loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 15
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 10:20

عارف‌ و دوبیتی سرای سده ۵ق‌/۱۱م‌ میباشد که لغات‌ قصاری‌ عارفانه‌ از او‌ برجای‌ باقیمانده‌ میباشد‌.آوازۀ باباطاهر، بیشتر به‌برهان‌ دوبیتی‌های‌ عوام‌ درک‌ و خاصیت‌ پسند اوست‌. دوبیتی‌های‌ باباطاهر، دارنده مفهوم ها‌ معمولی‌ و سرازیر‌ و به دور‌ از صنعت های‌ ادبی مشقت بار میباشد. این دستور منجر رونق شعر وی فی مابین عوام مردم گردیده، به‌طوری که شماری‌ از ابیات‌ وی صبغۀ تمثیلی‌ یافته‌ مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.

ارکان طبیعت‌، کوه‌ و صحرا و گل‌ و گیاه‌، عاطفه ها‌ لطیف‌ و احساسات‌ رقیق‌، درویشی‌، قلندری‌ و نکوهش‌، حزن‌ هجران‌ و درد دلتنگی‌، حزن‌ بی‌سامانی‌ و حسرت‌ رسیدن‌، شکوه‌ از ناپایداری‌ و بی‌وفایی‌، دلدادگی‌ و وفای به قول، اعتراف‌ به‌ گناه و پوزش‌ از آفریننده‌ رحمان‌، مویه‌های‌ نتیجه ها‌ از غربت‌، پر نمک و جذبه‌های‌ عشق و علاقه‌ و... برای مثال‌ مضمون ها‌ بارز شعر باباطاهر آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.

بعضا‌ صاحبان‌ کتاب‌های‌ تذکره‌ و دانشمندان‌ ، گویش‌ او‌ را «راژی»، «راجی» یا این که «رازی» دانسته‌اند. این‌ سه لفظ به‌ لهجه‌ قدیم‌ اهل‌ ری بازمی‌شود. بعضا‌ نیز لهجه اشعار او‌را لُری‌ میدانند. ، معاش‌طومار به دنیا آمدن و وفات باباطاهر، فرزند فریدون،[۱] در اواخر سده ۴ قمری به‌عالم آمد.[۲] و سازه به عهدوپیمان اکثر متأخرین، پس‌ از ۴۴۷ یا این که ۴۵۰ق‌ از عالم رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد رفت.[۳]

برهنه‌ در هیچ‌یک‌ از منابع‌ سابق‌، حداقل‌ تا وسط سدۀ ۹ق‌، به‌ یاور‌ اسم‌ او‌ چشم‌ نمى‌گردد. این کنیه، بیان‌کننده غربت‌ کشف کردن‌ پدر از علایق‌ مادی‌ میباشد‌. با این‌ هم اکنون‌، این‌ کنیه‌ مایۀ پدید داخل شدن‌ پندارهایى‌ همانند‌ راز و پا لخت‌ بودن‌ پدر[۷] و عریان‌ گشتن‌ او‌ در معابر عمومى‌ گردیده‌ میباشد‌؛ اگرچه‌ روحیۀ درویشانه‌ و رویکرد‌ قلندرانه‌ و در فیض‌ اخلاق گاه‌ مختلف‌ و غیر متعارف‌ باباطاهر، در پیدایى‌ چنان‌ داور‌یهایى‌ بى‌تأثیر نبوده‌ میباشد‌.[۸] در برخى‌ مآخذ از پدر با صفاتى‌ زیرا‌ عاشق‌‌سیرتکامل‌، روانی‌ و دیوانۀ فرزانه‌ حافظه گردیده‌ شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.[۹]

میرزا مهدی‌خان‌ کوکب‌، اتفاق ها نگار زمان افشاری برپایه دو بیتى‌ِ تحت

گیسو آن‌ بحرم‌ که‌ در کاسه‌ آمَدَستم‌
گیسو آن‌ نقطه‌ که‌ در سخن‌ آمدستم‌
به‌ هر اَلفى‌ اَلِف‌ قَدّی‌ برآیه‌
اَلِف‌ قَدّم‌ که‌ در اَلف‌ آمدستم‌
سال ۳۲۶ق‌ را سال‌ به دنیاآمدن باباطاهر دانسته.[۴]

ا‌لقاب
پدر دارای شهرت‌ترین کنیه وی و متساوی‌ پیر‌ و مرشد میباشد‌. در منابع از این لفظ تحت عنوان پیشنام برای وی مستعمل میباشد.[۵] در همدان‌ نیز اورا پدر مى‌نامیدند.[۶]
لر یا این که همدانی: انتساب‌ پدر به‌ همدان‌ در اکثر اوقات‌ منابع‌ چشم‌ مى‌گردد؛ علاوه‌ بر تصریح‌ منابع‌، در حافظۀ جمعى‌ ایرانیان‌ نیز باباطاهر «همدانى‌» میباشد‌. البته لُر یا این که لُری‌ یا این که لرستانى‌ و یا این که از خویشاوندان‌ لر به‌ شمار وارد شدن‌ او‌، به‌ گواهى‌ پاره‌ای‌ منابع‌[۱۰] عقب افتاده جسمی‌ لهجۀ لری‌ بعضى‌ از اشعار اوست‌.[۱۱]
محل معاش، معاصرین
باباطاهر در همدان‌ زیسته‌، و در همانجا درگذشته‌ و دفن گردیده‌ میباشد‌. اول‌ مأخذی‌ که‌ در آن‌ به‌ اسم‌ «طاهر» - سوای‌ بیان لقب ها‌ «پدر» و «لخت‌» - اشاره گردیده، طومار‌های‌ عین‌ القضات‌ همدانى‌ میباشد‌. عین‌ القضات‌ به‌ زیارت‌ قبر «طاهر» مى‌رفته و گاهى‌ در آن‌جا طومار‌ای‌ مى‌نوشته‌ میباشد‌.[۱۲] همینطور، «فتحه‌» - از عارفان‌ معاصر عین‌القضات‌ - ۷۰ سال‌ مى‌کوشیده‌ تا ارادت‌ خویش را نسبت‌ به‌ «طاهر» پایدار سازد و به این شغل پیروز نمیشد.[۱۳] طاهر، با دیلمیان معاصر بوده و ملاقاتی با ابن سینا داشته میباشد.[۱۴]


آرامگاه باباطاهر در همدان
در ملاقاتش با طغرل سلجوقی، طغرل برای دیدار وی‌ کوکبۀ لشکر را متوقف‌ کرد.[۱۵] باباطاهر با عتاب به وی اذعان کرد: «ای سوراخ، با خوی خداوند چه خواهی کرد؟ پادشاه اذعان کرد: آنچه فرمایی. باباگفت: آن کن که خدای میفرماید؛ انّ اللّه یأمر بالعدل و الاحسان[سوره نحل–۹۰].» طغرل بر دستان‌ پدر بوسه‌ زده‌، و سفارش‌اش‌ را اجابت‌ کرده‌، و گریست و صحبت‌ عتاب‌آلود او‌را برتافته‌، و راز ابریق‌ شکسته‌ای‌ را که‌ پدر در انگشتش‌ کرده‌ بود، همانند تعویذی‌ همواره‌ یاور خویش ‌داشت‌.[۱۶]

آرامگاه‌
آرامگاه باباطاهر بر فراز تپه‌ای‌ در شمال‌ غربى‌ همدان‌، مقابل‌ قلۀ الوند و از سوی‌ دیگر، مقابل‌ بقعۀ امامزاده‌ حارث‌ (هادی‌) بن‌ على‌ (ع‌) ساخته‌ گردیده‌ میباشد‌.[۱۷] پس‌ از عین‌القضات‌، حمدالله‌ مستوفى‌ اولیه‌ کسى‌ میباشد‌ که‌ خلال‌ بر شمردن‌ «مزارات‌ متبرکه» همدان‌، از مقبرۀ پدر، نشانى‌ مى‌دهد.[۱۸] آرامگاه‌ قدیم‌ او‌ در سده ۶ق‌، به‌ شکل‌ ساختمان بلند‌ آجری‌ ۸ ضلعى‌ ساخته‌ شد. [۱۹] این‌ ساختمان بلند‌ در اوایل‌ سده ۱۴ش‌ در معرض‌ ویرانى‌ قرار داشت‌؛ از این‌ رو، ابتدا‌ در ۱۳۱۷ش‌ تجدید بنای‌ آن‌ در آیین نامه قرار گرفت‌ البته نیمه تمام‌ ماند و توشه دیگر، در سالهای‌ ۱۳۲۹- ۱۳۳۱ش‌ نوسازی‌ و تجدید بنا‌ شد. سرنوشت‌، به‌ اهتمام‌ انجمن‌ اثرها ملى‌، آرامگاه‌ کنونى‌ او‌ در سالهای‌ ۱۳۴۶-۱۳۴۹ش‌ بنیاد گذاشته‌ شد. [۲۰] در مجاورت آرامگاه‌ باباطاهر بقاع شماری‌ از مشاهیر همدان‌ نیز جای‌دارد.

شعر باباطاهر
عمده شهرت باباطاهر وامدار‌ دوبیتیهای‌ عوام‌ فهم و شعور‌ و خاصیت‌ پسند اوست‌. اطلاق‌ دوبیتى‌ ( و آوا‌ ) به‌ این‌ نوع‌ شعر، در سده‌های‌ اخیر بیشتر رایج‌ گردیده‌ میباشد‌ و قُدَما معمولاً به‌ آن‌ فهلوی‌ و فهلویات‌ مى‌گفتند. [۲۱] ولی شماری‌ از دوبیتی‌های‌ شاعران‌ گمنام‌ یا این که شناخته‌گردیده‌ دیگر نیز، به‌ ورژن‌های‌ خطى‌ و چاپى‌ اشعار باباطاهر رویه‌ یافته‌ میباشد‌ [۲۲] و در زبان‌ سروده‌های‌ پدر تصرفاتى‌ شکل‌ گرفته‌، و رفته‌ رفته‌ به‌ گویش‌ رسمى‌ ادبى‌ ( فارسى‌ دری‌ ) مجاورت‌ گردیده‌ میباشد‌. [۲۳] سابق‌ترین‌ مأخذ که‌ در آن‌ یکى‌ از دوبیتی‌های‌ منسوب‌ به‌ باباطاهر ( سوای‌ اشاره‌ به‌ اسم‌ سراینده‌ ) آمده‌، المعجم‌ میباشد‌. [۲۴]

گویش

حرم باباطاهر در همدان
برخى‌ صاحبان‌ کتابهای‌ تذکره‌ و پژوهشگران‌ ، لهجه‌ او‌ را «راژی‌»، [۲۵] «راجى‌»، [۲۶] و «رازی‌» [۲۷] دانسته‌اند. این‌ ۳ لفظ به‌ لهجه‌ قدیم‌ اهل‌ ری بازمى‌خواهد شد. برخى‌ نیز لهجه‌اشعار اورا لُری‌ مى‌دانند. [۲۸] رپیکا لهجه‌ اشعار پدر را «محلى‌»، و سروده‌هایش‌ را از مقوله ادبیات‌ عامیانه‌ دانسته‌، [۲۹] آبراهامیان‌، [۳۰] می‌ان‌ گویش سروده‌های‌ باباطاهر و کلیمیان‌ همدان‌، قائل‌ به‌ قرابتى‌ گردیده‌ میباشد‌ و ناتل‌ خانلری‌ [۳۱] علاوه بر‌ برشمردن‌ مواقعی‌ از اختلافات‌ در ضمایر و وجوه‌ تصریفى‌ افعال‌ در گویش‌های‌ یهودیان‌ همدان‌ و سروده‌های‌ پدر، لحاظ آبراهامیان‌ را مردود دانسته‌ میباشد‌. براون‌ خلال‌ اشاره‌ به‌ حیث یک‌سری بدن‌ از خاورشناسان‌ [۳۲] این‌ صحبت‌ کلمان‌ هوار را نقل‌ مى‌نماید که‌ برخى‌ از گویش‌های‌ غرب‌ کشور ایران‌ با گویش‌ اوستایى‌ پیوستگى‌ دارااست که‌ هوار از آنان به‌ «دنیوی‌ نو» یا این که «پهلوی‌ مسلمان‌» [پهلوی‌ زمان اسلامى‌] تفسیر کرده‌ میباشد‌. وی زبان سروده‌های‌ پدر را نیز به عنوان مثال این‌ زبان‌ها دانسته‌ میباشد‌. [۳۳]

محتوا
دوبیتی‌های‌ پدر، دارنده معنی و مفهوم‌ بی آلایش‌ و جاری‌ و بدور‌ از صنعت های‌ ادبی طاقت فرسا میباشد. این فرمان سبب ساز رونق شعر وی بین عوام مردم گردیده، به نحوی که شماری‌ از ابیات‌ وی صبغه تمثیلى‌ یافته‌ میباشد‌. عنصرها طبیعت‌ - کوه‌ و صحرا و گل‌ و گیاه‌ - عاطفه ها‌ لطیف‌ و احساسات‌ رقیق‌، درویشى‌، قلندری‌ و نکوهش‌، حزن‌ هجران‌ و درد دلتنگى‌، حزن‌ بى‌سامانى‌ و حسرت‌ رسیدن‌، شکوه‌ از ناپایداری‌ و بى‌وفایى‌، دلدادگى‌ و وفای‌ به‌ قسم، اعتراف‌ به‌ گناه‌ و پوزش‌ از تولید کننده‌ رحمان‌، مویه‌های‌ نتیجه ها‌ از غربت‌، پر نمک و جذبه‌های‌ علاقه‌ و... مثلا‌ معنی ها‌ بارز شعر باباطاهر میباشد‌. [۳۴] تمییز عشق و علاقه‌ لاهوتى‌ از علاقه‌ ناسوتى‌ در سروده‌های‌ او‌ مشقت بار میباشد.

بازدید : 13
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 10:21

از پادشاهان سلسله صفوی در کشور ایران که بعد از پدربزرگش سلطان عباس در سن هیجده سالگی به پادشاهی رسید(۱۰۳۸ق / ۱۶۲۸ م) و حدود سیزده سال حکومت کرد. نزاع با دولت عثمانی و معاهده زهاب که سبب به طلاق بغداد از کشور ایران و ثبت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر ایروان و آذربایجان شد، از مهمترین رویدادها زمان حکومت پادشاه صفی مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

به حکومت وصال ،بعد از پاد شاه عباس اولیه، نوه‌اش سلطان صفی در سن هیجده سالگی به حکومت رسید.(۱۰۳۸ق/ ۱۶۲۸م) «اسم وی سام میرزا بود، پسر صفی میرزا، پسر نواب گیتی ستان عباس ماضی. پس از جلوس، تغییر تحول نام خویش داده، موسوم به نام پدرش، فرمانروا صفی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد.»[۱]

برخی آورده‌اند پادشاه صفی پیش از جلوس بر تخت فرمانروایی، قدمت خویش را در حرمخانه شاهی گذرانده بود و او را بسیار درنده‌خو و بی‌رحم معرفی کرده‌اند؛ «تا جایی که اشخاص ذکور خویشاوندان سلطنتی را از دم کشت و ریشه خویشان‌های مخلص و خدمتگزاری زیرا امام قلی خان، فاتح هرمز، و گنجعلی خان زیگ را از کشور‌ایران رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد برکند.»[۲]

قتل و کور کردن شاهزادگان یکی‌از مهم ترین شغل های فرمانروا صفی بعد از به حکومت وصال، کور کردن و حتی کشتن برخی شاهزادگان بود. در تاریخ روضة الصفا آمده میباشد:«در سال [۱۰۴۲ق / ۱۶۳۲م] به سعایت و بدگویی برخی امرای خاصه، فرمان روا صفی فرمان قهر بر افنای لامپ دیده و شعله وجود اعیان مجلس و اسباط خاقان مغفور برگشاد و به باد بی‌نیازی نور و روشنایی عیون شمع‌های نوربخش ارحام خویش را شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد فرونشاند.

تصریح این کنایه آن که به بهتان ادعا سروری، پسران عیسی خان قورچی باشی که دخترزادگان پاد شاه عباس مغفور بوده و هکذا چهار فرزند بی‌مانندِ شاه العلماء خلیفه پادشاه متکی بودن الدوله، داماد فرمان روا مغفور، و سه پسر میرزا رفیع صدر و یک پسر میرزا رضی، صدر دیرین، و دو پسر میرزا حسن، متولی باشی مشهد مقدس، عمه زاده‌های خویش را غالبا مکفوف و مکحول و پسران قورچی باشی را خاصه مقهور و مورد قتل واقع شده کردند و عمه خویش را که سلطنت بانوی حرمسرای عظمت بود، از مقبره به بیرون رسول و با امرای گران قدر، دل بد کرد و جمعی را معزول و برخی را مورد قتل واقع شده نمود...»[۳]
رضاقلی خان هدایت هم اینگونه نوشته میباشد:

«قتل شاهزادگان مکفوف البصر؛ هم در امسال (۱۰۴۲ق) شاهزادگان صفوی نژاد مکفوف البصر و معدوم الاثر که از نهایت تنگدستی، الموت گویان به رمز می‌بردند، به اشارت قهرمان جمهوری اسلامی ایران پنجه عقاب نابودی شدند. اولیه: شاه محمد میرزا، دوم: امام قلی میرزا، سوم: نجف قلی میرزا، ولد امام قلی میرزا، چهارم: شاه سلیمان خان، ولد شاهزاده شهید صفی میرزا و چهار بدن از دخترزادگان شاهان صفوی نژاد نیز مکفوف البصر شدند.»[۴]
پیشرفت خرابی در دربار
تاورنیه، جهانگرد فرانسوی، که در عصر فرمان روا سلیمان به کشور ایران هجرت کرده و به دربار شاهان صفوی خط مش یافته بود، حکایت‌هایی خیره کننده از خرابی دربار و درباریان نقل نموده است، مثلا یکی‌از ننگین‌ترین رویدادهای عصر پادشاه صفی این بود که او در اکنون مستی ملکه را با «پنج و شش ضربت به شکمش» کشته بود.[۵]

پژوهشگرانی مانند مینورسکی و لاکهارت که درباره علل فروپاشی صفویه بازرسی کرده‌اند، مهم ترین این دلایل را اینگونه برشمرده‌اند: تغییر و تحول نوع مالکیت عامه به خاصه، تحول روش‌های سربازگیری، ضعف تربیت شاهزادگانی که بعداز پاد شاه عباس نخستین به پادشاهی رسیدند، نفوذ و توان بیشتراز حد زنان درباری و خواجگان بقاع و بیش تر از همگی، ضعف عقلی شاهان و نداشتن اقتدار و درایت کشورداری.[۶]

پیکار با عثمانی‌ها
کشته شدن بزرگان و فرماندهان، خالی شدن مملکت از وجود اشخاص کاردان و ناپایداری محور‌های حکومت، عاقبت باخت کشور‌ایران از عثمانی و مسدود شدن معاهده زهاب را به سال ۱۰۴۹ق سبب ساز شد.

لاکهارت دراین مورد نوشته میباشد: «نبودن فرماندهان سزاوار و زبده منجر ناکامی جمهوری اسلامی ایران در پیکار با عثمانی شد و کشور‌ایران در سال ۱۰۴۹ هـ. / ۱۶۳۹ م. بغداد را از دست بخشید» [۷] و در‌پی آن، همگی در میان النهرین نیز از دست کشور‌ایران رفت.

فرمان روا خواسته چهارم که بعداز آخرین زد خورد با فرمان روا عباس دیگر هیچ زمان جرأت دست درازی به خاک جمهوری اسلامی ایران را نیافته بود، در فیض مطلع شدن از حال و روز بسیار بد دربار و ترازو نفرتی که در فیض خون ریزی‌های سلطان صفی در دل عموم، به ویژه امرا و لشکریان، به وجود آمده بود، پاره‌ای از ایالات غربی کشور ایران را آیتم تجاوز قرار بخشید.

در با تجربه التواریخ آمده میباشد:

«در سنه ۱۰۳۹ هـ / ۱۶۳۰ م. که سال دوم جلوس آن حضرت [فرمانروا صفی] بود، رومیه به سرکردگی مصطفی پاشا بر راز قلعه ایروان آمده، در اندک زمانی قلعه را به تصرف درآورده و اهل ایروان اطاعت نمودند. در سنه ۱۰۴۱ هـ. / ۱۶۴۳ م. فرمان روا صفوی با توپخانه بسیار روانه ایروان شد. بعداز شش ماه محاصره، قلعه را تصرف کرد.» [۸] «روز بعد از آن خویش فرمان روا صفی باطن قلعه شده و همگی سپاه قزلباش را گزینه نازونوازش شاهانه قرار داده و انعام و احسان شایان برای آن‌ها نمود و بعداز انتظام کارها آن ولایت، به اصفهان مراجعه کرد.» [۹]
بنابراین سپاه عثمانی در آذربایجان کاری از پیش جنگ و در بغداد نیز با مقاومت صفی قلی خان، والی قزلباش، رو به رو شد. او با جسارت از آن شهر پناه کرد و بازدارنده توسعه و گسترش معاند شوید. هر چندین درین روایت یک تیم از سپاه کشور ایران به سرکردگی زینل خان شاملو نزدیک به کردستان از سپاه عثمانی ناکامی خورد و در پی آن رخنه‌‌ها وارد محدوده کشور‌ایران شدند، البته تکان پادشاه صفی به سوی بغداد، سردار عثمانی را به شکاف محاصره آن شهر واداشت. [۱۰]

در سال ۱۰۴۵ ق./ ۱۶۳۶ م. دولت عثمانی مجدد به خاک جمهوری اسلامی ایران حمله کرد و نزدیک به نخجوان تاخت و تاز نمود، ایروان را محاصره و تبریز را تسخیر و غارت کرد و قسمتی از آن را به حریق کشید، ولی به انگیزه سرمای شدید بدون چاره به برگشت شد. فرمانروا صفی آذربایجان را پس گرفت و ایروان را نیز از محاصره معاند خارج آورد و به‌این سیرتکامل پادشاه عثمانی این توشه هم ناکام ماند. [۱۱] با این اکنون تضارب‌های کشور ایران و عثمانی به نقطه پايان نرسید. بعداز چندی گشوده تاخت و تاز ارتش عثمانی به خاک کشور ایران استارت شد. این توشه بغداد مجدد به محاصره زمین‌خورد و با آنکه مجاورت شش ماه در قبال هجوم سپاه عثمانی مقاومت کرد، البته عاقبت به منجر عدم وجود آذوقه، تسلیم شد
در سال ۱۰۴۹هـ / ۱۶۳۹ م. بغداد از کشور‌ایران جداگانه شد و مطابق سازگاری طومار‌ای که فی مابین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت عثمانی تهیه و تنظیم شوید، این طلاق رسمیت یافت. مستوفی درباره این سازگاری طومار اینگونه نوشته میباشد:

«... به هر تقدیر پس از داخل شدن ایلچیان و طی مراتبی، بنای مصالحه گردیده، کیفیت را به سرویس نواب تسلط پهنا کرده، بعداز رخصت صلح کرده، سنور بسته، صلحنامچه از طرفین نوشته به یکدیگر ودیعه، رومی به ولایت خویش و قزلباش به اصفهان مراجعت کرده، نواب رضوان جای به انتظام کارها کشور‌ایران پرداخته...» [۱۳]
این سازگاری که تفاهم نامه آن در محل زهاب بسته شد، به «معاهده زهاب» دارای شهرت میباشد.[یادداشت ۱] با این صلح، بغداد به دست امرای آل عثمان زمین خورد و ایروان از تعدی سپاه عثمانی در حمایت ماند. نماینده جمهوری اسلامی ایران در‌این هنگام محمدقلی خان بود.[۱۴]

این سازگاری زیرا بیشتر منافع عثمانی را تأمین میکرد، دوام یافت و نتایج ادامه‌اش هم آن شد که سپاه کشور‌ایران به‌تدریج روحیه آسایش طلبی به خویش گرفت و آن سیرتکامل که روحیه پادشاه صفی اقتضا داشت، دیگر ذوق و سلیقه و عشق‌ای به نزاع نشانه نداد. این عهدنامه در طول معدود فرمان روا و کریم و مهربان خان زند نیز آیتم دقت سپاه کشور‌ایران و قشون ینی چری بود و آن ها پیوسته بدان استناد می‌نمودند.

در متن ترکی عباس طومار در زمینه‌ی محتوای این معاهده اینگونه آمده میباشد:

«... شمس الدین محمدقلی بیک ایشیک آقاسی ایلچلیک طریقتله گلوب سلطان حضرتلی صلاح ذات البین و صلح و صلح جانبین خصوصتین عزم ایدوب التیام پیکار و جدال و رفع غبار حرب و قتال التماس طلب ایتمکین...» [۱۵]

بازدید : 18
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 11:50

(زنده در ۲۵۵ق)، از محدثان شیعه در قرن سوم قمری میباشد. وی از امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) ماجرا نقل نموده است. اسم او در گواهی بیش تر از ۲۳۰۰ حدیث آمده میباشد. با این حالا رجالیان شیعه درباره وثاقت او اختلاف‌لحاظ دارا‌هستند. گروهی همانند احمد بن علی نجاشی، ابن غضائری و سید ابوالقاسم خویی با استناد به اخراج او از قم به اتهام غُلو او را تضعیف کرده‌اند. ولی رجالیانی همانند وحید بهبهانی، محدث نوری و سید محمدمهدی بحرالعلوم او‌را توثیق کرده‌اند. روحانی اذن بودن، کثرت احادیث، اتکا نویسندگان کتاب ها اربعه به او، تصریح روضه خوان طوسی به وثاقتش در کتاب الرجال و فتوا دادن فقها مطابق احادیث وی از دلایل توثیق او مذکور مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

علامه مجلسی و سید محمدمهدی بحرالعلوم بر این باورند که به فرض نپذیرفتن وثاقت آسوده، به جهت اینکه او از مشایخ اذن بوده، احادیث وی درست‌اند.درباره شخصیت رجالی و احادیث راحت اثراتی با راه ثابت وثاقت وی درج شده میباشد. مثلا کتاب مسند سهل وآسان بن زیاد الآدمی تاثیر محمدجعفر طبسی میباشد که در پنج جلد، احادیث اورده شده بوسیله او‌را به ترتیب ابواب فقه جمع آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نموده است.

معاش‌طومار ، آسان بن زیاد آدمی از راویان حدیث در قرن سوم قمری میباشد. وی مدتی در قم معاش کرد، احمد بن محمد بن عیسی اشعری او را کَذّاب (دروغگو) و غالی خواند و از قم خارج راند. از این‌رو در ری سکونت کرد.[۱] همینطور سهل وآسان مکاتبه‌ای با امام حسن عسکری(ع) به تاریخ نصفه ربیع‌الثانی سال ۲۵۵ قمری داشته میباشد.[۲] این طومار درباره توحید میباشد و روحانی صدوق آن را در کتاب توحید نقل نموده است.[۳] لقب آسان ابوسعید رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۴]

شخصیت رجالی به گفته علی نمازی شاهرودی رجال‌نویس شیعه (درگذشت ۱۳۶۴ش) در خصوص شخصیت حدیثی راحت بن زیاد دو عقیده وجود داراست:تضعیف: حیث رجالیانی همانند نجاشی[۵] ابن غضائری،[۶] روضه خوان طوسی در الفهرست[۷] و آیت‌الله خویی[۸] میباشد. از دلایل این دسته نسبت دادن غُلو و کِذب بوسیله احمد بن محمد بن عیسی اشعری به سهل وآسان و اخراج او از قم میباشد.[۹] با این حالا نمازی شاهرودی گفته میباشد که در روایات وی به چیزی که بر ضعف یا این که بزرگنمایی در اعتقاداتش باشد، دست نیافته میباشد و احتمال داده که منشأ نسبت بزرگنمایی به او نقل روایاتی میباشد که بر جایگاه و جایگاه اهل بیت دلالت داراست.[۱۰] همینطور سید محمدمهدی بحرالعلوم اعتقاد دارد که در صورتی این نسبت‌ها صحیح می‌بود، مانند دیگر راویانِ ضعیف روایاتی از امامان در شماتت وی شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد وارد میشد.[۱۱]


توثیق: وحید بهبهانی،[۱۲] عبدالله مامقانی، محدث نوری،[۱۳] سید محمدمهدی بحرالعلوم[۱۴] و روضه خوان طوسی در کتاب رجال[۱۵] از رجالیانی می باشند که او را توثیق کرده‌اند. از دلایل این دسته کثرت احادیث، تصریح روضه خوان طوسی به وثاقتش در کتاب الرجال، اتکا نویسندگان کتاب ها اربعه به‌ویژه محمد بن یعقوب کلینی به او،[۱۶] روحانی اذن بودن و فتوا دادن فقها بر طبق احادیث او میباشد.[۱۷] آیت‌الله خویی احتمال داده که نسبت توثیق به او در کتاب رجال طوسی به وسیله ورژن‌نویس‌ها اضافه گردیده باشد یااینکه از جانب روحانی طوسی سَهْوالقلمی(لغزشِ خودکار و غلط در تایپ کردن) فیس داده میباشد.[۱۸]
متکی بودن بر احادیث
از نگرش علامه بحرالعلوم و علامه مجلسی بر فرض که وثاقت سهل و آسان پذیرفته نشود، روایاتش حدیث درست و قابل اعتمادند. به این دلیل که او از مشایخ اذن(افرادی که در حدیث به جهت کثرت محفوظات روایی و توجه در ضبط و نقل حدیث، مرجعیت دارا هستند) میباشد
نقل داستان
به گفته آیت‌الله خویی در معجم رجال الحدیث اسم آسان در سندها ۲۳۰۴ قصه نام برده میباشد.[۲۰] به گفته حسن مهدوی در کتاب «آسوده بن زیاد در آیینه دانش رجال»، در الکافی ۱۵۳۷، در تهذیب ۴۴۲، در استبصار ۱۳۹، در بدون نقص الزیارات نُه، در اینجانب لایحضر الفقیه هفت و در امالی صدوق سه داستان از او نقل شد‌ه‌است.[۲۱] همینطور دو کتاب التوحید و النّوادر از اثر ها وی شمرده گردیده‌است.[۲۲]

آسان بن زیاد از امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) ماجرا نموده است.[۲۳] احادیث وی در قضیه اعتقادات و موضوعات فقاهتی میباشد.[۲۴] در کتاب مسند آسوده بن زیاد آلادمی اینجانب اصحاب الامام الجواد و الهادی و العسکری علیهم‌السلام تاثیر محمدجعفر طبسی در پنج جلد احادیث سهل و آسان بن زیاد به‌ترتیب وسائل الشیعه توده شد‌ه‌است. درین کتاب احادیث با مدرک بدون نقص به یار گستردن از کتاب مراة العقول، بحار الانوار، الوافی و گستردن اصول کافی آمده میباشد.[۲۵]
تک‌نگاری
درباره شخصیت رجالی راحت بن زیاد و احادیث وی کتاب‌هایی به لهجه فارسی و عربی درج شده میباشد. برای مثال:

«آسان بن زیاد در آیینه دانش رجال» تاثیر حسن مهدوی: این کتاب با راه و روش ثابت وثاقت سهل وآسان مندرج میباشد.[۲۷] معرفی مشایخ و راویان از سهل و آسان، رسیدگی بینش رجالیان درباره وی و نیز پژوهش تحلیلی احادیث آسوده از عنا وین نصیب‌های کتاب میباشد.[۲۸] انتشارات راس فقاهتی ائمه اطهار(ع) این کتاب را منتشر نموده است.
دراسة فی شخصيةِ آسوده بن زیاد و احادیثِه تاثیر حیدر عبدالکریم مسجدی: این تاثیر با محوریت احادیث گفته شده از راحت در کتاب الکافی و به گویش عربی کتابت شد‌ه‌است. رسیدگی شخصیت آسوده، راویان از وی و مشایخ راحت از عنا وین کتاب میباشند.[۲۹]
آسان بن زیاد الآدمی در میان الوثاقة و الضعف تاثیر محمدجعفر طبسی این کتاب به وسیله انتشارات راس فقاهتی ائمه اطهار چاپ شد‌ه‌است

بازدید : 18
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 12:27

دارای شهرت به ابو الصلاح حلبی (۳۷۴-۴۴۷ق)، فقید و متکلم امامی در قرن چهارم هجری و قرن پنجم هجری قمری میباشد. وی از شاگردان سید مرتضی و روضه خوان طوسی بود. از شاگردان معروف او می‌اقتدار به ابن‌ بَرّاج و محمد بن علی کراجکی اشاره نمود.بینش‌های دینی حلبی تا حد متعددی در حدود مدرسه بغداد و متأثر از ایده ها سید مرتضی میباشد. مبنی بر بینش حلبی، منصب قضا فقط در صلاحیت امامان معصوم و نایبان آنهاست و اشخاصی که به نیابت از امام معصوم ذمه ‌دار فرمان قضا می شوند، بایستی خصوصیت‌هایی مانند عقل، بینایی، ورع، عدل و داد، بردباری و قصد و تصمیم جدّی در اجرای احکام داشته مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد باشند.

از اثرها دارای اسم و رسم او می‌اقتدار الکافی فی الفقه و تخمین المعارف را اسم موفقیت.معاش و آوازهابوالصلاح در سال ۳۷۴ق در حلب دیده به جهان گشود.[۱] بعضی منابع،[۲] تاریخ به دنیاآمدن او را ۳۴۷ق بیان کردند که احتمالاً ناشی از تصحیف میباشد.[۳] وی در ۴۴۷ق در مسیر رجوع از مهاجرت حج، در رَمله در فلسطین آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد درگذشت.[۴]

در نوشته‌های علمای شیعه از شيخ ابوالصلاح تقى بن نجم حلبى و سيد‌ ‌ابوالمكارم حمزة بن زهرة، صاحب و مالک الغنية به «الحلبيان» تعبیروتفسیر میگردد.[۵] و همینطور ابوالصلاح جزو «الشامیون» میباشد که در تعبیروتفسیر علماء به ۴ نفر گفته می‌گردد: بوالصلاح تقى بن نجم‌الدين حلبى.سيد‌ ‌ابوالمكارم بن زهرة حلبى.قاضى ابن براج.سديد‌الدين محمود حمصى.اين ۴ نفر يك مدل علمى را در مباحث فقهى رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داشته‌اند.[۶]

استادان ابوالصلاح حلبی از حلب به بغداد رفت و در آنجا نزد سید مرتضی درس خواند و در زمره شاگردان مبرِّز وی قرار گرفت، چنان‌که ابعاد سیدمرتضی جواب استفتائات عموم حلب را به وی ارجاع می‌اعطا کرد.[۷] معلم دیگر وی روحانی طوسی بود که در کتاب رجال،[۸] حلبی را از شاگردان خویش به شمار آورده میباشد. وی از معاصران حمزة بن عبدالعزیز سلار دیلمی، تالیف کننده کتاب المراسم شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد [۹] [یادداشت ۱]

شاگردان
ابوالصلاح، بعد از یادگرفتن فقه و علم ها دیگر، به حلب رجوع و به درس دادن پرداخت. در حوزه درس وی شاگردان بخش اعظمی رویش یافتند. بعضی از شاگردان و راویان حدیث از وی عبارت‌اند از:

اثبات‌ بن اسلم حلبی، که بعداز وفات حلبی بر مکان وی گرد‌همایی.
حاکم عبدالعزیز ابن‌برّاج
عبدالرحمان‌ بن احمد موثر نیشابوری
محمد بن علی کراجکی
ابومحمد ریحان‌ بن عبداللّه حبشی[۱۰]
طریقه‌های دینی
نگرش‌های شرعی حلبی تا حد متعددی در حدود مدرسه بغداد و متأثر از آرای استادش سید مرتضی میباشد؛ به عنوان مثال درباره حجت نبودن خبر واحد.[۱۱] با این کلیه، آرای آن دو با یکدیگر اختلافاتی نیز دارا هستند که ابوالفتح کراجکی در غایة‌الانصاف فی مسائل‌الخلاف بدان‌ها پرداخته و عمدتاً از نگاه سیدمرتضی نگهبانی نموده است.[۱۲] هر یکسری آرای دینی حلبی در هر قضیه کمتر با بینش معروف ناسازگار میباشد، در پاره‌ای مورد ها او با لحاظ دارای اسم و رسم به مخالفت برخاسته میباشد.[۱۳]پاره‌ای از فتاوای ابی الصلاح مانند قتل حوصله در برخی مورد ها، به طور تقریب در فقه شیعه نادر‌سوابق بود.[۱۴][یادداشت ۲] طبق نگرش حلبی، منصب قضا فقط در صلاحیت امامان معصوم و نایبان آنهاست و اشخاصی که به نیابت از امام معصوم ذمه ‌دار فرمان قضا می شوند، می بایست عقل، بینایی، وَرَع، عدل و داد، بردباری و قصد و تصمیم جدّی در اجرای احکام داشته باشند.[۱۵] بر این محور، تایید تولی قضاوت، حتی در حالتی که از جانب حاکمی ستمگر سفارش گردد، بر واجدان موقعیت، روا، بلکه واجب میباشد؛ چون در واقع، آن ها نایب امام به شمار می روند، خیر نماینده حکم دهنده.[۱۶] [یادداشت ۳]


الکافی فی الفقه مهم ترین تاثیر ابوصلاح حلبی
اثر ها
برخی از اثرها متفاوت شرعی و کلامی حلبی، برجامانده میباشد.

مهمترین و مشهورترین تاثیر وی کتاب الکافی فی الفقه میباشد که یک عصر فقه جامع و در بردارنده پاره‌ای مباحث کلامی میباشد. وی در‌این تاثیر آغاز شقوق متعدد هر مورد را به اجمال و آنگاه به‌گستردن پژوهش کرده و لحاظ خویش را (گاه با استناد به ادلّه) ذکر داشته میباشد. فقهای شیعه به کتاب الکافی بسیار استناد کرده و آن را ستوده‌اند، برای مثال ابن ادریس حلی[۱۷] آن را تألیفی پسندیده و محققانه خوانده میباشد.
تألیف دیگر حلبی، تخمین‌ المعارف، مشمول مباحث کلامی، به ویژه توحید و نبوت و امامت و عدل، میباشد. از خصوصیت‌های این تاثیر استعمال از منابعی میباشد که امروزه در دسترس نیستند، مانند تاریخ ثقفی و تاریخ واقدی.
البدایة فی الفقه
العمدة و اللوامع
الکافیة
الشافیة،
تفصیل بر الذخیره سید مرتضی
شُبَه‌الملاحدة
منتخب‌ المعارف
المعراج (در حدیث)
البرهان علی ثبوت الایمان.[۱۸]
پانویس
ابن‌حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۷۱
امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۶۳۴؛ معلم‌تبریزی، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۷، ص۱۶۱
استادی، «پیشگفتار» در: الکافی فی الفقه، ص۵
ذهبی، تاريخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۳۰، ص۱۴۳.
امين، أعيان الشيعة، ۱۴۰۶ق، ج۶، ص۲۱۶؛ سبحانی تبریزی، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، پیشگفتار، ص۲۶۶
امين، اعيان الشيعة، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۳۲۸
منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش، ص۴۴؛ ابن‌شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۳۵۳ش، ص۲۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۵، ص۱۵۸-۱۵۹
طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۸۰ق، ص۴۵۷
جناتی، محمد ابراهیم، ادوار فقه، ۱۳۷۴ش، ص۳۲۴
ابن‌حجر عسقلانی، ج۵، ص۳۰۰؛ حرّ عاملی، امل الآمل، ج۲، ص۱۲۰، ۱۵۲؛ افندی اصفهانی، ج۴، ص۲۶۸؛ برای دیگر شاگردان وی، نگاه فرمائید به: استادی، «پیشگفتار» در: الکافی فی الفقه، ص۱۵-۱۸
ابوالصلاح حلبی، ۱۳۶۲ش، ص۵۱۱.
نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ج۳، ص۱۲۹.
ابن‌ادریس حلی، کتاب السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۹۰؛ علامه حلی، متفاوت الشیعة فی احکام الشریعة، قم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۶۶، ج۴، ص۸۳، ج۵، ص۲۰۰، ۳۶۷، ج۹، ص۷۴
ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۴۰۹.
ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۳۶۲ش، ص۴۲۱-۴۲۳
ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۳۶۲ش، ص۴۲۳
ابن ادریس حلی، کتاب السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۴۹
ابن‌شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۳۵۳ش، ص۲۹؛ دیلمی، اعلام‌ الدین فی صفات المؤمنین، ۱۴۱۴ق، ص۴۴-۵۸؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۲۱، ص۲۲۴، ج۲۲، ص۴۳۵، ج۲۶، ص۹۶-۹۷؛ تبریزیان حسون، «پیشگفتار»، در: تخمین‌المعارف، ص۳۷-۴۱؛ برای فهرست اثر ها وی، نگاه فرمایید به: استادی، «پیشگفتار»، در: الکافی فی الفقه، ص۱۹-۲۲

بازدید : 31
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 15:12


علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب (۳۳-۶۱ق) معروف به علی‌اکبر فرزند امام حسین(ع) و لیلی بنت ابی‌مرة و از شهدای کربلا. بعضا او‌را والا‌ترین فرزند امام حسین(ع) دانسته‌اند. امام حسین(ع) او‌را مشابه‌ترین عموم به نبی اکرم از لحاظ قیافه ظاهری، اخلاق و رفتار و حرف بیان کردن معرفی مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نموده است.

علی‌اکبر در روز عاشورا اول شخص از بنی‌هاشم بود که به شهیدشدن رسید. پدرش بر بالای لاشه وی حاضر شد و قاتلان او‌را نفرین کرد. علی‌اکبر در ذیل پای بابا دفن میباشد و قبر وی باطن بارگاه امام حسین(ع) جای‌دارد. بعضا شیعه‌ها، شب ۸ محرم را به علی‌اکبر تخصیص داده و عزاداری آن شب را با محوریت او برگزار می‌نمایند. در بعضا بخشها نیز برای وی تعزیه آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می خوانند.

کتاب‌های «علی الاکبر ابن الشهید ابی عبدالله الحسین بن علی علیه السلام»، تاثیر سید عبدالرزاق موسوی مقرم، «علی‌اکبر(ع) (الگوی جوان ها)» نوشته جواد محدثی و «بابا، علاقه و پسر» تاثیر سید مهدی شجاعی مثلا اثراتی میباشد که درباره علی‌اکبر مندرج رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

معاش‌طومار
علی‌اکبر فرزند امام حسین(ع) و لیلی بنت ابی‌مرة میباشد.[یادداشت ۱][۱] وی در طی خلافت عثمان (خلافت: ۲۳ یا این که ۲۴-۳۵ق) دیده به جهان گشود.[۲] تاریخ ظریف به دنیا آمدن علی‌اکبر مشخص و معلوم وجود ندارد؛[۳] با این حالا در مقتل مقرم، تاریخ ولادت وی یازدهم شعبان سال ۳۳ق نام برده میباشد.[۴] ازاین‌رو در روزنگار کشور ایران، ۱۱ شعبان تحت عنوان روز ولادتش، روز جوان نامگذاری گردیده‌است.[۵] سن وی در هنگام شهیدشدن، ۱۸، ۲۳ و ۲۵ نقل شد‌ه‌است.[۶] بعضی دانشمندان سن او‌را ۲۵[۷] و بعضا ۲۸ سال[۸] دانسته‌اند. در مقتل مقرم سن علی‌اکبر ۲۷ سال مذکور شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۹]

لقب‌اش ابوالحسن میباشد.[۱۰] بیشتر منابع دیرین اورا علی‌اکبر اسم گذارده‌اند؛[۱۱] تا از برادرش امام سجاد(ع)، متمایز گردد؛[۱۲] ولی بعضی همانند روحانی موءثر[۱۳] و ادب بن حسن طبرسی[۱۴] لقبش را اصغر گفته و اکبر را کنیه امام سجاد(ع) دانسته‌اند. بعضا از نسب‌شناسان و تاریخ‌دانان، علی‌اکبر را اصلی ترین فرزند امام حسین(ع) دانسته‌اند.[۱۵]

محمد بن یعقوب کلینی حدیثی از امام رضا(ع) نقل کرده که حکایت از تزویج علی‌اکبر و داشتن فرزندی به اسم حسن داراست؛[۱۶] در مقابل چنان‌که گروهی از نسب‌شناسان گفته‌اند از او فرزندی نمانده[۱۷] و نسل امام حسین(ع) فقط از روش امام سجاد(ع) ادامه پیدا نموده است.[۱۸] در یکی زیارت‌طومار‌ها، اینگونه به علی‌اکبر درود داده گردیده است: «صَلّی الله عَلَیْکَ وَ عَلی عِتْرتِکَ وَ أهْلِ بَیْتِکَ وَ آبائِکَ وَ أبْنائِکَ؛ درود پروردگار بر تو و بر عترت و اهل بیت تو و پدران و فرزندانت»[۱۹] که آرم از وصلت و فرزند داشتن اوست.مولف کتاب ثارالله از این عبارت به کار گیری کرده که علی اکبر دارنده خانواده و فرزندان متفاوت بوده هرچند تا کنون به علویانی که از نسل وی باشند دست نیافته میباشد.او هم‌اینگونه تصریح نسب‌شناسان مطابق نبودن نسلی از علی اکبر را در قبال این فراز از زیارت بی اعتبار برشمرده میباشد.[۲۰]

مدفن
علی‌اکبر در ۱۰ محرم به سال ۶۱ق در اتفاق کربلا به شهید شدن رسید و بدنش در ذیل پای پدرش به خاک ودیعت شد.[۲۱] قبر وی درون بارگاه امام حسین واقع گردیده و شش‌کناره بودن بارگاه را به همین برهان دانسته‌اند.[۲۲] راز او‌را به هم پا سرهای شهدای کربلا به کوفه و شام بردند.[۲۳] درباره اینکه رمز علی‌اکبر به بدنش ملحق گردیده یا این که در گورستان باب‌الصغیر دفن میباشد، اختلاف‌لحاظ وجود دارااست،[۲۴] سید محسن امین گفته میباشد که در سال ۱۳۲۱ق در آرامستان باب‌الصغیر در دمشق بارگاهی را چشم که بر ورودی آن بر سنگی مندرج که اینجا مدفن سرهای عباس بن علی، علی‌اکبر و حبیب بن مظاهر میباشد و آن را به احتمال قدرتمند درست دانسته میباشد.[۲۵] به گفته او بعد از مرمت اسم بعضی دیگر از شهدای کربلا به آن افزوده گردیده‌است.[۲۶] این جای امروزه به اسم جایگاه رؤوس الشهداء (مدفن سرهای شهدای کربلا) شناخته میگردد.[۲۷]

نبو
امام حسین (ع)
نبی اکرم ابوطالب
حضرت فاطمه امام علی
امام حسین(ع)
شهربانو لیلا رباب ام‌اسحاق سلافه همسر دیگر
امام سجاد(ع) علی‌اکبر علی‌اصغر سکینه فاطمه جعفر رقیه
زید امام باقر(ع) عبدالله
حضور در حادثه کربلا
علی‌اکبر در حادثه کربلا یاروهمدم پدرش بود. به گفته عقبة بن سمعان، امام حسین(ع)، در اطراف منزلگاه ثعلبیه[۲۸] یا این که قصر بنی‌مقاتل[۲۹] بر زین اسب خوابش موفقیت. بعد از آنکه بیدار شد، آیه استرجاع را بر گویش سرازیر کرد و مبتنی بر خوابی که چشم بود از کشته شدن خویش و همراهانش خبر اعطا کرد و با برخورد علی‌اکبر مواجه شد که «فَإِنَّنَا إِذاً لَا نُبَالِی أَنْ نَمُوتَ مُحِقِّین؛ وقتی که بر حق هستیم از مرگ هراسی نداریم».[۳۰]مطهری، صحبت «ویَلَسْنا عَلَی الْحَقِّ؟ مگر خیر این میباشد که ما برحقّیم؟» علی‌اکبر را نظیر صحبت اسماعیل در ماجرای ذبح خویش می داند[۳۱] که به ابراهیم اظهار کرد «یا این که ابَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی انْ شاءَ اللهُ مِنَ الصّابِرینَ»[۳۲]

نسب مامان علی‌اکبر به بنی‌امیه می سید.[۳۳] ازاین‌رو، در روز عاشورا به علی‌اکبر توصیه شد که به یزید بن معاویه بپیوندد؛ اما وی این توصیه را رد کرد و اعلام‌کرد: «اِنَّ قَرابَةَ رَسولِ اللهِ اَحَقُّ اَنْ تُرعیٰ (رعایت خویشاوندی فرستاده معبود(ص) به واقعیت مجاورت‌خیس میباشد.).[۳۴] سازه به گفته منابع تاریخی، قدمت بن سعد با دیدن او در میدان پیکار از وی خواست که صحنه نبرد را سوراخ نماید تا در پشتیبانی باشد. علی‌اکبر این توصیه را رد کرد و اظهار‌کرد:

اَنا عَلِیُّ بْنُ الحُسَیْنِ بْنِ عَلی
نَحْنُ وَ بَیْتِ اللهِ اَاماٰ بِالنَّبِی
تَاللهِ لایَحْنادرُ فینا ابْنُ الدَّعِی
اَضْرِبُ بِالسَّیْفِ اُحمایت کننده عَنْ اَبی
ضَرْبَ غُلامٍ هاشِمیٍّ قُرَشی[۳۵]
ترجمه: اینجانب علی فرزند حسین بن علی هستم، عهدوپیمان به منزل پروردگار (کعبه)، ما به رسول(ص) سزاوارتریم؛ قسم و سوگند به خدا این حرام‌زاده نمی‌تواند بر ما حکم راند، اینجانب چاقو می زنم و از پدرم جانبداری می کنم؛ آن هم خنجر زدن نوجوانی از تبار هاشم و قریش.

کیفیت شهید شدن

بازدید : 16
شنبه 28 تير 1404 زمان : 15:14

جَعدَة بن هُبَیرَه مَخزُومِی خواهرزاده امام علی(ع) و از یاران خاص و گزینه پشت گرمی وی بود. او‌را از درفش‌داران نخستین شیعه نامیده‌اند. او فرزند ام‌هانی از راویان و اصحاب فرستاده(ص) و خواهر امام علی(ع) میباشد. وی در تک تک نبرد‌های امام علی(ع) کمپانی کرد. مناظره جعده با عُتْبَةُ بن أَبِی سُفْیَان در پیکار صفین درباره حقانیت امام علی(ع)، باعث شد نجاشی و أعوَر شَنّی ‏(متوفای ۵۰ق) در مدح جعده اشعاری مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بسرایند.

مام علی(ع) پس از نبرد صفین، جعده را قاضی خراسان نمود. او 1سال در خراسان ماند و به جهت خوی مطلوب او، عموم ناحیه مسلمان و به امام علی(ع) محبت ورزیدند. جعده از دوست‌دارن امام حسین(ع) بود. پس از شهید شدن امام حسن(ع) جعده به هم پا دیگر شیعه ها امام حسین(ع) را برای قیام دعوت نمود، البته امام(ع) به جهت قسم با معاویه آن‌ را قبول آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نکرد.

معرفی
جعدة بن هبیره مخزومی قریشی از خویشان مَخزُوم[۱] در طول فرستاده پروردگار(ص) چشم به جهان گشود.[۲] پدرش هبیره بن ابی‌وهب در روز فتح مکه به نجران فرار و گریز کرد و در هم اکنون بی دینی از جهان رفت.[۳] مادرش، فاخته اسم داشت و لقب‌اش ام‌هانی بود که دختر ابوطالب و خواهر امام علی(ع) میباشد.[۴] راجع به صحابی بودن او اختلاف میباشد؛[۵] روضه خوان طوسی او‌را از صحابه نمی‌داند؛[۶] ولی ابن‌ابی‌الحدید او را از صحابه‌ای میداند که در روز فتح مکه، پیامبر معبود(ص) را فهم کرد.[۷] ابن‌حجر عسقلانی نیز احادیث او از نبی آفریدگار(ص) را نقل نموده است.[۸] برخی نیز او را از تابعین رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد دانسته‌اند.[۹]
زمان امام علی(ع)

جعده از یاران خاص و گزینه پشت گرمی امام علی(ع)[۱۲] و از فقیهان[۱۳] و درفش‌داران نخستین تشیع بود.[۱۴] طبق نقلی از امام درست گو(ع)، ۱۳ خویشان از قریش با معاویه رابطه داشتند و صرفا جعده به یار و همدم ۴ نفر از قريش امام علی(ع) را ملازمت و همراهی کردند.[۱۵] جعده در کوفه معاش می کرد.[۱۶] امام علی(ع) نیز پس از رجوع و برگشت از پیکار صفین به منزل او شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد رفت.[۱۷]

محمدهادی امینی نجفی اعتقاد دارد بعداز ضربت میل کردن امام علی(ع)، او نماز صبح را به طور جماعت خواند.[۱۸] امام علی(ع) برای نهفته ماندن قبرشان، به فرزندش امام حسن(ع) نمود در منزل جعده نیز برای وی قبری حفر کند.[۱۹]
جعده سوارکاری شجاع بود[۲۰] و در مجموع مبارزه‌های امام علی(ع) کمپانی داشت[۲۱] و انگیزه سعی زیاد خویش را منزلت والای آن‌ حضرت می‌دانست.[۲۲] در نزاع صفین جعده درخصوص حقانیت امام علی(ع) با عُتْبَةُ بن أَبِی سُفْیَان از سپاه معاویه به ذکر کرد‌وگو و مناظره پرداخت، ولی عتبه آغاز به ناسزاگویی به جعده کرد.[۲۳] در پی آن قیس بن عمرو بن صاحب (نجاشی)، شعر سرا و از یاران امام علی(ع)[۲۴] و أعوَر شَنّی‏ (متوفای۵۰ق)[۲۵] در مدح جعده اشعاری سروده‌اند.
گزارش‌های تاریخی حاکی از آن میباشد که امام علی(ع) پس از نبرد صفین جعده را قاضی خراسان نمود، ولی عموم او را نپذیرفتند و جعده به نزد امام علی(ع) رجوع.[۲۶] ولی بعضی معتقدند جعده یک‌سال در خراسان ماند[۲۷] و به جهت اخلاق و رفتار مطلوب او، عموم حوزه‌ مسلمان و به امام علی(ع) محبت ورزیدند.[۲۸]

دعوت فرزندان جعده از امام حسین برای قیام
به نقل از بلاذُری در انساب الاشراف، فرزندان جعده بعداز شهیدشدن امام حسن(ع)، شیعه‌ها را در منزل سلیمان بن صُرَد خُزاعی گرد آوردند و از طرف هم محلی کوفه، طومار تسلیتی به امام حسین(ع) تهیه کردند، آنها در‌این طومار از امام حسین(ع) برای زعامت شیعه‌ها دعوت کردند که آن حضرت سازه بر موردها صلح امام حسن(ع) با معاویه آن را نپذیرفت.[۲۹] طبق گزارشی که روحانی موثر از تاریخ‌نگاران نقل کرده، شیعه ها در‌این طومار از برکناری معاویه و بیعت با امام حرف گفته بودند.[۳۰]

بازدید : 15
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:20


مذهب
شواهد متعددی بر اساس شیعه اثنی عشری بودن خواجه نصیرالدین طوسی در چنگ میباشد؛ ازجمله وی در اکثر وقت ها کتاب‌های کلامی خویش همانند تجرید الاعتقاد، به دوازده امام و وجوب طهارت آنان اشاره نموده است.[۳۴] همینطور رساله‌های ویژه‌ای در این مورد نگاشته که از آن پاراگراف می‌قدرت رساله «الفرقة الناجیة» و «رسالة فی حصر الحق بمقالة الامامیة» و نیز «الاثنی عشریة» و «رسالة فی الإمامة» را اسم پیروزی.[۳۵] با این اکنون، در فهرست اثر ها خواجه نصیر، کتاب‌ها و رساله‌هایی منسوب به وی وجود داراست که بر پایه ی با تعالیم اسماعیلیان مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۳۶]

علمای شیعه اثنی‌عشری اکثر اوقات، اصل انتساب این اثر ها به خواجه را رد کرده‌اند، البته برخی دانشمندان و اسلام‌شناسان غربی، معتقد به نوعی دگرگونی مذهبی در خواجه در حین حضور فی مابین اسماعیلیان می‌باشند.[۳۷] بعضی برپایه این اثر ها بر این باورند که وی بعداز حفاظت‌بردن به قلعه‌های اسماعیلیان موقتیً به مذهب آن‌ها گرویده و بعداز آن به مذهب شیعه اثنی عشری بازگشته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۳۸]

بعضا نویسندگان هم بر این باورند که طوسی به‌تیتر یک شیعه دوازده امامی، تقیه به‌شغل بسته و برای نگهداری جان خویش، در قلعه‌های اسماعیلی به تألیف کتاب ها و رسالاتش درگیر گردیده‌است.[۳۹] عبدالله نعمة این مقاله را که طوسی به‌محض وخیم‌شدن قلعه‌های اسماعیلیان، شیعه اثنی‌عشری بودن خویش را اعلام کرده است، تأییدی بر این حیث گرفته رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۴۰]

رده علمی
علامه حلی:
«این روضه خوان (خواجه نصیر) شایسته ترینِ روزگار خویش در علم ها عقلی بود … و با کردار‌ترین شخصی بود که اینجانب چشم شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بودم.[۴۱]

خواجه نصیر طوسی را در دانش، همتای ابن سینا دانسته‌اند؛ با این تفاوت که ابن سینا در طب سرآمد بود و خواجه‌نصیر در ریاضی ها.[مستلزم منبع] برخی معتقدند حفاظت خواجه نصیرالدین طوسی از ابن سینا در قبال نقد ها فخر رازی، در کتاب تفصیل اشارات، موجب احیای فلسفه در آن بعدازظهر گردیده‌است.[۴۲] هم‌اینگونه خواجه نصیر را مبتکر شیوه فلسفی در سخن شیعه دانسته‌اند.[۴۳] به اطمینان مرتضی مطهری، تک تک اثر ها کلامی بعداز خواجه نصیر، از کتاب تجرید الاعتقاد تأثیر پذیرفته‌اند.[۴۴] براساس بعضی استیناف‌های معاصر، خواجه نصیر طوسی، از یک سو شارح و مُمعدودّل فیلسوفان و پژوهشگران قبل از خویش بوده، و از سوی دیگر الگو محققان بعداز خویش شد‌ه‌است.[۴۵]

بخش اعظمی از پژوهشگران مسلمان و همینطور اسلام‌شناسان غربی، از وی ثنا کرده‌اند.[۴۶] تعابیر مختلفی که دربارهٔ خواجه طوسی گردیده نشانگر منزلت علمی اوست بعضا از آنان عبارتند از: «أفضل المتأخرین العلامة الطوسی»[۴۷] پاد شاه المحققین[۴۸] فخر الحکما و مؤیّد الفضلا، نصیر الملّة و الدّین[۴۹]پژوهشگر مدقق طوسی و حکیم بزرگ قُدّوسی[۵۰] افضل المتأخرین و اکمل المتقدمین.[۵۱]

۵ اسفند سالروز به دنیا آمدن خواجه نصیر، به حافظه این دانشمند گرانقدر تحت عنوان روز مهندس به تصویب رسیده میباشد و هر سال به طور همزمان با این روز همایش‌ها و مراسم مختلفی برگزار میشود.[۵۲]اشعاری را نیز به خواجه نصیر طوسی نسبت داده‌اند به عنوان مثال در طومار دانشوران این رباعی را به وی منسوب کرده‌اند

زیرا در سفریم ای پسر هیچ مگوی
اوضاع حَضَر درین مسافرت هیچ مگوی
ما هیچ و دنیا هیچ و اندوه و شور هیچ
می‌دان که نِه‌ای هیچ دگر هیچ مگوی‌[۵۳]


شاگردان
بعضا از شاگردان تبارک خواجه نصیر طوسی عبارتند از:

علامه حلی دانا و متکلم تعالی شیعی (متوفی ۷۲۶ق)، حکمت را نزد خواجه طوسی یادگرفت[۵۴] و شرحی بر کتاب تجرید الاعتقاد خواجه نصیر با تیتر کشف المراد نوشت. این کتاب از مشهورترین گستردن‌های تجرید میباشد.[۵۵]
ابن میثم بحرانی، تالیف کننده کتاب مصباح السالکین (گستردن نهج البلاغه)، حکیم، ریاضی‌دان، متکلم و عالم که در حکمت، محصل خواجه نصیر و در فقه معلم او بود.[۵۶]
قطب الدین شیرازی (متوفی ۷۱۰ق)، وقتی که خواجه به‌هم پا هلاکو به قزوین رفت، با خواجه همدم شد، با وی به مراغه رفت و دانش آموز خواجه نصیر در دانش هیئت، ریاضی، فلسفه و طب شد. خواجه او‌را قطب فلک الوجود می خواند.[۵۷]
سید رکن الدین (حسن بن محمد بن شَرَفْپاد شاه علوی)، از شاگردان خواجه بوده و برخی از اثرها اورا گستردن داده میباشد.[۵۸]
کمال الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی (۶۴۲–۷۲۳ ق) دارای شهرت به ابن الفُوَطی، از تاریخ‌نویسان قرن هفتم قمری میباشد و کتاب‌های «معجم الآداب» و «الحوادث الجامعه» از اثر ها اوست. وی کتابداری کتابخانه رصدخانه مراغه و در اواخر قدمت، کتابخانه مُستَنصریه را بر ذمه داشت.[۵۹]
عماد الدین حربوی مشهور به ابن الخَوّام (۶۴۳–۷۲۸ ق)، در اکانت و طب سرآمد فرصت خویش بوده و کتاب‌های «الفوائد بهائیه فی القواعد الحسابیه» و «پیشگفتار‌ای در طب» از وی بر مکان باقیمانده میباشد. [۶۰][۶۱]

بازدید : 11
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 15:44


آرا و نظر ها علمی
سید ابوالقاسم خویی، در فقه و اصول فقه، ایده ها و آرای قابل توجهی داشته که گاه با نظرها دارای شهرت فقیهان شیعه مختلف بوده و به نقل از برخی، ۳۰۰ فتوا مغایر فتواهای معروف فقیهان شیعه، بین فتاوای خویی چشم می‌گردد.[۳۷] برخی از این مفاد عبارت مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد از:

مخالفت با موظف بودن کافران به فروع آئین: خویی مانند یوسف بحرانی و مغایر لحاظ تمامی علمای شیعه که معتقدند کافران خلال اصول آئین، موظف به فروع آیین هم گردیده‌اند،[۳۸] بر این اعتقادوباور میباشد که کافران تا هنگامی که اسلام را نپذیرند، موظف به فروع آئین آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نمیشوند.[۳۹]
عدم تایید نسبی بودن استارت ماه قمری: به اعتقاد خویی، خلاف حیث دارای اسم و رسم، شروع ماه قمری برای تمامی یکسان میباشد و نمی‌اقتدار آن را چیزی نسبی دانست. به دلیل آنکه ترازو شروع ماه قمری، مبتنی بر آرای خویی، خارج رفتن ماه از محاق میباشد که پدیده‌ای تکوینی میباشد و به احوال قرارگیری خورشید، ماه و زمین مرتبط میباشد و متعلق به اجزا و بخش ها متفاوت زمین وجود رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد ندارد.[۴۰]
مخالفت با آوازه فتوایی و اجماع: سید ابوالقاسم، دربارهٔ آوازه فتوایی، نظراتی به کلی متعدد با ایده ها معروف عالمان شیعه داشت. به اعتقاد و باور بیشتر اصولیان شیعه، در شرایطی که یک فتوا میان فقیهان، معروف باشد، داستان معتبری که با آن ناسازگار میباشد، اعتباری ندارد. خویی ولی با این اصل مخالف میباشد و «آوازه فتوایی» را در ترجیحات باب تعارض در اصول فقه بیان نکرده و اعتقاد دارد، آوازه عملی ضعف گواهی داستان را جبران نمی‌نماید؛ به عبارتی‌طور که بی‌توجهی فقها به یک حدیث درست، آن را از حجیت ساقط نخواهد کرد.[۴۱] او اعتبار و حجیت اجماع را هم تحت سؤال برده میباشد؛ چه اجماع منقول و چه اجماع محصَّل. با این درحال حاضر خویی در فتاوای خویش احتیاط کرده و به اجماع اعتنا شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نموده است.[۴۲]
فتاوای مخالف دارای شهرت: مجوز بیرون شدن زن از منزل سوای اذن همسر، تایید صلاحیت سقط جنین برای زن در شکل احتمال مرگ خویش، مجوز وصلت مرد مسلمان با زن اهل کتاب، منوط نبودن جهاد ابتدایی به حضور امام معصوم، شرط نبودن اجتهاد برای حاکم، و همینطور عصمت و طهارت چرم‌های وارداتی از کشورهای غیرمسلمان که ذبح فقاهتی آنان مشکوک میباشد.[۴۳]
اقدامات سیاسی

هواخواهی از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران
در ارتباط با حکومت‌های باطن کشور ایران، سید ابوالقاسم خویی، تا قبل از مرجعیت، بیانیه‌ها و اطلاعیه‌هایی در محکومیت اقدامات حکومت پهلوی صادر کرده، در یک زمان بیشتراز ده ساله، به طور تقریبً سیاست خاموش را در پیش گرفته و آن گاه در شروع برد انقلاب اسلامی در کشور‌ایران در بهمن ۱۳۵۷ش، به حفاظت از امام خمینی و انقلاب اسلامی پرداخته میباشد. راجع‌به با حکومت عراق نیز دفاع خویی از انتفاضه شعبانیه عراق شیعه‌ها عراق، به حصر خانگی وی انجامید.[۴۴] بعضی از اقدامات اجتماعی و سیاسی آیت‌الله خویی عبارتند از:

موضع ها علیه حکومت پهلوی
خویی در مهر ۱۳۴۱ش در تلگرافی به محمدرضا پهلوی، فرمان روا جمهوری اسلامی ایران، با ضابطه انجمن‌های ایالتی و ولایتی مخالفت کرد و آن را بر خلاف شرع خواند.[۴۵] همینطور در پیامی به سید محمد بهبهانی، تأکید کرد که «بی سر و صدا کردن صدای ملت با قوه قهریه، دیری نخواهد پایید و تبلیغات عوام‌فریبانه، اشتباهات را حل نمی‌نماید و اقتصاد ورشکسته و ناخشنودی عموم را معالجه نخواهد کرد.»[۴۶] وی همینطور در برخورد به اتفاق فیضیه در اولِ سال ۱۳۴۲ش، تلگرامی به محمدرضا ارسال کرد و از «انحطاط مرزوبوم اسلامی و خط متد زمامدارانش» اظهار تأسف کرد.[۴۷] یک ماه آن گاه در جواب به طومار عده ای از علمای کشور‌ایران، عدم صلاحیت حاکمان فاسد را بیان کرد؛ وظیفه روحانیت را هنگفت دانست و خموشی را ناروا شمرد.[۴۸] ستمگر تلاوت دستگاه قاضی کشور ایران بعداز کشتار عموم در ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش، حکم به ممنوعیت کمپانی در انتخابات عصر ۲۱ مجلس و از اعتبار ساقط درک کردن آن، دفاع از امام خمینی به دنبال دستگیری و خبرپراکنی محاکمه امام، برخی دیگر از عکس العمل‌های سیاسی اوست.[۴۹]

اخراج شاگردان خویی از عراق به وسیله حکومت حزب بعث
نوشته‌علمیٔ اساسی: معاودین
در جریان اخراج ایرانیان از عراق، از اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، خویی از نادر عالمان شیعه بود که اخراج نشد. با این اکنون اخراج اکثری از شاگردانش سبب ساز کاهش رونق درس او شد.[۵۰] بخش اعظمی از شاگردان خویی با حضور در حوزه علمیه قم، تامل‌های فقاهتی و اصولی معلم خویش را رواج کردند و حوزه علمیه قم در عصر معاصر را که تا قبل از آن زیر تأثیر طریق علمی حائری یزدی و بروجردی بود، با رویکردهای دینی و اصولی خویی، میرزای نائینی، متفحص اصفهانی و آقاضیاء عراقی آشنا نمایند.[۵۱]

زمان بدون صدا بیش تر از ده ساله
خویی، بعداز مرجعیت، از سیاست گوشه گرفت.[۵۲] این عصر، با سال‌های حضور امام خمینی در نجف به طور همزمان بود.[۵۳] بدون صدا وی در قبال رخدادهای روزگار انقلاب اسلامی کشور‌ایران در سال ۱۳۵۷ش ، اعتراضاتی را در جمهوری اسلامی ایران برانگیخت.[۵۴] حضور فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی در بیت (محل کار مرجعیت) وی در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، به‌این اعتراضات دامن زد، خویی در یادداشتی خطاب به بعضی علما، این ملاقات را ناگهانی و ناخواسته دانست.[۵۵]

بازدید : 21
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:16


کارگزاران
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فهرست کارگزاران امام علی(ع)
علی بن ابی‌طالب برای سعی و سرعت‌شغل کارگزارانش، به بعضا از آن‌ها سپردن تام داده بود.[۸۴] کارگزاران حکومت علی(ع) دو سیرتکامل بودند: بعضا از آن‌ها برای بخشها حساس و تعالی، و برخی دیگر به بخش ها خرد‌خیس منصوب گردیده بودند. اشخاص گزینش‌گردیده برای بخشها اساسی، تفویض تام حکومتی داشتند؛ برای مثالٔ این کارگزاران عده ای زیرا عُثمان بن حُنَیْف، صاحب اَشْخیس، محمد بن اَبی‌بَکر و قُثَم بن عباس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بودند.

[۸۵] اختیارات تام آنها دربرگیرنده این کارها میشد: کارها نظامی، گزینش قضات، اجرای حدود، سرپرستی حجاج، نزاع با معاند و عده‌آوری خراج و غنایم.[۸۶] علی بن ابی‌طالب برای دوری از خرابی، از حکمرانی والیان خویش پیوسته رسیدگی میکرد.[۸۷] کارگزاران مطابق عملکردشان، تشویق یا این که تنبیه می‌شدند و علی(ع) برای رفع مشکلاتشان، معاش آن ها را تأمین کرد.[۸۸] به گفته عبدالحسین زرّین‌کوب، حاکمان تازه خیر در کوفه، خیر در شام گزینه تایید قرار آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نگرفتند.[۸۹]

لایق‌سالاری
سزاوار‌سالاری را یک کدام از محورهای اصلی در سیره سیاسی امام علی دانسته‌اند.[۹۰] او کارگزاران حکومتی را فقط بر پایه ی لیاقت، کاردانی و پاکدامنی تعیین میکرد، خیر تعلق‌های قومی و خاندان‌ای.[۹۱] مُغِیرَة بن شُعبه به امام علی(ع) توصیه بخشید معاویه و همگی کارگزاران عثمان برای مدتی در مسئولیت خویش باقی بمانند[۹۲] تا حکومت علی(ع) ثبت خواهد شد.[۹۳] ابن‌عباس نیز این سفارش مغیره را خیرخواهانه دانست.[۹۴] البته علی بن‌ابی‌طالب این پیشهاد را نپذیرفت.[۹۵] ادله این شغل امام را عدل و داد‌خواهی و سزاوار‌سالاری وی دانسته‌اند.[۹۶] با روی‌کارآمدن حکومت امام علی، کلیه کارگزاران عثمان که به خیال و خاطر رابطۀ خویشاوندی به مناصب حکومتی دست یافته بودند عزل شدند.[۹۷] علی توصیه طلحه و زبیر را نیز که خواستار حکومت بصره و کوفه بودند نپذیرفت[۹۸] و این‌دو به منجر حزن، به مکه رفتند و با ملحق‌شدن به عایشه موضوع مبارزه جمل را آماده رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آوردند.[۹۹]

شرطة الخمیس
نوشته ی علمیٔ اساسی: شرطة الخمیس
علی بن ابی‌طالب دسته مسلحی را به اسم شُرْطَةُ الخَمیس ساخت تا امنیت جامعه را تأمین نمایند و مراقب اتفاقات و حادثه ها باشند.[۱۰۰] در حکومت اسلامی، شرطه از التفات متعددی بهره مند بود و رده سر گروهی شرطه از منصب‌های اصلی به شمار میرفت و بعداز قاضیِ شهر، سرپرستی آنجا را برعهده می‌گرفت.[۱۰۱] دستگیری مجرمان، اجرا پیش بینی ها موردنیاز برای پیشگیری از وقوع جرم، نگهداری نظم و امنیت همگانی جامعه، و حفظ از اموال عموم و دستمزد آن ها از وظایف شرطة الخمیس به شمار شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌آمد.[۱۰۲]

ساختار قضایی
با دقت به گستردگی قلمرو خلافت، علی(ع) فرمان قضاوت را به بعضا اشخاص اختیار کرد. برای مثال این اشخاص، اَبوالاَسْوَدِ دُؤَلی در بصره، شُرَیح بن حارث کِنْدی در کوفه، و رِفاعَة بن شَدّاد در اهواز بود.[۱۰۳] به گفته باقر شریف قَرَشی، تاریخ‌پژوه عراقی، وقتی که امام علی(ع) به حکومت رسید، اگرچه علی(ع) گاهی خویش به قضاوت می‌پرداخت، ولی منصب قضاوت در کوفه را به شُرَیح حاکم سپرد و به وی دستورداد تا قضاوت‌های ایفا‌گردیده را به او عرضه نماید تا بر صحت قضاوت‌های انجام یافته تحقیق داشته باشد.[۱۰۴] در حکومت امام علی، دستگاه قضایی غیروابسته بود و با کلیه اشخاص جامعه عکس العمل یکسان داشت.[۱۰۵] حکم کننده می‌توانست حتی خلیفه مسلمان ها را به دادگاه فراخوانَد و با مقررات دستگاه قضایی، حکمی علیه وی صادر نماید؛[۱۰۶] برای مثالً زمانی که علی(ع) جنس خویش را در مشت مردی نصرانی‌مذهب یافت، از‌آنجا که شاهدی بر فرآورده خویش نداشت، حکم کننده به عایدی مرد نصرانی حکم کرد.[۱۰۷]

به گفته قُرَشی، امام علی او‌لین خلیفه‌ای بود که زندان تشکیل داد.[۱۰۸] اگرچه قبل از اسلام زندان وجود داشت،[۱۰۹] ولی در بعدازظهر فرستاده(ص) و شیْخَین زندان عدم وجود و برای محبوس‌کردن اشخاص، در مدینه، از منزل‌ای کنار مسجدالنبی و در مکه، از منزل صَفوان بن اُمَیّه به کار گیری میشد.[۱۱۰] در حکومت علی، برای زندانیان نرم‌افزار خاصی وجود داشت: فراگیری قرآن و یاد دادن قرائت و تایپ کردن از اپ‌های اجباری آن‌ها بود.[۱۱۱] به زندانیان اذن داده میشد در نماز آدینه حاضر شوند و پس از نماز، به زندان بازگردانده شوند.[۱۱۲] به گفته حکم کننده ابویوسف، فقید حَنَفی‌مذهب، امام علی اولی شخصی بود که طعام و پوشاک زندانیان را تأمین کرد و این نحوه را خلفای بعداز وی نیز در پیش گرفتند. در صورتی‌که زندانی، خویش، مالی داشت، علی(ع) از مالش و درصورتی که چیزی نداشت از بیت‌المال هزینه‌هایش را می‌اعطا کرد.[۱۱۳]

بازدید : 22
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:38


فرآیند و زمان‌ها
برخی دانشمندان، برای مدرسه کلامی حله، سه زمان در حیث گرفته‌اند:

مرحله آغازین: که با سدیدالدین حمصی و ابن ادریس حلی استارت شد و پیرو آن با درس دادن سدیدالدین حمصی، تقویت یافت.[۲۴] گفته می شود مدرسه کلامی حله در‌این عصر، متأثر از مدرسه ری و عقل‌گرایی مدرسه بغداد، به ویژه سید مرتضی و روحانی طوسی بوده مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۲۵]
زمان نقطع ی عطف و کمال: این عصر با ورود خواجه نصیرالدین طوسی به حوزه حله استارت شد.[۲۶] گفته می شود خواجه نصیر در سال ۶۵۶ق، به حله رفت و در آنجا کرسی درس دادن دانش سخن بر پا نمود.[۲۷] علامه حلی و ابن‌میثم بحرانی، از متکلمان شیعه که نقش بسزایی در تکامل صحبت شیعه، به‌ویژه مدرسه کلامی حله داشته‌اند، از شاگردان خواجه نصیر در دانش حرف آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بودند.[۲۸]
زمان افول: سازه به نقل مورخان، شهر حله با ورود سپاهیان تیمور در سال ۷۹۵ ق، ناامن شد[۲۹] و تا اوایل سده نهم هجری محل زد خورد قوم و قبیله تیمور و جلایریان[یادداشت ۱] و بعد از آن در سده نهم محل تاخت و تاز قراقویونلوها و آق‌قویونلوها قرارگرفت.[۳۰] این تحولات سیاسی و ناامنی نتایج از آن، سبب ساز شد بخش اعظمی از عالمانی که در حله به رمز می‌بردند، به شهرهای دیگر هجرت نمایند و بر تاثیر آن جنبش‌های علمی در حوزه حله، به‌ویژه مکتب کلامی رو به افول رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بنیان.[۳۱]
جریان‌های فکری

کتاب جستارهایی در مکتب کلامی حله
برخی پژوهشگران بر این نظرند که در مکتب کلامی حله، سه جریان فکری مؤثر: جریان صحبت عقلی و فلسفی، جریان سخن حدیث‌گرا و جریان عرفانی، وجود داشته شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۳۲]

جریان صحبت عقلی و فلسفی
این جریان کلامی خویش به دو عصر جریان کلامی قبل از حضور خواجه نصیر و بعداز حضور او، تقسیم می‌گردد:[۳۳]

قبل از خواجه نصیر طوسی
گفته می‌گردد جریان کلامی درین عصر، متأثر از مکتب کلامی ری و متمایل به معتزله متأخر میباشد.[۳۴] معتزلیان متأخر، به رهبری ابوالحسین بصری (دارای شهرت به روحانی المعتزله، متوفای ۴۳۶ق)، گروهی از متکلمان معتزلی بودند که به فلسفه مشاء میل داشته و در بعضا موضع ها، طریقه کلامی معتزله را مردود شمرده و طریقه فلاسفه را پذیرفته‌اند. آنها برخی مباحث فلسفی مانند وجود و ماهیت، ممکن الوجود و واجب الوجود را به مباحث کلامی وارد کرده و از آن در مباحث کلامی‌شان، منفعت بردند.[۳۵] گفته می گردد سدیدالدین حمصی (اساس‌گذار مدرسه کلامی حله) متأثر از معتزلیان متأخر، بوده میباشد.[۳۶] وی در بعضا موضع ها از طریقه‌های ابوالحسین بصری حمایت نموده است.[۳۷] این تأثیرپذیری در نسل سپس متکلمان حله نیز ادامه داشت، تحت عنوان مثال پژوهشگر حلی در پیشگفتار کتاب کلامی‌اش با تیتر المسلک فی اصول الدین به صراحت طرز معتزله متأخر را بدیهی‌ترین و بدون نقص‌ترین شیوه دانسته و کتابش را بر آن محور نوشته میباشد.[۳۸]

بعداز خواجه نصیر طوسی
در‌این عصر، با ورود خواجه نصیرالدین طوسی به حوزه حله، حرف شیعه تا حد متعددی فلسفی گشت.[۳۹] حرف شیعه قبلا زمان به این دلیل که خیر در مورد، خیر نحوه و خیر در بهره، مشارکتی با فلسفه نداشت، همواره در قبال فلسفه تلقی می شد.[۴۰] با همت خواجه نصیر (که خویش از فیلسوفان مشاء بود) مسئله دانش حرف از باورها به اعیان و شی ءها پیشرفت یافت، در شیوه از حکمت جدلی به حکمت برهانی میل پیدا کرد و در بهره نیز جنبه معرفت‌زایی به جنبه دفاعی آن افزوده گشت.[۴۱] خواجه نصیر کتاب کلامی معروفش تجرید الاعتقاد را در شش مقصد تهیه کرد و دو مقصد اولیه آن را به مباحث فلسفی مانند وجود و ماهیت و لواحق آن، انگیزه و علیل و اقسام انگیزه، جوهر و پهنا و مباحث مرتبط با آن تخصیص بخشید.[۴۲] ساختار و ادبیات جدیدی که خواجه نصیر در دانش سخن امامیه بهره برد، به دست شاگردان او مانند علامه حلی و ابن میثم بحرانی، تقویت و ثبت شد.[۴۳] علی‌رغم تعامل این متکلمان با فلسفه و تأثیرپذیری از آن، در مباحثی مانند مشاجره از حدوث و گام دانا، ارتباط خدا با دانا و نفی واسطه در آفرینش، تجرد روح، معاد جسمانی و بخش اعظمی موضع‌ها دیگر، نگرش فلاسفه را مردود دانسته‌اند.[۴۴]

جریان کلامی حدیث‌گرا
از جریان‌های فعال مدرسه کلامی حله بود که با جریان عقلی و فلسفی رویارویی داشت.[۴۵] این جریان نوعی حدیث‌گرایی گوناگون از حدیث‌گرایی اخباریان (که بعداً در سنت فکری شیعه ظهور یافتند) بود.[۴۶] آن ها عقل فطری گزینه تأیید احادیث را تحت عنوان ابزاری برای ثابت آموزه‌های فقهی و مدد از آنها، می‌پذیرفتند.[۴۷] سید بن طاووس مثلا اندیشمندان پررنگ این جریان فکری بود.[۴۸] وی از سخن عقلی و فلسفی رایج در زمان خودش به شدت نقد می کرد.[۴۹] سید بن طاووس مجادلات کلامی در اموری که آدم به حسب فطرت اول خویش آنان را ادراک می‌نماید، کاری بی‌نتایج و تضییع قدمت می‌دانست و بر این اعتقاد بود که مباحث کلامی با روش عقلی و فلسفی که معتزلی‌ها و برخی متکلمان شیعه مانند خواجه نصیر طوسی و اتباع او ارائه کرده‌اند، شیوه بدور و پرخطری برای معرفت نسبت به آفریدگار میباشد.[۵۰] حسن بن سلیمان حلی از سایر اندیشمندان این جریان فکری میباشد.[۵۱] وی با ترک و به تأویل بردن بعضا روایاتی که با

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 506
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه