دیدار امام راست گو(ع)
محمد بن نعمان[۱۵] قصه کرده سید حمیری را در کوفه دیدم، دشوار مریض گردیده و پرورش سیاه و چشمانش کبود گشته و از عطش مینالید و گاهی شراب می نوشید. نزد امام درست گو(ع) رفتم که در کوفه بود و از نزد خلیفه مسجد الزهرا احمدآباد مشهد برمیگشت.
حال و روز حمیری را به وی گفتم و به منزل سید رفتیم. جعفر بن محمد بر بالین وی گرد هم آیی و اورا به نام صدا کرد. سید دیدههای خویش را گشود و به امام نگاه می کرد، البته نمیتوانست کلام بزند. آن حضرت لبهای اورا آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد لرزاند.
حمیری لهجه گشود و خاطرنشان کرد: فدایت!آیا به یاری اولیایت اینگونه کردی؟! حضرت جعفر اذعان کرد:ای سید! صحبت حق بگوی تا معبود بیماری تورا شفا دهد و تورا بیامرزد و به بهشتی که به اولیای خویش وعده نموده درون نماید. پس سید اشعاری انشاء نمود کهاین دو بیت از آن رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد میباشد:[۱۶]
تَجَعفَرتُ باسم الله و الله اکبر
و أیقنتُ انّ الله یعفو و یغفِر
ودِنتُ بهاینٍ غیر ما کنت دایناً
به و نهانی سید الناس جعفرً
به اسم آفریدگار جعفری مذهب شدم
و اعتقاد کردم که خدای میبخشد و میآمرزد
و به فقاهتی غیر از آنچه سابقاً معتقد بودم، نظریه پیدا کردم
سید تمامی عموم، جعفر من را از آیین قدیمی نهی فرمود.
[یادداشت ۲] ابن بابویه در اکمال الدین[۱۷] و روحانی اثر گذار در الفصول المختاره[۱۸] و مرزبانی در خبر ها السید[۱۹] و ابن معتز در طبقات الشعراء و ابن شهر آشوب در مناقب آل ابی طالب[۲۰] خبر ها امامی شدن سید را به دعوت امام راستگو(ع) نقل نموده و به بقای وی بهاین مذهب تا نقطه پایان معاش تصریح کردهاند. آوردهاند که از سید پرسیدند که چهطور شیعه شدی در حالی که از طایفه شام و شهر حمیری؟ شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد سید جواب داده:
صبت علی الرحمة صبا فکنت کمؤمن آل فرعون
همچون مؤمن آل فرعون، به یکباره عفووبخشش خداوند بر اینجانب فرو ریخته شد.[۲۱][یادداشت ۳]
رابطه با خلفا
سید اسماعیل حمیری فرصت ده خلیفه را اخذ: هشام بن عبدالملک، ولید بن یزید، یزید بن الولید، ابراهیم بن الولید و مروان حمار از امویان، و سفّاح، مهدی، هادی و هارون الرشید از عباسیان. زمانی سفاح به خلافت رسید، وی به طور رسمیً به دربار عباسیان پیوست و شعر سرا مداح آن قوم و قبیله شوید.[۲۲] از سفاح هر سال یک جاریه با خادمهاش، یک کیسه چرمی (بدره) آکندهاز درهم با غلامی که آن را می آورد، یک اسب با مهتر آن و یک کمد مملو از گونه های جامه با غلام حمل کننده آن صله اخذ مینمود. منصور عباسی هر ماه هزار درهم به وی دستمزد میاعطا کرد و زبانش را آزاد گذارده بود که به هرکس بخواهد حمله نماید. مهدی و هادی نیز در بازه کوتاه خلافت، اورا بیقسمت نمیگذاشتند. هارون الرشید ممدوح سید بود و سید از وی صلات و جوایز فراوان به دست میاورد. به علاوه هارون بیدریغ از سید مدد و اورا در قبال معارضان و حسودان مراقبت می کرد.[۲۳]
بیان شده منصور عباسی، سوار بن عبدالله را به سبب ساز توهین به سید حمیری از منزلت خویش بر کنار کرد و به رغم حزن سوار، مزرعهای را در بصره به دلیل معیشت، به سید اهدا کرد.[۲۴]

رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد؛ راهنمای کامل هماهنگی برای مراسم ختم و یادبود