loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 13
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:33


سید علی بن موسی بن جعفر بن طاووس معروف به‌سید ابن طاووس (۵۸۹-۶۶۴ق)، از عالمان شیعه در قرن هفتم هجری قمری، صاحب و مالک کتاب لُهوف (مقتل امام حسین (ع)) و نقیب شیعه ها در طی حکومت مغول بر بغداد. بعضی به وی به سبب ساز زهد، مراقبه فراوان و حالات عرفانی «جمال العارفین» مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گفته‌اند.

تمایل ابن‌طاووس بیشتراز هر موضوعی به مسائل اخلاقی و معنوی و بخصوص دعا و زیارت بود و تیم اثراتی با تیتر «تتمات مصباح المتهجد» به فن تحریر درآورد که کامل شدن مصباح المتهجد، تاثیر روحانی طوسی در مسئله دعاست. علامه حلی و روضه خوان یوسف سدیدالدین (بابا علامه حلی) از شاگردان علی بودند. کتابخانه سید بن طاووس که بالغ بر ۱۵۰۰ کتاب داشته میباشد یک تیم فردی شایان آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد توجه میباشد.

معاش‌طومار
ابوالقاسم علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاووس ملقب به رضی‌الدین، از قوم و قبیله طاووس بود؛ از این رو به‌سید ابن طاووس معروف میباشد.[۱] ابن طاووس پنج‌شنبه ۱۵ محرم سال ۵۸۹ق در شهر حلّه، مرزوبوم عراق دیده به جهان گشود.[۲] اورا ذوالحَسَبَین (هر کس دو نسب شریف داراست) نیز خوانده‌اند؛ چون جد اعلای وی داود بن حسن مثنی، نوه پسری امام حسن (ع) و نوه دختری امام سجاد (ع) میباشد و از سادات حسنی ـ حسینی محسوب رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میشود.[۳]

پدرش، موسی بن جعفر، از راویان حدیث میباشد که احادیث خویش را در کاغذ‌هایی نوشته بود و بعداز وی، فرزندش آن‌ها را توده‌آوری نمود و با اسم فرقة الناظر و بهجة الخاطر مما رواه والدی موسی بن جعفر منتشر نمود. مامان وی دختر ورام بن ابی فراس، از علمای امامیه بود.[۴] همینطور مامان پدرش از نسل روضه خوان طوسی بود، سید بن طاووس، هنگام اشاره به ابن ابی‌فراس و روضه خوان طوسی، آنها را پدربزرگ خویش می‌نامید.[۵] برادرش احمد بن طاووس نیز از علمای روزگار بود و بعد از وفات سید بن طاووس، نقابت شیعه‌ها را بر ذمه شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گرفت.[۶]

ابن طاووس تحصیلات خویش را در حله استارت نمود و بعد از چندی از حله به کاظمین سفر کرد.[۷] وی بعد از آن با دختر وزیر ناصر بن مهدی وصلت نمود و آن سیرتکامل که خویش می گوید به باعث این تزویج مدتی زمانبر در بغداد سکونت گزید.[۸] طبق گزارشی وی ۱۵ سال در بغداد اقامت داشته میباشد.[۹] که بعضا آن را از حدود سال ۶۲۵ تا سال ۶۴۰ هجری قمری دانسته‌اند.[۱۰] بعد از آن به حله برگشت[۱۱] و فرزند وی محمدمصطفی در آنجا دیده به جهان گشود[۱۲] تعدادی سال آنگاه به همدم خانواده خویش به نجف و بعداز آن به کربلا سفر کرد و در هر مورد سه سال اقامت نمود.[۱۳] فرزند وی با اسم علی در سال ۶۴۷ هجری قمری در نجف متولد شد[۱۴] و کتاب فرج المهموم را در سال ۶۵۰ در کربلا به اتمام رساند.[۱۵] ابن‌طاووس در سال ۶۵۲ق توشه دیگر به بغداد برگشت.[۱۶] و در سال ۶۶۱ق سرپرستی و نقابت علویان را از طرف هولاکو خان مغول عهده دار شد و تا فرصت وفات خویش این منصب را بر ذمه داشت[۱۷] وی در دو‌شنبه ۵ ذی‌القعده، ۶۶۴ق در بغداد درگذشت.[۱۸]

بقعه‌ای در حله منسوب به سید بن طاووس میباشد[۱۹] البته ابن فوطی (م ۷۲۳ق) در کتاب حادثه ها جامعه گفته میباشد که لاشه ابن طاووس بعداز مرگ به نجف منتقل شد و در کنار مرقد امام علی (ع) دفن شد.[۲۰] و سید ابن طاووس نیز در کتاب فلاح السائل نوشته میباشد که برای خودش قبری در کنار مرقد امام علی (ع) در زیر پای قبر بابا و مادرش به دلیل رعایت امر الهی بر طبق احترام به آن ها فراهم کرده و بر مهیا‌سازی آن بررسی نموده است.[۲۱]

برخی احتمال داده‌اند که ضریح با اسم سید بن طاووس در حله وابسته به فرزند همنام وی یعنی رضی‌الدین علی بن علی بن موسی باشد، که در اسم، لقب و کنیه، با پدرش، اشتراک داشته میباشد.[۲۲]

تحصیلات

بازدید : 11
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:33


نزول آیاتی از سوره تحریم
روزی حفصه در روز منحصر به فرد خویش نزد رسول (ص) رفت و از وی اذن خواست جهت کاری نزد پدرش برود. حضرت به وی اذن اعطا کرد. بعد از رفتن حفصه، آن حضرت ماریه را به خویش طلبیدند. زمانی حفصه رسول(ص) را با ماریه روءیت کرد اندوهگین شد و با رسول درشتی کرد. نبی معبود (ص) برای رضایت وی، ماریه را بر خویش مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد حرام کرد.[۱۵]

درین هنگام نشانه‌ها اولیه سوره تحریم نازل شد:

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللهُ لَكَ ۖ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ ۚ وَاللهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»
«ای فرستاده، چرا برای خشنودی همسرانت، آنچه را خداوند برای تو حلال گردانیده حرام می کنی؟ پروردگار[ست که‌] آمرزنده کریم آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.»[۱۶][یادداشت ۱]
در غایت، ماریه نزد فرستاده آفریدگار(ص) ماند، ولی اعتنا رسول به او همچنان غم بعضا زنان نبی (ص) را درپی داشت. این حالت با اعلان بارداری ماریه تشدید شد. از این رو رسول پروردگار (ص) ماریه را از مدینه بیرون و در قسمت بالای مدینه در نخلستان کوچکی به اسم عالیه که در غزوه بنی نضیر به وی رسیده بود (و امروزه به مشربه‌ ام ابراهیم دارای اسم و رسم میباشد) مسکن اعطا کرد و برای دیدنش به آنجا رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میرفت.[۱۷]

در حال حاضر این محل به طور قبرستانی مخروبه میباشد و قبر نجمه مامان امام رضا(ع) و عده ای از امامزادگان و دوست داران اهل بیت(ع) در آنجاست. ازآنجاکه ایرانیان گاهی برای زیارت به آنجا می‌رفتند در سال‌های اخیر دیوارهای بلندی بر گرد آن تشکیل‌شده و اذن بازدید از آن را شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نمی‌دهند.[۱۸]

به دنیا آمدن ابراهیم
نوشته ی علمیٔ اساسی: ابراهیم پسر نبی
گفته‌اند که ماریه صرفا زنی جز خدیجه بود که برای نبی اکرم(ص) فرزند آورد.[۱۹] مدتی بعداز استقرار ماریه در خانه نو، ابراهیم فرزند فرستاده­ آفریدگار (ص) در ذیحجه سال هشتم هجری چشم به جهان گشود و جبرئیل نازل ­شد و حضرت را با تیتر «اباابراهیم» درود ­اعطا کرد.[۲۰] نقل میباشد که بعداز میلاد ابراهیم، نبی بشاش شد و اورا به عایشه آرم اعطا کرد و فرمود: «ببین چقدر این کودک مشابه اینجانب میباشد!» و عایشه هم در جواب اظهار‌کرد اینجانب شباهتی نمیبینم.[۲۱]

ابراهیم در سال دهم هجری، از جهان رفت و در بقیع دفن شد. رسول(ص) در حزن وی غمگین شد و فرمود: «این حزن، اشک را سرازیر و قلب را اندوهناک می‌نماید اما اینجانب چیزی نمی‌گویم که سبب خشم پرورگار خواهد شد.»[۲۲]

ماجرای افک
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: رخداد افک
افک به ماجرای بهتانِ بی عفتی زدن گروهی از عموم به یکی‌از همسران فرستاده(ص) اشاره داراست. [۲۳] بر پایه ی روایتی که علی بن ابراهیم قمی از امام باقر(ع) نقل کرده، عایشه به ماریه قبطیه بهتان زد که با شخصی به اسم جَریح قبطی رابطه نامشروع برقرار نموده است.[۲۴] مبنی بر این گزارش وقتی که رسول(ص) از مرگ فرزندش ابراهیم ناراحت بود، با این حرف عایشه روبه‌رو شد که «از مرگ ابراهیم غمگین نباش، به این دلیل‌که وی فرزند جریح بوده میباشد».[۲۵] به همین عامل رسول(ص)، از امام علی(ع) خواست جریح را به قتل برساند.[۲۶] جریح که از قصد امام علی با خبر گردیده بود به بالای درختی فرار و گریز کرد.[۲۷] در آن هنگام جامه وی کنار رفت و علی(ع) متوجه شد وی آلت تناسلی ندارد.[۲۸] بنابراین بهتان رابطه نامشروع از ماریه برداشته و آیه ها افک نازل شد.[۲۹]

بعضی مفسران مانند علامه طباطبایی[۳۰]، سید محمدحسین فضل و ادب‌الله[۳۱]، مکارم شیرازی[۳۲] و جعفر سبحانی این گزارش را با گونه های‌هایی مواجه دانسته، آن را رد کرده‌اند.[۳۳] اورده شده از علمای شیعه، صرفا عالمان عصر‌های اخیر آیه افک را مرتبط با ماجرای ماریه دانسته‌اند.[۳۴] برای مثال این عالمان می‌قدرت به سید ابوالقاسم خویی[۳۵]، سید جعفر مرتضی عاملی[۳۶] و سید مرتضی عسکری اشاره نمود.[۳۷] روحانی اثرگذار که رساله مستقلی در مورد حدیث ماریه، با اسم رسالة حول خبر ماریة، نوشته میباشد، این حدیث را مسلّم دانسته و اعتقاد دارد تمامی علما این ماجرا را اثبات می دانند[۳۸]، البته در حدیثی که وی نقل کرده، به نازل شدن نشانه‌ها افک اشاره نشده میباشد؛[۳۹] چنان‌که در منابع گوناگون دیگری ماجرای ماریه سوای اشاره به نزول آیه‌ها افک، نقل گردیده‌است.[۴۰] اتهام به ماریه در منابع اهل‌تسنن نیز آمده میباشد؛ مثلا این منابع می‌اقتدار به درست مسلم[۴۱]، الطبقات الکبری[۴۲]، انساب الأشراف[۴۳]، المستدرک علی الصحیحین[۴۴] و صَفْوة الصفوة اشاره نمود.[۴۵]

به گفته محمدجواد مغنیه از مفسران شیعه در قرن چهاردهم قمری، بیشتر مفسران و تاریخ‌نگاران بر این باورند که نشانه‌ها افک درباره بهتان زدن منافقان به عایشه نازل شد‌ه‌است.[۴۶] گزارش مرتبط با عایشه در منابع زیادی از اهل‌سنت وجود دارااست.[۴۷] در برخی منابع شیعه‌ها نیز رخداد افک مرتبط با افترا زدن منافقان به عایشه دانسته گردیده است.[۴۸] با این درحال حاضر به لحاظ برخی از دانشمندان شیعه، این قصه نیز انواع‌های زیادی داراست[۴۹] و ماجرا بهتان به عایشه جعلی و مقصود سازندگان آن، فضیلت‌سازی برای عایشه بوده میباشد.[۵۰]

بازدید : 15
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:30


شرایط در دربار
حسین بن روح در طول حیات محمد بن عثمان، نفوذ بالایی در دربار عباسی داشت و یاری‌های مالی از منطقه مقامات دولتی به وی میرسید.[۲۱] بعد از ذمه ‌دار شدن نیابت نیز در طول مقتدر عباسی در دستگاه عباسیان نفوذ داشت و آیتم احترام آنها بود. انگیزه این حالت وی از یک سو نفوذ قبیله نوبختی بود و از سوی دیگر وزارت ابوالحسن علی بن محمد از آل فرات که از طرف داران شیعه ها بودند.[۲۲] به گفته ام کلثوم دختر محمد بن عثمان، در‌این بازه زمانی، اموالی از آل فرات به حسین بن روح می سید.[۲۳] از سایر دلایل منزلت حسین بن روح در دربار، موضع ها محتاطانه او دانسته گردیده که تلاش داشت خویش را از کودتا‌های آن روزگار، مانند قرامطه بدور نگه مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد دارااست.[۲۴]

ولی با روی عمل وارد شدن حامد بن عباس در جایگاه وزارت که از معارضان شیعه تامین می کرد، مشکلاتی برای حسین بن روح پدی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد د آمد.[۲۵]

نهفته‌شدن
بعضا منابع از نهفته‌شدن حسین بن روح، مدتی بعداز انتصاب به نیابت امام فرصت(عج) خبر داده‌اند. زمان این عصر دقیقا معلوم وجود ندارد و احتمالاً در بین سال‌های ۳۰۶ تا ۳۱۱ق، در روزگار وزارت حامد بن عباس بوده میباشد.[۲۶] سازه به نوشته روحانی طوسی، درین زمانه، محمد بن علی شلمغانی سفیر و رابط وی با عموم بود.[۲۷] داده ها چندانی از این عصر در اختیار رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد وجود ندارد.

زندانی‌شدن
حسین بن روح نوبختی از سال ۳۱۲ تا ۳۱۷ق، در زندان مقتدر، خلیفه عباسی حبس بود. در منابع شیعی دلیلی برای زندانی‌شدن وی بیان نشده البته بعضی دانشمندان مبتنی بر نقل اهل سنت، دو عهد و شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد پیمان را گفته‌اند:

جلوگیری حسین بن روح از پرداخت اموال به دیوان حکومت
رابطه با قرامطه که آن طولانی بحرین مسلط بودند.[۲۸]
بعضی از دانشمندان، سبب ساز حبس او‌را شهرتش در رده نیابت، رابطه با شیعه ها و مقبولیت وی در ساماندهی شرایط آن ها و گردآوری‌آوری طومار‌ها و وجوهات و تسلیم آنان به حضرت مهدی(عج) دانسته‌اند.[۲۹] ولی بعضا نیز معتقدند دستگیری وی به سبب ساز دشمنی شلمغانی و به دست محسن بن علی بن فرات (پسر علی بن فرات وزیر و از دوستداران شلمغانی) در زمانه وزارت علی بن فرات در سال‌های ۳۱۱ ۳۱۲ق صورت گرفته میباشد.[۳۰]

بعداز آزادی وی از زندان، به جهت وجود صورت‌های سرشناس از قبیله نوبخت در حکومت که رده‌های مهمی هم داشتند، دیگر کسی نتوانست مزاحمتی برای وی ساخت و ساز نماید.[۳۱]

ماجرای شلمغانی
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: شلمغانی
شلمغانی از عالمان شیعه در بغداد و از نزدیکان حسین بن روح بود. حسین بن روح بعد از انتصاب به منزلت نیابت، اورا نماینده قانونی خویش معرفی کرد و اداره کارها شیعه را به دست وی سپرد، تا جایی که در عصر معاش مخفیانه حسین بن روح، توقیعات امام فرصت به وسیله ابن روح و به دست شلمغانی صادر میشد.[۳۲] البته او، در روزها حبس حسین بن روح و با سوءاستفاده از وضعیت خویش، آغاز خویش را به مکان وی باب معرفی کرد و بعد ها مرتد شد و انحرافات عقیدتی پیدا کرد. با آشکار شدن انحراف او، حسین بن روح که در حبس بود، شیعه ها را از این دستور با خبر تشکیل داد و معاشرت با او‌را ممانعت کرد تا اینکه در سال ۳۱۲ق توقیعی از سوی حضرت مهدی(عج) در لعن وی صادر شد.[۳۳]

رده علمی و کرامات
حسین بن روح کتابی در فقه به اسم التأدیب تألیف کرد و آن را برای تحلیل و نظرها به حوزه حدیثی قم ارسال کرد و از علمای آن‌جا خواست تا مواقعی را که برخلاف حیث آنها میباشد، یادآور شوند. علمای قم بعداز محاسبه محتوای کتاب، آن را جز در یک آیتم تأیید کردند و نزد او بازفرستادند.[۳۴]

او در زمانه نیابت، مناظراتی هم داشته که به شرح در منابع روایی آمده میباشد.[۳۵] جواب‌هایی که حسین بن روح به سؤالات مطرح‌گردیده در‌این اظهارات داده، علامت از احاطه وی بر مسائل فقهی و همینطور رده علمی اوست.[۳۶]

وی روایاتی هم نقل نموده است.[۳۷] روحانی طوسی، زیارت رجبیه را به گزارش حسین بن روح نوبختی آورده میباشد.[۳۸]

کرامات
در بعضا منابع، کراماتی از حسین بن روح نقل گردیده‌است. وی گاه برای رفع شک وتردید طرف مقابل و گاه برای تأیید خودش، برخی اسرار را افشا و بعضی علائم را آشکار می کرد. طومار علی بن بابویه (بابا روحانی صدوق) به نائب سوم برای فرزنددار شدن و درخواست دعای حضرت حجت(عج)،[۳۹] یا این که طومار دیگری از ابن‌بابویه (بابا روحانی صدوق) برای مشخص کردن تکلیف خویش برای مهاجرت حج،[۴۰] خبر از مرگ احمد بن اسحاق قمی[۴۱] و خبر از شمش طلای گمشده به محمد بن حسن صیرفی[۴۲] از مثال‌های آن میباشد.

جستارهای متعلق
مهدویت
غایب بودن امام فرصت
عثمان بن سعید عمری
علی بن محمد سمری
نیابت خاصه

بازدید : 18
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 16:53


سلیمان بن مهران پر اسم و رسم به أَعْمَش (۶۱ ـ ۱۴۷ یا این که ۱۴۸ق) از علمای کوفه در قرن دوم قمری و از شیعه ها و اصحاب امام راست گو(ع) بود. با وجود اعتقاد و باور سلیمان به تشیع، علمای اهل سنت او را بسیار ستوده و توثیق کرده‌اند. او از راویان فضائل امام علی(ع) بود و روایاتی در‌این باب به صورت بی واسطه از امام درست گو(ع) داستان نموده است. سلیمان اعمش از نمایندگان پر رنگ مدرسه علمی کوفه و رهروان تعالیم عبدالله بن مسعود در دانش حدیث، فقه و خواندن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد قرآن بود.

اسم و نسب
ابو محمد سلیمان بن مهران از اهل یک محل کوفه بود و منابع از وی با تیتر اعمش کوفی نیز ذکر شده‌اند. به جهت ضعف بصیرت کنیه اعمش داشت. [یادداشت ۱][۱] او از وابستگان (موالی) بنی‌کاهِل از شاخه‌های خویشاوندان بنی اسد بود.[۲] بیشتر گزارش‌ها اورا اهل ایران‌تبار و پدرش را از هم محلی طبرستان[۳] و دماوند[۴] (دَنْباوند که حیطه‌ای بین طبرستان و ری بوده)[۵] دانسته‌اند. ظاهرا پدرش در نبرد‌های مسلمان‌ها در شمال کشور ایران اسیر و برده شد و در عراق یکی‌از اشخاص فامیل بنی اسد او‌را خرید و آزاد آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۶]

سال به دنیاآمدن او‌را ۶۱ قمری [۷]یعنی به عبارتی سال شهید شدن امام حسین(ع) دانسته‌اند. بنابر برخی گزارش‌ها بابا سلیمان در جنگ امام حسین(ع) و کوفیان کمپانی داشته میباشد؛ البته درباره اینکه وی در سپاه امام(ع) بوده یا این که در سپاه معاندان وی، اطلاعی در اختیار وجود ندارد.[۸] در شرایطی که که‌این خبر درست باشد، برخی از نقل‌ها که اورا متولد طبرستان دانسته‌اند قابل قبول رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نخواهد بود.

سلیمان در سال ۱۴۷ق[۹] و به قولی سال ۱۴۸ قمری در هشتاد و هشت سالگی درگذشت.[۱۰]

تشیع سلیمان
سلیمان اعمش از بزرگان شیعه و از اصحاب امام راستگو(ع) میباشد.[۱۱] هر یک سری اسم او در برخی از منابع مهم رجال شیعه بیان نشده، البته عالمان دانش رجال و تراجم‌نگاران شیعه‌ای که از وی ذکر شده‌اند، در تشیع وی شک وتردید نکرده‌اند.[۱۲] منابع اهل سنت نیز به تشیع او اشاره کرده‌اند.[۱۳] تشیع سلیمان با دقت به معاش وی در کوفه که از مرکز ها تشیع بود، تعجب آور وجود شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد ندارد.

نقل احادیث در فضیلت امامان: اعمش به نقل احادیث در فضیلت ها امام علی(ع) آوازه داشت. بنابر گزارشی سید اسماعیل بن محمد حمیری، شعر سرا شیعی، احادیثی از فضیلت ها علی (ع) از اعمش شنید و مبتنی بر آنها اشعاری سرود.[۱۴]

همینطور گفته شده که در روزهای آخری عمرش، ابوحنیفه که هم زمان سلیمان بود بدو ذکر کرد روایاتی درباره علی (ع) نقل کردی که در‌صورتی‌که از آنها بازگردی برایت عالی خواهد بود مانند ماجرا «انا قسیم النار». سلیمان در جواب ابو حنیفه حدیث دیگری نقل کرد که بر طبق آن نبی(ص) فرموده بود در روز قیامت خداوند به اینجانب و علی (ع) میفرماید هر که شما‌را دوست دارااست به پردیس درون فرمایید و کسی که شمارا معاند داشته به دوزخ و جهنم فرستید.[۱۵]

در منابع شیعی احادیث زیادی از اعمش در مورد امامت و ثابت امامت علی (ع) از گویش امام راستگو (ع) نقل شد‌ه‌است.[۱۶]

همینطور اسم او در مدرک بعضی احادیث که درباره ی ثابت امامت علی (ع) از رسول اکرم (ص) گفته شده وجود داراست.[۱۷] افزون بر این مفاد از وی روایاتی در ملامت معاویه و اهل جمل[۱۸] نقل گردیده است.[۱۹]

پشتیبانی از علی(ع) نزد خلفا: بنابر برخی گزارش‌های تاریخی سلیمان گاه به جهت تشیع از سوی خلفا در فشار بود. گفته شده که هشام بن عبدالملک طومار‌ای به اعمش نوشت و در آن طومار به وی امرکرد مناقب عثمان و بدی‌های علی (ع) را برایش بنویسد. اعمش، طومار هشام را در دهن گوسفندی بنیان و به پیامبر هشام ذکر کرد به هشام بگو جوابت همین میباشد؛ زمانی که نبی هشام برای بردن پاسخی از او پافشاری کرد، سلیمان برای هشام اینگونه نوشت: «در‌حالتی که عثمان مناقب کلیه اهل زمین را داشته باشد سودی برای تو ندارد و چنانچه علی را بدی‌های اهل زمین باشد تو‌را ضرر و زیان نمی‌رساند. براین اساس تو تنها مواظب خودت باش.»[۲۰]

بنابر گزارشی یک‌ توشه منصور عباسی، سلیمان را آخر شب نزد خویش خواند و از وی درباره فضیلت ها علی (ع) پرسید و بدو اظهار کرد تعدادی حدیث درباره فضائل علی (ع) می دانی؟ سلیمان در جواب ذکر کرد: ده هزار حدیث. بعد از آن منصور برای وی دو ماجرا در فضائل امام نقل کرد که اعمش از آن‌ها بی استحضار بود.[۲۱]

حیث سلیمان درباره قیام زید: مثلا حوادثی که در روزگار معاش سلیمان رخداد قیام زید بن علی بن حسین(ع) بود. از اعمش گفته شده که می‌اعلام کرد: در حالتی‌که آرزو برد زید بن علی را داشتم در قیام وی کمپانی میکردم. این گفته قادر است به نوعی همدلی با قیام زید تعبیروتفسیر گردد. با این اکنون برخی روایاتی که از وی بیان شده نماد دهنده این میباشد که وی از ایفا اینگونه اقداماتی هجران می‌کرده و درباره صدق آن شک و تردید داشته میباشد.[۲۲]

رده علمی سلیمان

بازدید : 13
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 17:36


هجرت‌ها

روز‌نگار سفر‌های سید جمال‌الدین اسدآبادی
سید جمال الدین بعد از طی تحصیلات مقدماتی، مسافرتی به هندوستان داشت که باعث به تغییر و تحول معاش او و پی‌ریزی شخصیت جدیدی شد. او با مهاجرت به هند با اشتباهات مسلمانها تا حدودی آشنا شد و رویه بسط مسلمانها را وحدت و فراروگریز از استعمار دانست. به همین استدلال مهاجرت به کشورهای گوناگون اسلامی و اروپایی را استارت کرد. برهه زمانی اقامت سید جمال در کشورهای متفاوت معمولا کوتاه بود و بعد از مدتی به کشوری دیگر سفر میکرد و به رواج عقاید خویش مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌پرداخت.[۱۹]

اقدامات
افغانستان
سید جمال‌الدین در ۱۲۷۸ق/۱۲۴۱ش/۱۸۶۲م به افغانستان رفت و بعداز مدتی جزء نزدیکان دوست محمد خان، امیر کابل قرار گرفت.[۲۰] به تشویق جمال‌الدین، دوست محمد خان امر نشر او‌لین خبر نامه را در افغانستان با تیتر شمس النهار صادر کرد.[۲۱] آن گاه کتاب تتمةالبیان فی تاریخ الافغان بوسیله سید جمال‌الدین آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نوشته شد.[۲۲]

تأسیس مجلات
روزنامه شفیق: سید جمال در ربیع‌الآخر سال ۱۲۹۶ق به حیدرآباد که راءس همگی تبعیدیان هند بود رفت و در‌این شهر خبرنامه‌ای با تیتر مدرس شفیق به دو گویش اردو و فارسی منتشر کرد.[۲۳] روزنامه عروة الوثقی: سید جمال در ۱۳۰۱ق / ۱۸۸۴م به پاریس رفت و عروة الوثقی را تکثیر رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بخشید.[۲۴]
مصر
سید جمال از نخستین محرم ۱۲۸۸- ۱۲۹۶ ه. ق، به بازه ۸ سال در مصر اقامت گزید[۲۵] و اقداماتی ایفا اعطا کرد.

تشکیل جلسات علمی
سید جمال‌الدین در مصر، جلسات علمی و دروس قانونی را استارت کرد که با کمپانی علمای پررنگ‌ای همانند روحانی محمد عبده، روضه خوان عبدالکریم سلمان، روحانی ابراهیم اللقانی، روحانی سعید زغلول و روحانی ابراهیم الهلباوی برگزار میشد.[۲۶] ولی بی‌شک و تردید بلندمرتبه‌ترین فراگیر او روحانی محمد عبده بود که بعد ها نیز با وی همپا شد و با تاثیرپذیری عمیق از سید جمال، به تکثیر اذهان اصلاحی وی پرداخت. ولی اشخاصی که در محضر سید جمال حضور می‌یافتند مخصوص به جامعه مسلمان ها نبودند، بلکه بعضی زیرا یعقوب صنوع یهودی و لوئی صابونچی و ادیب اسحاق و شبلی شمیل مسیحی نیز حضور شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌یافتند.[۲۷]

«سید جمال، ادبیات را در مصر دگرگون ایجاد کرد. ادبیات اشرافی را که کاری جز مدح پادشاهان و امیران و اشاره به ایفا آن ها نداشت، منقلب ایجاد کرد و در سرویس خلق و خوی گماشت. با لهجه خودکار از حقوق و دستمزد بشر‌ها بازخواست کرد و با ستمگری و ستمگران به نزاع برخاست.»[۲۸]

تأسیس حزب الوطنی
مثلا اقدامات سید جمال‌الدین در مصر، تأسیس «حزب الوطنی» بود. این حزب با سعی و پایداری سید و شاگردانش توفیق بخش اعظمی به دست آورد. بنابر گزارش لرد کرومر مستشار انگلیسی در مصر، با اقدامات این حزب، ۴۵ درصد از نفوذ انگلیس در مصر کاسته شد، و ۳۵ درصد کسب و کار و خریدوفروش انگلیس کاهش یافت. همینطور راءس «دعات نصارا» با مقایسه کارایی «حزب الوطنی» با زحمات ۳۵ ساله تمامی مبلغان مسیحی در آحاد نقاط آفریقا، اظهار کرد که نسبت آن‌ها یک به ۱۶ میباشد.[۲۹]

نفوذ و توفیق این حزب به قدری عظیم بود که کرومر در گزارشی به لندن نوشت: «در‌حالتی که انجمن حزب الوطنی 1‌سال دیگر برقرار باشد و سلسله‌جنبان امروز آسیای غربی مرکزی و افریقای شرقی و شمالی، سید جمال همدانی، مرفه‌البال و راحت خیال و خاطر در مصر زیست نماید، پیشین از اینکه بیزنس و سیاست بریتانیا در مجموعه کشور ها افریقا بالمرة معدوم شود که سهل وآسان میباشد، هراس آن میباشد که سیادت قاطبه اروپا از هیمنه این انجمن تعجب آور، به تاریخ پیوسته و اثری از وی در برگه فقیه باقی نماند.»[۳۰] او در گزارش دیگری وحشت‌زده خواهان هلاکت حزب الوطنی شد.[۳۱]

یکی مبلغان نصارای قاهره با ابراز تعجب از گسترش و نفوذ بسیار بزرگ ذهن ها سید جمال در پوسته «حزب الوطنی»، در گزارش خویش نوشت: «در‌ دار خاطر، هیچ امری از این حادثه تعجب آور‌خیس فیس نداده که ۷۰۰ میلیون اولاد انجیل با کمال علمیت و توان و غیرت که در خور طبیعت آدم میباشد، در مقابل ۴۰ نفر که در واقعیت روح یک سید درویش اهل ایران بیش وجود ندارد، مقهور گردند.»[۳۲]

به هر روی، استعمار به شدت از نفوذ سید جمال در مصر به وحشت زمین‌خورد و آخر و عاقبت، سید و یارانش را از شغل‌های فکری و سیاسی دستگیر و انجمن «حزب الوطنی» یا این که مفتاح روشن بختی مصر، بعداز ۹ ماه و یک سری روز تعطیل شد.[۳۳]

سید جمال به امر موفقیت پاشا در ۱۷ رمضان ۱۲۹۶ ه‍.ق توقیف و به سوئز نبی شد تا او را از آن نحوه به جمهوری اسلامی ایران اعزام کنند. برای آنکه کسی از عموم مصر با وی ملاقات نکند و دنباله تعالیم اسلامی وی بریده خواهد شد، او را یکسری روز در بندر سوئز نگه داشتند.[۳۴]

حضور در لژ فراماسونری
در مسافت سال‌های ۱۲۸۸-۱۲۹۰ق/۱۸۷۱-۱۸۷۳م نفوذ فکری سید جمال فی مابین جوان ها مصری بسط یافت. سید علاوه بر ادامه شغل‌های فرهنگی و مطبوعاتی درصدد برآمد که از تشکیلات فراماسونی مصر برای توسعه نقشه‌های سیاسی بعدی خویش به کار گیری نماید[۳۵]. از این‌رو در ۱۲۹۲ق به تقاضای خویش به عضویت لژ فراماسونری قاهره درآمد. موازی طومار یکی اعضای لژ شرق (اوریان) که در ورقه ها امین‌الضرب جان دار میباشد، گروهی اورا نامزد تصدی سر کردگی آن لژ کرده بودند.[۳۶] با این تمامی، بنابر نقل برخی، عضویت سید در‌این سازمان به درازا نکشید و تحت عنوان اعتراض به ورود ادوارد هفتم، پاد شاه انگلستان، و استقبال قانونی اعضای لژ ایتالیایی‌ها از وی، استعفا کرد.[۳۷]

هند
سید جمال بعد از تکان از بندر سوئز، به مکان کشور‌ایران به هندوستان رفت و به حیدرآباد رسید.[۳۸] اقدامات سید جمال در هند مشمول مواقعی مانند سخنرانی‌هایی برای جوان ها،[۳۹] همیاری با مطبوعات، تشکیل جمعیت محرمانه به اسم العروه[۴۰] و مخالفت با سرسید احمدخان بود.

بازدید : 16
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 10:24

(۲۸۳-۳۶۳ق)، گرانقدر‌ترین عالم اسماعیلیه. او در دستگاه فاطمیان وظایفی زیرا حکم دهنده‌القضات را بر ذمه داشته میباشد. حکم دهنده از اولِ دعوت فاطمیان همپا آنها بود و چهار خلیفه فاطمی را سرویس کرد.از حکم کننده نعمان اثرها فراوانی به مکان باقی‌مانده میباشد که حاکی از احاطۀ علمی او بر صحبت و فقه امامیه میباشد. دعائم الاسلام، پایه التأویل، المجالس و المسایرات برای مثال تألیفات وی هستند.برخی از عالمان اثناعشری همانند علامه مجلسی، او را شیعه دوازده امامی دانسته‌اند، البته شواهد تاریخی و نیز اثر ها به مکان باقی‌مانده از حاکم نعمان بر اسماعیلی بودن او دلالت مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد دارا‌هستند.


نُعْمان بن محمد بن منصور بن احمد بن حَیّون تَمیمی با لقب ابوحنیفه که ائمه اسماعیلی او‌را فقط با نامش «نعمان» می‌خواندند. اسم وی بیش تر از لقب‌اش پر اسم و رسم بوده و این به دلیل اجتناب از نادرست به دست آوردن او با ابوحنیفه، دانا مذهب حنفی بوده میباشد.[۱]تهرانی در الذریعه به مناسبت معرفی یک کدام از آثارش از وی با أبي حنيفة الإمامي، خاطر نموده است. [۲] پدرش، ابوعبدالله محمد، در رجب سال ۳۵۱ق در ۱۰۴ سالگی درگذشت و نعمان بر وی نماز گزارد و درخصوص سلم (یکی‌از ابواب قیروان)(تونس) مدفون آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گشت.[۳]

تاریخ به دنیاآمدن او نامشخص میباشد. البته از فی مابین اقوال می‌قدرت به دنیا آمدن او را در میان سال‌های ۲۸۳ تا ۲۹۰ق دانست.[یادداشت ۱] به دنیا آمدن و رویش او در قیروان (تونس مدرن) بود.[۴] دربارۀ خانواده‌اش داده ها چندانی در چنگ وجود ندارد. بعضا از نویسندگان اسماعیلی احتمال داده‌اند که پدرش نیز از داعیان اسماعیلی بوده رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد باشد.[۵]

با چهار خلیفۀ فاطمی (مهدی، قائم، منصور و مُعِزّ) هم‌بعد از ظهر بود و بدانها سرویس کرد[۶] و در سال ۳۶۳ق،[۷] در روز ۲۹ جمادی الثانی[۸] یا این که روز یکم رجب[۹]درگذشت.از المعزّ لدین الله (چهار‌مین خلیفهٔ فاطمیان. حکومت۹۵۳-۹۷۵ق.) گفته شده که دربارهٔ حاکم نعمان گفته میباشد: «چنانچه کسی به یک‌صدم از توفیق‌های حاکم نعمان [که از روش تألیفاتش به دست آورده،] دست یابد، اینجانب از سوی معبود، فردوس را برای وی تضمین می‌‌کنم».[۱۰] ناصر خسرو (شعر سرا و اندیشمند اسماعیلی‌مذهب قرن پنجم قمری) نیز در اشعار خویش، حکم کننده نعمان را ستوده شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱۱]

اسماعیلیان مُستَعلی طَیّبی (شاخه‌‌ای از اسماعیلیه)، اثرها حکم دهنده نعمان را مهم ترین منابع فقاهتی بعد از اثرها امامانشان می دانند.[۱۲] از حاکم نعمان اثرها فراوانی به مکان ما‌نده که حاکی از احاطۀ علمی او بر صحبت و فقه امامیه میباشد. آصف فیضی در پیشگفتار دعائم الاسلام دربارۀ وی نوشته میباشد: «حکم دهنده نعمان دارنده مواهبی مختلف بود؛ دانش زیاد و معرفتی کلان داشت، اهل استیناف و کاوش و کثیرالتألیف بود».[۱۳] ابن خلکان نیز به گزارش کتاب خبر ها قُضاة مصر دربارۀ وی اینگونه نوشته میباشد:

حاکم نعمان بن محمد، در نهایت فضیلت بود، اهل قرآن و فقیه به معانی آن بود، از بعد ها فقه و اختلاف فقها دور اندیشی داشت. لغت، شعر قدرتمند و تاریخ عموم را می‌آشنایی. در همۀ اینها با دور اندیشی و انصاف بود. به شایسته ترین وجه و زیباترین عبارت، هزاران برگه دربارۀ اهل بیت تألیف کرد. کتابی پسندیده درباره ی مناقب و مِثالب نگاشت. همینطور ردّیه‌هایی بر معارضان دارااست: بر ابوحنیفه، صاحب، شافعی و ابن سریج ردیه دارااست... [۱۴]
کار‌های سیاسی اجتماعی
حکم دهنده نعمان در دستگاه فاطمیان وظایف خطیری زیرا حاکم القضاتی را بر ذمه داشته میباشد. حکم کننده از اولِ دعوت فاطمیان همپا آنها بود و چهار خلیفه فاطمی را سرویس کرد. تألیفات حکم کننده نعمان از عامل ها اساسی تحکیم مبنا‌های حکومت فاطمی به شمار میروند.[۱۵] دربارۀ سرویس ها حاکم نعمان با استعمال از آنچه خودش در المجالس و المسایرات نقل نموده است، اینگونه گفته‌اند:

از سال ۳۱۳ تا ۳۲۲ق مؤلف مسئولیت رساندن خبر‌ها را به عبیدالله و قائم ذمه ‌دار بوده میباشد. احتمال داراست که‌این مسئولیت صرف سرویس یا این که مراقبتی بوده میباشد.
از سال ۳۲۲ تا ۳۳۴ق در حین خلیفۀ دوم فاطمی، القائم بامرالله، مؤلف به عبارتی مسئولیت رساندن خبر ها را به خلیفه به ذمه داشت و به استنساخ کتاب ها برای اسماعیل فرزند قائم نیز می‌پرداخت.
از سال ۳۳۴ تا ۳۴۱ق وقتی که اسماعیل خلیفۀ سوم فاطمی شد و کنیه ابی طاهر المنصوربالله را بر خویش بنیان، منزلت مؤلف تا قضاوت ارتقاء یافت. خویش می گوید: «اینجانب او‌لین کسی بودم که منصب قضاوت را به اینجانب اعطا کرد و نامم را بلند گردانید و مقامم را نکو داشت».
از سال ۳۳۴ تا ۳۳۷ق منصور او‌را حکم کننده شهر طرابلس کرد.
در سال ۳۴۱ق در عهد و پیمان معز، خلیفۀ چهارم فاطمی، شوکت و عظمت نعمان ارتقا یافت، به این دلیل که نعمان پیش از خلافت او با وی رابطه وثیقی داشت. «آنچه را می‌خواستم به پهنا منصور بالله برسانم، آغاز به معز لدین الله عرضه می کردم؛ درصورتی که لحاظ وی مساعد بود، اجرا می‌دادم و آنچه را نمی‌پسندید شکاف میکردم». همین تاسی مطلق از مُعِزّ، راه و روش را برای وصول نعمان به مراتب بالا در دولت فاطمی هموار کرد و اورا از بزرگان اندیشۀ اسماعیلی قرار اعطا کرد. حکم کننده از زمان به دست آمده شایسته ترین استعمال را پیروزی و بخش اعظمی از کتاب‌هایش را در‌این زمان منتشر کرد.
در سال ۳۶۲ق معزّ به مصر نقل جای کرد و رکن مستحکم خلافت فاطمی شد. نعمان نیز یاروهمدم وی به مصر رفت و معزّ با یاری‌های فکری وی، شالوده‌های حکومت را بر مبنایی اسلامی و شیعی پایدار کرد و شهر قاهره را نهاد بنیان.[۱۶]
مذهب
مشهورترین قسم دربارۀ مذهب حکم کننده نعمان آن میباشد که او در بالا مالکی بود، بعد به مذهب اسماعیلی گروید. با این اکنون، دربارۀ مذهب او اقوال زیادی وجود داراست:

قبل از خلافت فاطمیان
مالکی: این پیمان را ابن خلکان مطرح نموده است و توده‌ای دیگر همانند علامه مجلسی، فرهاد دفتری و... به تاسی از او این پیمان را برگزیده‌اند.

اسماعیلی: برخی از نویسندگان اسماعیلی، همانند اسماعیل پوناوالا داعیه کرده‌اند که او از به عبارتی آغاز دارنده مذهب اسماعیلی بوده، انتساب او را به مذهب ها دیگر بعید دانسته‌اند.[۱۷]

حنفی: ابن تغری بردی بر پایه ی استدلالی خطا [یادداشت ۲]داعیه نموده است که وی حنفی بوده میباشد. از در میان دانشمندان معاصر، هدی روگر ادریس[۱۸] نیز با بینش ابن تَغْری بِرْدی هم‌حیث بوده‌ میباشد.[۱۹]

بعد از ورود به حکومت فاطمیان
اسماعیلی: همۀ متن ها اسماعیلی حکم کننده نعمان را از علمای بلندمرتبه خویش دانسته، از وی به بزرگی و عظمت حافظه می‌نمایند. همینطور بعضی از بزرگان شیعۀ اثناعشریه نیز اینگونه نظری داشته‌اند که کهن‌ترینِ آن‌ها‌را ابن شهر آشوب دانسته‌اند[۲۰] و در زمانه متأخرتر نیز برخی مانند مقدس اردبیلی همین بینش را داشته‌اند. [۲۱] در قرن اخیر نیز بعضی هم‌زیرا سید علی سیستانی[۲۲] و سید موسی شبیری زنجانی همین لحاظ را پذیرفته‌اند. بخش اعظمی از بزرگان اهل سنت همانند ذهبی، عسقلانی نیز، همین نگاه را داشته‌اند.

دوازده‌امامی: بعضا از علمای دوازده‌امامی، حکم کننده نعمان را شیعۀ اثناعشری دانسته‌اند. علامه مجلسی، سید بحرالعلوم، محدث نوری، مامقانی، روضه خوان عباس قمی و آقابزرگ تهرانی و... این قسم را برگزیده‌اند.[۲۳]

اثر ها
یک کدام از جنبه‌های بسیار برجستۀ شخصیت حکم دهنده نعمان، اهتمام وی به نویسندگی میباشد. وی به جهت تألیفات فراوان، در زمرۀ پرکارترین نویسندگان فاطمی قرار گرفته میباشد.[۲۴] بلکه اسماعیل پوناوالا از اسماعیلیه‌پژوهان معاصر، او را بین تک تک نویسندگان اسماعیلیه، دارنده بیشترین تألیفات دانسته میباشد.[۲۵] عارف تامر ( مولف و شعر سرا اسماعیلی، سوری، درگذشت: ۱۹۹۸م)از اثرها او لیست زیر را ارائه نموده است:

دعائم الاسلام
الایضاح
مختصر الایضاح
الاخبار
الینبوع
الاقتصار
الاتفاق و الافتراق
المقتصر(مختصر کتاب الاتفاق و الافتراق )[۲۶]
العقیدة المنتخبة
مختصر الآثار
یوم و لیلة
الطهارة
کیفیة الصلوات
منهاج الفرائض
نهج السبیل إلی معرفة التأویل
پایه التأویل
تأویل دعائم الاسلام
حدود المعرفة
التوحید و الامامة
ثابت الحقائق
کتاب فی الإمامة
القصیدة المختارة
التعاقُد و الانتقاد
الدعاء
الهِمة فی آداب اتباع الأئمة
الحُلیُّ و الشَّباب
تفصیل الأخبار
قصیدة ذات المِنَن
قصیدة ذات المِحَن
مناقب بنی هاشم
المجالس و المسایرات
بهره برداری الدعوة
تأویل الرؤیا
مفاتیح النعمة
روز‌نگار الاحکام
سیرة الائمة

بازدید : 24
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 10:24

(۱۴۵-۲۰۸ق) از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) و دختر حسن بن زید بن حسن میباشد. منابع تاریخی، او‌را از زنان عبادت کننده، خداپرست، محدّث، درستکار و حافظ قرآن شمرده‌اند. او همسر اسحاق مؤتمن فرزند امام راست گو(ع) بود. سیده نفیسه که برای زیارت قبر حضرت ابراهیم(ع) به مصر هجرت کرده بود، با سماجت عموم در مصر اقامت گزید و تا نقطه پايان قدمت در آنجا ماند. در برخی منابع کرامت‌هایی مانند شفای مریض و رهانیدن مصر و رود نیل از خشکسالی به سیده نفیسه منسوب شده مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

سیده نفیسه با تعبیر و تفسیر و حدیث آشنا بود به همین استدلال بعضی از عالمان حدیث برای مثال محمد بن ادریس شافعی و احمد بن حنبل در مجالس نقل حدیث وی کمپانی و از وی ماجرا می‌کردند. نفیسه‌خاتون در رمضان سال ۲۰۸ق از عالم رفت. اسحاق مؤتمن قصد جابجایی لاشه همسرش را به مدینه داشت؛ البته به درخواست همسایه مصر اورا در همانجا دفن کرد. بقاع وی در قاهره زیارتگاه‌ مسلمانها آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد


وصلت، نفیسه‌خاتون با اسحاق بن جعفر دارای اسم و رسم به اسحاق مؤتمن، فرزند امام درستگو(ع) وصلت کرد.[۸] بعضا منابع متأخر سن او‌را به هنگام تزویج ۱۵ سال دانسته‌اند.[۹] اسحاق مؤتمن، شخصی ثقه در نقل حدیث[۱۰] و از شاهدان وصیت امام هفتم درباره فرزندش امام رضا(ع) بوده میباشد.[۱۱] نفیسه دو فرزند به اسم قاسم و ام‌کلثوم برای اسحاق بن جعفر به جهان رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آورد.


نفیسه‌خاتون در مکه دیده به جهان گشود و در مدینه پروش یافت.[۱] گفته‌اند منزل‌ای که نفیسه در مدینه در آن معاش می کرد، در غرب مدینه و مقابل منزل‌ای بود که به امام راست گو(ع) وابستگی داشت.[۲] در کتاب الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور، از کتاب اسعاف الراغبین اورده شده که نفیسه در سال ۱۴۵ق متولد گردیده‌است.[۳]عزیز الله عطاردی به دنیاآمدن او‌را در ۱۱ ربیع‌الاول به عبارتی سال بیان نموده شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد است.[۴]

نسبش از جانب بابا با سه واسطه به امام حسن مجتبی(ع) میرسد.[۵] پدرش حسن بن زید از جانب منصور عباسی ۵ سال حکم کننده مدینه بود ولی اورا برکنار و زندانی کرد.[۶] مقریزی از کتاب الروضة الانیسه بفضل مشهد السیده نفیسه، نقل کرده که مادرش ام ولد بود.[۷]
در کتاب الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور از کتاب المزارات سخاوی اورده شده که نفیسه خاتون در سال ۱۹۳ق بعد از جاری ساختن مناسک حج با همسرش برای زیارت قبر حضرت ابراهیم(ع) به بیت‌المقدس رفت آن گاه به مصر آمد عموم مصر از وی استقبال کردند و اورا آغاز در منزل بازرگان تعالی مصر به اسم جمال الدین بن عبدالله بن جَصّاص سکونت دادند گفته‌اند عموم متعددی از مصر و دور و اطراف آن به خیال و خاطر شفای دختر یهودی توسط او، به قصد تبرک نزد وی می‌آمدند وی قصد کرد که از مصر به حجاز نقل جای نماید، عموم مصر از حکم دهنده مصر خواستند که او را از رفتن به حجاز پشیمان نماید. او به حکم دهنده مصر اعلام‌کرد اینجانب زنی ضعیف هستم و از عبادت خداوند گشوده باقی‌مانده‌ام و محل سکونتم خرد میباشد و ظرفیت این تمامی جمعیت را ندارد حکم کننده مصر منزل‌ای را که در درب السباع داشت به او داد و از وی خواست دو روز را در هفته برای عموم تخصیص دهد و روزهای دیگر را به عبادت بپردازد نفیسه روزهای روز شنبه و چهارشنبه را به عموم تخصیص بخشید و برای مدام در مصر سکونت کرد.[۱۳]

رده معنوی و علمی
زرکلی از سیده نفیسه با اوصافی همانند تقیه، صالحه و عالمة بالتفسیر و الحدیث خاطر نموده است.[۱۴] نفیسةالدارین، نفیسةالطاهره، نفیسةالعابده، نفیسةالمصریه و نفیسةالمصریین[۱۵] از سایر القابی میباشد که با آن تعریف شد‌ه‌است.

رده معنوی
بعضی گزارش‌ها از عبادت، زهدوتقوا و سخاوت سیده نفیسه کلام گفته‌اند و آورده‌اند که وی فرآورده متعددی داشت و به عموم به ویژه درماندگان و بیماران یاری می کرد.[۱۶] او ۳۰ هجرت حج رفته بود.[۱۷] به نقل از منابع اهل تهجد بود و بسیار روزه می‌گرفت.[۱۸] همینطور آورده شده که او قبری را برای خویش حفر کرده بود که هر روز باطن آن می رفت نماز می‌گزارد و قرآن را ختم میکرد.[۱۹]یک‌صد و نود ختم قرآن در آن قبر نمود. و بعضی گفته‌اند: دو هزار ختم؛ و برخی یک‌هزار و نهصد ختم. [۲۰] به نقل از ناسخ التواریخ، سیده نفیسه نزد همسایه مصر به مقام بالایی دست یافت.[۲۱] ابونصر بخاری گفته میباشد که عموم مصر برای ثابت دعاوی خویش به اسم نفیسه‌خاتون قسم حافظه می‌نمایند.[۲۲] بعضا از دانشمندان مصری، علاقمندی همسایه مصر به او را به خیال و خاطر معاش زاهدانه‌اش می دانند.[۲۳]

سیده نفیسه با قرآن انس داشت و حافظ آن بود.[۲۴] وی در اکنون تلاوت آیه[۲۵]«قل لمن ما فی السموات و الارض قل لله، کتاب ها علی نفسه الرحمه» [۲۶] یا این که آیه «لهم دارالسلام عند ربهم وهو البتهّهم بما کانوا یعملون»[۲۷] از جهان رفته میباشد.[۲۸]

منزلت علمی
سیده نفیسه با تعبیروتفسیر و حدیث آشنا بود[۲۹] بعضا از عالمان حدیث اورا نقل می‌کردند.[۳۰] محمد بن ادریس شافعی (یکی فقهای مذهب‌ها چهارگانه اهل سنت) از وی حدیث دریافت میکرد[۳۱] و احمد بن حنبل(پیشوای حنابله) در مجالس نقل حدیث وی کمپانی می کرد.[۳۲] وقتی که محمد بن ادریس شافعی از جهان رفت لاشه اورا در خانه سیده نفیسه بردند و وی در نماز میت کمپانی کرد
در برخی منابع کرامت‌هایی مانند شفای مریض[۳۴] و رهانیدن مصر و رود نیل از خشکسالی[۳۵] به سیده نفیسه منسوب شده میباشد. جمال الدین بن تغری بُردی گفته میباشد که کرامت‌های وی در تمامی‌جا دارای اسم و رسم میباشد.[۳۶] احمد ابوکف ملقب شدن نفیسه به کریمةالدارین را بدین استدلال می داند که عموم مصر از او در طی زنده بودن و بعد از مرگش کراماتی مشاهده کردند.[۳۷] در برخی منابع کرامت‌هایی بعداز مرگ او نیز نقل شد‌ه‌است.[۳۸] ذبیح‌الله محلاتی در ریاحین الشریعه بعداز آنکه کراماتی برای نفیسه‌خاتون بیان می‌نماید، منبع آنچه را که در تفصیل‌درحال حاضر او بیان کرده کتاب ها اهل‌سنت و قابل خدشه می داند.[۳۹]

وفات و آرامگاه
نفیسه‌خاتون در رمضان سال ۲۰۸ق از جهان رفته میباشد.[۴۰] از زینب دختر یحیی مُتوَّج، برادرزاده نفیسه نقل گردیده‌است که نفیسه در ویّل روز رجب بیمار شد و بیماری‌اش تا دهه دوم ماه رمضان ادامه یافت.[۴۱] اسحاق مؤتمن می‌خواست لاشه همسرش را به مدینه برنده شود البته به درخواست هم محلی مصر اورا در همانجا دفن کرد.[۴۲] مقریزی گفته میباشد عموم مصر از اسحاق خواستند تا او را به خیال و خاطر برکت در مصر دفن نماید.[۴۳] ولی مبتنی بر بعضا منابع اسحاق نپذیرفت. هم محلی مصر نزد قاضی مصر رفتند و از وی خواستند اسحاق را از جابجایی لاشه همسرش به مدینه پشیمان نماید. واسطه قراردادن قاضی مؤثر واقع نشد٬ آنها اموالی را آماده کردند و به اسحاق دادند و از وی خواستند تا با درخواستشان موافقت نماید٬ البته اسحاق نپذیرفت. اما آخر و عاقبت به دفن همسرش در مصر رضایت اعطا کرد٬ گفته‌اند اسحاق به منجر رؤیایی که چشم بود بدن به مراد عموم مصر بخشید. بنابر این رؤیا، فرستاده اکرم به وی گفته بود که همسرت را در همین‌جا به خاک بسپار.

بازدید : 22
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 10:18

(درگذشت ۱۵۰ق) راوی، محدّث و مفسر امامی در قرن دوم و از اصحاب امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام راست گو(ع) بود. ابوحمزه دعایی از امام زین العابدین(ع) نقل نموده است که در سحرهای ماه رمضان خوانده میشود و به دعای ابوحمزه ثمالی دارای شهرت مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

شخصیت‌شناسی، سال به دنیاآمدنِ اثبات بن دینار دارای شهرت به ابوحمزه ثمالی دقیقاً مشخص وجود ندارد؛ البته با اعتنا به اینکه از زاذان کِنْدی (متوفی ۸۲ق) داستان نقل نموده است، می بایست قبل از سال ۸۲ق به جهان آمده باشد.[۱]ابوحمزه اهل کوفه بود.[۲] آل مُهَلَّب اورا از موالی خویش می‌دانستند؛[۳] البته نجاشی[۴] این داعیه را رد نموده است. او‌را از قوم و قبیله طی و تیره بنوثُعَل دانسته و استدلال آوازه ابوحمزه را به ثمالی سکونت او در محله اقامت قوم و قبیله ثُماله از تیره اَزْد بیان کرده‌اند.[۵] ابوحمزه در کوفه با زید بن علی مراوده داشته[۶] و شاهد دعوت و شهید شدن وی در کوفه بود.[۷] سه فرزند ابوحمزه یعنی حمزه، نوح و منصور، نیز در قیام زید بن علی کشته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شدند.[۸]

سال وفات ابوحمزه ۱۵۰ق مذکور میباشد؛[۹] البته به جهت قصه حسن بن دوستداشتنی (۱۴۹-۲۲۴) از وی، تاریخ وفاتش می بایست بعداز ۱۵۰ باشد.[۱۰] در مورد تاریخ وفات ابوحمزه اقوال دیگری هم وجود داراست که منشأ آن ها تصحیفاتی میباشد که در کتاب‌های حدیثی و رجالی فیس داده رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱۱]


یعقوبی،[۱۲] تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان سده سوم هجری قمری، ابوحمزه را از فقهای کوفه شمرده میباشد و کشی[۱۳] و نجاشی[۱۴] درباره ی جایگاه والای او روایاتی نقل کرده‌اند. دو ماجرا در ذَمِّ ابوحمزه نیز در رجال کشی[۱۵] آمده میباشد که از بینش سید ابوالقاسم خوئی[۱۶] اشکالات سندی دارا هستند. ابوحمزه شیوخ و راویان بخش اعظمی داراست. مزّی[۱۷] و خوئی[۱۸] فهرستی دربرگیرنده عده ای که ثمالی از آن‌ها داستان کرده و افرادی که از ثمالی حدیث نقل کرده‌اند، آورده میباشد. در صورتی‌که چه غالباً اهل سنّت او را قدح و تضعیف کرده‌اند،[۱۹] قاضی نیشابوری در المستدرک[۲۰] از ابوحمزه حدیث نقل کرده و حکم به صدق آنان داده و در خطبه کتاب[۲۱] به وثاقت جمیعِ راویانی که در راه‌های حدیثی وی وارداتی‌اند، تصریح نموده است. ادب بن شاذان از امام رضا(ع) قصه نموده است که ابوحمزه در طی خویش مانند سلمان در زمانش و در روایتی دیگر مانند لقمان در زمانش بوده شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۲۲]

اثر ها
نجاشی[۲۳] از اثر ها ابوحمزه به تعبیر القرآن، کتاب النوادر و رسالة الحقوق عن علی بن الحسین(ع) اشاره نموده است. بعضی معتقدند ابوحمزه ثمالی اولیه دانشمند شیعی میباشد که کتاب تعبیر قرآن را نگاشته میباشد.[۲۴]

تعبیر
نحوه و متن متداول تعبیرِ ابوحمزه بین امامیه، به ماجرا ابوبکر محمد بن قدمت جِعابی از ابو سهل و آسان عمرو بن حمدان در محرّم ۳۰۷، از سلیمان بن اسحاق مُهَلَّبی میباشد و سلیمان بن اسحاق در ۲۶۷ق. در بصره، تعبیر ابوحمزه را از روش عموی خویش، ابو عمرو مخلوق ربه مهلَّبی، از ابوحمزه ماجرا نموده است.[۲۵] عبداللّه بن حمزه منصور باللّه (متوفی۶۱۴ق)[۲۶] خلال اشاره به‌این نحوه ماجرا تعبیر ابوحمزه، به تفاوت متن این داستان با تحریری از تعبیروتفسیر که در میان اهل سنّت ترویج داشته، اشاره کرده و یکسری نقل از تحریری را که به ماجرا جعابی میباشد، آورده میباشد. ظاهراً احمد بن محمد ثعلبی (متوفی ۴۲۷ق) که در تألیف تعبیروتفسیر خویش، الکشف و البیان، از تعبیر ابوحمزه به کار گیری کرده،[۲۷] از همین تحریر سود کرده میباشد.[۲۸] متن تعبیروتفسیر ابوحمزه تا قرن ششم باقی بوده میباشد. طبرسی در مجمع البیان[۲۹] و ابن شهرآشوب (متوفی ۵۸۸ق) در مناقب آل ابی‌طالب[۳۰] از این تعبیروتفسیر، روایاتی نقل کرده‌اند. عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، احادیث منقول از ابوحمزه را که مفهوم ها تفسیری داشته یا این که در منابع به نقل آن‌ها از تعبیر و تفسیر ابوحمزه اشاره گردیده در کتابی با تیتر «تعبیر القرآن الکریم لابی حمزة بن اثبات بن دینار الثمالی» توده نموده است.

مختصات تعبیر و تفسیر ابوحمزه
در تعبیر ابوحمزه، مغایر تفاسیر مأثور دیگر، روایات مرسل معدود‌تری چشم می شود. ابوحمزه به لوازم نزول اعتنا داشته و علاوه بر دقت به فضائل اهل بیت(ع)، از روش تعبیر قرآن به قرآن به کارگیری کرده و به اجتهاد، خواندن، لغت، نحو و نقل آرای متعدد به معنی آیه ها اهتمام ویژه داشته میباشد.[۳۱]

مسند ابوحمزه
عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، دسته احادیث فقاهتی منقول از ابوحمزه را گرد آورده و بر طبق ابواب فقاهتی در کتاب مسند ابی حمزه اثبات بن دینار ثمالی به چاپ رسانده میباشد. در منابع، دربین اثر ها ابوحمزه، به تألیف مسند اشاره‌ای نشده و صرفا روضه خوان طوسی[۳۲] از تألیف اثری به اسم کتاب حافظه کرده که ظاهراً غرض او از این تیتر، اصل (یکی‌از اصول اربعمائه) میباشد.

طُرُق احادیث کتاب مسند ابو حمزه
روضه خوان طوسی[۳۳] دو طرز در داستان کتاب (اصل) ابوحمزه حافظه نموده است: در آغاز به قصه جماعتی از عالمان امامیه از روضه خوان صدوق به قصه بابا صدوق و محمد بن حسن بن ولید (متوفی ۳۴۳ق) و موسی بن متوکل از سعدبن عبداللّه اشعری (متوفی ۲۹۹ یا این که ۳۰۱ق) و عبداللّه بن جعفر حِمْیری از احمد بن محمد بن عیسی از حسن بن دوست داستنی از ابوحمزه و دوم از روش احمد بن عَبْدون (متوفی ۴۲۳ق)، از ابوطالب عبیداللّه بن احمد انباری (متوفی ۳۵۶ق)، از حمید بن زیاد که او نیز این کتاب را به ماجرا یونس بن علی عطار از ابوحمزه نقل نموده است.

دیگر تألیفات
نجاشی[۳۴] از سایر اثرها ثمالی، به کتاب النوادر به ماجرا حسن بن دوست داستنی از ابوحمزه اشاره کرده و شیوه خویش را در نقل این کتاب آورده میباشد. روضه خوان طوسی[۳۵] نیز در کنار کتابی به اسم کتاب الزهد از کتاب النوادر کلام گفته و طرز خویش را در ماجراِ این دو کتاب به داستان حمیدبن زیاد (متوفی ۳۱۰ق) از ابوجعفر محمد بن عیاش بن عیسی از ابوحمزه آورده میباشد.

تاثیرِ دیگر ابوحمزه، رسالة الحقوق میباشد. متن این رساله با تغییرات اندکی در دو تحریر، یک کدام از به ماجرا ابن‌بابویه[۳۶] و دیگری به قصه ابن‌شُعْبَة حَرّانی (قرن چهارم قمری)، در کتاب تحف العقول[۳۷] ما‌نده میباشد.

دعای ابوحمزه ثمالی
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: دعای ابوحمزه ثمالی
ابوحمزه از بعضی امامان دعاهای زیادی آموخته میباشد.[۳۸] روضه خوان طوسی در مصباح المتهجّد،[۳۹] به گزارش ابوحمزه، دعایی از امام سجاد(ع) آورده که در سحرهای ماه رمضان خوانده می شود و به دعای ابوحمزه ثمالی معروف میباشد و گستردن‌هایی نیز بر آن مندرج میباشد.[۴۰] این دعای نسبتاً زمانبر معنی و مفهوم اخلاقی و عرفانی والایی دارااست و تلاوت آن دربین شیعه ها متداول میباشد.

بازدید : 20
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 10:23

(زنده در ۵۰ق) دختر اشعث بن قیس کندی و همسر امام حسن مجتبی(ع) میباشد که به تحریک معاویة بن ابی‌سفیان، امام حسن(ع) را مسموم کرد و به شهید شدن رساند. وی از امام حسن(ع) مالک فرزندی نشد.سازه به نقل از منابع تاریخی، جعده با نیرنگ پدرش به وصلت امام حسن(ع) درآمد. وی در قبال کادو مالی و وعده وصلت با یزید بن معاویه از سوی معاویه امام حسن(ع) را مسموم کرد، البته معاویه به وعده خویش وفا نکرد و وی بعداز شهید شدن امام حسن(ع) به وصلت یعقوب بن طلحه بن عبیدالله مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد درآمد.


جعده از قوم اشعث و قوم و قبیله کِنده بود: پدرش اشعث بن قیس کندی از رخ‌های دارای اسم و رسم صدر اسلام و مادرش ام فروه، خواهر ابوبکر بوده میباشد.[۱] از امام راستگو(ع) اورده شده که اشعث بن قیس در قتل امیرالمؤمنین(ع) سهم دار میباشد و دخترش جعده، حسن بن علی(ع) را مسموم کرد و محمد پسر اشعث نیز در شهید شدن حسین بن علی(ع) کمپانی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داشت.[۲]

در منابع، از به دنیا آمدن جعده سخنی به بین نیامده میباشد. به گفته ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین، اسم های سکینه، شعثاء و عایشه را نیز برای وی نقل کرده‌اند اما اسم صحیحش جعده میباشد.[۳]وصلت با امام حسن(ع)،جعده، همسر حسن بن علی امام دوم شیعه‌ها بود، به نقل از احمد بن یحیی بلاذری، تاریخ‌نگار قرن دوم قمری، وی با نیرنگ اشعث به تزویج امام حسن درآمد: چراکه امام علی(ع)، از اشعث منظور بود که دختر سعید بن قیس را برای امام حسن(ع) خواستگاری نماید، ولی اشعث اورا برای پسر خویش خواستگاری کرد و دختر خویش جعده را برای تزویج با امام حسن توصیه اعطا رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۴]

هرچند در برخی منابع آمده که امام علی خویش از ام عمران دختر سعید بن قیس برای امام حسن خواستگاری کرده بود، سعید با اشعث مشاوره کرد، اشعث اورا پشیمان کرد و دخترش را به عقد پسر خویش درآورد.[۵]از احادیث تاریخی برمی‌آید که تزویج امام حسن مجتبی(ع) با جعده در طول حکومت امام علی(ع) و دربین سال‌های ۳۶ تا ۴۰ق در کوفه بوده میباشد؛ به دلیل آن که اشعث هنگام کلام با امام علی(ع) درباره این وصلت، وی را «امیرالمؤمنین» خطاب نموده است.[۶] علاوه بر آن، اشعث در طی عثمان، قاضی آذربایجان بود و بعد از پیکار جمل به کوفه شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آمد.[۷]

در منابع تاریخی، فرزندی برای جعده از امام حسن بیان نشده میباشد. روحانی موثر ۱۵ فرزند برای امام حسن(ع) اسم میبرد که اسم مامان هیچ کدام از آن ها جعده وجود ندارد.[۸]

مسموم کردن امام حسن(ع)
سازه بر منابع تاریخی، جعده امام حسن(ع) را مسموم کرد و بر تاثیر همین مسمومیت به شهیدشدن رسید.[۹] به گفته روحانی اثر گذار، معاویه بعد از آنکه تصمیم گرفت برای ولایتعهدی پسرش یزید بیعت بگیرد، صد هزار درهم برای جعده ارسال کرد و به وی وعده بخشید که در عوض مسموم کردن شوهرش، او‌را به وصلت یزید درخواهد آورد.[۱۰] هرچند از بعضی منابع بیان شده که جعده به منجر کینه‌ای که از امام حسن(ع) داشت او‌را مسموم کرد.[۱۱] البته مادلونگ اسلام‌شناس آلمانی(زاده ۱۳۰۹ش) اعتقاد دارد عملکرد معاویه برای ولایتعهدی یزید، احادیث مسموم شدن امام حسن به تحریک معاویه و به دست جعده را پذیرش می‌نماید.[۱۲]

بنابر روایتی که قطب راوندی نقل کرده، امام حسن(ع) بعد از نوشیدن شربت مسموم، جعده را لعن و نفرین کرد.[۱۳] همینطور قیس بن عمرو بن صاحب دارای اسم و رسم به نجاشی از شاعران شیعی در ملامت جعده، قصیده‌ای را سروده میباشد.[۱۴] فرزندانش را «بنی مُسِمّة الازواج؛ فرزندان زنی که شوهرانش را مسموم می‌نماید»، می‌خواندند.[۱۵] براساس گزارش روضه خوان موءثر در موعظه وقتی که لحظه شهید شدن امام حسن (ع) نزديک شد، آن حضرت برادرش حسين بن علی (ع) را طلب کرد و به وی خاطرنشان کرد:اى اخوی! به زودى از تو غیروابسته می‌‏نحس و به ديدار خداوند خویش، نائل می‌‏گردم. منرا مسموم کرده‌اند و امروز پاره جگرم فی مابین تشت زمین‌خورد؛ میدانم چه کسى به اینجانب سم داده میباشد...اینجانب در پيشگاه خداوند با وى دشمنى خواهم کرد؛ اما قسم به حقى که بر تو دارم از تو می خواهم سخنی در این زمینه نگویی ( اين پيشامد و مرتکب آن را تعقيب نکن) و در انتظار قضای الهی درباره اینجانب باش. [۱۶]

تزویج‌های دیگر
به گفته ابوالفرج اصفهانی، معاویه به وعده خویش شغل نکرد و به وصلت جعده با یزید رضایت نداد.[۱۷] وی می‌اعلام کرد:

میترسم آنچه را در مسموم کردن فرزند پیامبر خداوند(ص) جایز داشتی درباره فرزندم اجرا دهی.[۱۸]
به نقل از منابع تاریخی، جعده بعد از شهیدشدن امام مجتبی(ع) با یعقوب بن طلحه بن عبیدالله تزویج کرد.[۱۹] و برای وی سه پسر به اسم‌های اسماعیل، اسحاق و ابوبکر به جهان آورد که اسماعیل و اسحاق به هنگام حیات بابا از جهان رفتند.[۲۰] یعقوب بن طلحه در حادثه حره در سال ۶۳ق کشته شد.[۲۱] جعده بعداز وی با عباس فرزند گرانقدر عبدالله بن عباس تزویج کرد و برای وی پسری به اسم محمد و دختری به اسم قریبه به جهان آورد که از این دو نسلی باقی نماند.[۲۲]

جستارهای متعلق
محمد بن اشعث کندی
قیس بن اشعث کندی
ام ادب همسر امام جواد (ع)
پانویس
ابن اعثم، کتاب الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۶۸.
کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۸، ص۱۶۷.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالببین، ۱۳۸۵ق، ص۳۲.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۱۴-۱۵.
قرشی، موسوعة سيرة أهل البيت(ع)، ۱۴۳۳ق، ج۱۱، ص۴۶۲-۴۶۳؛ ابن جوزی، اذکیاء، مکتبة الغزالی، ص۳۴.
ابن جوزی، اذکیاء، مکتبة الغزالی، ص۳۴.
ابن اعثم، کتاب الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۵۰۲ - ۵۰۴.
موءثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۰.
برای مثال نگاه فرمائید به: ابن بنده البر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۸۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۹۲.
موءثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵.
سخاوی، التحفة اللطیفه، دار الکتب العلمیة، ج۱، ص۲۸۳.
مادلونگ، جانشینی حضرت محمد، ۱۳۷۷ش، ص۴۵۳. (منبع مهم: Madelung, The Succession T0 Muhamad, p.331)
راوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۴۲.
ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۸۴؛ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج۶، ص۲۵۳.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۶؛ ابن ابی‌الحدید، تفصیل نهج البلاغه، ۱۳۷۸ق، ج۱۶، ص۴۹.
روحانی موثر، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۷.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۵ق، ص۴۸.
ابن ابی‌الحدید، تفصیل نهج البلاغه، ۱۳۷۸ق، ج۱۶، ص۱۱.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۱۵.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۱۲۶.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۱۲۶.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۲۴۱.

بازدید : 17
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 10:29

(درگذشت:۱۲۲ق) فرزند امام سجاد(ع) که در رهبری قیام علیه بنی‌امیه، فرصت امام درست گو علیه‌السلام شهید شد. گروهی از شیعه‌ها، معتقد به امامت وی شدند که به زیدیه پر اسم و رسم می‌باشند.زید قرائتی خاص در قرآن داشت و با تقیه مخالف بود و از اشخاصی که از شیخین برائت می‌جستند، بیزاری میکرد.[۱] وی عموم را به تقلید از کتاب و سنت و جهاد با ستمگران و مدد از محرومان و دستگیری مستمندان دعوت مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می کرد.[۲]

نسب ،زید پسر امام سجاد(ع)، چهار‌مین امام شیعه‌ها میباشد. اسم مامان زید به طور‌های گوناگونی ضبط شد‌ه‌است: جیدا، جید، حیدان و حوراء. مختار ثقفی مامان زید را به سی هزار درهم خرید و به امام سجاد(ع) کادو کرد.[۳] وی فرزندان دیگری به اسم‌های علی، قدمت و خدیجه از امام سجاد(ع) به عالم آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آورد.


ا‌لقاب و لقب ، لقب زید ابوالحسین بوده میباشد[۵]القا‌ب وی عبارتند از: زید شهید[۶] به خیال و خاطر اینکه در قیام علیه ظلم کشته شد. حلیف القرآن[۷] به خیال این که پیوسته سرگرم خواندن قرآن بود؛ زید الازیاد.[۸]کنایه از منزلت وی نسبت به زید بن حارثه، زید بن ارقم، زید بن حسن بن علی[۹] تاریخ به دنیا آمدن و درگذشت ، سال‌های ۷۵ق، ۷۸ق،[۱۰] ۷۹ق[۱۱]و ۸۰ق[۱۲] سال به دنیاآمدن او مذکور میباشد. وی در مدینه چشم به جهان رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گشود.[۱۳]


راجع‌به سال شهید شدن وی نیز اختلاف میباشد. سال‌های ۱۲۰،[۱۴] ۱۲۱[۱۵] و ۱۲۲ قمری[۱۶] تحت عنوان سال شهیدشدن او نام برده میباشد. اساتید ، زید از پدرش (امام سجاد(ع)) و برادرش (امام باقر(ع)) و برادرزاده‌اش (امام درست گو(ع)) قصه نموده است[۱۷]. همینطور وی راوی از ابان بن عثمان بن عفان و عبیدالله بن ابی‌رافع بود. زید، نزد عروه بن زبیر بن عوام و واصل بن عطاء شاگردی نموده است.[۱۸] اگرچه از دید برخی، شاگردی او نزد واصل بن عطا هم به جهت انتساب وی به اهل بیت(ع) و هم به جهت هم‌سال بودن زید با واصل بن عطا گزینه شک و تردید شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱۹]


برخی، انگیزه تمایل زیدیه به مذهب اعتزال را شاگردی زید، نزد واصل بن عطاء میدانند. مناقشه‌ای در میان زید و برادرش، باقر(ع)، بر راز شاگردی زید نزد واصل بن عطاء و شرط‌درک کردن قیام در امامتِ امام (نک:باورهای زیدیه) انجام یافته میباشد.[۲۰] زید مباحثاتی با عبدالرحمن بن ابی لیلی، ابوحنیفه و سفیان ثوری داشته میباشد.[۲۱]

شاگردان
مالک کتاب الروض النضیر، اسم اشخاصی که از زید استخراج دانش کرده‌اند را بیان نموده است. تنی چند از آن‌ها به گستردن ذیل میباشد.

عیسی، محمد و یحیی؛ فرزندان زید
سلیمان بن مهران
سعید بن خیثم
ابو خالد کابلی
سلمة بن کهیل
ابن ابی زناد
مطالب بن زیاد
فضیل بن مرزوق
منصور بن معتمر
زبید یامی[۲۲]
راویان از زید
بعضی راویان از زید عبارتند از:

امام راستگو(ع)
محمد بن مسلم زهری
شعبة بن حجاج
عبدالرحمن بن أبی الزناد
عبدالرحمن بن حارث بن عیاش[۲۳]
و بسام صیرفی[۲۴]
"در منابع اهل سنت افرادی زیرا ترمذی، نسائی، ابو داوود، ابن ماجه و ابن حنبل از او نقل حدیث کرده‌اند."[۲۵]

اثر ها منسوب به زید
کتاب «المجموع فی الفقه» به قصه ابوخالد واسطی از زید، منسوب به زید بن علی میباشد.[۲۶] این کتاب مشهورترین تاثیر منسوب به وی بوده و شروحی نیز بر آن درج شده میباشد.

دیگر کتاب ها مذکور برای زید عبارتند از تعبیروتفسیر غریب القرآن المجید، خبر ها زید بن علی.[۲۷] ثبت الإمامة، مناسک یا این که منسک الحج، قراءة زید بن علی، رسالة فی الجدل مع المرجئة، کتاب الصفوة، رسالة فی حقوق و دستمزد اللّه[۲۸]، و کتاب فی الرد علی القدریة اینجانب القرآن[۲۹].

قیام زید
نوشته‌علمیٔ مهم: قیام زید بن علی
زید در شب چهارشنبه ۱ صفر سال ۱۲۲هجری قمری قیام کرد. سازه بود قیام وی دیرتر از این تاریخ شکل گیرد ولی به جهت کشته‌شدن دو بدن از یارانش و احتمال اینکه به آن‌ها شبیخون زده گردد قیام آن ها در تاریخ نام برده واقع شد. فرمان‌دار کوفه که از قیام زید آگاه گردیده بود عموم را در مسجد کوفه توده کرد و با بستن درها، عملا آنها را زندانی کرد تا نتوانند به سپاه زید بپیوندند. از این رو از پنجاه هزار نفری که با زید بیعت کرده بودند، صرفا ۲۸۰ نفر و به نقلی ۳۰۰ نفر فضا او‌را گرفته بودند.[۳۰] شعار سپاهیان زید یا این که منصور امت بود[۳۱]

زید قبل از قیام، ده ماه در کوفه و بصره مخفیانه عموم را به قیام و بیعت با خویش دعوت کرد[۳۲] نقل شد‌ه‌است در‌این بازه زمانی پنجاه هزار نفر از کوفیان با وی بیعت کردند.[۳۳] نقل شده زید طومار‌ای برای ابوحنیفه ارسال کرد و او‌را به امداد خویش و جهاد بر ضد حکومت بنی امیه دعوت نمود. ابوحنیفه نیز برای زید امداد مالی رسول با تجهیزات خویش او‌را کمک بخشید.[۳۴]
عاقبت بعد از دو روز زد خورد بین سپاه اندک زید و سپاه اموی، تیری به پیشانی زید اصابت کرد و در تاثیر آن به شهید شدن رسید.[۴۱] یارانش برای مصون ماندن لاشه زید از تعدی معاند، آن را شبانه و مخفیانه دفن کردند ولی معاند از آن مطلع شد. امویان لاشه زید را خارج کشیده سرش را از بدنش جداگانه کرده، به شام نزد هشام بن عبدالملک فرستادند و بدنش را به‌دار آویختند.

نقل شد‌ه‌است که رمز زید بعد از شام به مصر نبی شد. در مصر بقاع‌ای به راز زید بن علی منسوب میباشد.[۴۲] ولی تن او تا فرصت مرگ هشام بر‌ دار ماند و بعداز آن به دستور ولید بن یزید، لاشه را از‌ دار تحت آوردند و سوزاندند و خاکسترش را بر باد دادند.[۴۳] طبق روایتی از ابوحمزه ثمالی، امام سجاد(ع) هنگامی که زید هنوز کودکی بود کشته شدن و جزییاتش را پیشگویی کرده گریسته میباشد. [۴۴][یادداشت ۱]

امام راست گو(ع) و قیام زید
بخش اعظمی از علمای شیعه به عنوان مثال شهید اولیه در القواعد، مامقانی در تنقیح المقال، خوئی در معجم رجال الحدیث و همینطور سید علی خان شیرازی در ریاض السالکین، مطهری(۱۲۹۸-۱۳۵۸ش.) معتقدند قیام زید به اجازه امام راستگو(ع) بوده میباشد.

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 506
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه