مخالفت با نبی(ص)
نوشتهیعلمیهای مهم: ماجرای خودکار و دوات و سپاه اسامه
قدمت بن خطاب در طی حیات فرستاده(ص)، در مواقعی با وی مخالفت کرد، به عنوان مثال اینکه در ماجرای صلح حدیبیه، بر پیامبر معبود(ص) به سبب ساز صلح کردن با قریش، خرده گرفت و به صورت صریح بیان کرد که به نبوت وی شک وتردید مسجد الزهرا احمدآباد مشهد نموده است.[۵۰]
ماجرای مداد و دوات نیز از مواقعی میباشد که قدمت بن خطاب با امر نبی مخالفت کرد؛ نبی(ص) یک سری روز قبل از درگذشت خویش، ورقه و خودکار خواست تا چیزی بنویسد که مسلمانها هیچ گاه گم راه نشوند، اما قدمت بیان کرد: «همانا درد بر نبی(ص) پیروز شدهاست و کتاب آفریدگار نزد شماست و مارا کفایت مینماید.»[۵۱] در نقل دیگری آمده میباشد که ذکر کرد: «این مرد هذیان میگوید.»[۵۲] بعد از این حرف قدمت، در بین اصحاب اختلاف زمینخورد و رسول از آن ها خواست از نزد وی آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد بروند.[۵۳]
همینطور فرستاده در واپسین روزهای قدمت خویش امر اعطا کرد مسلمانها به فرماندهی اسامة بن زید برای رویارویی با روم، اعزام شوند.[۵۴] به گفته روحانی موثر رسول بر پیوستن عموم به سپاه اسامه و تسریع در جنبش آن تاکید داشت،[۵۵] اما گردآوریای مثلا قدمت بن خطاب و ابوبکر از امر قانون شکنی کردند و در سپاه حضور نیافتند. فرستاده زمانی از تخلف قدمت و ابوبکر مطلع شد، آن دو را فرا خواند و بر پیوستن آنان به سپاه تاکید کرد.[۵۶] در بعضی منابع آمده میباشد که فرستاده فرمود: لعنت آفریدگار بر هر که از پیوستن به سپاه اسامه قانون شکنی رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد نماید.[۵۷]
خلافت
حدیثی از امام علی(ع) در تعریف فرستاده(ص)، به خط حافظ عثمان، خوشنویس سده یازدهم هجری، که در چهار طرف آن اسم خلفای راشدین آمده میباشد (۱۱۰۳ق).
قدمت بن خطاب در ۲۲ جمادی الثانی سال ۱۳ هجری، بعد از مرگ خلیفه اولیه مسلمانها به خلافت رسید.[۵۸] و بیش تر از ده سال خلافت کرد.[۵۹] بنابر نقل طبری مورخ قرن سوم و چهارم، ابوبکر در هنگام مرگ، عثمان بن عفان را فراخواند تا عهدنامه جانشینی را بنویسد. ابوبکر زمانی استارت به اعلام کردن وصیت خویش کرد از هوش رفت و عثمان عهدنامه را به اسم قدمت بن خطاب نوشت. زمانی ابوبکر به هوش آمد، آنچه را عثمان نوشته بود، پذیرش شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد کرد.[۶۰]
سازه بر نقلی بعداز گزینش قدمت به خلافت، به ابوبکر اعتراض شد که درحالتی که معبود از تو درباره استخلاف قدمت پرسش نماید چه پاسخ خواهی اعطا کرد در حالی که از درشتخویی قدمت دانایی. ابوبکر در جواب بهاین اعتراض، قدمت را شایسته ترینِ عموم میخواند.[۶۱]
نبی جعفریان این نظر را دارد، با تایپ کردن عهدنامه، قدمت عملاً به خلافت منصوب شد و بیعت عموم نقشی در خلافت وی نداشت و تنها جنبه اظهار وفاداری در فرمانبرداری داشت؛ این در حالی بود که خویش قدمت، تعیین ابوبکر به خلافت را کاری شتابزده (فلتة) میدانست و معتقد بود گزینش قاضی بایستی با مشورت کردن مومنان باشد.[۶۲]
ترور و مرگ
قدمت در ۲۶ ذیالحجه سال ۲۳ هجری به دست شخصی به اسم ابولؤلؤ مصدوم شد.[۶۳] به گفته طقّوش، ابولؤلؤ اصالتا اهل ایران و سرویسشغل مغیرة بن شعبه بود که برای گلایه از هنگفت بودن خراج خویش نزد خلیفه رفته بود.[۶۴] در احادیث اهل سنت آمده میباشد که کعب الاحبار به قدمت خاطرنشان کرد: اینجانب در تورات چشمام که تو کشته خواهی شد. بعد از آن بود که قدمت به قتل رسید.[۶۵]
قدمت سه روز پس از آسیب دیده شدن، در سن ۶۳ سالگی از عالم رفت و کنار قبر ابوبکر دفن شد.[۶۶][یادداشت ۳] در جمهوری اسلامی ایران و عراق، روز نهم ربیعالاول نیز روز مرگ قدمت دانسته می گردد که پیشینه آن به زمان آل بویه بازمیخواهد شد.[۶۷] از قدمت بیان شده که در روزهای آخری عمرش میاذعان کرد: کاش مادرم من را نزائیده بود؛ کاش هیچ نبودم؛ کاش به بیماری آلزایمر ودیعت گردیده بودم.[۶۸]
قدمت پیش از مرگ خویش شورایی شش نفره ساخت تا از بین خویش، یک نفر را تحت عنوان خلیفه آتی برگزینند. اعضای این شورا عبات بودند از: امام علی(ع)، عثمان، طلحه، زبیر، عبدالرحمان بن عوف، سعد بن ابیوقاص.[۶۹] بنابر نقل ابن قتیبه، تاریخنگار قرن سوم، قدمت امید می کرد کاش افرادی همانند ابوعبیده بن جراح و معاذ بن جبل زنده بودند تا خلافت را به یکی آنها واگذار می کرد.[۷۰]
به اعتقادوباور بعضی محققان، قدمت اعضای شورا را به سیرتکاملای چیده بود که عثمان به خلافت تعیین خواهد شد وزمینه وفرصتی برای امام علی(ع) وجود نداشت.[۷۱]
مخالفت با نبی(ص)
نوشتهیعلمیهای مهم: ماجرای خودکار و دوات و سپاه اسامه
قدمت بن خطاب در طی حیات فرستاده(ص)، در مواقعی با وی مخالفت کرد، به عنوان مثال اینکه در ماجرای صلح حدیبیه، بر پیامبر معبود(ص) به سبب ساز صلح کردن با قریش، خرده گرفت و به صورت صریح بیان کرد که به نبوت وی شک وتردید مسجد الزهرا احمدآباد مشهد نموده است.[۵۰]
ماجرای مداد و دوات نیز از مواقعی میباشد که قدمت بن خطاب با امر نبی مخالفت کرد؛ نبی(ص) یک سری روز قبل از درگذشت خویش، ورقه و خودکار خواست تا چیزی بنویسد که مسلمانها هیچ گاه گم راه نشوند، اما قدمت بیان کرد: «همانا درد بر نبی(ص) پیروز شدهاست و کتاب آفریدگار نزد شماست و مارا کفایت مینماید.»[۵۱] در نقل دیگری آمده میباشد که ذکر کرد: «این مرد هذیان میگوید.»[۵۲] بعد از این حرف قدمت، در بین اصحاب اختلاف زمینخورد و رسول از آن ها خواست از نزد وی آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد بروند.[۵۳]
همینطور فرستاده در واپسین روزهای قدمت خویش امر اعطا کرد مسلمانها به فرماندهی اسامة بن زید برای رویارویی با روم، اعزام شوند.[۵۴] به گفته روحانی موثر رسول بر پیوستن عموم به سپاه اسامه و تسریع در جنبش آن تاکید داشت،[۵۵] اما گردآوریای مثلا قدمت بن خطاب و ابوبکر از امر قانون شکنی کردند و در سپاه حضور نیافتند. فرستاده زمانی از تخلف قدمت و ابوبکر مطلع شد، آن دو را فرا خواند و بر پیوستن آنان به سپاه تاکید کرد.[۵۶] در بعضی منابع آمده میباشد که فرستاده فرمود: لعنت آفریدگار بر هر که از پیوستن به سپاه اسامه قانون شکنی رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد نماید.[۵۷]
خلافت
حدیثی از امام علی(ع) در تعریف فرستاده(ص)، به خط حافظ عثمان، خوشنویس سده یازدهم هجری، که در چهار طرف آن اسم خلفای راشدین آمده میباشد (۱۱۰۳ق).
قدمت بن خطاب در ۲۲ جمادی الثانی سال ۱۳ هجری، بعد از مرگ خلیفه اولیه مسلمانها به خلافت رسید.[۵۸] و بیش تر از ده سال خلافت کرد.[۵۹] بنابر نقل طبری مورخ قرن سوم و چهارم، ابوبکر در هنگام مرگ، عثمان بن عفان را فراخواند تا عهدنامه جانشینی را بنویسد. ابوبکر زمانی استارت به اعلام کردن وصیت خویش کرد از هوش رفت و عثمان عهدنامه را به اسم قدمت بن خطاب نوشت. زمانی ابوبکر به هوش آمد، آنچه را عثمان نوشته بود، پذیرش شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد کرد.[۶۰]
سازه بر نقلی بعداز گزینش قدمت به خلافت، به ابوبکر اعتراض شد که درحالتی که معبود از تو درباره استخلاف قدمت پرسش نماید چه پاسخ خواهی اعطا کرد در حالی که از درشتخویی قدمت دانایی. ابوبکر در جواب بهاین اعتراض، قدمت را شایسته ترینِ عموم میخواند.[۶۱]
نبی جعفریان این نظر را دارد، با تایپ کردن عهدنامه، قدمت عملاً به خلافت منصوب شد و بیعت عموم نقشی در خلافت وی نداشت و تنها جنبه اظهار وفاداری در فرمانبرداری داشت؛ این در حالی بود که خویش قدمت، تعیین ابوبکر به خلافت را کاری شتابزده (فلتة) میدانست و معتقد بود گزینش قاضی بایستی با مشورت کردن مومنان باشد.[۶۲]
ترور و مرگ
قدمت در ۲۶ ذیالحجه سال ۲۳ هجری به دست شخصی به اسم ابولؤلؤ مصدوم شد.[۶۳] به گفته طقّوش، ابولؤلؤ اصالتا اهل ایران و سرویسشغل مغیرة بن شعبه بود که برای گلایه از هنگفت بودن خراج خویش نزد خلیفه رفته بود.[۶۴] در احادیث اهل سنت آمده میباشد که کعب الاحبار به قدمت خاطرنشان کرد: اینجانب در تورات چشمام که تو کشته خواهی شد. بعد از آن بود که قدمت به قتل رسید.[۶۵]
قدمت سه روز پس از آسیب دیده شدن، در سن ۶۳ سالگی از عالم رفت و کنار قبر ابوبکر دفن شد.[۶۶][یادداشت ۳] در جمهوری اسلامی ایران و عراق، روز نهم ربیعالاول نیز روز مرگ قدمت دانسته می گردد که پیشینه آن به زمان آل بویه بازمیخواهد شد.[۶۷] از قدمت بیان شده که در روزهای آخری عمرش میاذعان کرد: کاش مادرم من را نزائیده بود؛ کاش هیچ نبودم؛ کاش به بیماری آلزایمر ودیعت گردیده بودم.[۶۸]
قدمت پیش از مرگ خویش شورایی شش نفره ساخت تا از بین خویش، یک نفر را تحت عنوان خلیفه آتی برگزینند. اعضای این شورا عبات بودند از: امام علی(ع)، عثمان، طلحه، زبیر، عبدالرحمان بن عوف، سعد بن ابیوقاص.[۶۹] بنابر نقل ابن قتیبه، تاریخنگار قرن سوم، قدمت امید می کرد کاش افرادی همانند ابوعبیده بن جراح و معاذ بن جبل زنده بودند تا خلافت را به یکی آنها واگذار می کرد.[۷۰]
به اعتقادوباور بعضی محققان، قدمت اعضای شورا را به سیرتکاملای چیده بود که عثمان به خلافت تعیین خواهد شد وزمینه وفرصتی برای امام علی(ع) وجود نداشت.[۷۱]

رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد؛ راهنمای کامل هماهنگی برای مراسم ختم و یادبود