loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 43
يکشنبه 31 فروردين 1404 زمان : 10:16


بزرگ نمایی درباره‌ی ائمه(ع)
گزارش سعد اشعری، حکایت از آن داراست که خطابیه اول، امام درستگو(ع) را پروردگار می‌پنداشتند و ابوالخطاب را پیامبری مرسل که امام راستگو(ع) اورا نبی و فرمان به طاعت او نموده است.[۴۷] این گزارش اشعری را دیگر منابع، به عنوان مثال احادیث مختلفی که کشی[۴۸] نقل نموده است، پذیرش می‌نماید. سعد اشعری میافزاید که خطابیه – که خواسته از آنها خطابیه اول میباشد، و به طور طبیعیً در رأس آنها ابوالخطاب جای‌دارد- معتقد بودند که می بایست در هر وقتی دو فرستاده دربین باشد و نباید زمین از وجود آن دو خالی باشد؛ یک کدام از ناطق و دیگری صامت. ابتدا محمد صلی الله علیه و آله ناطق بود و در طول او علی مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد علیه‌السلام، صامت.[۴۹]

بغدادی نیز گفته میباشد که خطابیه درباره همگی ائمه اینگونه اعتقادی داشته‌اند و در طول امام درستگو(ع) آن حضرت را ناطق و ابوالخطاب را صامت می‌انگاشتند و بر این اعتقاد بودند که بعداز امام راست گو علیه‌السلام، ابوالخطاب ناطق آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۵۰]

به هر روی چنانکه مراعات می گردد، محور پندار ابوالخطاب بر نوعی بزرگ نمایی درباره ائمه، خصوصاً امام راستگو(ع) مبتنی بود. ابوالخطاب، بعد از آن که ذهن ها غالیانه خویش را عرضه کرد، با مخالفت شدید امام راست گو(ع) روبرو شد و بنابر احادیث گوناگون، امام(ع)، وی و پیروانش را در موضع ها مختلف لعن و نفرین کرد و اصحاب خویش را متوجه گمراهی ابوالخطاب رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نمود.[۵۱]

مطرود امام راست گو(ع)
در بعضا احادیث آمده میباشد که ابوالخطاب بعداز انحراف،‌گاه همانند پیشین به سرویس امام راست گو(ع) می سید، البته آن حضرت او‌را از خویش بدور می کرد.[۵۲] یک توشه نیز امام علیه‌السلام ضمنا طومار‌ای به او، گفته‌های او‌را تکذیب شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نموده است.[۵۳]

از‌آن‌جا‌که تیم‌های متعدد غلات در سده‌های ۲و۳ق/۸و۹م به فرد ابوالخطاب میل داشتند، در توقیعی منسوب به امام غایب، ابوالخطاب و اصحابش، آیتم لعن حضرت واقع گردیده، از آن‌ها اعلام برائت شد‌ه‌است.[۵۴]

به هر روی اینهمه احادیث در عیب گیری ابوالخطاب موجب گردیده است که او در اثرها امامیه همواره تحت عنوان یک شخصیت منفی به شمار آید.[۵۵]

همینطور در منابع اسماعیلی مرتبط با زمان فاطمی و بعد از آنف به مشقت از ابوالخطاب نقد گردیده و تحت عنوان غالی و کافر شناسانده گردیده‌است.[۵۶] گفتنی میباشد که جعفر بن منصور الیمن[۵۷] حکایتی ساختگی منسوب به اسماعیل در زمان کودکی نقل کرده که دربرگیرنده قدح ابوالخطاب به دلیل بزرگنمایی او میباشد، در حالی که به هنگام غالیگری ابوالخطاب، اسماعیل مردی بی نقص بوده میباشد. با اینهمه در امر المنجمین از اثر ها اصلی اسماعیلیان نزاری، در زمره مشاهیر اصحاب امام درستگو علیه‌السلام، نخستین از ابوالخطاب و بعد از آن از مفضل، جابر بن حیان و عبدالله بن مبارک خاطر می گردد.[۵۸]

رویکرد سیاسی
در منابع، درخصوص بعضا نظرگاه‌های ابوالخطاب و خطابیان و نیز طریق‌های سیاسی او کلام رفته میباشد، برای مثال اینکه او بر پیروانش واجب کرده بود که برای عایدی رسانی به هم کیشان خویش در کارها مرتبط با اموال، نفوس و زنان در قبال معارضان مذهبی به لاف شهید شدن دهند.[۵۹] بر این مبنا اکثری از فقهای اهل سنت در دعوا شهیدشدن «اهل الاهواء» گرچه اکثر وقت ها، شهیدشدن آنها را منوط بر اینکه عادل باشند، پذیرفته‌اند، اما خطابیه را به دلیل خصلت شهیدشدن لاف از این گردآوری مستثنی کرده‌اند.[۶۰]

همینطور نقل شده میباشد که ابوالخطاب مدعا بود که می‌بایست نماز مغرب را مجال «ذهاب حمره مشرقیه» و هنگام «اشتباک نجوم» به مکان آورد، در صورتی‌که که بعضا احادیث به گزارش امام درست گو علیه‌السلام خلال آنکه هنگام مغرب را فرصت «ذهاب حمره مشرقیه» شمرده‌اند، ابوالخطاب را به دلیل این نظرگاه او ملامت کرده‌اند.[۶۱]

ابوالخطاب و مذهب ها متعدد غالی
غیروابسته از خطابیه اول که ارتباط آشکاری با ابوالخطاب داشتند، دسته‌های مختلف خطابیه بعداز ابوالخطاب، به شخصیت‌های دیگری نیز متمایل شدند و معمولاً در کنار یقین به ابوالخطاب و حتی‌گاه با طرد او، به سیرتکامل‌ای شخصیت دیگری را هم مطرح می‌کردند.[۶۲] این دسته‌ها‌گاه ایده ها خاصی درباره ابوالخطاب عرضه می‌کردند که با اعتقادات خطابیه اول بیگانه بود.

اسماعیلیه


بزرگ نمایی درباره‌ی ائمه(ع)
گزارش سعد اشعری، حکایت از آن داراست که خطابیه اول، امام درستگو(ع) را پروردگار می‌پنداشتند و ابوالخطاب را پیامبری مرسل که امام راستگو(ع) اورا نبی و فرمان به طاعت او نموده است.[۴۷] این گزارش اشعری را دیگر منابع، به عنوان مثال احادیث مختلفی که کشی[۴۸] نقل نموده است، پذیرش می‌نماید. سعد اشعری میافزاید که خطابیه – که خواسته از آنها خطابیه اول میباشد، و به طور طبیعیً در رأس آنها ابوالخطاب جای‌دارد- معتقد بودند که می بایست در هر وقتی دو فرستاده دربین باشد و نباید زمین از وجود آن دو خالی باشد؛ یک کدام از ناطق و دیگری صامت. ابتدا محمد صلی الله علیه و آله ناطق بود و در طول او علی مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد علیه‌السلام، صامت.[۴۹]

بغدادی نیز گفته میباشد که خطابیه درباره همگی ائمه اینگونه اعتقادی داشته‌اند و در طول امام درستگو(ع) آن حضرت را ناطق و ابوالخطاب را صامت می‌انگاشتند و بر این اعتقاد بودند که بعداز امام راست گو علیه‌السلام، ابوالخطاب ناطق آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۵۰]

به هر روی چنانکه مراعات می گردد، محور پندار ابوالخطاب بر نوعی بزرگ نمایی درباره ائمه، خصوصاً امام راستگو(ع) مبتنی بود. ابوالخطاب، بعد از آن که ذهن ها غالیانه خویش را عرضه کرد، با مخالفت شدید امام راست گو(ع) روبرو شد و بنابر احادیث گوناگون، امام(ع)، وی و پیروانش را در موضع ها مختلف لعن و نفرین کرد و اصحاب خویش را متوجه گمراهی ابوالخطاب رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نمود.[۵۱]

مطرود امام راست گو(ع)
در بعضا احادیث آمده میباشد که ابوالخطاب بعداز انحراف،‌گاه همانند پیشین به سرویس امام راست گو(ع) می سید، البته آن حضرت او‌را از خویش بدور می کرد.[۵۲] یک توشه نیز امام علیه‌السلام ضمنا طومار‌ای به او، گفته‌های او‌را تکذیب شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نموده است.[۵۳]

از‌آن‌جا‌که تیم‌های متعدد غلات در سده‌های ۲و۳ق/۸و۹م به فرد ابوالخطاب میل داشتند، در توقیعی منسوب به امام غایب، ابوالخطاب و اصحابش، آیتم لعن حضرت واقع گردیده، از آن‌ها اعلام برائت شد‌ه‌است.[۵۴]

به هر روی اینهمه احادیث در عیب گیری ابوالخطاب موجب گردیده است که او در اثرها امامیه همواره تحت عنوان یک شخصیت منفی به شمار آید.[۵۵]

همینطور در منابع اسماعیلی مرتبط با زمان فاطمی و بعد از آنف به مشقت از ابوالخطاب نقد گردیده و تحت عنوان غالی و کافر شناسانده گردیده‌است.[۵۶] گفتنی میباشد که جعفر بن منصور الیمن[۵۷] حکایتی ساختگی منسوب به اسماعیل در زمان کودکی نقل کرده که دربرگیرنده قدح ابوالخطاب به دلیل بزرگنمایی او میباشد، در حالی که به هنگام غالیگری ابوالخطاب، اسماعیل مردی بی نقص بوده میباشد. با اینهمه در امر المنجمین از اثر ها اصلی اسماعیلیان نزاری، در زمره مشاهیر اصحاب امام درستگو علیه‌السلام، نخستین از ابوالخطاب و بعد از آن از مفضل، جابر بن حیان و عبدالله بن مبارک خاطر می گردد.[۵۸]

رویکرد سیاسی
در منابع، درخصوص بعضا نظرگاه‌های ابوالخطاب و خطابیان و نیز طریق‌های سیاسی او کلام رفته میباشد، برای مثال اینکه او بر پیروانش واجب کرده بود که برای عایدی رسانی به هم کیشان خویش در کارها مرتبط با اموال، نفوس و زنان در قبال معارضان مذهبی به لاف شهید شدن دهند.[۵۹] بر این مبنا اکثری از فقهای اهل سنت در دعوا شهیدشدن «اهل الاهواء» گرچه اکثر وقت ها، شهیدشدن آنها را منوط بر اینکه عادل باشند، پذیرفته‌اند، اما خطابیه را به دلیل خصلت شهیدشدن لاف از این گردآوری مستثنی کرده‌اند.[۶۰]

همینطور نقل شده میباشد که ابوالخطاب مدعا بود که می‌بایست نماز مغرب را مجال «ذهاب حمره مشرقیه» و هنگام «اشتباک نجوم» به مکان آورد، در صورتی‌که که بعضا احادیث به گزارش امام درست گو علیه‌السلام خلال آنکه هنگام مغرب را فرصت «ذهاب حمره مشرقیه» شمرده‌اند، ابوالخطاب را به دلیل این نظرگاه او ملامت کرده‌اند.[۶۱]

ابوالخطاب و مذهب ها متعدد غالی
غیروابسته از خطابیه اول که ارتباط آشکاری با ابوالخطاب داشتند، دسته‌های مختلف خطابیه بعداز ابوالخطاب، به شخصیت‌های دیگری نیز متمایل شدند و معمولاً در کنار یقین به ابوالخطاب و حتی‌گاه با طرد او، به سیرتکامل‌ای شخصیت دیگری را هم مطرح می‌کردند.[۶۲] این دسته‌ها‌گاه ایده ها خاصی درباره ابوالخطاب عرضه می‌کردند که با اعتقادات خطابیه اول بیگانه بود.

اسماعیلیه

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 506
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه