loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 12
دوشنبه 25 فروردين 1404 زمان : 10:10


هزاره‌های اسماعیلی
مجموعه‌های والا هزاره‌های به‌دنبال اسماعیلیه در ولایات کابل، پروان، بغلان و بامیان حضور دارا هستند و در ولایات میدان، سمنگان و زابل بصورت تیم‌های خرد معاش می‌نمایند.[۳۴] این هزاره‌ها نیز در حمله ها دهه ۱۲۷۰ش آیتم خشونت و کشتار قرار گرفتند.[۳۵]هزاره‌های اهل‌سنتهزاره‌های اهل‌سنت در ولایات بادغیس، پنج‌شیر، بامیان، غور، بغلان و کُندُز مستقر مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می باشند.[۳۶]

تاریخ
سقوط ساسانیان، منجر شد سپاه مسلمانها به فرماندهی احنف بن قیس در سال‌های ۲۸تا۳۳ق (۶۶۲–۶۴۲م)، همزمان با خلافت قدمت و عثمان به خراسان گرانقدر (نصفه غربی افغانستان فعلی) رسیده و با حاکمان مرو، هرات و بلخ در قبال به دست آوردن جزیه به صلح رسیدند.[۳۷] تا حمله مغول‌ها، حاکمانی از طرف بنی‌عباس، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان و خوارزم‌شاهیان بر قبایل و نواحی هزاره‌ها اشراف داشتند.[۳۸] پایگاه اول حکومت غوریان، حیطه غور، از اسم‌های کهن هزارستان آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۳۹]

بعد از مغولان
حمله مغولان منجر جنجال ساختار معاش هزاره‌ها شد.[۴۰] این شرایط در طول تیموریان ادامه داشت.[۴۱] ظهیرالدین بابر(۹۳۷–۸۸۸ق)، مؤسس سلسله گورکانیان هند، با تصرف کابل، به هزاره‌جات نیز حمله کرد.[۴۲] فرمان روا عباس صفوی (حکومت:۱۰۳۸–۹۹۶ق) با تصرف هرات، از هزاره‌های شیعه دفاع کرد.[۴۳] معدود افشار (حکومت:۱۱۶۰–۱۱۴۸ق)، در هنگام رفتن به قصد فتح هند، در قندهار، تعدادی هزار سوار از هزاره‌ها را به سرویس گرفت.[۴۴] از تشکیل حکومت احمدخان ابدالی (حکومت:۱۱۸۶–۱۱۶۰ق) در قندهار تا امارت عبدالرحمن در کابل (حکومت:۱۳۱۹–۱۲۹۸ق)، هزاره‌ها در یک خودمختاری نسبی بسر می‌بردند و مناطقی از آن‌ها، به حاکمان کابل، مالیات می‌دادند.[۴۵] در ۱۲۴۸ق، امیر دوست‌محمدخان، قاضی کابل، میر یزدان‌نصیب را که مشهورترین میر هزاره و خودمختار بود، به‌دار رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آویخت.[۴۶]

تهاجم عبدالرحمن
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: کشتار شیعه‌ها هزاره به‌امر عبدالرحمن
در فصل تابستان ۱۲۵۹ش، عبدالرحمن، بعد از تایید موقعیت دولت انگلستان، حکومت را در کابل بدست گرفت.[۴۷] وی تا سال ۱۲۶۶ش اداره قندهار، هرات،[۴۸] جلال‌آباد، غزنی[۴۹] و ترکستان دربرگیرنده بلخ، تخار و فاریاب و جوزجان را به مرکزیت مزار شریف با خشونت و سرکوب بدست شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آورد.[۵۰]

عبدالرحمن در ۱۲۶۷ش/۱۸۹۸م متوجه هزاره‌ها شد. وی برای هزاره‌ها ۱۶ مالیات وضع و اوضاع کرد و هزاره‌های روحانی‌علی را که به‌این مالیات اعتراض کردند، بشدت سرکوب کرده و زمین‌های‌شان را گرفت.[۵۱] در دو سال آنگاه، مأموران مالیات و فرماندهان عبدالرحمن به رغبت خویش، هر جریمه و آزاری را بر هزاره‌ها اجبار کردند.[۵۲] در فصل بهار ۱۲۷۱ش/۱۸۹۲م بعداز تجاوز سربازان عبدالرحمن به یک زن هزاره، خانواده وی، سربازان را کشته و سلاح‌های مصادره گردیده خویش را پس گرفتند.[۵۳] رهبران عمده هزاره‌ها نیز در جلسه بزرگان هزاره علیه عبدالرحمن اعلام نزاع کردند.[۵۴]

در اولی جنگ عبدالقدوس‌خان و شیرمحمدخان، دو فرمانده ارشد عبدالرحمن، باخت خوردند.[۵۵] عبدالرحمن از ملایان پر اسم و رسم سنی خواست علیه هزاره‌ها، فتوای تکفیر و جهاد بدهد. وی زمین‌ها، میزان دارایی، زنان و فرزندان هزاره‌ها را جایزه عده ای خاطرنشان کرد که درین جهاد کمپانی نمایند.[۵۶] دولت بریتانیا نیز توصیه مستشاران نظامی برای یاری به عبدالرحمن کرد.[۵۷]

به امر عبدالرحمن، از پنج جهت به هزاره‌جات نیرو روانه گشت: غزنی، کابل، قندهار، هرات و مزار شریف.[۵۸] مبارزه تا وسط فصل پاییز ۱۲۷۱ش/نوامبر ۱۸۹۲م ادامه داشت.[۵۹] سیدعسکر موسوی، غرض عبدالرحمن را از این نزاع، پراکندن هزاره‌ها و کاهش جمعیت آن‌ها نوشته‌میباشد.[۶۰]

پیامدهای تهاجم
کشته شدن درصد بالایی از مردان هزاره. نتیجه محمد، کاتب عبدالرحمن، درصد کشته‌شدگان را بالای شصت درصد تقریب زده بود.[۶۱]
مجموع قلعه‌ها و مساکن عموم هزاره تخریب و مزارع‌شان پایمال شد.[۶۲]
هزاران مرد و زن و نوپا هزاره بعنوان برده در بازارهای کابل و قندهار فروخته شدند.[۶۳]
تک تک زمین‌های زراعتی و چراگاه‌هایی که از هزاره‌ها گرفته گردیده، به مالکیت دولت درآمد.[۶۴] بخشی از این زمین‌ها به کوچی‌های پشتون داده شد که در حمله کمپانی کرده بودند.[۶۵]
عبدالرحمن، میرها، سادات و ملاهای هزاره را به کابل فراخواند. چندین را کشت، توده‌ای را به زندان افکند و گروهی را تبعید کرد.[۶۶] حاکم‌های حنفی به هزارستان نبی شد.[۶۷]
گریزو فرار و هجرت نصیب بزرگی از ساکنین هزارستان به بخش ها بیرونی.[۶۸]
اجبار مالیات نو و جریمه‌های هنگفت .[۶۹]
تیمور خانف سود پایانی این اقدامات را تقلیل شدید جمعیت هزاره‌ها و فروپاشی معنوی، اقتصادی و فرهنگی آن ها نوشته‌میباشد.[۷۰] میرمحمد غبار، تاریخ‌نگار افغان در این زمینه نوشت: مظالم امیر در هزاره‌جات سوابق‌ای در تاریخ مملکت نداشت و صرفا می‌اقتدار آن را در تاریخ هجوم چنگیز تحقیق کرد و بس.[۷۱]

بعداز عبدالرحمن
بعداز عبدالرحمن، فرزندش حبیب‌الله، دادوستد بردگان هزاره را ممنوع خاطرنشان کرد اما آن‌ها‌را آزاد نکرد.[۷۲] هزاره‌ها در مبارزه استقلال افغانستان علیه انگلیس (۱۲۹۸ش/۱۹۱۹م) به دستور نگهبانی‌الله، فرزند حبیب‌الله و حکم دهنده افغانستان کمپانی کردند.[۷۳] در ۱۳۰۱ش، سه سال بعداز آن، حمایت‌الله خان ضابطه بردگی هزاره‌ها را کنسل کرد.[۷۴] هم‌زمان با این فرمان، حفاظت‌الله، کارایی خویش را برای ثبت لهجه پشتو تحت عنوان گویش قانونی و محدودیت لهجه و فرهنگ وتمدن فارسی استارت کرد. این عمل سبب ساز سرکوب دوباره هزاره‌ها شوید.[۷۵] این محرومیت و انزوا، تا ۱۳۵۷ش/۱۹۷۹ش و روی فعالیت وارد شدن دولت کمونیستی ادامه داشت.[۷۶] کشته شدن نادرخان، جانشین تامین‌الله بوسیله یک شاگرد هزاره بنام عبدالخالق در ۱۳۱۲ش، راه سرکوب سیاسی و تبعیض را علیه آنها شدت اعطا کرد.[۷۷] در ۱۳۲۳ش، در طول محمدظاهرشاه، فرزند نادرخان، ابراهیم گاوسوار علیه مالیات هنگفت و تحمیلی هزاره‌ها دست به قیام زد و توانست یه خرده از این مالیات را کنسل نماید اما خودش تبعید شد.[۷۸] سیداسماعیل بلخی به همدم گاوسوار در او‌لین روز ۱۳۲۹ش قصد براندازی حکومت ظاهرشاه را داشتند که بازداشت شد و ۱۴ سال در زندان ماند.[۷۹] هزاره‌ها هیچ‌گاه شرایط‌های بالا و مؤثری در ساختار سیاسی افغانستان نداشتند گرچه در پارلمان و دولت، نمایندگان معدودی داشتند.[۸۰]

بعداز استقلال افغانستان در ۱۲۹۸ش، مجدد مهاجرت زایران و مسافرت طلاب هزاره به مشهد و عتبات عالیات اشاعه یافت اما دولت افغانستان در دادن گذرنامه به آن‌ها بسیار سختگیری میکرد. بعضی از روحانیون در برگشت، مدرسه های علمیه کوچکی را در روستای محل تولد خویش، سازه کردند.[۸۱]


هزاره‌های اسماعیلی
مجموعه‌های والا هزاره‌های به‌دنبال اسماعیلیه در ولایات کابل، پروان، بغلان و بامیان حضور دارا هستند و در ولایات میدان، سمنگان و زابل بصورت تیم‌های خرد معاش می‌نمایند.[۳۴] این هزاره‌ها نیز در حمله ها دهه ۱۲۷۰ش آیتم خشونت و کشتار قرار گرفتند.[۳۵]هزاره‌های اهل‌سنتهزاره‌های اهل‌سنت در ولایات بادغیس، پنج‌شیر، بامیان، غور، بغلان و کُندُز مستقر مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می باشند.[۳۶]

تاریخ
سقوط ساسانیان، منجر شد سپاه مسلمانها به فرماندهی احنف بن قیس در سال‌های ۲۸تا۳۳ق (۶۶۲–۶۴۲م)، همزمان با خلافت قدمت و عثمان به خراسان گرانقدر (نصفه غربی افغانستان فعلی) رسیده و با حاکمان مرو، هرات و بلخ در قبال به دست آوردن جزیه به صلح رسیدند.[۳۷] تا حمله مغول‌ها، حاکمانی از طرف بنی‌عباس، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان و خوارزم‌شاهیان بر قبایل و نواحی هزاره‌ها اشراف داشتند.[۳۸] پایگاه اول حکومت غوریان، حیطه غور، از اسم‌های کهن هزارستان آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۳۹]

بعد از مغولان
حمله مغولان منجر جنجال ساختار معاش هزاره‌ها شد.[۴۰] این شرایط در طول تیموریان ادامه داشت.[۴۱] ظهیرالدین بابر(۹۳۷–۸۸۸ق)، مؤسس سلسله گورکانیان هند، با تصرف کابل، به هزاره‌جات نیز حمله کرد.[۴۲] فرمان روا عباس صفوی (حکومت:۱۰۳۸–۹۹۶ق) با تصرف هرات، از هزاره‌های شیعه دفاع کرد.[۴۳] معدود افشار (حکومت:۱۱۶۰–۱۱۴۸ق)، در هنگام رفتن به قصد فتح هند، در قندهار، تعدادی هزار سوار از هزاره‌ها را به سرویس گرفت.[۴۴] از تشکیل حکومت احمدخان ابدالی (حکومت:۱۱۸۶–۱۱۶۰ق) در قندهار تا امارت عبدالرحمن در کابل (حکومت:۱۳۱۹–۱۲۹۸ق)، هزاره‌ها در یک خودمختاری نسبی بسر می‌بردند و مناطقی از آن‌ها، به حاکمان کابل، مالیات می‌دادند.[۴۵] در ۱۲۴۸ق، امیر دوست‌محمدخان، قاضی کابل، میر یزدان‌نصیب را که مشهورترین میر هزاره و خودمختار بود، به‌دار رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آویخت.[۴۶]

تهاجم عبدالرحمن
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: کشتار شیعه‌ها هزاره به‌امر عبدالرحمن
در فصل تابستان ۱۲۵۹ش، عبدالرحمن، بعد از تایید موقعیت دولت انگلستان، حکومت را در کابل بدست گرفت.[۴۷] وی تا سال ۱۲۶۶ش اداره قندهار، هرات،[۴۸] جلال‌آباد، غزنی[۴۹] و ترکستان دربرگیرنده بلخ، تخار و فاریاب و جوزجان را به مرکزیت مزار شریف با خشونت و سرکوب بدست شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آورد.[۵۰]

عبدالرحمن در ۱۲۶۷ش/۱۸۹۸م متوجه هزاره‌ها شد. وی برای هزاره‌ها ۱۶ مالیات وضع و اوضاع کرد و هزاره‌های روحانی‌علی را که به‌این مالیات اعتراض کردند، بشدت سرکوب کرده و زمین‌های‌شان را گرفت.[۵۱] در دو سال آنگاه، مأموران مالیات و فرماندهان عبدالرحمن به رغبت خویش، هر جریمه و آزاری را بر هزاره‌ها اجبار کردند.[۵۲] در فصل بهار ۱۲۷۱ش/۱۸۹۲م بعداز تجاوز سربازان عبدالرحمن به یک زن هزاره، خانواده وی، سربازان را کشته و سلاح‌های مصادره گردیده خویش را پس گرفتند.[۵۳] رهبران عمده هزاره‌ها نیز در جلسه بزرگان هزاره علیه عبدالرحمن اعلام نزاع کردند.[۵۴]

در اولی جنگ عبدالقدوس‌خان و شیرمحمدخان، دو فرمانده ارشد عبدالرحمن، باخت خوردند.[۵۵] عبدالرحمن از ملایان پر اسم و رسم سنی خواست علیه هزاره‌ها، فتوای تکفیر و جهاد بدهد. وی زمین‌ها، میزان دارایی، زنان و فرزندان هزاره‌ها را جایزه عده ای خاطرنشان کرد که درین جهاد کمپانی نمایند.[۵۶] دولت بریتانیا نیز توصیه مستشاران نظامی برای یاری به عبدالرحمن کرد.[۵۷]

به امر عبدالرحمن، از پنج جهت به هزاره‌جات نیرو روانه گشت: غزنی، کابل، قندهار، هرات و مزار شریف.[۵۸] مبارزه تا وسط فصل پاییز ۱۲۷۱ش/نوامبر ۱۸۹۲م ادامه داشت.[۵۹] سیدعسکر موسوی، غرض عبدالرحمن را از این نزاع، پراکندن هزاره‌ها و کاهش جمعیت آن‌ها نوشته‌میباشد.[۶۰]

پیامدهای تهاجم
کشته شدن درصد بالایی از مردان هزاره. نتیجه محمد، کاتب عبدالرحمن، درصد کشته‌شدگان را بالای شصت درصد تقریب زده بود.[۶۱]
مجموع قلعه‌ها و مساکن عموم هزاره تخریب و مزارع‌شان پایمال شد.[۶۲]
هزاران مرد و زن و نوپا هزاره بعنوان برده در بازارهای کابل و قندهار فروخته شدند.[۶۳]
تک تک زمین‌های زراعتی و چراگاه‌هایی که از هزاره‌ها گرفته گردیده، به مالکیت دولت درآمد.[۶۴] بخشی از این زمین‌ها به کوچی‌های پشتون داده شد که در حمله کمپانی کرده بودند.[۶۵]
عبدالرحمن، میرها، سادات و ملاهای هزاره را به کابل فراخواند. چندین را کشت، توده‌ای را به زندان افکند و گروهی را تبعید کرد.[۶۶] حاکم‌های حنفی به هزارستان نبی شد.[۶۷]
گریزو فرار و هجرت نصیب بزرگی از ساکنین هزارستان به بخش ها بیرونی.[۶۸]
اجبار مالیات نو و جریمه‌های هنگفت .[۶۹]
تیمور خانف سود پایانی این اقدامات را تقلیل شدید جمعیت هزاره‌ها و فروپاشی معنوی، اقتصادی و فرهنگی آن ها نوشته‌میباشد.[۷۰] میرمحمد غبار، تاریخ‌نگار افغان در این زمینه نوشت: مظالم امیر در هزاره‌جات سوابق‌ای در تاریخ مملکت نداشت و صرفا می‌اقتدار آن را در تاریخ هجوم چنگیز تحقیق کرد و بس.[۷۱]

بعداز عبدالرحمن
بعداز عبدالرحمن، فرزندش حبیب‌الله، دادوستد بردگان هزاره را ممنوع خاطرنشان کرد اما آن‌ها‌را آزاد نکرد.[۷۲] هزاره‌ها در مبارزه استقلال افغانستان علیه انگلیس (۱۲۹۸ش/۱۹۱۹م) به دستور نگهبانی‌الله، فرزند حبیب‌الله و حکم دهنده افغانستان کمپانی کردند.[۷۳] در ۱۳۰۱ش، سه سال بعداز آن، حمایت‌الله خان ضابطه بردگی هزاره‌ها را کنسل کرد.[۷۴] هم‌زمان با این فرمان، حفاظت‌الله، کارایی خویش را برای ثبت لهجه پشتو تحت عنوان گویش قانونی و محدودیت لهجه و فرهنگ وتمدن فارسی استارت کرد. این عمل سبب ساز سرکوب دوباره هزاره‌ها شوید.[۷۵] این محرومیت و انزوا، تا ۱۳۵۷ش/۱۹۷۹ش و روی فعالیت وارد شدن دولت کمونیستی ادامه داشت.[۷۶] کشته شدن نادرخان، جانشین تامین‌الله بوسیله یک شاگرد هزاره بنام عبدالخالق در ۱۳۱۲ش، راه سرکوب سیاسی و تبعیض را علیه آنها شدت اعطا کرد.[۷۷] در ۱۳۲۳ش، در طول محمدظاهرشاه، فرزند نادرخان، ابراهیم گاوسوار علیه مالیات هنگفت و تحمیلی هزاره‌ها دست به قیام زد و توانست یه خرده از این مالیات را کنسل نماید اما خودش تبعید شد.[۷۸] سیداسماعیل بلخی به همدم گاوسوار در او‌لین روز ۱۳۲۹ش قصد براندازی حکومت ظاهرشاه را داشتند که بازداشت شد و ۱۴ سال در زندان ماند.[۷۹] هزاره‌ها هیچ‌گاه شرایط‌های بالا و مؤثری در ساختار سیاسی افغانستان نداشتند گرچه در پارلمان و دولت، نمایندگان معدودی داشتند.[۸۰]

بعداز استقلال افغانستان در ۱۲۹۸ش، مجدد مهاجرت زایران و مسافرت طلاب هزاره به مشهد و عتبات عالیات اشاعه یافت اما دولت افغانستان در دادن گذرنامه به آن‌ها بسیار سختگیری میکرد. بعضی از روحانیون در برگشت، مدرسه های علمیه کوچکی را در روستای محل تولد خویش، سازه کردند.[۸۱]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 503
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه