loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 23
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:38


فرآیند و زمان‌ها
برخی دانشمندان، برای مدرسه کلامی حله، سه زمان در حیث گرفته‌اند:

مرحله آغازین: که با سدیدالدین حمصی و ابن ادریس حلی استارت شد و پیرو آن با درس دادن سدیدالدین حمصی، تقویت یافت.[۲۴] گفته می شود مدرسه کلامی حله در‌این عصر، متأثر از مدرسه ری و عقل‌گرایی مدرسه بغداد، به ویژه سید مرتضی و روحانی طوسی بوده مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۲۵]
زمان نقطع ی عطف و کمال: این عصر با ورود خواجه نصیرالدین طوسی به حوزه حله استارت شد.[۲۶] گفته می شود خواجه نصیر در سال ۶۵۶ق، به حله رفت و در آنجا کرسی درس دادن دانش سخن بر پا نمود.[۲۷] علامه حلی و ابن‌میثم بحرانی، از متکلمان شیعه که نقش بسزایی در تکامل صحبت شیعه، به‌ویژه مدرسه کلامی حله داشته‌اند، از شاگردان خواجه نصیر در دانش حرف آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بودند.[۲۸]
زمان افول: سازه به نقل مورخان، شهر حله با ورود سپاهیان تیمور در سال ۷۹۵ ق، ناامن شد[۲۹] و تا اوایل سده نهم هجری محل زد خورد قوم و قبیله تیمور و جلایریان[یادداشت ۱] و بعد از آن در سده نهم محل تاخت و تاز قراقویونلوها و آق‌قویونلوها قرارگرفت.[۳۰] این تحولات سیاسی و ناامنی نتایج از آن، سبب ساز شد بخش اعظمی از عالمانی که در حله به رمز می‌بردند، به شهرهای دیگر هجرت نمایند و بر تاثیر آن جنبش‌های علمی در حوزه حله، به‌ویژه مکتب کلامی رو به افول رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بنیان.[۳۱]
جریان‌های فکری

کتاب جستارهایی در مکتب کلامی حله
برخی پژوهشگران بر این نظرند که در مکتب کلامی حله، سه جریان فکری مؤثر: جریان صحبت عقلی و فلسفی، جریان سخن حدیث‌گرا و جریان عرفانی، وجود داشته شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۳۲]

جریان صحبت عقلی و فلسفی
این جریان کلامی خویش به دو عصر جریان کلامی قبل از حضور خواجه نصیر و بعداز حضور او، تقسیم می‌گردد:[۳۳]

قبل از خواجه نصیر طوسی
گفته می‌گردد جریان کلامی درین عصر، متأثر از مکتب کلامی ری و متمایل به معتزله متأخر میباشد.[۳۴] معتزلیان متأخر، به رهبری ابوالحسین بصری (دارای شهرت به روحانی المعتزله، متوفای ۴۳۶ق)، گروهی از متکلمان معتزلی بودند که به فلسفه مشاء میل داشته و در بعضا موضع ها، طریقه کلامی معتزله را مردود شمرده و طریقه فلاسفه را پذیرفته‌اند. آنها برخی مباحث فلسفی مانند وجود و ماهیت، ممکن الوجود و واجب الوجود را به مباحث کلامی وارد کرده و از آن در مباحث کلامی‌شان، منفعت بردند.[۳۵] گفته می گردد سدیدالدین حمصی (اساس‌گذار مدرسه کلامی حله) متأثر از معتزلیان متأخر، بوده میباشد.[۳۶] وی در بعضا موضع ها از طریقه‌های ابوالحسین بصری حمایت نموده است.[۳۷] این تأثیرپذیری در نسل سپس متکلمان حله نیز ادامه داشت، تحت عنوان مثال پژوهشگر حلی در پیشگفتار کتاب کلامی‌اش با تیتر المسلک فی اصول الدین به صراحت طرز معتزله متأخر را بدیهی‌ترین و بدون نقص‌ترین شیوه دانسته و کتابش را بر آن محور نوشته میباشد.[۳۸]

بعداز خواجه نصیر طوسی
در‌این عصر، با ورود خواجه نصیرالدین طوسی به حوزه حله، حرف شیعه تا حد متعددی فلسفی گشت.[۳۹] حرف شیعه قبلا زمان به این دلیل که خیر در مورد، خیر نحوه و خیر در بهره، مشارکتی با فلسفه نداشت، همواره در قبال فلسفه تلقی می شد.[۴۰] با همت خواجه نصیر (که خویش از فیلسوفان مشاء بود) مسئله دانش حرف از باورها به اعیان و شی ءها پیشرفت یافت، در شیوه از حکمت جدلی به حکمت برهانی میل پیدا کرد و در بهره نیز جنبه معرفت‌زایی به جنبه دفاعی آن افزوده گشت.[۴۱] خواجه نصیر کتاب کلامی معروفش تجرید الاعتقاد را در شش مقصد تهیه کرد و دو مقصد اولیه آن را به مباحث فلسفی مانند وجود و ماهیت و لواحق آن، انگیزه و علیل و اقسام انگیزه، جوهر و پهنا و مباحث مرتبط با آن تخصیص بخشید.[۴۲] ساختار و ادبیات جدیدی که خواجه نصیر در دانش سخن امامیه بهره برد، به دست شاگردان او مانند علامه حلی و ابن میثم بحرانی، تقویت و ثبت شد.[۴۳] علی‌رغم تعامل این متکلمان با فلسفه و تأثیرپذیری از آن، در مباحثی مانند مشاجره از حدوث و گام دانا، ارتباط خدا با دانا و نفی واسطه در آفرینش، تجرد روح، معاد جسمانی و بخش اعظمی موضع‌ها دیگر، نگرش فلاسفه را مردود دانسته‌اند.[۴۴]

جریان کلامی حدیث‌گرا
از جریان‌های فعال مدرسه کلامی حله بود که با جریان عقلی و فلسفی رویارویی داشت.[۴۵] این جریان نوعی حدیث‌گرایی گوناگون از حدیث‌گرایی اخباریان (که بعداً در سنت فکری شیعه ظهور یافتند) بود.[۴۶] آن ها عقل فطری گزینه تأیید احادیث را تحت عنوان ابزاری برای ثابت آموزه‌های فقهی و مدد از آنها، می‌پذیرفتند.[۴۷] سید بن طاووس مثلا اندیشمندان پررنگ این جریان فکری بود.[۴۸] وی از سخن عقلی و فلسفی رایج در زمان خودش به شدت نقد می کرد.[۴۹] سید بن طاووس مجادلات کلامی در اموری که آدم به حسب فطرت اول خویش آنان را ادراک می‌نماید، کاری بی‌نتایج و تضییع قدمت می‌دانست و بر این اعتقاد بود که مباحث کلامی با روش عقلی و فلسفی که معتزلی‌ها و برخی متکلمان شیعه مانند خواجه نصیر طوسی و اتباع او ارائه کرده‌اند، شیوه بدور و پرخطری برای معرفت نسبت به آفریدگار میباشد.[۵۰] حسن بن سلیمان حلی از سایر اندیشمندان این جریان فکری میباشد.[۵۱] وی با ترک و به تأویل بردن بعضا روایاتی که با


فرآیند و زمان‌ها
برخی دانشمندان، برای مدرسه کلامی حله، سه زمان در حیث گرفته‌اند:

مرحله آغازین: که با سدیدالدین حمصی و ابن ادریس حلی استارت شد و پیرو آن با درس دادن سدیدالدین حمصی، تقویت یافت.[۲۴] گفته می شود مدرسه کلامی حله در‌این عصر، متأثر از مدرسه ری و عقل‌گرایی مدرسه بغداد، به ویژه سید مرتضی و روحانی طوسی بوده مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۲۵]
زمان نقطع ی عطف و کمال: این عصر با ورود خواجه نصیرالدین طوسی به حوزه حله استارت شد.[۲۶] گفته می شود خواجه نصیر در سال ۶۵۶ق، به حله رفت و در آنجا کرسی درس دادن دانش سخن بر پا نمود.[۲۷] علامه حلی و ابن‌میثم بحرانی، از متکلمان شیعه که نقش بسزایی در تکامل صحبت شیعه، به‌ویژه مدرسه کلامی حله داشته‌اند، از شاگردان خواجه نصیر در دانش حرف آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بودند.[۲۸]
زمان افول: سازه به نقل مورخان، شهر حله با ورود سپاهیان تیمور در سال ۷۹۵ ق، ناامن شد[۲۹] و تا اوایل سده نهم هجری محل زد خورد قوم و قبیله تیمور و جلایریان[یادداشت ۱] و بعد از آن در سده نهم محل تاخت و تاز قراقویونلوها و آق‌قویونلوها قرارگرفت.[۳۰] این تحولات سیاسی و ناامنی نتایج از آن، سبب ساز شد بخش اعظمی از عالمانی که در حله به رمز می‌بردند، به شهرهای دیگر هجرت نمایند و بر تاثیر آن جنبش‌های علمی در حوزه حله، به‌ویژه مکتب کلامی رو به افول رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بنیان.[۳۱]
جریان‌های فکری

کتاب جستارهایی در مکتب کلامی حله
برخی پژوهشگران بر این نظرند که در مکتب کلامی حله، سه جریان فکری مؤثر: جریان صحبت عقلی و فلسفی، جریان سخن حدیث‌گرا و جریان عرفانی، وجود داشته شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۳۲]

جریان صحبت عقلی و فلسفی
این جریان کلامی خویش به دو عصر جریان کلامی قبل از حضور خواجه نصیر و بعداز حضور او، تقسیم می‌گردد:[۳۳]

قبل از خواجه نصیر طوسی
گفته می‌گردد جریان کلامی درین عصر، متأثر از مکتب کلامی ری و متمایل به معتزله متأخر میباشد.[۳۴] معتزلیان متأخر، به رهبری ابوالحسین بصری (دارای شهرت به روحانی المعتزله، متوفای ۴۳۶ق)، گروهی از متکلمان معتزلی بودند که به فلسفه مشاء میل داشته و در بعضا موضع ها، طریقه کلامی معتزله را مردود شمرده و طریقه فلاسفه را پذیرفته‌اند. آنها برخی مباحث فلسفی مانند وجود و ماهیت، ممکن الوجود و واجب الوجود را به مباحث کلامی وارد کرده و از آن در مباحث کلامی‌شان، منفعت بردند.[۳۵] گفته می گردد سدیدالدین حمصی (اساس‌گذار مدرسه کلامی حله) متأثر از معتزلیان متأخر، بوده میباشد.[۳۶] وی در بعضا موضع ها از طریقه‌های ابوالحسین بصری حمایت نموده است.[۳۷] این تأثیرپذیری در نسل سپس متکلمان حله نیز ادامه داشت، تحت عنوان مثال پژوهشگر حلی در پیشگفتار کتاب کلامی‌اش با تیتر المسلک فی اصول الدین به صراحت طرز معتزله متأخر را بدیهی‌ترین و بدون نقص‌ترین شیوه دانسته و کتابش را بر آن محور نوشته میباشد.[۳۸]

بعداز خواجه نصیر طوسی
در‌این عصر، با ورود خواجه نصیرالدین طوسی به حوزه حله، حرف شیعه تا حد متعددی فلسفی گشت.[۳۹] حرف شیعه قبلا زمان به این دلیل که خیر در مورد، خیر نحوه و خیر در بهره، مشارکتی با فلسفه نداشت، همواره در قبال فلسفه تلقی می شد.[۴۰] با همت خواجه نصیر (که خویش از فیلسوفان مشاء بود) مسئله دانش حرف از باورها به اعیان و شی ءها پیشرفت یافت، در شیوه از حکمت جدلی به حکمت برهانی میل پیدا کرد و در بهره نیز جنبه معرفت‌زایی به جنبه دفاعی آن افزوده گشت.[۴۱] خواجه نصیر کتاب کلامی معروفش تجرید الاعتقاد را در شش مقصد تهیه کرد و دو مقصد اولیه آن را به مباحث فلسفی مانند وجود و ماهیت و لواحق آن، انگیزه و علیل و اقسام انگیزه، جوهر و پهنا و مباحث مرتبط با آن تخصیص بخشید.[۴۲] ساختار و ادبیات جدیدی که خواجه نصیر در دانش سخن امامیه بهره برد، به دست شاگردان او مانند علامه حلی و ابن میثم بحرانی، تقویت و ثبت شد.[۴۳] علی‌رغم تعامل این متکلمان با فلسفه و تأثیرپذیری از آن، در مباحثی مانند مشاجره از حدوث و گام دانا، ارتباط خدا با دانا و نفی واسطه در آفرینش، تجرد روح، معاد جسمانی و بخش اعظمی موضع‌ها دیگر، نگرش فلاسفه را مردود دانسته‌اند.[۴۴]

جریان کلامی حدیث‌گرا
از جریان‌های فعال مدرسه کلامی حله بود که با جریان عقلی و فلسفی رویارویی داشت.[۴۵] این جریان نوعی حدیث‌گرایی گوناگون از حدیث‌گرایی اخباریان (که بعداً در سنت فکری شیعه ظهور یافتند) بود.[۴۶] آن ها عقل فطری گزینه تأیید احادیث را تحت عنوان ابزاری برای ثابت آموزه‌های فقهی و مدد از آنها، می‌پذیرفتند.[۴۷] سید بن طاووس مثلا اندیشمندان پررنگ این جریان فکری بود.[۴۸] وی از سخن عقلی و فلسفی رایج در زمان خودش به شدت نقد می کرد.[۴۹] سید بن طاووس مجادلات کلامی در اموری که آدم به حسب فطرت اول خویش آنان را ادراک می‌نماید، کاری بی‌نتایج و تضییع قدمت می‌دانست و بر این اعتقاد بود که مباحث کلامی با روش عقلی و فلسفی که معتزلی‌ها و برخی متکلمان شیعه مانند خواجه نصیر طوسی و اتباع او ارائه کرده‌اند، شیوه بدور و پرخطری برای معرفت نسبت به آفریدگار میباشد.[۵۰] حسن بن سلیمان حلی از سایر اندیشمندان این جریان فکری میباشد.[۵۱] وی با ترک و به تأویل بردن بعضا روایاتی که با

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 506
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه