با بیان بعد از باب
نوشته ی علمیٔ اساسی: بهاییت
بعداز کشته شدن باب سرکوب شدیدتری نسبت به بابیه ایفا شوید و بخش اعظمی از سران آن ها به قتل رسیدند و بعضا زندانی شدند. گروهی نیز به بغداد گریختند[۲۱] که از دربین آنها، دو بدن از همگی مشهورتر شدند: یکی از میرزا یحیی نوری که باب به وی کنیه صبح ازل داده بود و در اواخر سال ۱۲۶۸ یا این که اوایل ۱۲۶۹ق به بغداد رفت ؛ دیگری اخوی وی میرزا حسینعلی نوری که زیرا در زندان بود، چندین ماه دیرتر به بغداد رسید و نائب رئیس و کارگزار صبح ازل مسجد الزهرا احمدآباد مشهد شد.
میرزا یحیی که به گفته برخی با بیان تحت عنوان وصی از سوی علی محمد باب به وصایت منصوب و مأمور گردیده بود تا ابواب جدیدی به کتاب ذکر علی محمد اضافه کند، در بغداد دستگاهی پدید آورد و ۱۰ سال در آنجا به سر گروهی و دعوت پرداخت، البته موفق کارها را برادرش حسینعلی اداره میکرد. درین برهه زمانی شماری از با بیان دعوی کردند که «اینجانب یُظهره الله»اند که باب بشارت ظهور اورا داده بود. از آن سوی، جنگهای بین مسلمانها و با بیان در بغداد موجب شد تا دولت عثمانی صبح ازل و بابیه را به استانبول، و آنگاه به ادرنه روانه نماید و اینان ۵ سال در آنجا آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد ماندند.
درین زمان میرزا حسینعلی خویش را «اینجانب یظهره الله» خواند و از اخوی مستقل شد و دستگاهی دیگر پدید آورد و اکثری از با بیان به وی گرویدند. دولت عثمانی هم از بیم مبارزه دربین دو فرقه که دشوار به دشمنی میپرداختند، میرزا یحیی و اتباعش را به قبرس، و میرزا حسینعلی و یارانش را به عکا تبعید کرد. میرزا یحیی از آن پس عمل چندانی نماد نداد و فشار و تبلیغات بهائیان اندک اندک وی و یارانش را به بیماری آلزایمر افکند. او بر طبق وصیت علی محمد، متمم ذکر را در ۴۷ باب به فارسی نوشت. این متمم از باب ۱۱ از واحد ۹، یعنی از آن جا که علی محمد ذکر را خاتمه بخشید، استارت میشود. البته حسینعلی که خویش را بهاءُالله میخواند، به شغل شدیدی دست زد و فرقۀ بهائیت را پدید رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد آورد.[۲۲]
عقاید و آموزه ها
عقاید بابیه را میاقتدار در دو حوزه اصول و فروع آئین رسیدگی کرد:
اصول آیین
۱. توحید: باب با اعتنا به شماره حروف اسم خویش و کلمه و واژه «رب»، خویش را «رب الاعلی» نامید و ادعای ربوبیت و الوهیت کرد.[۲۳]
۲. نبوت: او که به تقلید از نهادگذاران شیخیه، سود الهی را در هدایت اخلاق و رفتار تعطیل بردار نمیدانست، خویش را مؤسس عصر تازه نبوت میخواند[۲۴] وی در کتاب ذکر که آن را ناسخ قرآن میپنداشت، شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد آورده میباشد:
خواسته از معرفت آفریدگار، معرفت مظهر اوست و آنچه در مظاهر ظواهر می گردد «مشیت» اوست که آفریننده هر چیزی میباشد، این مشیت نقطه ظهور میباشد و در هر هجران و کوری بر حسب آن عصر ظواهر میشود. محمد(ص) نقطه «فرقان» میباشد و علی محمد نقطه «ذکر»، و هر دو یکیند. نقطه ذکر عیناً به عبارتی بشر بدیع فطرت میباشد. ظهورات را خیر ابتدایی میباشد، خیر انتهایی؛ پیش از انسان(ع) هم عوالمی بوده میباشد و بعداز «اینجانب یظهره الله» هم ظهورات دیگر به صورت بیغایت خواهد بود. هر ظهوری اشرف از ظهور پیش و مشمول آن میباشد؛ و مشیت اول در هر ظهوری، اقوی و اکمل از ظهور قبلی میباشد.[۲۵]
منظور باب از این کلام آن میباشد که او موجودی «ازلی» میباشد که در دورانهای متعدد به مظاهر متعدد ظواهر می شود و وی به عبارتی انسان و نوح و ابراهیم و موسی(ع) و بقیه پیامبران میباشد. او ظهور کسی را که از وی به «اینجانب یظهره الله» تفسیر میکرد، بشارت داده، و اورا اشرف و اعظم از خویش شمرده میباشد.[۲۶] از این گفتهها مشخص و معلوم میگردد که علی محمد خویش را در ستون پیامبران قبل و بلکه رفیعتر از آنها دانسته میباشد و از بعضا سخنانش بیش تر از این هم برمیآید.[۲۷]
۳. معاد: باب معاد و قیامت و مباحث مرتبط با آنها را تأویل مینماید. او در کتاب «ذکر» می گوید: با وارد شدن اینجانب قیامت اسلام برپا شد و اینجانب تا زندهام، روز قیامت اسلام باقی میباشد و روزی که بمیرم، قیامت به نقطه پایان می رسد و مراد از بعث و برانگیختن، این میباشد که اینجانب می گویم؛ برای مثال میگویم فلان کس که به اینجانب ایمان آورد، فلان فرد فرصت صدر اسلام میباشد و این فرد، وی میگردد![۲۸] به گفته باب، مراد از قیام مردگان، بیداری شیخ افرادی میباشد که در قبرهای ناآگاهی و غفلت به خواب رفتهاند. روز جزاء، روز ظهور مظهر نو میباشد. پردیس، عبارت میباشد از شعف و سرور معرفت و محبت الله و دوزخ و جهنم محرومیت از عرفان الهی میباشد.[۲۹] از لحاظ باب این اصطلاحات معنایی جز این ندارند و دیگر معانی همانند تحریک شدن مردگان با تن عنصری، وهم و تخیل میباشد.[۳۰]
۴. مهدویت: او آغاز خویشتن را «باب» و «ذِکْر» نامید.[۳۱] ولی بعد ها در کتاب دلائل سبعه به صراحت دعوی مهدویت کرد. دعوی بابیت و مهدویت وی در منابع بابیه به صراحت تکرار و بر آن تأکید شدهاست. میرزا جانی کاشانی آورده میباشد:
نشانهای «حجت و امام معطل» که سیدکاظم رشتی ذکر کرده، تمامی بر علی محمد راست می آید و او ابتدا رتبه بابیت مخصوصه اثراتی داشت و در ۱۲۶۰ق خویش را قائم و حجت خواند و بابیت را به ملاحسین بشرویهای اختیار کرد.[۳۲]
بعضا از رهروان علی محمد باب، در مقطعی عبارت «أشهد أن علی محمد بقیة الله» را در اذان قرار دادند.[۳۳]
فروع آئین
۱.عدم تایید صلاحیت درس دادن و علم آموزی غیر از کتاب ذکر: «لایجوز التدریس فی کتاب ها غیر البیان».[۳۴] باب امر فرمود که درس دادن و علم آموزی تمامی کتاب ها غیر از کتاب ذکر وی روا وجود ندارد! بهدنبال حضرت وی امر میدهد که همه کتاب ها علمی در هر فنای، می بایست کلاً نابود شوند؛ مگر در اشاعه دستور او باشد![۳۵] ولی باب احکامی مترقی در رواج دانش هم داشتهاند، به عنوان مثالً گفتهاند: «واجب میباشد که هر نفسی برای وارثان خویش، نوزده ورق ورقه سپید لطیف، ارث باقی گذارد!».[۳۶]
۲. عدم مجوز شکستن تخم مرغ: «و لاتضربن البیضه علی شئی یضیع مافیه پیشین ان یطبخ، هذا ما قدجعل الله رزق نقطة الاولی فی روز ها القیامه اینجانب عنده لعلکم تشکرون»: (تخم مرغ را پیش از آنکه بپزید، به جایی نزنید؛ چراکه آنچه درونش میباشد ضایع می گردد(اشاره به شکستن!) و معبود تخم مرغ را روزی نقطه الاولی(باب) قرار داده میباشد، شاید که سپاسگزار باشید).[۳۷]
۳. قتل غیر مومنین: «هرگاه از رهروان، کسی به سلطنت رسید، احدی را غیر از مؤمنین (به باب) روی زمین نگذارند».[۳۸]
۴. انباشته شدن نسل از هر نحوه: «در صورتی کسی نتوانست همسر خویش را آبستن نماید، اجازه دهد که از دیگری آبستن گردد، منوط به آنکه فرد ثالث ایمان به باب داشته باشد».[۳۹]
۵. کلیه چیز منزه میباشد جز منکرین باب: آحاد اشیا تمیز می باشند جز اشخاصی که به باب اطمینان ندارند.[۴۰]
۶.روزه: در بابیه روزه ۱۹ روز میباشد که نوزدهمین ماه آنها واجب میباشد و عید فطرشان، عید باستانی میباشد.[۴۱]
۷. نماز: نماز جماعت، حرام میباشد تنها در نماز میت مومنین بایستی اجتماع نمایند ولی قصد فرادا کنند.[۴۲]
۸. مجوز ربا[۴۳]

مسجد الزهرا احمدآباد مشهد؛ کارکردهای اجتماعی مسجد در زندگی شهری معاصر