جلوس و درس دادن میکرد یا این که هنگام طغیان به مکتب به آنجا مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می رفت.[۱۴]

مسئولان مکتب و وظایف آن ها

سقف مقرنس مکتب چهارباغ
اول متولی فقهی مکتب فرمانروا حسین بود. وی این سمت را بعد از خویش از آنِ پاد شاه مجال دانسته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱۵]

وقف طومار مکتب، جزئیات مهمی از نظام اداره و موقعیت و وظایف همگانی اهل مکتب در دست می‌نهد: بالاترین جایگاه اداره کننده مکتب متولی دینی بود. وی مدرّس، مستوفی سرکار موقوفات، خادم باشی (یا این که سرکارِ عمله) و کتابدار مکتب را گزینش می کرد. مدرّس دومی رده مکتب بود. وی ضمن بررسی بر انتخاب طلاب و تقسیم حجره‌ها، «تفتیش اوضاع» و تصدیق «تدین و حسن سرویس» خدمه مکتب را نیز برعهده داشت. مدرّس می‌توانست، به تشخیص خویش، محصل ها بی‌صلاحیت را از مکتب رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد اخراج نماید

.[۱۶] طبیب مکتب نیز به گرایش وی و بقیه طلاب از بین اطبای دربار برگزیده می شد.[۱۷] اکثر اوقات قبوض هزینه های و پرداخت‌ها نیز می‌بایست به مهر مدرّس می سید.[۱۸]

حقوق و دستمزد و وظایف پرسنل
مدرّس در ازای این وظایف، سالیانه ۵۲ تومان و هفت هزار دینار حق التدریس، و بیست تومان نیز «خلال حق التدریس» می‌گرفت.[۱۹] مستوفی سرکار موقوفات وظیفه بررسی بر موقوفات و علم آموزی و ضبط درآمدهای آن و تحقیق بر هزینه کردن این درآمدها در کارها مقرر در وقف طومار را برعهده داشت و مقرری وی سالیانه دوازده تومان شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۲۰]

خادم باشی، که سرکارِ عمله مکتب بود، می‌بایست در اکثر یا این که تک تک زمان ها روز در مکتب حاضر می‌بود و به نظم و پاکیزگی و حسن اجرای وظایف عمله استیناف میکرد. وی هشت خدمتکار دایم و خدمه فصلی را سرپرستی میکرد و حقوقش سالیانه دوازده تومان و حقوق و دستمزد هر خدمتکار ۲۵ ریال بود. دو چراغی/ چراغچی، سه فراش، سه نگهبان، دو آب کش (حیاض)، یک باغبان و یک کفشدار نیز، با حقوق و دستمزد ۲۵ ریال در سال، پایین لحاظ خادم باشی درگیر به فعالیت بودند.[۲۱]

کتابدار مکتب، به امر متولی گزینش می شد. وی می‌بایست در نگهداری کتاب‌های وقفی می کوشید و در اکثر زمان ها استیناف طلاب در سرویس آن‌ها می‌بود. دستمزد کتابدار سالیانه هفت تومان بود.[۲۲]

تحویلدار مکتب، یکی از دیگر از کارگر خوب منصب بود که سالیانه هفت تومان مقرری و سه تومان ضمن حق السعی اخذ میکرد و وظیفه‌اش ضبط فرش‌ها، مسینه آلات و ظروف و بقیه اشیایی بود که طلاب به سپرده می‌بردند. او همینطور تقسیم سوخت بین همسایه مکتب را برعهده داشت.[۲۳]

محصل ها مکتب سلطانی نیز از موقوفات مکتب وظیفه می‌گرفتند، منوط بر آنکه "از فرقه محقّه ناجیه شیعه اثناعشریه کَثَّرهم الله و درست الاعتقاد و مُتَدَیِّن و ظاهرالصَّلاح بوده، به خرابی اعتقادوباور و شرارت موصوف نباشند و حجره خویش را مُعَطَّل نگذارند و به علم آموزی علم ها دینیه سرگرم باشند و موافق عادت و متعارف در آنجا سُکنیٰ کنند و مدرّس مکتب مبارکه وی را در آن مکتب جا داده، به دلیل وی انتخاب حجره کرده‌باشد".[۲۴] واقف موقوفات مکتب در دو مکان وقف طومار[۲۵] پول هایی را برای تقسیم بین حجره‌های طلاب معلوم نموده است. از واحد سنجش این مبلغ اینگونه برمی‌آید که مکتب ۱۴۲حجره قابل سکونت داشته میباشد [۲۶] که شمار حجره‌های مکتب را در طی تأسیس ۱۵۰ باب دانسته میباشد واقف مجموعاَ ۱۵۰۰ تومان تبریزی برای تقسیم دربین حجره‌ها گزینش نموده است، به این قرار که به هر حجره، سوای آنکه یک یا این که دو بدن در آن بومی باشد، به صورت کلی روزمره دویست دینار وابستگی گیرد، اضافی این تقسیم نیز بالسویه فی مابین حجره‌ها نصیب خواهد شد و در شرایطی که درآمد موقوفات کمتر از حد معلوم باشد مقرری طلاب و مُدَرِّس به یک نسبت کاهش یابد.[۲۷] یک بدن از محصل ها نیز به صلاحدید و تصدیق مدرّس تحت عنوان «مدیر فراگیر» برگزیده خواهد شد و روزمره صد دینار بیش تر از سایر افراد به وی داده گردد.[۲۸] براین اساس، طلاب مکتب سلطانی سالیانه نزدیک به ۷/۱ تومان مقرری داشته‌اند.

در صورتی‌که گزارش خاتون آبادی[۲۹] از مقرری سالیانه طلاب یک مکتب بی آلایش آن عصر را دارای اعتبار بشماریم، طلاب مکتب سلطانی درحدود سه ونیم موازی بقیه مدرسه های مقرری داشته‌اند.

آنها از مزایای دیگری نیز منفعت‌مند بودند؛ فرمان روا حسین موقوفات غیروابسته‌ای وقف مکتب کرد تا هزینه های معالجه اهل مکتب سلطانی از محل درآمدهای آن تأمین خواهد شد، یکی‌از پزشکان توانا دربار را نیز به سرویس طلاب و مدرّس تخصیص اعطا کرد.[۳۰] پاد شاه به تأمین ما یحتاج مُحَصِّلان مکتب اهتمامی ویژه داشت.[۳۱] بانوی نهاد گذار مکتب نیز به یاروهمدم گروهی از زنان هفته‌ای یک توشه به مکتب می‌آمد، خرقه‌های چرک الود ساکنان مکتب را گردآوری می کرد و به مکان آن جامه منزه میاورد.[۳۲] شام و ناهار طلاب نیز‌گاه از آشپزخانه خاصه آماده می شد. بی‌جهت وجود ندارد که گفته‌اند آسایش اهل مکتب سلطانی چندان بود که اکثر اوقات موجب خوش گذرانی و کاهلی آن‌ها میشد.[۳۳] گوبینوی فرانسوی نیز با حمد از زیبایی و شکوه مکتب، آنجا را محلی نامناسب برای آموختن آموزه بی‌ارزشی محصول عالم میداند.[۳۴]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 509
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه