loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 12
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 13:42


بَحافظه موقتَکیان، خاندانی از بلخ که با مجاورت شدن به دستگاه خلافت امویان و عباسیان، توان یافتند و در زمان اولیه عباسی، هنگام خلافت هارون الرشید (حکومت:۱۷۰-۱۹۳ق)، و در نقطع ی عطف توان عباسیان، در اکثری از شؤون حکومتی دخالت داشتند. این خویشاوندان با اسم نیای خویش برمک شناخته می‌شدند. برمک، خالد، یحیی، جعفر و فضل و ادب به مناصب حکومتی بلند دست مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد یافتند.

درباره ارتباط برمکیان با علویان و امام موسی کاظم(ع)، و نیز دلایل سقوط آنها گزارش‌های متفاوتی وجود داراست؛ گزارش‌هایی از امان آنها از زندانیان علوی وجود دارااست و داستان‌هایی نیز درباره همیاری آنها در دغدغه موسی‌بن‌جعفر مندرج میباشد. در اولِ سال ۱۸۷ ق، هارون بعد از برگشت از حج، امر قتل جعفر و زندانی شدن یحیی و فضل و ادب و مصادره اموال آن ها را آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد صادر کرد.

شناخت برمکیان با اسلام
اولی شخص مسلمان شناخته گردیده از این فامیل، برمک جدّ خالد میباشد. منابع تاریخی در کیفیت اسلام آوردن برمک اختلاف دارا هستند. به گفته مورخان، وی بعداز فتح بلخ در حین عثمان به مدینه رفت و اسلام را به عهده گرفت و از سوی عثمان، عبدالله نامیده شد. مبتنی بر این گزارش‌ها، وی در رجوع و برگشت به بلخ به جهت شکاف آیین اجداد، به دست نیزک طرخان (حکم کننده ترکستان) به قتل رسید و همسر او به یار طفل خردسالش که وی هم برمک اسم داشت، به کشمیر گریخت و نوباوه با نگهداری مامان به علم آموزی روی آورد. آخر و عاقبت بلخیان اورا برگردانده و منصب پدرش را به او رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بازگرداندند.[۱]

از در میان معانی و تفاسیر مختلفی که در منابع تاریخی برای واژه و کلمه بَحافظه موقتَک اورده شده[۲]، این پیمان درست‌خیس دانسته گردیده که برمک کنیه همگانی برای نگهبانان محل پرستش بودایی نوبهار بلخ در شمال افغانستان فعلی و مشتق از واژه پارماکا در لهجه سانسکریت به معنای پیشوای روضه خوان بودائیان شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۳]

ورود برمکیان به دستگاه خلافت
برمک در زمان عبدالملک بن مروان (حکومت: ۶۵-۸۶ق)،[۴] و به نقلی هشام بن عبدالملک (حکومت: ۱۰۵-۱۲۵ق)[۵] وارد دمشق گردیده و در دربار امویان مقرب گشت. برمک با یکی شاهزادگان چَغانیان (حیطه‌ای در نصیب علیای رود جیحون) تزویج کرد که نتایج آن سه فرزند به اسم‌های خالد، حسن، قدمت و دختری معروف به ام خالد بود.[۶] سلیمان دیگر فرزند برمک نتیجه ها تزویج او با دختری بخارایی بوده میباشد.[۷]

خالد
خالد پسر برمک دارای اسم و رسم به ابوالبرامکه در سال ۹۰ قمری در بلخ متولد شد.[۸] او گزینه احترام امویان به ویژه فرزندان عبدالملک (هشام و مسلمه) بود. با ورود او به جرگه دوستداران عباسیان و نماد دادن لیاقت در موردها زیادی مانند گردآوری‌آوری پول برای عباسیان در عصر دعوت پنهانی برای قیام عباسیان،[۹] کمپانی در سرکوب معارضان در طوس به امر ابومسلم در سال ۱۳۰ق،[۱۰] مجاب کردن والی طبرستان به طرفداری از قیام عباسیان در سال ۱۳۱ق، [۱۱] تصدی سمت بانک‌داری، جمع و تصویب غنائم در پیکارهای قحطبة بن شبیب در قم، اصفهان و خراسان در به عبارتی سال[۱۲]، سفاح او‌لین خلیفه عباسی (حکومت:۱۳۲-۱۳۶ق.)، اداره کارها غنائم را به خالد واگذاشت.[۱۳]

خالد با علامت دادن لیاقت و کاردانی توانست سرپرستی دیوان‌های خراج (جهت توده‌آوری مالیات‌ها) و جند (دیوانی جهت ثابت انتساب سربازان به دیوان و پرداخت حقوق و دستمزد وی) را نیز ذمه ‌دار خواهد شد.[۱۴] با وجود امتناع خالد از تایید تیتر وزیر و اعتقاد و باور به بد یمن بودن آن به منجر قتل ابوسلمه علاوه بر[۱۵]، تک تک شغل های وزیر را اعمال می‌بخشید، از این رو برخی منابع اورا وزیر خوانده‌اند.[۱۶] وزارت منصور (حکومت: ۱۳۶-۱۵۸ق) هم برای مثال مناصبی بود که در سال ۱۳۶ق. به خالد واگذار شد که برهه زمانی 1 سال و اندی ذمه ‌دار آن بود تا اینکه ابوایوب سلیمان بن وهب موریانی، اولی وزیر منصور به قصد بدور کردن خالد از پایتخت و تصدی منصب وی، توصیه اعطای ولایت عجم به خالد را اعطا کرد و خالد تعدادی سال بر عجم حکم راند.[۱۷] منصور همینطور حکومت طبرستان و موصل را در سال ۱۴۸ قمری. به او داد که گنج فراوانی برای خالد به ارمغان آورد.[۱۸] در سال ۱۶۳ قمری. خالد و برادرانش سلیمان و حسن، هارون را در جنگ با روم ملازمت و همراهی کردند.[۱۹] آخر و عاقبت خالد که به حسن سیرت و سیاست‌مداری آوازه داشت در جمادی الاولی سال ۱۶۵ق. درگذشت.[۲۰]


بَحافظه موقتَکیان، خاندانی از بلخ که با مجاورت شدن به دستگاه خلافت امویان و عباسیان، توان یافتند و در زمان اولیه عباسی، هنگام خلافت هارون الرشید (حکومت:۱۷۰-۱۹۳ق)، و در نقطع ی عطف توان عباسیان، در اکثری از شؤون حکومتی دخالت داشتند. این خویشاوندان با اسم نیای خویش برمک شناخته می‌شدند. برمک، خالد، یحیی، جعفر و فضل و ادب به مناصب حکومتی بلند دست مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد یافتند.

درباره ارتباط برمکیان با علویان و امام موسی کاظم(ع)، و نیز دلایل سقوط آنها گزارش‌های متفاوتی وجود داراست؛ گزارش‌هایی از امان آنها از زندانیان علوی وجود دارااست و داستان‌هایی نیز درباره همیاری آنها در دغدغه موسی‌بن‌جعفر مندرج میباشد. در اولِ سال ۱۸۷ ق، هارون بعد از برگشت از حج، امر قتل جعفر و زندانی شدن یحیی و فضل و ادب و مصادره اموال آن ها را آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد صادر کرد.

شناخت برمکیان با اسلام
اولی شخص مسلمان شناخته گردیده از این فامیل، برمک جدّ خالد میباشد. منابع تاریخی در کیفیت اسلام آوردن برمک اختلاف دارا هستند. به گفته مورخان، وی بعداز فتح بلخ در حین عثمان به مدینه رفت و اسلام را به عهده گرفت و از سوی عثمان، عبدالله نامیده شد. مبتنی بر این گزارش‌ها، وی در رجوع و برگشت به بلخ به جهت شکاف آیین اجداد، به دست نیزک طرخان (حکم کننده ترکستان) به قتل رسید و همسر او به یار طفل خردسالش که وی هم برمک اسم داشت، به کشمیر گریخت و نوباوه با نگهداری مامان به علم آموزی روی آورد. آخر و عاقبت بلخیان اورا برگردانده و منصب پدرش را به او رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بازگرداندند.[۱]

از در میان معانی و تفاسیر مختلفی که در منابع تاریخی برای واژه و کلمه بَحافظه موقتَک اورده شده[۲]، این پیمان درست‌خیس دانسته گردیده که برمک کنیه همگانی برای نگهبانان محل پرستش بودایی نوبهار بلخ در شمال افغانستان فعلی و مشتق از واژه پارماکا در لهجه سانسکریت به معنای پیشوای روضه خوان بودائیان شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۳]

ورود برمکیان به دستگاه خلافت
برمک در زمان عبدالملک بن مروان (حکومت: ۶۵-۸۶ق)،[۴] و به نقلی هشام بن عبدالملک (حکومت: ۱۰۵-۱۲۵ق)[۵] وارد دمشق گردیده و در دربار امویان مقرب گشت. برمک با یکی شاهزادگان چَغانیان (حیطه‌ای در نصیب علیای رود جیحون) تزویج کرد که نتایج آن سه فرزند به اسم‌های خالد، حسن، قدمت و دختری معروف به ام خالد بود.[۶] سلیمان دیگر فرزند برمک نتیجه ها تزویج او با دختری بخارایی بوده میباشد.[۷]

خالد
خالد پسر برمک دارای اسم و رسم به ابوالبرامکه در سال ۹۰ قمری در بلخ متولد شد.[۸] او گزینه احترام امویان به ویژه فرزندان عبدالملک (هشام و مسلمه) بود. با ورود او به جرگه دوستداران عباسیان و نماد دادن لیاقت در موردها زیادی مانند گردآوری‌آوری پول برای عباسیان در عصر دعوت پنهانی برای قیام عباسیان،[۹] کمپانی در سرکوب معارضان در طوس به امر ابومسلم در سال ۱۳۰ق،[۱۰] مجاب کردن والی طبرستان به طرفداری از قیام عباسیان در سال ۱۳۱ق، [۱۱] تصدی سمت بانک‌داری، جمع و تصویب غنائم در پیکارهای قحطبة بن شبیب در قم، اصفهان و خراسان در به عبارتی سال[۱۲]، سفاح او‌لین خلیفه عباسی (حکومت:۱۳۲-۱۳۶ق.)، اداره کارها غنائم را به خالد واگذاشت.[۱۳]

خالد با علامت دادن لیاقت و کاردانی توانست سرپرستی دیوان‌های خراج (جهت توده‌آوری مالیات‌ها) و جند (دیوانی جهت ثابت انتساب سربازان به دیوان و پرداخت حقوق و دستمزد وی) را نیز ذمه ‌دار خواهد شد.[۱۴] با وجود امتناع خالد از تایید تیتر وزیر و اعتقاد و باور به بد یمن بودن آن به منجر قتل ابوسلمه علاوه بر[۱۵]، تک تک شغل های وزیر را اعمال می‌بخشید، از این رو برخی منابع اورا وزیر خوانده‌اند.[۱۶] وزارت منصور (حکومت: ۱۳۶-۱۵۸ق) هم برای مثال مناصبی بود که در سال ۱۳۶ق. به خالد واگذار شد که برهه زمانی 1 سال و اندی ذمه ‌دار آن بود تا اینکه ابوایوب سلیمان بن وهب موریانی، اولی وزیر منصور به قصد بدور کردن خالد از پایتخت و تصدی منصب وی، توصیه اعطای ولایت عجم به خالد را اعطا کرد و خالد تعدادی سال بر عجم حکم راند.[۱۷] منصور همینطور حکومت طبرستان و موصل را در سال ۱۴۸ قمری. به او داد که گنج فراوانی برای خالد به ارمغان آورد.[۱۸] در سال ۱۶۳ قمری. خالد و برادرانش سلیمان و حسن، هارون را در جنگ با روم ملازمت و همراهی کردند.[۱۹] آخر و عاقبت خالد که به حسن سیرت و سیاست‌مداری آوازه داشت در جمادی الاولی سال ۱۶۵ق. درگذشت.[۲۰]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 503
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه