loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 16
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 10:24

(۲۸۳-۳۶۳ق)، گرانقدر‌ترین عالم اسماعیلیه. او در دستگاه فاطمیان وظایفی زیرا حکم دهنده‌القضات را بر ذمه داشته میباشد. حکم دهنده از اولِ دعوت فاطمیان همپا آنها بود و چهار خلیفه فاطمی را سرویس کرد.از حکم کننده نعمان اثرها فراوانی به مکان باقی‌مانده میباشد که حاکی از احاطۀ علمی او بر صحبت و فقه امامیه میباشد. دعائم الاسلام، پایه التأویل، المجالس و المسایرات برای مثال تألیفات وی هستند.برخی از عالمان اثناعشری همانند علامه مجلسی، او را شیعه دوازده امامی دانسته‌اند، البته شواهد تاریخی و نیز اثر ها به مکان باقی‌مانده از حاکم نعمان بر اسماعیلی بودن او دلالت مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد دارا‌هستند.


نُعْمان بن محمد بن منصور بن احمد بن حَیّون تَمیمی با لقب ابوحنیفه که ائمه اسماعیلی او‌را فقط با نامش «نعمان» می‌خواندند. اسم وی بیش تر از لقب‌اش پر اسم و رسم بوده و این به دلیل اجتناب از نادرست به دست آوردن او با ابوحنیفه، دانا مذهب حنفی بوده میباشد.[۱]تهرانی در الذریعه به مناسبت معرفی یک کدام از آثارش از وی با أبي حنيفة الإمامي، خاطر نموده است. [۲] پدرش، ابوعبدالله محمد، در رجب سال ۳۵۱ق در ۱۰۴ سالگی درگذشت و نعمان بر وی نماز گزارد و درخصوص سلم (یکی‌از ابواب قیروان)(تونس) مدفون آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گشت.[۳]

تاریخ به دنیاآمدن او نامشخص میباشد. البته از فی مابین اقوال می‌قدرت به دنیا آمدن او را در میان سال‌های ۲۸۳ تا ۲۹۰ق دانست.[یادداشت ۱] به دنیا آمدن و رویش او در قیروان (تونس مدرن) بود.[۴] دربارۀ خانواده‌اش داده ها چندانی در چنگ وجود ندارد. بعضا از نویسندگان اسماعیلی احتمال داده‌اند که پدرش نیز از داعیان اسماعیلی بوده رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد باشد.[۵]

با چهار خلیفۀ فاطمی (مهدی، قائم، منصور و مُعِزّ) هم‌بعد از ظهر بود و بدانها سرویس کرد[۶] و در سال ۳۶۳ق،[۷] در روز ۲۹ جمادی الثانی[۸] یا این که روز یکم رجب[۹]درگذشت.از المعزّ لدین الله (چهار‌مین خلیفهٔ فاطمیان. حکومت۹۵۳-۹۷۵ق.) گفته شده که دربارهٔ حاکم نعمان گفته میباشد: «چنانچه کسی به یک‌صدم از توفیق‌های حاکم نعمان [که از روش تألیفاتش به دست آورده،] دست یابد، اینجانب از سوی معبود، فردوس را برای وی تضمین می‌‌کنم».[۱۰] ناصر خسرو (شعر سرا و اندیشمند اسماعیلی‌مذهب قرن پنجم قمری) نیز در اشعار خویش، حکم کننده نعمان را ستوده شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱۱]

اسماعیلیان مُستَعلی طَیّبی (شاخه‌‌ای از اسماعیلیه)، اثرها حکم دهنده نعمان را مهم ترین منابع فقاهتی بعد از اثرها امامانشان می دانند.[۱۲] از حاکم نعمان اثرها فراوانی به مکان ما‌نده که حاکی از احاطۀ علمی او بر صحبت و فقه امامیه میباشد. آصف فیضی در پیشگفتار دعائم الاسلام دربارۀ وی نوشته میباشد: «حکم دهنده نعمان دارنده مواهبی مختلف بود؛ دانش زیاد و معرفتی کلان داشت، اهل استیناف و کاوش و کثیرالتألیف بود».[۱۳] ابن خلکان نیز به گزارش کتاب خبر ها قُضاة مصر دربارۀ وی اینگونه نوشته میباشد:

حاکم نعمان بن محمد، در نهایت فضیلت بود، اهل قرآن و فقیه به معانی آن بود، از بعد ها فقه و اختلاف فقها دور اندیشی داشت. لغت، شعر قدرتمند و تاریخ عموم را می‌آشنایی. در همۀ اینها با دور اندیشی و انصاف بود. به شایسته ترین وجه و زیباترین عبارت، هزاران برگه دربارۀ اهل بیت تألیف کرد. کتابی پسندیده درباره ی مناقب و مِثالب نگاشت. همینطور ردّیه‌هایی بر معارضان دارااست: بر ابوحنیفه، صاحب، شافعی و ابن سریج ردیه دارااست... [۱۴]
کار‌های سیاسی اجتماعی
حکم دهنده نعمان در دستگاه فاطمیان وظایف خطیری زیرا حاکم القضاتی را بر ذمه داشته میباشد. حکم کننده از اولِ دعوت فاطمیان همپا آنها بود و چهار خلیفه فاطمی را سرویس کرد. تألیفات حکم کننده نعمان از عامل ها اساسی تحکیم مبنا‌های حکومت فاطمی به شمار میروند.[۱۵] دربارۀ سرویس ها حاکم نعمان با استعمال از آنچه خودش در المجالس و المسایرات نقل نموده است، اینگونه گفته‌اند:

از سال ۳۱۳ تا ۳۲۲ق مؤلف مسئولیت رساندن خبر‌ها را به عبیدالله و قائم ذمه ‌دار بوده میباشد. احتمال داراست که‌این مسئولیت صرف سرویس یا این که مراقبتی بوده میباشد.
از سال ۳۲۲ تا ۳۳۴ق در حین خلیفۀ دوم فاطمی، القائم بامرالله، مؤلف به عبارتی مسئولیت رساندن خبر ها را به خلیفه به ذمه داشت و به استنساخ کتاب ها برای اسماعیل فرزند قائم نیز می‌پرداخت.
از سال ۳۳۴ تا ۳۴۱ق وقتی که اسماعیل خلیفۀ سوم فاطمی شد و کنیه ابی طاهر المنصوربالله را بر خویش بنیان، منزلت مؤلف تا قضاوت ارتقاء یافت. خویش می گوید: «اینجانب او‌لین کسی بودم که منصب قضاوت را به اینجانب اعطا کرد و نامم را بلند گردانید و مقامم را نکو داشت».
از سال ۳۳۴ تا ۳۳۷ق منصور او‌را حکم کننده شهر طرابلس کرد.
در سال ۳۴۱ق در عهد و پیمان معز، خلیفۀ چهارم فاطمی، شوکت و عظمت نعمان ارتقا یافت، به این دلیل که نعمان پیش از خلافت او با وی رابطه وثیقی داشت. «آنچه را می‌خواستم به پهنا منصور بالله برسانم، آغاز به معز لدین الله عرضه می کردم؛ درصورتی که لحاظ وی مساعد بود، اجرا می‌دادم و آنچه را نمی‌پسندید شکاف میکردم». همین تاسی مطلق از مُعِزّ، راه و روش را برای وصول نعمان به مراتب بالا در دولت فاطمی هموار کرد و اورا از بزرگان اندیشۀ اسماعیلی قرار اعطا کرد. حکم کننده از زمان به دست آمده شایسته ترین استعمال را پیروزی و بخش اعظمی از کتاب‌هایش را در‌این زمان منتشر کرد.
در سال ۳۶۲ق معزّ به مصر نقل جای کرد و رکن مستحکم خلافت فاطمی شد. نعمان نیز یاروهمدم وی به مصر رفت و معزّ با یاری‌های فکری وی، شالوده‌های حکومت را بر مبنایی اسلامی و شیعی پایدار کرد و شهر قاهره را نهاد بنیان.[۱۶]
مذهب
مشهورترین قسم دربارۀ مذهب حکم کننده نعمان آن میباشد که او در بالا مالکی بود، بعد به مذهب اسماعیلی گروید. با این اکنون، دربارۀ مذهب او اقوال زیادی وجود داراست:

قبل از خلافت فاطمیان
مالکی: این پیمان را ابن خلکان مطرح نموده است و توده‌ای دیگر همانند علامه مجلسی، فرهاد دفتری و... به تاسی از او این پیمان را برگزیده‌اند.

اسماعیلی: برخی از نویسندگان اسماعیلی، همانند اسماعیل پوناوالا داعیه کرده‌اند که او از به عبارتی آغاز دارنده مذهب اسماعیلی بوده، انتساب او را به مذهب ها دیگر بعید دانسته‌اند.[۱۷]

حنفی: ابن تغری بردی بر پایه ی استدلالی خطا [یادداشت ۲]داعیه نموده است که وی حنفی بوده میباشد. از در میان دانشمندان معاصر، هدی روگر ادریس[۱۸] نیز با بینش ابن تَغْری بِرْدی هم‌حیث بوده‌ میباشد.[۱۹]

بعد از ورود به حکومت فاطمیان
اسماعیلی: همۀ متن ها اسماعیلی حکم کننده نعمان را از علمای بلندمرتبه خویش دانسته، از وی به بزرگی و عظمت حافظه می‌نمایند. همینطور بعضی از بزرگان شیعۀ اثناعشریه نیز اینگونه نظری داشته‌اند که کهن‌ترینِ آن‌ها‌را ابن شهر آشوب دانسته‌اند[۲۰] و در زمانه متأخرتر نیز برخی مانند مقدس اردبیلی همین بینش را داشته‌اند. [۲۱] در قرن اخیر نیز بعضی هم‌زیرا سید علی سیستانی[۲۲] و سید موسی شبیری زنجانی همین لحاظ را پذیرفته‌اند. بخش اعظمی از بزرگان اهل سنت همانند ذهبی، عسقلانی نیز، همین نگاه را داشته‌اند.

دوازده‌امامی: بعضا از علمای دوازده‌امامی، حکم کننده نعمان را شیعۀ اثناعشری دانسته‌اند. علامه مجلسی، سید بحرالعلوم، محدث نوری، مامقانی، روضه خوان عباس قمی و آقابزرگ تهرانی و... این قسم را برگزیده‌اند.[۲۳]

اثر ها
یک کدام از جنبه‌های بسیار برجستۀ شخصیت حکم دهنده نعمان، اهتمام وی به نویسندگی میباشد. وی به جهت تألیفات فراوان، در زمرۀ پرکارترین نویسندگان فاطمی قرار گرفته میباشد.[۲۴] بلکه اسماعیل پوناوالا از اسماعیلیه‌پژوهان معاصر، او را بین تک تک نویسندگان اسماعیلیه، دارنده بیشترین تألیفات دانسته میباشد.[۲۵] عارف تامر ( مولف و شعر سرا اسماعیلی، سوری، درگذشت: ۱۹۹۸م)از اثرها او لیست زیر را ارائه نموده است:

دعائم الاسلام
الایضاح
مختصر الایضاح
الاخبار
الینبوع
الاقتصار
الاتفاق و الافتراق
المقتصر(مختصر کتاب الاتفاق و الافتراق )[۲۶]
العقیدة المنتخبة
مختصر الآثار
یوم و لیلة
الطهارة
کیفیة الصلوات
منهاج الفرائض
نهج السبیل إلی معرفة التأویل
پایه التأویل
تأویل دعائم الاسلام
حدود المعرفة
التوحید و الامامة
ثابت الحقائق
کتاب فی الإمامة
القصیدة المختارة
التعاقُد و الانتقاد
الدعاء
الهِمة فی آداب اتباع الأئمة
الحُلیُّ و الشَّباب
تفصیل الأخبار
قصیدة ذات المِنَن
قصیدة ذات المِحَن
مناقب بنی هاشم
المجالس و المسایرات
بهره برداری الدعوة
تأویل الرؤیا
مفاتیح النعمة
روز‌نگار الاحکام
سیرة الائمة

بازدید : 24
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 10:24

(۱۴۵-۲۰۸ق) از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) و دختر حسن بن زید بن حسن میباشد. منابع تاریخی، او‌را از زنان عبادت کننده، خداپرست، محدّث، درستکار و حافظ قرآن شمرده‌اند. او همسر اسحاق مؤتمن فرزند امام راست گو(ع) بود. سیده نفیسه که برای زیارت قبر حضرت ابراهیم(ع) به مصر هجرت کرده بود، با سماجت عموم در مصر اقامت گزید و تا نقطه پايان قدمت در آنجا ماند. در برخی منابع کرامت‌هایی مانند شفای مریض و رهانیدن مصر و رود نیل از خشکسالی به سیده نفیسه منسوب شده مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

سیده نفیسه با تعبیر و تفسیر و حدیث آشنا بود به همین استدلال بعضی از عالمان حدیث برای مثال محمد بن ادریس شافعی و احمد بن حنبل در مجالس نقل حدیث وی کمپانی و از وی ماجرا می‌کردند. نفیسه‌خاتون در رمضان سال ۲۰۸ق از عالم رفت. اسحاق مؤتمن قصد جابجایی لاشه همسرش را به مدینه داشت؛ البته به درخواست همسایه مصر اورا در همانجا دفن کرد. بقاع وی در قاهره زیارتگاه‌ مسلمانها آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد


وصلت، نفیسه‌خاتون با اسحاق بن جعفر دارای اسم و رسم به اسحاق مؤتمن، فرزند امام درستگو(ع) وصلت کرد.[۸] بعضا منابع متأخر سن او‌را به هنگام تزویج ۱۵ سال دانسته‌اند.[۹] اسحاق مؤتمن، شخصی ثقه در نقل حدیث[۱۰] و از شاهدان وصیت امام هفتم درباره فرزندش امام رضا(ع) بوده میباشد.[۱۱] نفیسه دو فرزند به اسم قاسم و ام‌کلثوم برای اسحاق بن جعفر به جهان رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آورد.


نفیسه‌خاتون در مکه دیده به جهان گشود و در مدینه پروش یافت.[۱] گفته‌اند منزل‌ای که نفیسه در مدینه در آن معاش می کرد، در غرب مدینه و مقابل منزل‌ای بود که به امام راست گو(ع) وابستگی داشت.[۲] در کتاب الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور، از کتاب اسعاف الراغبین اورده شده که نفیسه در سال ۱۴۵ق متولد گردیده‌است.[۳]عزیز الله عطاردی به دنیاآمدن او‌را در ۱۱ ربیع‌الاول به عبارتی سال بیان نموده شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد است.[۴]

نسبش از جانب بابا با سه واسطه به امام حسن مجتبی(ع) میرسد.[۵] پدرش حسن بن زید از جانب منصور عباسی ۵ سال حکم کننده مدینه بود ولی اورا برکنار و زندانی کرد.[۶] مقریزی از کتاب الروضة الانیسه بفضل مشهد السیده نفیسه، نقل کرده که مادرش ام ولد بود.[۷]
در کتاب الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور از کتاب المزارات سخاوی اورده شده که نفیسه خاتون در سال ۱۹۳ق بعد از جاری ساختن مناسک حج با همسرش برای زیارت قبر حضرت ابراهیم(ع) به بیت‌المقدس رفت آن گاه به مصر آمد عموم مصر از وی استقبال کردند و اورا آغاز در منزل بازرگان تعالی مصر به اسم جمال الدین بن عبدالله بن جَصّاص سکونت دادند گفته‌اند عموم متعددی از مصر و دور و اطراف آن به خیال و خاطر شفای دختر یهودی توسط او، به قصد تبرک نزد وی می‌آمدند وی قصد کرد که از مصر به حجاز نقل جای نماید، عموم مصر از حکم دهنده مصر خواستند که او را از رفتن به حجاز پشیمان نماید. او به حکم دهنده مصر اعلام‌کرد اینجانب زنی ضعیف هستم و از عبادت خداوند گشوده باقی‌مانده‌ام و محل سکونتم خرد میباشد و ظرفیت این تمامی جمعیت را ندارد حکم کننده مصر منزل‌ای را که در درب السباع داشت به او داد و از وی خواست دو روز را در هفته برای عموم تخصیص دهد و روزهای دیگر را به عبادت بپردازد نفیسه روزهای روز شنبه و چهارشنبه را به عموم تخصیص بخشید و برای مدام در مصر سکونت کرد.[۱۳]

رده معنوی و علمی
زرکلی از سیده نفیسه با اوصافی همانند تقیه، صالحه و عالمة بالتفسیر و الحدیث خاطر نموده است.[۱۴] نفیسةالدارین، نفیسةالطاهره، نفیسةالعابده، نفیسةالمصریه و نفیسةالمصریین[۱۵] از سایر القابی میباشد که با آن تعریف شد‌ه‌است.

رده معنوی
بعضی گزارش‌ها از عبادت، زهدوتقوا و سخاوت سیده نفیسه کلام گفته‌اند و آورده‌اند که وی فرآورده متعددی داشت و به عموم به ویژه درماندگان و بیماران یاری می کرد.[۱۶] او ۳۰ هجرت حج رفته بود.[۱۷] به نقل از منابع اهل تهجد بود و بسیار روزه می‌گرفت.[۱۸] همینطور آورده شده که او قبری را برای خویش حفر کرده بود که هر روز باطن آن می رفت نماز می‌گزارد و قرآن را ختم میکرد.[۱۹]یک‌صد و نود ختم قرآن در آن قبر نمود. و بعضی گفته‌اند: دو هزار ختم؛ و برخی یک‌هزار و نهصد ختم. [۲۰] به نقل از ناسخ التواریخ، سیده نفیسه نزد همسایه مصر به مقام بالایی دست یافت.[۲۱] ابونصر بخاری گفته میباشد که عموم مصر برای ثابت دعاوی خویش به اسم نفیسه‌خاتون قسم حافظه می‌نمایند.[۲۲] بعضا از دانشمندان مصری، علاقمندی همسایه مصر به او را به خیال و خاطر معاش زاهدانه‌اش می دانند.[۲۳]

سیده نفیسه با قرآن انس داشت و حافظ آن بود.[۲۴] وی در اکنون تلاوت آیه[۲۵]«قل لمن ما فی السموات و الارض قل لله، کتاب ها علی نفسه الرحمه» [۲۶] یا این که آیه «لهم دارالسلام عند ربهم وهو البتهّهم بما کانوا یعملون»[۲۷] از جهان رفته میباشد.[۲۸]

منزلت علمی
سیده نفیسه با تعبیروتفسیر و حدیث آشنا بود[۲۹] بعضا از عالمان حدیث اورا نقل می‌کردند.[۳۰] محمد بن ادریس شافعی (یکی فقهای مذهب‌ها چهارگانه اهل سنت) از وی حدیث دریافت میکرد[۳۱] و احمد بن حنبل(پیشوای حنابله) در مجالس نقل حدیث وی کمپانی می کرد.[۳۲] وقتی که محمد بن ادریس شافعی از جهان رفت لاشه اورا در خانه سیده نفیسه بردند و وی در نماز میت کمپانی کرد
در برخی منابع کرامت‌هایی مانند شفای مریض[۳۴] و رهانیدن مصر و رود نیل از خشکسالی[۳۵] به سیده نفیسه منسوب شده میباشد. جمال الدین بن تغری بُردی گفته میباشد که کرامت‌های وی در تمامی‌جا دارای اسم و رسم میباشد.[۳۶] احمد ابوکف ملقب شدن نفیسه به کریمةالدارین را بدین استدلال می داند که عموم مصر از او در طی زنده بودن و بعد از مرگش کراماتی مشاهده کردند.[۳۷] در برخی منابع کرامت‌هایی بعداز مرگ او نیز نقل شد‌ه‌است.[۳۸] ذبیح‌الله محلاتی در ریاحین الشریعه بعداز آنکه کراماتی برای نفیسه‌خاتون بیان می‌نماید، منبع آنچه را که در تفصیل‌درحال حاضر او بیان کرده کتاب ها اهل‌سنت و قابل خدشه می داند.[۳۹]

وفات و آرامگاه
نفیسه‌خاتون در رمضان سال ۲۰۸ق از جهان رفته میباشد.[۴۰] از زینب دختر یحیی مُتوَّج، برادرزاده نفیسه نقل گردیده‌است که نفیسه در ویّل روز رجب بیمار شد و بیماری‌اش تا دهه دوم ماه رمضان ادامه یافت.[۴۱] اسحاق مؤتمن می‌خواست لاشه همسرش را به مدینه برنده شود البته به درخواست هم محلی مصر اورا در همانجا دفن کرد.[۴۲] مقریزی گفته میباشد عموم مصر از اسحاق خواستند تا او را به خیال و خاطر برکت در مصر دفن نماید.[۴۳] ولی مبتنی بر بعضا منابع اسحاق نپذیرفت. هم محلی مصر نزد قاضی مصر رفتند و از وی خواستند اسحاق را از جابجایی لاشه همسرش به مدینه پشیمان نماید. واسطه قراردادن قاضی مؤثر واقع نشد٬ آنها اموالی را آماده کردند و به اسحاق دادند و از وی خواستند تا با درخواستشان موافقت نماید٬ البته اسحاق نپذیرفت. اما آخر و عاقبت به دفن همسرش در مصر رضایت اعطا کرد٬ گفته‌اند اسحاق به منجر رؤیایی که چشم بود بدن به مراد عموم مصر بخشید. بنابر این رؤیا، فرستاده اکرم به وی گفته بود که همسرت را در همین‌جا به خاک بسپار.

بازدید : 22
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 10:18

(درگذشت ۱۵۰ق) راوی، محدّث و مفسر امامی در قرن دوم و از اصحاب امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام راست گو(ع) بود. ابوحمزه دعایی از امام زین العابدین(ع) نقل نموده است که در سحرهای ماه رمضان خوانده میشود و به دعای ابوحمزه ثمالی دارای شهرت مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

شخصیت‌شناسی، سال به دنیاآمدنِ اثبات بن دینار دارای شهرت به ابوحمزه ثمالی دقیقاً مشخص وجود ندارد؛ البته با اعتنا به اینکه از زاذان کِنْدی (متوفی ۸۲ق) داستان نقل نموده است، می بایست قبل از سال ۸۲ق به جهان آمده باشد.[۱]ابوحمزه اهل کوفه بود.[۲] آل مُهَلَّب اورا از موالی خویش می‌دانستند؛[۳] البته نجاشی[۴] این داعیه را رد نموده است. او‌را از قوم و قبیله طی و تیره بنوثُعَل دانسته و استدلال آوازه ابوحمزه را به ثمالی سکونت او در محله اقامت قوم و قبیله ثُماله از تیره اَزْد بیان کرده‌اند.[۵] ابوحمزه در کوفه با زید بن علی مراوده داشته[۶] و شاهد دعوت و شهید شدن وی در کوفه بود.[۷] سه فرزند ابوحمزه یعنی حمزه، نوح و منصور، نیز در قیام زید بن علی کشته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شدند.[۸]

سال وفات ابوحمزه ۱۵۰ق مذکور میباشد؛[۹] البته به جهت قصه حسن بن دوستداشتنی (۱۴۹-۲۲۴) از وی، تاریخ وفاتش می بایست بعداز ۱۵۰ باشد.[۱۰] در مورد تاریخ وفات ابوحمزه اقوال دیگری هم وجود داراست که منشأ آن ها تصحیفاتی میباشد که در کتاب‌های حدیثی و رجالی فیس داده رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱۱]


یعقوبی،[۱۲] تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان سده سوم هجری قمری، ابوحمزه را از فقهای کوفه شمرده میباشد و کشی[۱۳] و نجاشی[۱۴] درباره ی جایگاه والای او روایاتی نقل کرده‌اند. دو ماجرا در ذَمِّ ابوحمزه نیز در رجال کشی[۱۵] آمده میباشد که از بینش سید ابوالقاسم خوئی[۱۶] اشکالات سندی دارا هستند. ابوحمزه شیوخ و راویان بخش اعظمی داراست. مزّی[۱۷] و خوئی[۱۸] فهرستی دربرگیرنده عده ای که ثمالی از آن‌ها داستان کرده و افرادی که از ثمالی حدیث نقل کرده‌اند، آورده میباشد. در صورتی‌که چه غالباً اهل سنّت او را قدح و تضعیف کرده‌اند،[۱۹] قاضی نیشابوری در المستدرک[۲۰] از ابوحمزه حدیث نقل کرده و حکم به صدق آنان داده و در خطبه کتاب[۲۱] به وثاقت جمیعِ راویانی که در راه‌های حدیثی وی وارداتی‌اند، تصریح نموده است. ادب بن شاذان از امام رضا(ع) قصه نموده است که ابوحمزه در طی خویش مانند سلمان در زمانش و در روایتی دیگر مانند لقمان در زمانش بوده شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۲۲]

اثر ها
نجاشی[۲۳] از اثر ها ابوحمزه به تعبیر القرآن، کتاب النوادر و رسالة الحقوق عن علی بن الحسین(ع) اشاره نموده است. بعضی معتقدند ابوحمزه ثمالی اولیه دانشمند شیعی میباشد که کتاب تعبیر قرآن را نگاشته میباشد.[۲۴]

تعبیر
نحوه و متن متداول تعبیرِ ابوحمزه بین امامیه، به ماجرا ابوبکر محمد بن قدمت جِعابی از ابو سهل و آسان عمرو بن حمدان در محرّم ۳۰۷، از سلیمان بن اسحاق مُهَلَّبی میباشد و سلیمان بن اسحاق در ۲۶۷ق. در بصره، تعبیر ابوحمزه را از روش عموی خویش، ابو عمرو مخلوق ربه مهلَّبی، از ابوحمزه ماجرا نموده است.[۲۵] عبداللّه بن حمزه منصور باللّه (متوفی۶۱۴ق)[۲۶] خلال اشاره به‌این نحوه ماجرا تعبیر ابوحمزه، به تفاوت متن این داستان با تحریری از تعبیروتفسیر که در میان اهل سنّت ترویج داشته، اشاره کرده و یکسری نقل از تحریری را که به ماجرا جعابی میباشد، آورده میباشد. ظاهراً احمد بن محمد ثعلبی (متوفی ۴۲۷ق) که در تألیف تعبیروتفسیر خویش، الکشف و البیان، از تعبیر ابوحمزه به کار گیری کرده،[۲۷] از همین تحریر سود کرده میباشد.[۲۸] متن تعبیروتفسیر ابوحمزه تا قرن ششم باقی بوده میباشد. طبرسی در مجمع البیان[۲۹] و ابن شهرآشوب (متوفی ۵۸۸ق) در مناقب آل ابی‌طالب[۳۰] از این تعبیروتفسیر، روایاتی نقل کرده‌اند. عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، احادیث منقول از ابوحمزه را که مفهوم ها تفسیری داشته یا این که در منابع به نقل آن‌ها از تعبیر و تفسیر ابوحمزه اشاره گردیده در کتابی با تیتر «تعبیر القرآن الکریم لابی حمزة بن اثبات بن دینار الثمالی» توده نموده است.

مختصات تعبیر و تفسیر ابوحمزه
در تعبیر ابوحمزه، مغایر تفاسیر مأثور دیگر، روایات مرسل معدود‌تری چشم می شود. ابوحمزه به لوازم نزول اعتنا داشته و علاوه بر دقت به فضائل اهل بیت(ع)، از روش تعبیر قرآن به قرآن به کارگیری کرده و به اجتهاد، خواندن، لغت، نحو و نقل آرای متعدد به معنی آیه ها اهتمام ویژه داشته میباشد.[۳۱]

مسند ابوحمزه
عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، دسته احادیث فقاهتی منقول از ابوحمزه را گرد آورده و بر طبق ابواب فقاهتی در کتاب مسند ابی حمزه اثبات بن دینار ثمالی به چاپ رسانده میباشد. در منابع، دربین اثر ها ابوحمزه، به تألیف مسند اشاره‌ای نشده و صرفا روضه خوان طوسی[۳۲] از تألیف اثری به اسم کتاب حافظه کرده که ظاهراً غرض او از این تیتر، اصل (یکی‌از اصول اربعمائه) میباشد.

طُرُق احادیث کتاب مسند ابو حمزه
روضه خوان طوسی[۳۳] دو طرز در داستان کتاب (اصل) ابوحمزه حافظه نموده است: در آغاز به قصه جماعتی از عالمان امامیه از روضه خوان صدوق به قصه بابا صدوق و محمد بن حسن بن ولید (متوفی ۳۴۳ق) و موسی بن متوکل از سعدبن عبداللّه اشعری (متوفی ۲۹۹ یا این که ۳۰۱ق) و عبداللّه بن جعفر حِمْیری از احمد بن محمد بن عیسی از حسن بن دوست داستنی از ابوحمزه و دوم از روش احمد بن عَبْدون (متوفی ۴۲۳ق)، از ابوطالب عبیداللّه بن احمد انباری (متوفی ۳۵۶ق)، از حمید بن زیاد که او نیز این کتاب را به ماجرا یونس بن علی عطار از ابوحمزه نقل نموده است.

دیگر تألیفات
نجاشی[۳۴] از سایر اثرها ثمالی، به کتاب النوادر به ماجرا حسن بن دوست داستنی از ابوحمزه اشاره کرده و شیوه خویش را در نقل این کتاب آورده میباشد. روضه خوان طوسی[۳۵] نیز در کنار کتابی به اسم کتاب الزهد از کتاب النوادر کلام گفته و طرز خویش را در ماجراِ این دو کتاب به داستان حمیدبن زیاد (متوفی ۳۱۰ق) از ابوجعفر محمد بن عیاش بن عیسی از ابوحمزه آورده میباشد.

تاثیرِ دیگر ابوحمزه، رسالة الحقوق میباشد. متن این رساله با تغییرات اندکی در دو تحریر، یک کدام از به ماجرا ابن‌بابویه[۳۶] و دیگری به قصه ابن‌شُعْبَة حَرّانی (قرن چهارم قمری)، در کتاب تحف العقول[۳۷] ما‌نده میباشد.

دعای ابوحمزه ثمالی
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: دعای ابوحمزه ثمالی
ابوحمزه از بعضی امامان دعاهای زیادی آموخته میباشد.[۳۸] روضه خوان طوسی در مصباح المتهجّد،[۳۹] به گزارش ابوحمزه، دعایی از امام سجاد(ع) آورده که در سحرهای ماه رمضان خوانده می شود و به دعای ابوحمزه ثمالی معروف میباشد و گستردن‌هایی نیز بر آن مندرج میباشد.[۴۰] این دعای نسبتاً زمانبر معنی و مفهوم اخلاقی و عرفانی والایی دارااست و تلاوت آن دربین شیعه ها متداول میباشد.

بازدید : 24
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 10:23

(زنده در ۵۰ق) دختر اشعث بن قیس کندی و همسر امام حسن مجتبی(ع) میباشد که به تحریک معاویة بن ابی‌سفیان، امام حسن(ع) را مسموم کرد و به شهید شدن رساند. وی از امام حسن(ع) مالک فرزندی نشد.سازه به نقل از منابع تاریخی، جعده با نیرنگ پدرش به وصلت امام حسن(ع) درآمد. وی در قبال کادو مالی و وعده وصلت با یزید بن معاویه از سوی معاویه امام حسن(ع) را مسموم کرد، البته معاویه به وعده خویش وفا نکرد و وی بعداز شهید شدن امام حسن(ع) به وصلت یعقوب بن طلحه بن عبیدالله مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد درآمد.


جعده از قوم اشعث و قوم و قبیله کِنده بود: پدرش اشعث بن قیس کندی از رخ‌های دارای اسم و رسم صدر اسلام و مادرش ام فروه، خواهر ابوبکر بوده میباشد.[۱] از امام راستگو(ع) اورده شده که اشعث بن قیس در قتل امیرالمؤمنین(ع) سهم دار میباشد و دخترش جعده، حسن بن علی(ع) را مسموم کرد و محمد پسر اشعث نیز در شهید شدن حسین بن علی(ع) کمپانی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داشت.[۲]

در منابع، از به دنیا آمدن جعده سخنی به بین نیامده میباشد. به گفته ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین، اسم های سکینه، شعثاء و عایشه را نیز برای وی نقل کرده‌اند اما اسم صحیحش جعده میباشد.[۳]وصلت با امام حسن(ع)،جعده، همسر حسن بن علی امام دوم شیعه‌ها بود، به نقل از احمد بن یحیی بلاذری، تاریخ‌نگار قرن دوم قمری، وی با نیرنگ اشعث به تزویج امام حسن درآمد: چراکه امام علی(ع)، از اشعث منظور بود که دختر سعید بن قیس را برای امام حسن(ع) خواستگاری نماید، ولی اشعث اورا برای پسر خویش خواستگاری کرد و دختر خویش جعده را برای تزویج با امام حسن توصیه اعطا رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۴]

هرچند در برخی منابع آمده که امام علی خویش از ام عمران دختر سعید بن قیس برای امام حسن خواستگاری کرده بود، سعید با اشعث مشاوره کرد، اشعث اورا پشیمان کرد و دخترش را به عقد پسر خویش درآورد.[۵]از احادیث تاریخی برمی‌آید که تزویج امام حسن مجتبی(ع) با جعده در طول حکومت امام علی(ع) و دربین سال‌های ۳۶ تا ۴۰ق در کوفه بوده میباشد؛ به دلیل آن که اشعث هنگام کلام با امام علی(ع) درباره این وصلت، وی را «امیرالمؤمنین» خطاب نموده است.[۶] علاوه بر آن، اشعث در طی عثمان، قاضی آذربایجان بود و بعد از پیکار جمل به کوفه شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آمد.[۷]

در منابع تاریخی، فرزندی برای جعده از امام حسن بیان نشده میباشد. روحانی موثر ۱۵ فرزند برای امام حسن(ع) اسم میبرد که اسم مامان هیچ کدام از آن ها جعده وجود ندارد.[۸]

مسموم کردن امام حسن(ع)
سازه بر منابع تاریخی، جعده امام حسن(ع) را مسموم کرد و بر تاثیر همین مسمومیت به شهیدشدن رسید.[۹] به گفته روحانی اثر گذار، معاویه بعد از آنکه تصمیم گرفت برای ولایتعهدی پسرش یزید بیعت بگیرد، صد هزار درهم برای جعده ارسال کرد و به وی وعده بخشید که در عوض مسموم کردن شوهرش، او‌را به وصلت یزید درخواهد آورد.[۱۰] هرچند از بعضی منابع بیان شده که جعده به منجر کینه‌ای که از امام حسن(ع) داشت او‌را مسموم کرد.[۱۱] البته مادلونگ اسلام‌شناس آلمانی(زاده ۱۳۰۹ش) اعتقاد دارد عملکرد معاویه برای ولایتعهدی یزید، احادیث مسموم شدن امام حسن به تحریک معاویه و به دست جعده را پذیرش می‌نماید.[۱۲]

بنابر روایتی که قطب راوندی نقل کرده، امام حسن(ع) بعد از نوشیدن شربت مسموم، جعده را لعن و نفرین کرد.[۱۳] همینطور قیس بن عمرو بن صاحب دارای اسم و رسم به نجاشی از شاعران شیعی در ملامت جعده، قصیده‌ای را سروده میباشد.[۱۴] فرزندانش را «بنی مُسِمّة الازواج؛ فرزندان زنی که شوهرانش را مسموم می‌نماید»، می‌خواندند.[۱۵] براساس گزارش روضه خوان موءثر در موعظه وقتی که لحظه شهید شدن امام حسن (ع) نزديک شد، آن حضرت برادرش حسين بن علی (ع) را طلب کرد و به وی خاطرنشان کرد:اى اخوی! به زودى از تو غیروابسته می‌‏نحس و به ديدار خداوند خویش، نائل می‌‏گردم. منرا مسموم کرده‌اند و امروز پاره جگرم فی مابین تشت زمین‌خورد؛ میدانم چه کسى به اینجانب سم داده میباشد...اینجانب در پيشگاه خداوند با وى دشمنى خواهم کرد؛ اما قسم به حقى که بر تو دارم از تو می خواهم سخنی در این زمینه نگویی ( اين پيشامد و مرتکب آن را تعقيب نکن) و در انتظار قضای الهی درباره اینجانب باش. [۱۶]

تزویج‌های دیگر
به گفته ابوالفرج اصفهانی، معاویه به وعده خویش شغل نکرد و به وصلت جعده با یزید رضایت نداد.[۱۷] وی می‌اعلام کرد:

میترسم آنچه را در مسموم کردن فرزند پیامبر خداوند(ص) جایز داشتی درباره فرزندم اجرا دهی.[۱۸]
به نقل از منابع تاریخی، جعده بعد از شهیدشدن امام مجتبی(ع) با یعقوب بن طلحه بن عبیدالله تزویج کرد.[۱۹] و برای وی سه پسر به اسم‌های اسماعیل، اسحاق و ابوبکر به جهان آورد که اسماعیل و اسحاق به هنگام حیات بابا از جهان رفتند.[۲۰] یعقوب بن طلحه در حادثه حره در سال ۶۳ق کشته شد.[۲۱] جعده بعداز وی با عباس فرزند گرانقدر عبدالله بن عباس تزویج کرد و برای وی پسری به اسم محمد و دختری به اسم قریبه به جهان آورد که از این دو نسلی باقی نماند.[۲۲]

جستارهای متعلق
محمد بن اشعث کندی
قیس بن اشعث کندی
ام ادب همسر امام جواد (ع)
پانویس
ابن اعثم، کتاب الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۶۸.
کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۸، ص۱۶۷.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالببین، ۱۳۸۵ق، ص۳۲.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۱۴-۱۵.
قرشی، موسوعة سيرة أهل البيت(ع)، ۱۴۳۳ق، ج۱۱، ص۴۶۲-۴۶۳؛ ابن جوزی، اذکیاء، مکتبة الغزالی، ص۳۴.
ابن جوزی، اذکیاء، مکتبة الغزالی، ص۳۴.
ابن اعثم، کتاب الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۵۰۲ - ۵۰۴.
موءثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۰.
برای مثال نگاه فرمائید به: ابن بنده البر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۸۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۹۲.
موءثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵.
سخاوی، التحفة اللطیفه، دار الکتب العلمیة، ج۱، ص۲۸۳.
مادلونگ، جانشینی حضرت محمد، ۱۳۷۷ش، ص۴۵۳. (منبع مهم: Madelung, The Succession T0 Muhamad, p.331)
راوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۴۲.
ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۸۴؛ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج۶، ص۲۵۳.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۶؛ ابن ابی‌الحدید، تفصیل نهج البلاغه، ۱۳۷۸ق، ج۱۶، ص۴۹.
روحانی موثر، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۷.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۵ق، ص۴۸.
ابن ابی‌الحدید، تفصیل نهج البلاغه، ۱۳۷۸ق، ج۱۶، ص۱۱.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۱۵.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۱۲۶.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۱۲۶.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۲۴۱.

بازدید : 18
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 10:29

(درگذشت:۱۲۲ق) فرزند امام سجاد(ع) که در رهبری قیام علیه بنی‌امیه، فرصت امام درست گو علیه‌السلام شهید شد. گروهی از شیعه‌ها، معتقد به امامت وی شدند که به زیدیه پر اسم و رسم می‌باشند.زید قرائتی خاص در قرآن داشت و با تقیه مخالف بود و از اشخاصی که از شیخین برائت می‌جستند، بیزاری میکرد.[۱] وی عموم را به تقلید از کتاب و سنت و جهاد با ستمگران و مدد از محرومان و دستگیری مستمندان دعوت مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می کرد.[۲]

نسب ،زید پسر امام سجاد(ع)، چهار‌مین امام شیعه‌ها میباشد. اسم مامان زید به طور‌های گوناگونی ضبط شد‌ه‌است: جیدا، جید، حیدان و حوراء. مختار ثقفی مامان زید را به سی هزار درهم خرید و به امام سجاد(ع) کادو کرد.[۳] وی فرزندان دیگری به اسم‌های علی، قدمت و خدیجه از امام سجاد(ع) به عالم آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آورد.


ا‌لقاب و لقب ، لقب زید ابوالحسین بوده میباشد[۵]القا‌ب وی عبارتند از: زید شهید[۶] به خیال و خاطر اینکه در قیام علیه ظلم کشته شد. حلیف القرآن[۷] به خیال این که پیوسته سرگرم خواندن قرآن بود؛ زید الازیاد.[۸]کنایه از منزلت وی نسبت به زید بن حارثه، زید بن ارقم، زید بن حسن بن علی[۹] تاریخ به دنیا آمدن و درگذشت ، سال‌های ۷۵ق، ۷۸ق،[۱۰] ۷۹ق[۱۱]و ۸۰ق[۱۲] سال به دنیاآمدن او مذکور میباشد. وی در مدینه چشم به جهان رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گشود.[۱۳]


راجع‌به سال شهید شدن وی نیز اختلاف میباشد. سال‌های ۱۲۰،[۱۴] ۱۲۱[۱۵] و ۱۲۲ قمری[۱۶] تحت عنوان سال شهیدشدن او نام برده میباشد. اساتید ، زید از پدرش (امام سجاد(ع)) و برادرش (امام باقر(ع)) و برادرزاده‌اش (امام درست گو(ع)) قصه نموده است[۱۷]. همینطور وی راوی از ابان بن عثمان بن عفان و عبیدالله بن ابی‌رافع بود. زید، نزد عروه بن زبیر بن عوام و واصل بن عطاء شاگردی نموده است.[۱۸] اگرچه از دید برخی، شاگردی او نزد واصل بن عطا هم به جهت انتساب وی به اهل بیت(ع) و هم به جهت هم‌سال بودن زید با واصل بن عطا گزینه شک و تردید شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱۹]


برخی، انگیزه تمایل زیدیه به مذهب اعتزال را شاگردی زید، نزد واصل بن عطاء میدانند. مناقشه‌ای در میان زید و برادرش، باقر(ع)، بر راز شاگردی زید نزد واصل بن عطاء و شرط‌درک کردن قیام در امامتِ امام (نک:باورهای زیدیه) انجام یافته میباشد.[۲۰] زید مباحثاتی با عبدالرحمن بن ابی لیلی، ابوحنیفه و سفیان ثوری داشته میباشد.[۲۱]

شاگردان
مالک کتاب الروض النضیر، اسم اشخاصی که از زید استخراج دانش کرده‌اند را بیان نموده است. تنی چند از آن‌ها به گستردن ذیل میباشد.

عیسی، محمد و یحیی؛ فرزندان زید
سلیمان بن مهران
سعید بن خیثم
ابو خالد کابلی
سلمة بن کهیل
ابن ابی زناد
مطالب بن زیاد
فضیل بن مرزوق
منصور بن معتمر
زبید یامی[۲۲]
راویان از زید
بعضی راویان از زید عبارتند از:

امام راستگو(ع)
محمد بن مسلم زهری
شعبة بن حجاج
عبدالرحمن بن أبی الزناد
عبدالرحمن بن حارث بن عیاش[۲۳]
و بسام صیرفی[۲۴]
"در منابع اهل سنت افرادی زیرا ترمذی، نسائی، ابو داوود، ابن ماجه و ابن حنبل از او نقل حدیث کرده‌اند."[۲۵]

اثر ها منسوب به زید
کتاب «المجموع فی الفقه» به قصه ابوخالد واسطی از زید، منسوب به زید بن علی میباشد.[۲۶] این کتاب مشهورترین تاثیر منسوب به وی بوده و شروحی نیز بر آن درج شده میباشد.

دیگر کتاب ها مذکور برای زید عبارتند از تعبیروتفسیر غریب القرآن المجید، خبر ها زید بن علی.[۲۷] ثبت الإمامة، مناسک یا این که منسک الحج، قراءة زید بن علی، رسالة فی الجدل مع المرجئة، کتاب الصفوة، رسالة فی حقوق و دستمزد اللّه[۲۸]، و کتاب فی الرد علی القدریة اینجانب القرآن[۲۹].

قیام زید
نوشته‌علمیٔ مهم: قیام زید بن علی
زید در شب چهارشنبه ۱ صفر سال ۱۲۲هجری قمری قیام کرد. سازه بود قیام وی دیرتر از این تاریخ شکل گیرد ولی به جهت کشته‌شدن دو بدن از یارانش و احتمال اینکه به آن‌ها شبیخون زده گردد قیام آن ها در تاریخ نام برده واقع شد. فرمان‌دار کوفه که از قیام زید آگاه گردیده بود عموم را در مسجد کوفه توده کرد و با بستن درها، عملا آنها را زندانی کرد تا نتوانند به سپاه زید بپیوندند. از این رو از پنجاه هزار نفری که با زید بیعت کرده بودند، صرفا ۲۸۰ نفر و به نقلی ۳۰۰ نفر فضا او‌را گرفته بودند.[۳۰] شعار سپاهیان زید یا این که منصور امت بود[۳۱]

زید قبل از قیام، ده ماه در کوفه و بصره مخفیانه عموم را به قیام و بیعت با خویش دعوت کرد[۳۲] نقل شد‌ه‌است در‌این بازه زمانی پنجاه هزار نفر از کوفیان با وی بیعت کردند.[۳۳] نقل شده زید طومار‌ای برای ابوحنیفه ارسال کرد و او‌را به امداد خویش و جهاد بر ضد حکومت بنی امیه دعوت نمود. ابوحنیفه نیز برای زید امداد مالی رسول با تجهیزات خویش او‌را کمک بخشید.[۳۴]
عاقبت بعد از دو روز زد خورد بین سپاه اندک زید و سپاه اموی، تیری به پیشانی زید اصابت کرد و در تاثیر آن به شهید شدن رسید.[۴۱] یارانش برای مصون ماندن لاشه زید از تعدی معاند، آن را شبانه و مخفیانه دفن کردند ولی معاند از آن مطلع شد. امویان لاشه زید را خارج کشیده سرش را از بدنش جداگانه کرده، به شام نزد هشام بن عبدالملک فرستادند و بدنش را به‌دار آویختند.

نقل شد‌ه‌است که رمز زید بعد از شام به مصر نبی شد. در مصر بقاع‌ای به راز زید بن علی منسوب میباشد.[۴۲] ولی تن او تا فرصت مرگ هشام بر‌ دار ماند و بعداز آن به دستور ولید بن یزید، لاشه را از‌ دار تحت آوردند و سوزاندند و خاکسترش را بر باد دادند.[۴۳] طبق روایتی از ابوحمزه ثمالی، امام سجاد(ع) هنگامی که زید هنوز کودکی بود کشته شدن و جزییاتش را پیشگویی کرده گریسته میباشد. [۴۴][یادداشت ۱]

امام راست گو(ع) و قیام زید
بخش اعظمی از علمای شیعه به عنوان مثال شهید اولیه در القواعد، مامقانی در تنقیح المقال، خوئی در معجم رجال الحدیث و همینطور سید علی خان شیرازی در ریاض السالکین، مطهری(۱۲۹۸-۱۳۵۸ش.) معتقدند قیام زید به اجازه امام راستگو(ع) بوده میباشد.

بازدید : 17
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 10:20

عارف‌ و دوبیتی سرای سده ۵ق‌/۱۱م‌ میباشد که لغات‌ قصاری‌ عارفانه‌ از او‌ برجای‌ باقیمانده‌ میباشد‌.آوازۀ باباطاهر، بیشتر به‌برهان‌ دوبیتی‌های‌ عوام‌ درک‌ و خاصیت‌ پسند اوست‌. دوبیتی‌های‌ باباطاهر، دارنده مفهوم ها‌ معمولی‌ و سرازیر‌ و به دور‌ از صنعت های‌ ادبی مشقت بار میباشد. این دستور منجر رونق شعر وی فی مابین عوام مردم گردیده، به‌طوری که شماری‌ از ابیات‌ وی صبغۀ تمثیلی‌ یافته‌ مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.

ارکان طبیعت‌، کوه‌ و صحرا و گل‌ و گیاه‌، عاطفه ها‌ لطیف‌ و احساسات‌ رقیق‌، درویشی‌، قلندری‌ و نکوهش‌، حزن‌ هجران‌ و درد دلتنگی‌، حزن‌ بی‌سامانی‌ و حسرت‌ رسیدن‌، شکوه‌ از ناپایداری‌ و بی‌وفایی‌، دلدادگی‌ و وفای به قول، اعتراف‌ به‌ گناه و پوزش‌ از آفریننده‌ رحمان‌، مویه‌های‌ نتیجه ها‌ از غربت‌، پر نمک و جذبه‌های‌ عشق و علاقه‌ و... برای مثال‌ مضمون ها‌ بارز شعر باباطاهر آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.

بعضا‌ صاحبان‌ کتاب‌های‌ تذکره‌ و دانشمندان‌ ، گویش‌ او‌ را «راژی»، «راجی» یا این که «رازی» دانسته‌اند. این‌ سه لفظ به‌ لهجه‌ قدیم‌ اهل‌ ری بازمی‌شود. بعضا‌ نیز لهجه اشعار او‌را لُری‌ میدانند. ، معاش‌طومار به دنیا آمدن و وفات باباطاهر، فرزند فریدون،[۱] در اواخر سده ۴ قمری به‌عالم آمد.[۲] و سازه به عهدوپیمان اکثر متأخرین، پس‌ از ۴۴۷ یا این که ۴۵۰ق‌ از عالم رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد رفت.[۳]

برهنه‌ در هیچ‌یک‌ از منابع‌ سابق‌، حداقل‌ تا وسط سدۀ ۹ق‌، به‌ یاور‌ اسم‌ او‌ چشم‌ نمى‌گردد. این کنیه، بیان‌کننده غربت‌ کشف کردن‌ پدر از علایق‌ مادی‌ میباشد‌. با این‌ هم اکنون‌، این‌ کنیه‌ مایۀ پدید داخل شدن‌ پندارهایى‌ همانند‌ راز و پا لخت‌ بودن‌ پدر[۷] و عریان‌ گشتن‌ او‌ در معابر عمومى‌ گردیده‌ میباشد‌؛ اگرچه‌ روحیۀ درویشانه‌ و رویکرد‌ قلندرانه‌ و در فیض‌ اخلاق گاه‌ مختلف‌ و غیر متعارف‌ باباطاهر، در پیدایى‌ چنان‌ داور‌یهایى‌ بى‌تأثیر نبوده‌ میباشد‌.[۸] در برخى‌ مآخذ از پدر با صفاتى‌ زیرا‌ عاشق‌‌سیرتکامل‌، روانی‌ و دیوانۀ فرزانه‌ حافظه گردیده‌ شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد‌.[۹]

میرزا مهدی‌خان‌ کوکب‌، اتفاق ها نگار زمان افشاری برپایه دو بیتى‌ِ تحت

گیسو آن‌ بحرم‌ که‌ در کاسه‌ آمَدَستم‌
گیسو آن‌ نقطه‌ که‌ در سخن‌ آمدستم‌
به‌ هر اَلفى‌ اَلِف‌ قَدّی‌ برآیه‌
اَلِف‌ قَدّم‌ که‌ در اَلف‌ آمدستم‌
سال ۳۲۶ق‌ را سال‌ به دنیاآمدن باباطاهر دانسته.[۴]

ا‌لقاب
پدر دارای شهرت‌ترین کنیه وی و متساوی‌ پیر‌ و مرشد میباشد‌. در منابع از این لفظ تحت عنوان پیشنام برای وی مستعمل میباشد.[۵] در همدان‌ نیز اورا پدر مى‌نامیدند.[۶]
لر یا این که همدانی: انتساب‌ پدر به‌ همدان‌ در اکثر اوقات‌ منابع‌ چشم‌ مى‌گردد؛ علاوه‌ بر تصریح‌ منابع‌، در حافظۀ جمعى‌ ایرانیان‌ نیز باباطاهر «همدانى‌» میباشد‌. البته لُر یا این که لُری‌ یا این که لرستانى‌ و یا این که از خویشاوندان‌ لر به‌ شمار وارد شدن‌ او‌، به‌ گواهى‌ پاره‌ای‌ منابع‌[۱۰] عقب افتاده جسمی‌ لهجۀ لری‌ بعضى‌ از اشعار اوست‌.[۱۱]
محل معاش، معاصرین
باباطاهر در همدان‌ زیسته‌، و در همانجا درگذشته‌ و دفن گردیده‌ میباشد‌. اول‌ مأخذی‌ که‌ در آن‌ به‌ اسم‌ «طاهر» - سوای‌ بیان لقب ها‌ «پدر» و «لخت‌» - اشاره گردیده، طومار‌های‌ عین‌ القضات‌ همدانى‌ میباشد‌. عین‌ القضات‌ به‌ زیارت‌ قبر «طاهر» مى‌رفته و گاهى‌ در آن‌جا طومار‌ای‌ مى‌نوشته‌ میباشد‌.[۱۲] همینطور، «فتحه‌» - از عارفان‌ معاصر عین‌القضات‌ - ۷۰ سال‌ مى‌کوشیده‌ تا ارادت‌ خویش را نسبت‌ به‌ «طاهر» پایدار سازد و به این شغل پیروز نمیشد.[۱۳] طاهر، با دیلمیان معاصر بوده و ملاقاتی با ابن سینا داشته میباشد.[۱۴]


آرامگاه باباطاهر در همدان
در ملاقاتش با طغرل سلجوقی، طغرل برای دیدار وی‌ کوکبۀ لشکر را متوقف‌ کرد.[۱۵] باباطاهر با عتاب به وی اذعان کرد: «ای سوراخ، با خوی خداوند چه خواهی کرد؟ پادشاه اذعان کرد: آنچه فرمایی. باباگفت: آن کن که خدای میفرماید؛ انّ اللّه یأمر بالعدل و الاحسان[سوره نحل–۹۰].» طغرل بر دستان‌ پدر بوسه‌ زده‌، و سفارش‌اش‌ را اجابت‌ کرده‌، و گریست و صحبت‌ عتاب‌آلود او‌را برتافته‌، و راز ابریق‌ شکسته‌ای‌ را که‌ پدر در انگشتش‌ کرده‌ بود، همانند تعویذی‌ همواره‌ یاور خویش ‌داشت‌.[۱۶]

آرامگاه‌
آرامگاه باباطاهر بر فراز تپه‌ای‌ در شمال‌ غربى‌ همدان‌، مقابل‌ قلۀ الوند و از سوی‌ دیگر، مقابل‌ بقعۀ امامزاده‌ حارث‌ (هادی‌) بن‌ على‌ (ع‌) ساخته‌ گردیده‌ میباشد‌.[۱۷] پس‌ از عین‌القضات‌، حمدالله‌ مستوفى‌ اولیه‌ کسى‌ میباشد‌ که‌ خلال‌ بر شمردن‌ «مزارات‌ متبرکه» همدان‌، از مقبرۀ پدر، نشانى‌ مى‌دهد.[۱۸] آرامگاه‌ قدیم‌ او‌ در سده ۶ق‌، به‌ شکل‌ ساختمان بلند‌ آجری‌ ۸ ضلعى‌ ساخته‌ شد. [۱۹] این‌ ساختمان بلند‌ در اوایل‌ سده ۱۴ش‌ در معرض‌ ویرانى‌ قرار داشت‌؛ از این‌ رو، ابتدا‌ در ۱۳۱۷ش‌ تجدید بنای‌ آن‌ در آیین نامه قرار گرفت‌ البته نیمه تمام‌ ماند و توشه دیگر، در سالهای‌ ۱۳۲۹- ۱۳۳۱ش‌ نوسازی‌ و تجدید بنا‌ شد. سرنوشت‌، به‌ اهتمام‌ انجمن‌ اثرها ملى‌، آرامگاه‌ کنونى‌ او‌ در سالهای‌ ۱۳۴۶-۱۳۴۹ش‌ بنیاد گذاشته‌ شد. [۲۰] در مجاورت آرامگاه‌ باباطاهر بقاع شماری‌ از مشاهیر همدان‌ نیز جای‌دارد.

شعر باباطاهر
عمده شهرت باباطاهر وامدار‌ دوبیتیهای‌ عوام‌ فهم و شعور‌ و خاصیت‌ پسند اوست‌. اطلاق‌ دوبیتى‌ ( و آوا‌ ) به‌ این‌ نوع‌ شعر، در سده‌های‌ اخیر بیشتر رایج‌ گردیده‌ میباشد‌ و قُدَما معمولاً به‌ آن‌ فهلوی‌ و فهلویات‌ مى‌گفتند. [۲۱] ولی شماری‌ از دوبیتی‌های‌ شاعران‌ گمنام‌ یا این که شناخته‌گردیده‌ دیگر نیز، به‌ ورژن‌های‌ خطى‌ و چاپى‌ اشعار باباطاهر رویه‌ یافته‌ میباشد‌ [۲۲] و در زبان‌ سروده‌های‌ پدر تصرفاتى‌ شکل‌ گرفته‌، و رفته‌ رفته‌ به‌ گویش‌ رسمى‌ ادبى‌ ( فارسى‌ دری‌ ) مجاورت‌ گردیده‌ میباشد‌. [۲۳] سابق‌ترین‌ مأخذ که‌ در آن‌ یکى‌ از دوبیتی‌های‌ منسوب‌ به‌ باباطاهر ( سوای‌ اشاره‌ به‌ اسم‌ سراینده‌ ) آمده‌، المعجم‌ میباشد‌. [۲۴]

گویش

حرم باباطاهر در همدان
برخى‌ صاحبان‌ کتابهای‌ تذکره‌ و پژوهشگران‌ ، لهجه‌ او‌ را «راژی‌»، [۲۵] «راجى‌»، [۲۶] و «رازی‌» [۲۷] دانسته‌اند. این‌ ۳ لفظ به‌ لهجه‌ قدیم‌ اهل‌ ری بازمى‌خواهد شد. برخى‌ نیز لهجه‌اشعار اورا لُری‌ مى‌دانند. [۲۸] رپیکا لهجه‌ اشعار پدر را «محلى‌»، و سروده‌هایش‌ را از مقوله ادبیات‌ عامیانه‌ دانسته‌، [۲۹] آبراهامیان‌، [۳۰] می‌ان‌ گویش سروده‌های‌ باباطاهر و کلیمیان‌ همدان‌، قائل‌ به‌ قرابتى‌ گردیده‌ میباشد‌ و ناتل‌ خانلری‌ [۳۱] علاوه بر‌ برشمردن‌ مواقعی‌ از اختلافات‌ در ضمایر و وجوه‌ تصریفى‌ افعال‌ در گویش‌های‌ یهودیان‌ همدان‌ و سروده‌های‌ پدر، لحاظ آبراهامیان‌ را مردود دانسته‌ میباشد‌. براون‌ خلال‌ اشاره‌ به‌ حیث یک‌سری بدن‌ از خاورشناسان‌ [۳۲] این‌ صحبت‌ کلمان‌ هوار را نقل‌ مى‌نماید که‌ برخى‌ از گویش‌های‌ غرب‌ کشور ایران‌ با گویش‌ اوستایى‌ پیوستگى‌ دارااست که‌ هوار از آنان به‌ «دنیوی‌ نو» یا این که «پهلوی‌ مسلمان‌» [پهلوی‌ زمان اسلامى‌] تفسیر کرده‌ میباشد‌. وی زبان سروده‌های‌ پدر را نیز به عنوان مثال این‌ زبان‌ها دانسته‌ میباشد‌. [۳۳]

محتوا
دوبیتی‌های‌ پدر، دارنده معنی و مفهوم‌ بی آلایش‌ و جاری‌ و بدور‌ از صنعت های‌ ادبی طاقت فرسا میباشد. این فرمان سبب ساز رونق شعر وی بین عوام مردم گردیده، به نحوی که شماری‌ از ابیات‌ وی صبغه تمثیلى‌ یافته‌ میباشد‌. عنصرها طبیعت‌ - کوه‌ و صحرا و گل‌ و گیاه‌ - عاطفه ها‌ لطیف‌ و احساسات‌ رقیق‌، درویشى‌، قلندری‌ و نکوهش‌، حزن‌ هجران‌ و درد دلتنگى‌، حزن‌ بى‌سامانى‌ و حسرت‌ رسیدن‌، شکوه‌ از ناپایداری‌ و بى‌وفایى‌، دلدادگى‌ و وفای‌ به‌ قسم، اعتراف‌ به‌ گناه‌ و پوزش‌ از تولید کننده‌ رحمان‌، مویه‌های‌ نتیجه ها‌ از غربت‌، پر نمک و جذبه‌های‌ علاقه‌ و... مثلا‌ معنی ها‌ بارز شعر باباطاهر میباشد‌. [۳۴] تمییز عشق و علاقه‌ لاهوتى‌ از علاقه‌ ناسوتى‌ در سروده‌های‌ او‌ مشقت بار میباشد.

بازدید : 18
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 10:21

از پادشاهان سلسله صفوی در کشور ایران که بعد از پدربزرگش سلطان عباس در سن هیجده سالگی به پادشاهی رسید(۱۰۳۸ق / ۱۶۲۸ م) و حدود سیزده سال حکومت کرد. نزاع با دولت عثمانی و معاهده زهاب که سبب به طلاق بغداد از کشور ایران و ثبت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر ایروان و آذربایجان شد، از مهمترین رویدادها زمان حکومت پادشاه صفی مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

به حکومت وصال ،بعد از پاد شاه عباس اولیه، نوه‌اش سلطان صفی در سن هیجده سالگی به حکومت رسید.(۱۰۳۸ق/ ۱۶۲۸م) «اسم وی سام میرزا بود، پسر صفی میرزا، پسر نواب گیتی ستان عباس ماضی. پس از جلوس، تغییر تحول نام خویش داده، موسوم به نام پدرش، فرمانروا صفی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد.»[۱]

برخی آورده‌اند پادشاه صفی پیش از جلوس بر تخت فرمانروایی، قدمت خویش را در حرمخانه شاهی گذرانده بود و او را بسیار درنده‌خو و بی‌رحم معرفی کرده‌اند؛ «تا جایی که اشخاص ذکور خویشاوندان سلطنتی را از دم کشت و ریشه خویشان‌های مخلص و خدمتگزاری زیرا امام قلی خان، فاتح هرمز، و گنجعلی خان زیگ را از کشور‌ایران رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد برکند.»[۲]

قتل و کور کردن شاهزادگان یکی‌از مهم ترین شغل های فرمانروا صفی بعد از به حکومت وصال، کور کردن و حتی کشتن برخی شاهزادگان بود. در تاریخ روضة الصفا آمده میباشد:«در سال [۱۰۴۲ق / ۱۶۳۲م] به سعایت و بدگویی برخی امرای خاصه، فرمان روا صفی فرمان قهر بر افنای لامپ دیده و شعله وجود اعیان مجلس و اسباط خاقان مغفور برگشاد و به باد بی‌نیازی نور و روشنایی عیون شمع‌های نوربخش ارحام خویش را شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد فرونشاند.

تصریح این کنایه آن که به بهتان ادعا سروری، پسران عیسی خان قورچی باشی که دخترزادگان پاد شاه عباس مغفور بوده و هکذا چهار فرزند بی‌مانندِ شاه العلماء خلیفه پادشاه متکی بودن الدوله، داماد فرمان روا مغفور، و سه پسر میرزا رفیع صدر و یک پسر میرزا رضی، صدر دیرین، و دو پسر میرزا حسن، متولی باشی مشهد مقدس، عمه زاده‌های خویش را غالبا مکفوف و مکحول و پسران قورچی باشی را خاصه مقهور و مورد قتل واقع شده کردند و عمه خویش را که سلطنت بانوی حرمسرای عظمت بود، از مقبره به بیرون رسول و با امرای گران قدر، دل بد کرد و جمعی را معزول و برخی را مورد قتل واقع شده نمود...»[۳]
رضاقلی خان هدایت هم اینگونه نوشته میباشد:

«قتل شاهزادگان مکفوف البصر؛ هم در امسال (۱۰۴۲ق) شاهزادگان صفوی نژاد مکفوف البصر و معدوم الاثر که از نهایت تنگدستی، الموت گویان به رمز می‌بردند، به اشارت قهرمان جمهوری اسلامی ایران پنجه عقاب نابودی شدند. اولیه: شاه محمد میرزا، دوم: امام قلی میرزا، سوم: نجف قلی میرزا، ولد امام قلی میرزا، چهارم: شاه سلیمان خان، ولد شاهزاده شهید صفی میرزا و چهار بدن از دخترزادگان شاهان صفوی نژاد نیز مکفوف البصر شدند.»[۴]
پیشرفت خرابی در دربار
تاورنیه، جهانگرد فرانسوی، که در عصر فرمان روا سلیمان به کشور ایران هجرت کرده و به دربار شاهان صفوی خط مش یافته بود، حکایت‌هایی خیره کننده از خرابی دربار و درباریان نقل نموده است، مثلا یکی‌از ننگین‌ترین رویدادهای عصر پادشاه صفی این بود که او در اکنون مستی ملکه را با «پنج و شش ضربت به شکمش» کشته بود.[۵]

پژوهشگرانی مانند مینورسکی و لاکهارت که درباره علل فروپاشی صفویه بازرسی کرده‌اند، مهم ترین این دلایل را اینگونه برشمرده‌اند: تغییر و تحول نوع مالکیت عامه به خاصه، تحول روش‌های سربازگیری، ضعف تربیت شاهزادگانی که بعداز پاد شاه عباس نخستین به پادشاهی رسیدند، نفوذ و توان بیشتراز حد زنان درباری و خواجگان بقاع و بیش تر از همگی، ضعف عقلی شاهان و نداشتن اقتدار و درایت کشورداری.[۶]

پیکار با عثمانی‌ها
کشته شدن بزرگان و فرماندهان، خالی شدن مملکت از وجود اشخاص کاردان و ناپایداری محور‌های حکومت، عاقبت باخت کشور‌ایران از عثمانی و مسدود شدن معاهده زهاب را به سال ۱۰۴۹ق سبب ساز شد.

لاکهارت دراین مورد نوشته میباشد: «نبودن فرماندهان سزاوار و زبده منجر ناکامی جمهوری اسلامی ایران در پیکار با عثمانی شد و کشور‌ایران در سال ۱۰۴۹ هـ. / ۱۶۳۹ م. بغداد را از دست بخشید» [۷] و در‌پی آن، همگی در میان النهرین نیز از دست کشور‌ایران رفت.

فرمان روا خواسته چهارم که بعداز آخرین زد خورد با فرمان روا عباس دیگر هیچ زمان جرأت دست درازی به خاک جمهوری اسلامی ایران را نیافته بود، در فیض مطلع شدن از حال و روز بسیار بد دربار و ترازو نفرتی که در فیض خون ریزی‌های سلطان صفی در دل عموم، به ویژه امرا و لشکریان، به وجود آمده بود، پاره‌ای از ایالات غربی کشور ایران را آیتم تجاوز قرار بخشید.

در با تجربه التواریخ آمده میباشد:

«در سنه ۱۰۳۹ هـ / ۱۶۳۰ م. که سال دوم جلوس آن حضرت [فرمانروا صفی] بود، رومیه به سرکردگی مصطفی پاشا بر راز قلعه ایروان آمده، در اندک زمانی قلعه را به تصرف درآورده و اهل ایروان اطاعت نمودند. در سنه ۱۰۴۱ هـ. / ۱۶۴۳ م. فرمان روا صفوی با توپخانه بسیار روانه ایروان شد. بعداز شش ماه محاصره، قلعه را تصرف کرد.» [۸] «روز بعد از آن خویش فرمان روا صفی باطن قلعه شده و همگی سپاه قزلباش را گزینه نازونوازش شاهانه قرار داده و انعام و احسان شایان برای آن‌ها نمود و بعداز انتظام کارها آن ولایت، به اصفهان مراجعه کرد.» [۹]
بنابراین سپاه عثمانی در آذربایجان کاری از پیش جنگ و در بغداد نیز با مقاومت صفی قلی خان، والی قزلباش، رو به رو شد. او با جسارت از آن شهر پناه کرد و بازدارنده توسعه و گسترش معاند شوید. هر چندین درین روایت یک تیم از سپاه کشور ایران به سرکردگی زینل خان شاملو نزدیک به کردستان از سپاه عثمانی ناکامی خورد و در پی آن رخنه‌‌ها وارد محدوده کشور‌ایران شدند، البته تکان پادشاه صفی به سوی بغداد، سردار عثمانی را به شکاف محاصره آن شهر واداشت. [۱۰]

در سال ۱۰۴۵ ق./ ۱۶۳۶ م. دولت عثمانی مجدد به خاک جمهوری اسلامی ایران حمله کرد و نزدیک به نخجوان تاخت و تاز نمود، ایروان را محاصره و تبریز را تسخیر و غارت کرد و قسمتی از آن را به حریق کشید، ولی به انگیزه سرمای شدید بدون چاره به برگشت شد. فرمانروا صفی آذربایجان را پس گرفت و ایروان را نیز از محاصره معاند خارج آورد و به‌این سیرتکامل پادشاه عثمانی این توشه هم ناکام ماند. [۱۱] با این اکنون تضارب‌های کشور ایران و عثمانی به نقطه پايان نرسید. بعداز چندی گشوده تاخت و تاز ارتش عثمانی به خاک کشور ایران استارت شد. این توشه بغداد مجدد به محاصره زمین‌خورد و با آنکه مجاورت شش ماه در قبال هجوم سپاه عثمانی مقاومت کرد، البته عاقبت به منجر عدم وجود آذوقه، تسلیم شد
در سال ۱۰۴۹هـ / ۱۶۳۹ م. بغداد از کشور‌ایران جداگانه شد و مطابق سازگاری طومار‌ای که فی مابین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت عثمانی تهیه و تنظیم شوید، این طلاق رسمیت یافت. مستوفی درباره این سازگاری طومار اینگونه نوشته میباشد:

«... به هر تقدیر پس از داخل شدن ایلچیان و طی مراتبی، بنای مصالحه گردیده، کیفیت را به سرویس نواب تسلط پهنا کرده، بعداز رخصت صلح کرده، سنور بسته، صلحنامچه از طرفین نوشته به یکدیگر ودیعه، رومی به ولایت خویش و قزلباش به اصفهان مراجعت کرده، نواب رضوان جای به انتظام کارها کشور‌ایران پرداخته...» [۱۳]
این سازگاری که تفاهم نامه آن در محل زهاب بسته شد، به «معاهده زهاب» دارای شهرت میباشد.[یادداشت ۱] با این صلح، بغداد به دست امرای آل عثمان زمین خورد و ایروان از تعدی سپاه عثمانی در حمایت ماند. نماینده جمهوری اسلامی ایران در‌این هنگام محمدقلی خان بود.[۱۴]

این سازگاری زیرا بیشتر منافع عثمانی را تأمین میکرد، دوام یافت و نتایج ادامه‌اش هم آن شد که سپاه کشور‌ایران به‌تدریج روحیه آسایش طلبی به خویش گرفت و آن سیرتکامل که روحیه پادشاه صفی اقتضا داشت، دیگر ذوق و سلیقه و عشق‌ای به نزاع نشانه نداد. این عهدنامه در طول معدود فرمان روا و کریم و مهربان خان زند نیز آیتم دقت سپاه کشور‌ایران و قشون ینی چری بود و آن ها پیوسته بدان استناد می‌نمودند.

در متن ترکی عباس طومار در زمینه‌ی محتوای این معاهده اینگونه آمده میباشد:

«... شمس الدین محمدقلی بیک ایشیک آقاسی ایلچلیک طریقتله گلوب سلطان حضرتلی صلاح ذات البین و صلح و صلح جانبین خصوصتین عزم ایدوب التیام پیکار و جدال و رفع غبار حرب و قتال التماس طلب ایتمکین...» [۱۵]

بازدید : 25
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 11:50

(زنده در ۲۵۵ق)، از محدثان شیعه در قرن سوم قمری میباشد. وی از امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) ماجرا نقل نموده است. اسم او در گواهی بیش تر از ۲۳۰۰ حدیث آمده میباشد. با این حالا رجالیان شیعه درباره وثاقت او اختلاف‌لحاظ دارا‌هستند. گروهی همانند احمد بن علی نجاشی، ابن غضائری و سید ابوالقاسم خویی با استناد به اخراج او از قم به اتهام غُلو او را تضعیف کرده‌اند. ولی رجالیانی همانند وحید بهبهانی، محدث نوری و سید محمدمهدی بحرالعلوم او‌را توثیق کرده‌اند. روحانی اذن بودن، کثرت احادیث، اتکا نویسندگان کتاب ها اربعه به او، تصریح روضه خوان طوسی به وثاقتش در کتاب الرجال و فتوا دادن فقها مطابق احادیث وی از دلایل توثیق او مذکور مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

علامه مجلسی و سید محمدمهدی بحرالعلوم بر این باورند که به فرض نپذیرفتن وثاقت آسوده، به جهت اینکه او از مشایخ اذن بوده، احادیث وی درست‌اند.درباره شخصیت رجالی و احادیث راحت اثراتی با راه ثابت وثاقت وی درج شده میباشد. مثلا کتاب مسند سهل وآسان بن زیاد الآدمی تاثیر محمدجعفر طبسی میباشد که در پنج جلد، احادیث اورده شده بوسیله او‌را به ترتیب ابواب فقه جمع آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نموده است.

معاش‌طومار ، آسان بن زیاد آدمی از راویان حدیث در قرن سوم قمری میباشد. وی مدتی در قم معاش کرد، احمد بن محمد بن عیسی اشعری او را کَذّاب (دروغگو) و غالی خواند و از قم خارج راند. از این‌رو در ری سکونت کرد.[۱] همینطور سهل وآسان مکاتبه‌ای با امام حسن عسکری(ع) به تاریخ نصفه ربیع‌الثانی سال ۲۵۵ قمری داشته میباشد.[۲] این طومار درباره توحید میباشد و روحانی صدوق آن را در کتاب توحید نقل نموده است.[۳] لقب آسان ابوسعید رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۴]

شخصیت رجالی به گفته علی نمازی شاهرودی رجال‌نویس شیعه (درگذشت ۱۳۶۴ش) در خصوص شخصیت حدیثی راحت بن زیاد دو عقیده وجود داراست:تضعیف: حیث رجالیانی همانند نجاشی[۵] ابن غضائری،[۶] روضه خوان طوسی در الفهرست[۷] و آیت‌الله خویی[۸] میباشد. از دلایل این دسته نسبت دادن غُلو و کِذب بوسیله احمد بن محمد بن عیسی اشعری به سهل وآسان و اخراج او از قم میباشد.[۹] با این حالا نمازی شاهرودی گفته میباشد که در روایات وی به چیزی که بر ضعف یا این که بزرگنمایی در اعتقاداتش باشد، دست نیافته میباشد و احتمال داده که منشأ نسبت بزرگنمایی به او نقل روایاتی میباشد که بر جایگاه و جایگاه اهل بیت دلالت داراست.[۱۰] همینطور سید محمدمهدی بحرالعلوم اعتقاد دارد که در صورتی این نسبت‌ها صحیح می‌بود، مانند دیگر راویانِ ضعیف روایاتی از امامان در شماتت وی شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد وارد میشد.[۱۱]


توثیق: وحید بهبهانی،[۱۲] عبدالله مامقانی، محدث نوری،[۱۳] سید محمدمهدی بحرالعلوم[۱۴] و روضه خوان طوسی در کتاب رجال[۱۵] از رجالیانی می باشند که او را توثیق کرده‌اند. از دلایل این دسته کثرت احادیث، تصریح روضه خوان طوسی به وثاقتش در کتاب الرجال، اتکا نویسندگان کتاب ها اربعه به‌ویژه محمد بن یعقوب کلینی به او،[۱۶] روحانی اذن بودن و فتوا دادن فقها بر طبق احادیث او میباشد.[۱۷] آیت‌الله خویی احتمال داده که نسبت توثیق به او در کتاب رجال طوسی به وسیله ورژن‌نویس‌ها اضافه گردیده باشد یااینکه از جانب روحانی طوسی سَهْوالقلمی(لغزشِ خودکار و غلط در تایپ کردن) فیس داده میباشد.[۱۸]
متکی بودن بر احادیث
از نگرش علامه بحرالعلوم و علامه مجلسی بر فرض که وثاقت سهل و آسان پذیرفته نشود، روایاتش حدیث درست و قابل اعتمادند. به این دلیل که او از مشایخ اذن(افرادی که در حدیث به جهت کثرت محفوظات روایی و توجه در ضبط و نقل حدیث، مرجعیت دارا هستند) میباشد
نقل داستان
به گفته آیت‌الله خویی در معجم رجال الحدیث اسم آسان در سندها ۲۳۰۴ قصه نام برده میباشد.[۲۰] به گفته حسن مهدوی در کتاب «آسوده بن زیاد در آیینه دانش رجال»، در الکافی ۱۵۳۷، در تهذیب ۴۴۲، در استبصار ۱۳۹، در بدون نقص الزیارات نُه، در اینجانب لایحضر الفقیه هفت و در امالی صدوق سه داستان از او نقل شد‌ه‌است.[۲۱] همینطور دو کتاب التوحید و النّوادر از اثر ها وی شمرده گردیده‌است.[۲۲]

آسان بن زیاد از امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) ماجرا نموده است.[۲۳] احادیث وی در قضیه اعتقادات و موضوعات فقاهتی میباشد.[۲۴] در کتاب مسند آسوده بن زیاد آلادمی اینجانب اصحاب الامام الجواد و الهادی و العسکری علیهم‌السلام تاثیر محمدجعفر طبسی در پنج جلد احادیث سهل و آسان بن زیاد به‌ترتیب وسائل الشیعه توده شد‌ه‌است. درین کتاب احادیث با مدرک بدون نقص به یار گستردن از کتاب مراة العقول، بحار الانوار، الوافی و گستردن اصول کافی آمده میباشد.[۲۵]
تک‌نگاری
درباره شخصیت رجالی راحت بن زیاد و احادیث وی کتاب‌هایی به لهجه فارسی و عربی درج شده میباشد. برای مثال:

«آسان بن زیاد در آیینه دانش رجال» تاثیر حسن مهدوی: این کتاب با راه و روش ثابت وثاقت سهل وآسان مندرج میباشد.[۲۷] معرفی مشایخ و راویان از سهل و آسان، رسیدگی بینش رجالیان درباره وی و نیز پژوهش تحلیلی احادیث آسوده از عنا وین نصیب‌های کتاب میباشد.[۲۸] انتشارات راس فقاهتی ائمه اطهار(ع) این کتاب را منتشر نموده است.
دراسة فی شخصيةِ آسوده بن زیاد و احادیثِه تاثیر حیدر عبدالکریم مسجدی: این تاثیر با محوریت احادیث گفته شده از راحت در کتاب الکافی و به گویش عربی کتابت شد‌ه‌است. رسیدگی شخصیت آسوده، راویان از وی و مشایخ راحت از عنا وین کتاب میباشند.[۲۹]
آسان بن زیاد الآدمی در میان الوثاقة و الضعف تاثیر محمدجعفر طبسی این کتاب به وسیله انتشارات راس فقاهتی ائمه اطهار چاپ شد‌ه‌است

بازدید : 19
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 12:27

دارای شهرت به ابو الصلاح حلبی (۳۷۴-۴۴۷ق)، فقید و متکلم امامی در قرن چهارم هجری و قرن پنجم هجری قمری میباشد. وی از شاگردان سید مرتضی و روضه خوان طوسی بود. از شاگردان معروف او می‌اقتدار به ابن‌ بَرّاج و محمد بن علی کراجکی اشاره نمود.بینش‌های دینی حلبی تا حد متعددی در حدود مدرسه بغداد و متأثر از ایده ها سید مرتضی میباشد. مبنی بر بینش حلبی، منصب قضا فقط در صلاحیت امامان معصوم و نایبان آنهاست و اشخاصی که به نیابت از امام معصوم ذمه ‌دار فرمان قضا می شوند، بایستی خصوصیت‌هایی مانند عقل، بینایی، ورع، عدل و داد، بردباری و قصد و تصمیم جدّی در اجرای احکام داشته مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد باشند.

از اثرها دارای اسم و رسم او می‌اقتدار الکافی فی الفقه و تخمین المعارف را اسم موفقیت.معاش و آوازهابوالصلاح در سال ۳۷۴ق در حلب دیده به جهان گشود.[۱] بعضی منابع،[۲] تاریخ به دنیاآمدن او را ۳۴۷ق بیان کردند که احتمالاً ناشی از تصحیف میباشد.[۳] وی در ۴۴۷ق در مسیر رجوع از مهاجرت حج، در رَمله در فلسطین آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد درگذشت.[۴]

در نوشته‌های علمای شیعه از شيخ ابوالصلاح تقى بن نجم حلبى و سيد‌ ‌ابوالمكارم حمزة بن زهرة، صاحب و مالک الغنية به «الحلبيان» تعبیروتفسیر میگردد.[۵] و همینطور ابوالصلاح جزو «الشامیون» میباشد که در تعبیروتفسیر علماء به ۴ نفر گفته می‌گردد: بوالصلاح تقى بن نجم‌الدين حلبى.سيد‌ ‌ابوالمكارم بن زهرة حلبى.قاضى ابن براج.سديد‌الدين محمود حمصى.اين ۴ نفر يك مدل علمى را در مباحث فقهى رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داشته‌اند.[۶]

استادان ابوالصلاح حلبی از حلب به بغداد رفت و در آنجا نزد سید مرتضی درس خواند و در زمره شاگردان مبرِّز وی قرار گرفت، چنان‌که ابعاد سیدمرتضی جواب استفتائات عموم حلب را به وی ارجاع می‌اعطا کرد.[۷] معلم دیگر وی روحانی طوسی بود که در کتاب رجال،[۸] حلبی را از شاگردان خویش به شمار آورده میباشد. وی از معاصران حمزة بن عبدالعزیز سلار دیلمی، تالیف کننده کتاب المراسم شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد [۹] [یادداشت ۱]

شاگردان
ابوالصلاح، بعد از یادگرفتن فقه و علم ها دیگر، به حلب رجوع و به درس دادن پرداخت. در حوزه درس وی شاگردان بخش اعظمی رویش یافتند. بعضی از شاگردان و راویان حدیث از وی عبارت‌اند از:

اثبات‌ بن اسلم حلبی، که بعداز وفات حلبی بر مکان وی گرد‌همایی.
حاکم عبدالعزیز ابن‌برّاج
عبدالرحمان‌ بن احمد موثر نیشابوری
محمد بن علی کراجکی
ابومحمد ریحان‌ بن عبداللّه حبشی[۱۰]
طریقه‌های دینی
نگرش‌های شرعی حلبی تا حد متعددی در حدود مدرسه بغداد و متأثر از آرای استادش سید مرتضی میباشد؛ به عنوان مثال درباره حجت نبودن خبر واحد.[۱۱] با این کلیه، آرای آن دو با یکدیگر اختلافاتی نیز دارا هستند که ابوالفتح کراجکی در غایة‌الانصاف فی مسائل‌الخلاف بدان‌ها پرداخته و عمدتاً از نگاه سیدمرتضی نگهبانی نموده است.[۱۲] هر یکسری آرای دینی حلبی در هر قضیه کمتر با بینش معروف ناسازگار میباشد، در پاره‌ای مورد ها او با لحاظ دارای اسم و رسم به مخالفت برخاسته میباشد.[۱۳]پاره‌ای از فتاوای ابی الصلاح مانند قتل حوصله در برخی مورد ها، به طور تقریب در فقه شیعه نادر‌سوابق بود.[۱۴][یادداشت ۲] طبق نگرش حلبی، منصب قضا فقط در صلاحیت امامان معصوم و نایبان آنهاست و اشخاصی که به نیابت از امام معصوم ذمه ‌دار فرمان قضا می شوند، می بایست عقل، بینایی، وَرَع، عدل و داد، بردباری و قصد و تصمیم جدّی در اجرای احکام داشته باشند.[۱۵] بر این محور، تایید تولی قضاوت، حتی در حالتی که از جانب حاکمی ستمگر سفارش گردد، بر واجدان موقعیت، روا، بلکه واجب میباشد؛ چون در واقع، آن ها نایب امام به شمار می روند، خیر نماینده حکم دهنده.[۱۶] [یادداشت ۳]


الکافی فی الفقه مهم ترین تاثیر ابوصلاح حلبی
اثر ها
برخی از اثرها متفاوت شرعی و کلامی حلبی، برجامانده میباشد.

مهمترین و مشهورترین تاثیر وی کتاب الکافی فی الفقه میباشد که یک عصر فقه جامع و در بردارنده پاره‌ای مباحث کلامی میباشد. وی در‌این تاثیر آغاز شقوق متعدد هر مورد را به اجمال و آنگاه به‌گستردن پژوهش کرده و لحاظ خویش را (گاه با استناد به ادلّه) ذکر داشته میباشد. فقهای شیعه به کتاب الکافی بسیار استناد کرده و آن را ستوده‌اند، برای مثال ابن ادریس حلی[۱۷] آن را تألیفی پسندیده و محققانه خوانده میباشد.
تألیف دیگر حلبی، تخمین‌ المعارف، مشمول مباحث کلامی، به ویژه توحید و نبوت و امامت و عدل، میباشد. از خصوصیت‌های این تاثیر استعمال از منابعی میباشد که امروزه در دسترس نیستند، مانند تاریخ ثقفی و تاریخ واقدی.
البدایة فی الفقه
العمدة و اللوامع
الکافیة
الشافیة،
تفصیل بر الذخیره سید مرتضی
شُبَه‌الملاحدة
منتخب‌ المعارف
المعراج (در حدیث)
البرهان علی ثبوت الایمان.[۱۸]
پانویس
ابن‌حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۷۱
امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۶۳۴؛ معلم‌تبریزی، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۷، ص۱۶۱
استادی، «پیشگفتار» در: الکافی فی الفقه، ص۵
ذهبی، تاريخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۳۰، ص۱۴۳.
امين، أعيان الشيعة، ۱۴۰۶ق، ج۶، ص۲۱۶؛ سبحانی تبریزی، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، پیشگفتار، ص۲۶۶
امين، اعيان الشيعة، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۳۲۸
منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش، ص۴۴؛ ابن‌شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۳۵۳ش، ص۲۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۵، ص۱۵۸-۱۵۹
طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۸۰ق، ص۴۵۷
جناتی، محمد ابراهیم، ادوار فقه، ۱۳۷۴ش، ص۳۲۴
ابن‌حجر عسقلانی، ج۵، ص۳۰۰؛ حرّ عاملی، امل الآمل، ج۲، ص۱۲۰، ۱۵۲؛ افندی اصفهانی، ج۴، ص۲۶۸؛ برای دیگر شاگردان وی، نگاه فرمائید به: استادی، «پیشگفتار» در: الکافی فی الفقه، ص۱۵-۱۸
ابوالصلاح حلبی، ۱۳۶۲ش، ص۵۱۱.
نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ج۳، ص۱۲۹.
ابن‌ادریس حلی، کتاب السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۹۰؛ علامه حلی، متفاوت الشیعة فی احکام الشریعة، قم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۶۶، ج۴، ص۸۳، ج۵، ص۲۰۰، ۳۶۷، ج۹، ص۷۴
ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۴۰۹.
ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۳۶۲ش، ص۴۲۱-۴۲۳
ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۳۶۲ش، ص۴۲۳
ابن ادریس حلی، کتاب السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۴۹
ابن‌شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۳۵۳ش، ص۲۹؛ دیلمی، اعلام‌ الدین فی صفات المؤمنین، ۱۴۱۴ق، ص۴۴-۵۸؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۲۱، ص۲۲۴، ج۲۲، ص۴۳۵، ج۲۶، ص۹۶-۹۷؛ تبریزیان حسون، «پیشگفتار»، در: تخمین‌المعارف، ص۳۷-۴۱؛ برای فهرست اثر ها وی، نگاه فرمایید به: استادی، «پیشگفتار»، در: الکافی فی الفقه، ص۱۹-۲۲

بازدید : 31
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 15:12


علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب (۳۳-۶۱ق) معروف به علی‌اکبر فرزند امام حسین(ع) و لیلی بنت ابی‌مرة و از شهدای کربلا. بعضا او‌را والا‌ترین فرزند امام حسین(ع) دانسته‌اند. امام حسین(ع) او‌را مشابه‌ترین عموم به نبی اکرم از لحاظ قیافه ظاهری، اخلاق و رفتار و حرف بیان کردن معرفی مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نموده است.

علی‌اکبر در روز عاشورا اول شخص از بنی‌هاشم بود که به شهیدشدن رسید. پدرش بر بالای لاشه وی حاضر شد و قاتلان او‌را نفرین کرد. علی‌اکبر در ذیل پای بابا دفن میباشد و قبر وی باطن بارگاه امام حسین(ع) جای‌دارد. بعضا شیعه‌ها، شب ۸ محرم را به علی‌اکبر تخصیص داده و عزاداری آن شب را با محوریت او برگزار می‌نمایند. در بعضا بخشها نیز برای وی تعزیه آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می خوانند.

کتاب‌های «علی الاکبر ابن الشهید ابی عبدالله الحسین بن علی علیه السلام»، تاثیر سید عبدالرزاق موسوی مقرم، «علی‌اکبر(ع) (الگوی جوان ها)» نوشته جواد محدثی و «بابا، علاقه و پسر» تاثیر سید مهدی شجاعی مثلا اثراتی میباشد که درباره علی‌اکبر مندرج رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

معاش‌طومار
علی‌اکبر فرزند امام حسین(ع) و لیلی بنت ابی‌مرة میباشد.[یادداشت ۱][۱] وی در طی خلافت عثمان (خلافت: ۲۳ یا این که ۲۴-۳۵ق) دیده به جهان گشود.[۲] تاریخ ظریف به دنیا آمدن علی‌اکبر مشخص و معلوم وجود ندارد؛[۳] با این حالا در مقتل مقرم، تاریخ ولادت وی یازدهم شعبان سال ۳۳ق نام برده میباشد.[۴] ازاین‌رو در روزنگار کشور ایران، ۱۱ شعبان تحت عنوان روز ولادتش، روز جوان نامگذاری گردیده‌است.[۵] سن وی در هنگام شهیدشدن، ۱۸، ۲۳ و ۲۵ نقل شد‌ه‌است.[۶] بعضی دانشمندان سن او‌را ۲۵[۷] و بعضا ۲۸ سال[۸] دانسته‌اند. در مقتل مقرم سن علی‌اکبر ۲۷ سال مذکور شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۹]

لقب‌اش ابوالحسن میباشد.[۱۰] بیشتر منابع دیرین اورا علی‌اکبر اسم گذارده‌اند؛[۱۱] تا از برادرش امام سجاد(ع)، متمایز گردد؛[۱۲] ولی بعضی همانند روحانی موءثر[۱۳] و ادب بن حسن طبرسی[۱۴] لقبش را اصغر گفته و اکبر را کنیه امام سجاد(ع) دانسته‌اند. بعضا از نسب‌شناسان و تاریخ‌دانان، علی‌اکبر را اصلی ترین فرزند امام حسین(ع) دانسته‌اند.[۱۵]

محمد بن یعقوب کلینی حدیثی از امام رضا(ع) نقل کرده که حکایت از تزویج علی‌اکبر و داشتن فرزندی به اسم حسن داراست؛[۱۶] در مقابل چنان‌که گروهی از نسب‌شناسان گفته‌اند از او فرزندی نمانده[۱۷] و نسل امام حسین(ع) فقط از روش امام سجاد(ع) ادامه پیدا نموده است.[۱۸] در یکی زیارت‌طومار‌ها، اینگونه به علی‌اکبر درود داده گردیده است: «صَلّی الله عَلَیْکَ وَ عَلی عِتْرتِکَ وَ أهْلِ بَیْتِکَ وَ آبائِکَ وَ أبْنائِکَ؛ درود پروردگار بر تو و بر عترت و اهل بیت تو و پدران و فرزندانت»[۱۹] که آرم از وصلت و فرزند داشتن اوست.مولف کتاب ثارالله از این عبارت به کار گیری کرده که علی اکبر دارنده خانواده و فرزندان متفاوت بوده هرچند تا کنون به علویانی که از نسل وی باشند دست نیافته میباشد.او هم‌اینگونه تصریح نسب‌شناسان مطابق نبودن نسلی از علی اکبر را در قبال این فراز از زیارت بی اعتبار برشمرده میباشد.[۲۰]

مدفن
علی‌اکبر در ۱۰ محرم به سال ۶۱ق در اتفاق کربلا به شهید شدن رسید و بدنش در ذیل پای پدرش به خاک ودیعت شد.[۲۱] قبر وی درون بارگاه امام حسین واقع گردیده و شش‌کناره بودن بارگاه را به همین برهان دانسته‌اند.[۲۲] راز او‌را به هم پا سرهای شهدای کربلا به کوفه و شام بردند.[۲۳] درباره اینکه رمز علی‌اکبر به بدنش ملحق گردیده یا این که در گورستان باب‌الصغیر دفن میباشد، اختلاف‌لحاظ وجود دارااست،[۲۴] سید محسن امین گفته میباشد که در سال ۱۳۲۱ق در آرامستان باب‌الصغیر در دمشق بارگاهی را چشم که بر ورودی آن بر سنگی مندرج که اینجا مدفن سرهای عباس بن علی، علی‌اکبر و حبیب بن مظاهر میباشد و آن را به احتمال قدرتمند درست دانسته میباشد.[۲۵] به گفته او بعد از مرمت اسم بعضی دیگر از شهدای کربلا به آن افزوده گردیده‌است.[۲۶] این جای امروزه به اسم جایگاه رؤوس الشهداء (مدفن سرهای شهدای کربلا) شناخته میگردد.[۲۷]

نبو
امام حسین (ع)
نبی اکرم ابوطالب
حضرت فاطمه امام علی
امام حسین(ع)
شهربانو لیلا رباب ام‌اسحاق سلافه همسر دیگر
امام سجاد(ع) علی‌اکبر علی‌اصغر سکینه فاطمه جعفر رقیه
زید امام باقر(ع) عبدالله
حضور در حادثه کربلا
علی‌اکبر در حادثه کربلا یاروهمدم پدرش بود. به گفته عقبة بن سمعان، امام حسین(ع)، در اطراف منزلگاه ثعلبیه[۲۸] یا این که قصر بنی‌مقاتل[۲۹] بر زین اسب خوابش موفقیت. بعد از آنکه بیدار شد، آیه استرجاع را بر گویش سرازیر کرد و مبتنی بر خوابی که چشم بود از کشته شدن خویش و همراهانش خبر اعطا کرد و با برخورد علی‌اکبر مواجه شد که «فَإِنَّنَا إِذاً لَا نُبَالِی أَنْ نَمُوتَ مُحِقِّین؛ وقتی که بر حق هستیم از مرگ هراسی نداریم».[۳۰]مطهری، صحبت «ویَلَسْنا عَلَی الْحَقِّ؟ مگر خیر این میباشد که ما برحقّیم؟» علی‌اکبر را نظیر صحبت اسماعیل در ماجرای ذبح خویش می داند[۳۱] که به ابراهیم اظهار کرد «یا این که ابَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی انْ شاءَ اللهُ مِنَ الصّابِرینَ»[۳۲]

نسب مامان علی‌اکبر به بنی‌امیه می سید.[۳۳] ازاین‌رو، در روز عاشورا به علی‌اکبر توصیه شد که به یزید بن معاویه بپیوندد؛ اما وی این توصیه را رد کرد و اعلام‌کرد: «اِنَّ قَرابَةَ رَسولِ اللهِ اَحَقُّ اَنْ تُرعیٰ (رعایت خویشاوندی فرستاده معبود(ص) به واقعیت مجاورت‌خیس میباشد.).[۳۴] سازه به گفته منابع تاریخی، قدمت بن سعد با دیدن او در میدان پیکار از وی خواست که صحنه نبرد را سوراخ نماید تا در پشتیبانی باشد. علی‌اکبر این توصیه را رد کرد و اظهار‌کرد:

اَنا عَلِیُّ بْنُ الحُسَیْنِ بْنِ عَلی
نَحْنُ وَ بَیْتِ اللهِ اَاماٰ بِالنَّبِی
تَاللهِ لایَحْنادرُ فینا ابْنُ الدَّعِی
اَضْرِبُ بِالسَّیْفِ اُحمایت کننده عَنْ اَبی
ضَرْبَ غُلامٍ هاشِمیٍّ قُرَشی[۳۵]
ترجمه: اینجانب علی فرزند حسین بن علی هستم، عهدوپیمان به منزل پروردگار (کعبه)، ما به رسول(ص) سزاوارتریم؛ قسم و سوگند به خدا این حرام‌زاده نمی‌تواند بر ما حکم راند، اینجانب چاقو می زنم و از پدرم جانبداری می کنم؛ آن هم خنجر زدن نوجوانی از تبار هاشم و قریش.

کیفیت شهید شدن

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 509
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه