loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 19
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:35


قاعده لاضَرَرْ قاعده دینی برگرفته از متن حدیث نبوی «لا ضَرَر و لا ضِرار فی الاسلام» که بر نفی خسارت زدن به خویش و سایر افراد در آئین اسلام و حرمت آن دلالت می‌نماید. قاعده لاضرر از قواعد مشهوری میباشد که در بیشتر ابواب شرعی کاربرد دارااست و در التفات آن اورده شده که یک کدام از پنج قاعده‌ای میباشد که مسائل دینی بر آن پایدار میباشد. بعضی از آیه‌ها قرآن، استدلال عقلی و سیره عقلا و احادیث متعددی در منابع روایی شیعه و اهل سنت بر این قاعده دلالت دارا‌هستند. بعضی مانند فخرالمحققین، احادیث مربوطه را پی درپی دانسته‌اند. ماجرای سَمُرَة بن جُنْدَب از مشهورترین این احادیث میباشد که سازه به ادعای روحانی انصاری از احادیث دیگر در‌این باب، گواهی آن درست‌خیس و دلالتش آشکارتر مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

«خسارت» به‌معنای آمدن نقصان در فرآورده، جان و آبرو میباشد؛ البته به معنی «ضرار» اختلاف‌حیث میباشد. برخی آن را به‌معنای ضرر و زیان رساندن متقابل دو شخص به یکدیگر مضمون‌ کرده‌اند. قاعده لاضرر گاهی در کنار دیگر قواعد فقاهتی در دسته‌هایی با تیتر «قواعد فقه» و در مواقعی نیز درضمن مباحث اصولی طرح گردیده‌است. با این هم اکنون، فقها و دانشمندان، رساله‌ها و کتاب‌های غیروابسته زیادی درباره این قاعده نگاشته‌اند که «رسالة فی قاعدة لاضرر» نوشته روضه خوان انصاری و «قاعدة لاضرر» تاثیر روحانی الشریعة اصفهانی مثلا آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آنهاست.

رده و مداقه
قاعده لاضرر از مشهورترین قواعد شرعی میباشد که در بیشتر ابواب فقه مانند عبادات و معاملات[۱] و همینطور در فقه پزشکی و بعضا مسائل مستحدث فقاهتی به آن استناد کرده‌اند.[۲] به گفته ناصر مکارم شیرازی عنایت این قاعده به حدی میباشد که بخش اعظمی از فقهای قبل و اکنون در تألیفات و تقریرات خویش، رساله مستقلی را بدان تخصیص رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داده‌اند.[۳]

قاعده لاضرر مثلا «لا ضَرر و لا ضِرار فی الاسلام؛ هر سیرتکامل ضرروزیان و ضرار در اسلام ممنوع میباشد» برگرفته شد‌ه‌است.[۴] این پاراگراف بخشی از احادیث منسوب به فرستاده(ص)، پر اسم و رسم به «روایات لاضرر» میباشد[۵] که از روش شیعه و اهل سنت نقل گردیده است.[۶] به گفته سید علی سیستانی، تمام روایاتی که در متن آن‌ها گزاره «لاضرر و لاضرار» آورده شده هشت حدیث میباشد که از این هشت آیتم، سه آیتم آن در منابع روایی امامیه، چهار آیتم در منابع روایی اهل سنت و یک آیتم در کتاب دعائم الاسلام که مولف آن اسماعیلی مذهب بوده، وارداتی شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۷]

بعضا از اهل سنت[۸] مانند جلال‌الدین سیوطی بر این نظرند که فقه اسلام بر پنج حدیث پایدار میباشد که یکی‌از آن ها حدیث لاضرر میباشد.[۹] شهید نخستین در کتاب القواعد و الفوائد از قاعده لاضرر به‌تیتر یکی‌از پنج قاعده‌ای خاطر می‌نماید که از برهان اربعه به دست آمده و ممکن میباشد کل احکام فقاهتی به آن‌ها ارجاع داده خواهد شد.[۱۰]

به گفته برخی دانشمندان، قاعده لاضرر در اکثر اوقات نظام‌های حقوقی معاصر زیر‌تیتر «عدم تایید صلاحیت سوءاستفاده از حق» مطرح شد‌ه‌است.[۱۱] برای مثال بنابر اصل ۴۰ قانون اساسی ایران ایران، هیچ‌کس‏ نمی‏‌تواند انجام‏ حق‏ خود‏ را وسیله‏ ضرر و زیان رساندن به‏ غیر یا این که تجاوز به‏ منافع همگانی‏ قرار دهد.[۱۲] و بر طبق اصل ۴۳، ضرروزیان رساندن به دیگری ممنوع میباشد.[۱۳]

معنای ضرروزیان و ضرار

قطعه خوشنویسی از حدیث لا ضرر و زیان و لا ضرار، تاثیر حسن کنعان به خط ثلث
«خسارت» در اصطلاح شرعی در مقابل عایدی و به معنای داخل شدن نقصان در کالا، جان و آبرو میباشد.[۱۴] سازه به لحاظ آخوند خراسانی،‌ «ضرار» در قصه «لاضرر و لاضرار فی الاسلام»، به به عبارتی معنای ضرر و زیان و تحت عنوان تأکید برای «لاضرر» آمده میباشد.[۱۵]

سید علی سیستانی «ضرار» را به معنای تداوم و استمرار در خسارت رساندن دانسته میباشد[۱۶] و برخی دیگر آن را به معنای ضرر و زیان وارد کردن متقابل دو فرد به یکدیگر مفهوم کرده‌اند.[۱۷] سازه به حیث فقها ملاک تشخیص زیان عرف میباشد.[۱۸]

معنای قاعده
فقها چهار احتمال برای معنای قاعده یا این که گزاره «لا ضَرر و لا ضِرار فی الاسلام» در حیث گرفته‌اند[۱۹] که عبارت میباشد از:

خودداری از ساخت هر سیرتکامل خسارت به خود و دیگری و حرام بودن آن:[۲۰] روحانی الشریعه اصفهانی این احتمال را پذیرفته میباشد.[۲۱] سازه به حیث ناصر مکارم شیرازی، حدیث سابق الذکر در شکل پذیرفتن این احتمال، فقطً حکم تکلیفی خواهد بود و حرمت خسارت زدن به خویش یا این که دیگری را ذکر می‌نماید و نمی‌تواند به‌تیتر قاعده‌ای عام در ابواب گوناگون فقه به فعالیت رود.[۲۲]
زیان جبران‌نشده در اسلام نیست:[۲۳] یعنی هر که موجب داخل شدن ضرروزیان و زیانی به دیگری باشد بایستی تاوان آن را پرداخته و خسارت وارداتی را جبران نماید.[۲۴] فاضل تونی در کتاب الوافیة فی اصول الفقه این بینش را برگزیده میباشد.[۲۵]
نفی احکام ضرری در اسلام: هر حکمی اعم از تکلیفی یا این که وضعی که نیازمند زیان برای خویش موظف یا این که دیگری باشد، از حیطه شارع تشریع نشده میباشد.[۲۶] مثلا درصورتی که آب برای کسی ضرروزیان دارااست، وجوب وضو به مقتضای این قاعده از وی برداشته می گردد.[۲۷] روحانی انصاری در فرائد الاصول[۲۸] و در «رسالة فی قاعدة لاضرر»[۲۹] این احتمال را برگزیده میباشد.
نفی حکم از روش نفی زمینه: آخوند خراسانی قائل به‌این حیث میباشد؛[۳۰] برای مثال هنگامی گفته میگردد «لا صلوة الا بفاتحة الکتاب»[۳۱] به‌این مفهوم میباشد که نماز فارغ از فاتحة الکتاب (سوره ثنا) به هیچ عنوانً نماز وجود ندارد و اصولاً قضیه نماز بودن منتفی میباشد. پس احکام مرتبط با آن نیز نیست.[۳۲] در این باره، خواستهْ نفی حکم اثبات برای زمینه ضرری میباشد.[۳۳] به عبارت دیگر، موضوعاتی که عنا وین اول آن ها موجب خسارت میگردند، حکم آن‌ها برداشته میشود؛[۳۴] برای مثالً مورد وضو دارنده حکم اول وجوب میباشد، ولی در صورتیکه ضرری برای موظف داشته باشد، حکم وجوب برداشته میگردد.[۳۵]

بازدید : 22
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 11:03

بنابر بعضی تحقیق‌های تاریخی، در زمان حکومت معتصم، که مقارن با امامت امام جواد(ع) بود، بیشتراز پنجاه قیام به وسیله علویان و اعراب و شش آیتم به وسیله ایرانیان شکل گرفت و همه سرکوب شد.[۳۵] مهمترین این قیام‌ها عبارتند از: کودتا زُط‌ها[۳۶]، کودتا بابک خرمدین،[۳۷] کودتا مازیار،[۳۸] کودتا مبرقع،[۳۹] کودتا جعفر کرد[۴۰] و کودتا عُجَیف بن عنبسه و عباس بن مأمون مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد است.[۴۱]

معتصم بعد از مغلوب کردن بابک، فارغ از فکر با سپاهی گسترده به سوی روم تکان کرد[۴۲] و بعد از ناکامی‌دادن سپاه اعزامی از جانب امپراطوری روم، عموریه را در سال ۲۲۳ق فتح کرد.[۴۳] سیاست معتصم در عوض علویان، بسیار دشوار‌گیرانه بود. معتصم برخلاف مأمون بر شیعه ها سختگیری بسیار کرد و کل کار‌های آن ها را به توجه ذیل حیث داشت. همین دستور باعث برخی از قیام‌ها آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد.[۴۴]

قیام محمد بن قاسم طالقان
محمد بن قاسم بن علی ملقب به صوفی[۴۵] [یادداشت ۳] از نوادگان امام حسین(ع) در سال ۲۱۹ق با شعار الرضا اینجانب آل محمد[۴۶] بر علیه معتصم در طالقان در شرق خراسان[۴۷] [یادداشت ۴] قیام کرد. برهان آن اینگونه نام برده میباشد که معتصم هنگامی به خلافت رسید، محمد بن قاسم را فراخواند تا کار‌های او‌را آیتم نظارت و استیناف قرار دهد. محمد بن قاسم بعد از استحضار از تصمیم معتصم از کوفه به خراسان گریخت.[۴۸] بخش اعظمی از عموم خراسان دور وی توده شدند؛[۴۹] البته تکان وی فاقد مرتب سازی بود و خطر بدون شوخی برای حکومت معتصم خلا رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد است.

معتصم به امیر خراسان، عبدالله بن طاهر امر کرد با وی تقابل نماید.[۵۰] محمد باخت خورد و به نیشابور گریخت. او آخر و عاقبت بازداشت و در سامرا زندانی شد؛ ولی به یاری برخی از پیروانش از زندان فرار و گریز کرد و تا نقطه پايان قدمت مخفیانه زیست.[۵۱] ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین این نظر را دارد که وی به واسط رفت و در آنجا ساکن شد.[۵۲] برخی معتقدند که در زمان متوکل گرفتار گردیده و در زندان درگذشت. این قیام تحت عنوان بارزترین انقلاب علویان بعداز شهیدشدن امام رضا(ع) شناخته شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میگردد.[۵۳]

شهید شدن امام جواد(ع)

مقبره امام جواد(ع) و امام کاظم(ع) در شهر کاظمین، عراق
امام جواد(ع) به فرمان معتصم، مسموم و به شهید شدن رسید. وی برای آنکه بتواند عمل‌های امام جواد را به اعتنا ذیل حیث داشته باشد وی را بازداشت کرده و به سامرا موفقیت و در به عبارتی سال امام به شهیدشدن رسید.[۵۴]

دلایل فراوانی برای شهید شدن امام جواد(ع) به دست معتصم نقل شد‌ه‌است. یک کدام از دلایل حافظه گردیده برای شهیدشدن امام به دست معتصم، هراسی میباشد که وی از منطقه تزویج امام و ام فضل و ادب دختر مأمون شم میکرد. معتصم بیم آن داشت که در شرایطی‌که از این تزویج فرزندی به هم برسد، خلافت وی با خطری دورازشوخی مواجه می گردد به دلیل آنکه این فرزند می‌توانست بر پایه ی انتساب به طور همزمان به امام و مأمون، به راحتی ادعای خلافت نماید.[۵۵]معتصم با تطمیع، ام ادب را متقاعد تشکیل داد تا امام را مسموم و به شهید شدن برساند.

برخی انگیزه شهیدشدن امام را سعایت ابن ابی داود، حاکم القضات معتصم، می دانند[۵۶] که به انگیزه حسادت بیشتراز حد به امام، سعایت وی را نزد معتصم کرد و همین سبب ساز شد تا معتصم وی را مسموم نماید؛[۵۷] هر چندین شهیدشدن امام جواد(ع) برای روحانی اثر گذار اثبات نشده میباشد و قائل میباشد که به مرگ طبیعی رحلت نموده‌اند.[۵۸] سیاست معتصم در حین امام هادی(ع) به انگیزه اقتصاد سرشار حکومت عباسی که منجر کاهش کسب حامیان علویان برای عملیات نظامی گردیده بود، تحمل و مدارا با علویان بود و سختگیری‌های دیرین را نکرد.[۵۹]

بازدید : 22
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:17


مُسَیَّب بن نَجَبَة بن ربیعه فَشیون(فرازی)(شهیدشدن ۶۵ق)، از تابعین و از یاران امام علی(ع) و یک کدام از رهبران قیام توابین. وی در نبرد قادسیه و فتح عراق، کمپانی داشت. در نزاع‌های امام علی(ع) یاور وی بود. وی از دعوت‌کنندگان امام حسین(ع) به کوفه بود البته در رخداد کربلا حضور نداشت. یکسری سال آن‌گاه به یار و همدم سلیمان بن صُرَد خزاعی، عبدالله بن سعد ازدی، عبدالله بن وال تمیمی و رفاعة بن شداد بجلی قیام توابین را رهبری کرد و در قیام توابین بعد از کشته شدن سلیمان بن صرد، درفش پیکار را به دست گرفت و جنگید تا کشته مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد.[۱]

معاش‌طومار
اسم وی در تاریخ به اشکال مختلفی مندرج میباشد: مسیب بن نجیبه، مسیب بن نجیه، مسیب نجبه، مسیب بن نجبه فرازی.

مسیب یک کدام از رؤسای کوفه و بزرگان شیعه و از اصحاب امام علی(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود. او از بزرگان تابعین بود[۲] و زهاد بعدازظهر و شجاعان قبیله خویش به شمار می‌آمد[مستلزم منبع] و در نبرد‌های جمل، صفین و نهروان در رکاب امام علی(ع) جهاد کرد.[۳] او در نزاع قادسیه و فتح عراق، کمپانی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داشت.[۴]

در حادثه کربلا
در سال ۶۰ق که حسین بن علی(ع) با یزید بن معاویه بیعت نکرد، جمع‌ای از بزرگان کوفه به امام(ع) طومار‌هایی نوشته و از آن حضرت برای رفتن به شهر کوفه دعوت کردند. او‌لین طومار را مسیب بن نجبه، سلیمان بن صرد خزاعی، حبیب بن مظاهر و... نوشتند. متن طومار اینگونه رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم. طومار‌ای میباشد از سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه و شیعه ها شما. بعداز درود و ثنا و ثنای الهی، تشکر خدایی را که معاند تو (معاویه) را نابود تشکیل داد؛ آنکه زمام فعالیت این امت را به اجبار، به دست گرفت و مال همه مردم مسلمین را غاصبانه تصرف کرد... فعلا ما جز تو، امام و پیشوایی نداریم. به سوی ما بیا، تا خدا توسط تو ما‌را بر محورحق، گرد هم آورد...»، (فاقدم إلينا فلعل الله عزّ وجلّ أن يجمعنا بك على الحق)
این طومار بوسیله قاصدانی در رمضان سال ۶۰ق به دست امام(ع) شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد رسید.[۵]

ولی مسیب در رخداد کربلا کمپانی نکرد.

بعد از اتفاق کربلا
مسیب، در کنار سلیمان بن صرد خزاعی و برخی بزرگان کوفه، از اینکه در قیام امام حسین، کمپانی نکرده بودند به شدت اندوهگین و از اینکه با وصال طومار و پیک امام(ع)، از فداکاری در راهش مضایقه کرده بودند، خودشان را سرزنش می‌کردند، لذا در آن سال ۶۵ هجری قمری به خونخواهی حسین بن علی به پا خاستند تا ظلمی را که در حق امام حسین(ع) و اهل‌بیت نبی(ص) کرده و آنان‌را فقط گذارده بودند، جبران نمایند.[۶]

مسیب بن نجبه از پرافسوس‌ترین عموم بر عدم کمک امام حسین(ع) بود و پشیمانی خویش را در خطابه‌ای اعلام داشت که میان تیم‌های توّابین اختلال کرد:

«ما با تمیز شمردن خویش، فریفته گردیده بودیم، پروردگار ما‌را در هر موضعی از موضع ها فرزند دخت پیامبرش صلی اللَّه علیه و آله دروغگو یافت، وی پیش از اینً طومار‌ها و فرستادگانش را نزد ما ارسال کرد و نزد ما عذر و بهانه آورد و کمک ما‌را نخست و در نقطه پایان و آشکارا درخواست نمود، البته ما به جانهایمان نسبت به او حسود و بخیل گشتیم تا اینکه در کنار ما به قتل رسید، خیر با دستهایمان او‌را کمک دادیم و خیر با زبانهایمان از وی مدد نمودیم و خیر با اموالمان اورا تقویت کردیم و خیر از عشیره‌مان برای وی امداد طلبیدیم، پس عذر و بهانه ما نزد پروردگارمان و هنگام روبه رو شدن با پیامبرمان چیست؟ جز اینکه آدم کش وی و آن‌ها که بر ضد وی تحریک نمودند را بکشید و یااینکه در این‌راه کشته گردید، شاید در آن شکل، آفریدگار ما از ما خشنود خواهد شد، اینجانب بعد از دیدار وی از عقوبتش ایمن نخواهم بود.»[۷]
شهید شدن در قیام توابین
مسیب بن نجبه به یار سلیمان بن صرد خزاعی، رفاعة بن شداد بجلی و چندین نفر دیگر، فعالیت سازماندهی قیام توابین را بر ذمه گرفت، جلساتی تشکیل و سخنرانی‌هایی اجرا شد تا اینکه با جمعیت ۴۰۰۰ نفری قیام کرده و به تقابل با سپاه شام و حکام بنی امیه رفتند. آن گاه ازشهادت سلیمان بن صرد (رهبر توابین)، مسیب، درفش پیکار را بدست گرفت و فرمانده شد و بعد از کشتن تنی چند از سپاهیان معاند، خویش نیز به شهیدشدن رسید.[۸] بنابر برخی قرائن مسیب بن نجبه در هنگام شهید شدن بیشتراز شصت سال قدمت داشته میباشد. همینطور بیان شده میباشد که عبیدالله بن زیاد، رمز او را بوسیله ادهم بن محرز باهلی برای مروان بن حکم (و در بعضا نقل‌ها عبدالملک بن مروان) ارسال کرد.[۹]

بازدید : 25
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 10:38

حدیث کِساء حدیثی در فضیلت نبی(ص)، امام علی(ع)، فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دانسته میشود. امامان شیعه برای ثابت برتری و استحقاق خود درخصوص خلافت، بدین حدیث استناد نموده‌اند. به گفته بعضی حدیث‌شناسان، فرستاده اکرم(ص) هنگام نزول آیه پاک سازی، خویش و خاندانش را در تحت عبایی توده کرد و این چنین، مصادیق این آیه را معرفی نمود. محل اتفاق مرتبط با حدیث کِساء را منزل ام سلمه، مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد دانسته‌اند.

حدیث کساء در منابع شیعه و اهل سنت آورده شده و بعضی آن را متوالی می دانند. اما متن حدیثی که در مفاتیح الجنان به اسم حدیث کساء آمده، در نصیب‌هایی، گوناگون با حدیثی میباشد که در منابع قدیمی نقل شد‌ه‌است. به باور ناصر مکارم شیرازی، از مراجع پیروی شیعه، با دقت به روایات مَن بَلَغ و اهتمام بعضا عُلما نسبت به تلاوت نقلی که در مفاتیح الجنان آمده میباشد، می‌قدرت آن را به قصد رجاء و برآورده شدن حاجات آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد خواند.

مضمون‌‌شناسی و رده
حدیث کساء به عنوان مثال دلایل ثابت فضیلت، برتری و استحقاق امامان شیعه در زمینه‌ی خلافت، معرفی گردیده[۱] و با دقت به نزول آیه پاک سازی در جریان این حدیث،[۲] از آن برای ثابت پاکی امامان نیز استعمال می شود.[۳] کساء، به لباسی که خویش را با آن می‌پوشانند، مفهوم شد‌ه‌است.[۴] بعضی لغت‌شناسان نیز آن را در معنای عبا دانسته‌اند.[۵] همینطور این کلمه و واژه در معنای زیرانداز و روانداز نیز به فعالیت رفته رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۶]

ماجرای حدیث کساء
گفته میگردد، هیچ یک از احادیثی که درباره ماجرای کساء نقل گردیده‌است، آن را به ‌طور بدون نقص ذکر ننموده و هر کدام صرفا به بخشی از آن اشاره کرده‌اند.[۷] محمد محمدی ری‌شهری با سود‌گیری از احادیث، تصویری از این اتفاق افتاد را ارائه کرده است: نبی اکرم(ص) در منزل همسرش، ام سلمه قرار میباشد پیام مهمی از سوی خدا درباره چندین بدن از نزدیکان خویش اخذ نماید؛ لذا به همسرش تأکید می‌نماید که به هیچ‌کس اذن ورود شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد ندهد.

از سوی دیگر، در همین روز، فاطمه(س)، دختر نبی(ص) تصمیم می گیرد برای بابا غذای قابل قبولی به اسم عصیده (حلوا)[۸] تهیه و تنظیم نماید. وی این طعام را در دیگ خرد سنگی آماده می‌نماید و آن را روی طبقی نهاده، برای بابا می آورد. ام سلمه می گوید: «اینجانب نتوانستم بازدارنده ورود فاطمه نحس». فرستاده(ص) به دخترش فرمود: «برو و همسر و دو فرزندت را هم بیاور». فاطمه(س) بی‌تامل به خانه رجوع و یاور همسر و دو فرزندش که در آن‌ وقت، خردسال بودند به منزل بابا وارد شد. ام سلمه با اشارهٔ پیامبر پروردگار(ص) برخاست و در کناری درگیر نماز شد. فرستاده معبود(ص) با امام علی(ع) و فاطمه(س) و دو فرزندش امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، کنار سفرهٔ فاطمه(س) نشستند. نبی(ص) کسای خیبری (عبایی، بافته‌ عموم حیطه خیبر) را بر راز داماد و دختر و فرزندانش کشید و با دست راست به اسمان اشاره نمود و فرمود: «خدایا! اینان اهل بیت(ع) اینجانب میباشند. پس هرگونه زشتی را از آن ها به دور کن و تماماً پاکشان گردان!» آن گاه جبرئیل امین، نازل شد و آیه پاکسازی را خواند: إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَمعدودْ تَطْهِیرًا ﴿۳۳﴾ (ترجمه:...آفریدگار صرفا میخواهد آلودگی را از شما فامیل [فرستاده ]بزداید و شمارا منزه و پاکیزه گرداند.)[احزاب–۳۳] ام سلمه جلو آمد و پهنا کرد: آیا اینجانب در شمار اهل بیت نیستم؟ رسول(ص) پروردگار فرمود: تو در رویه نه و خیر هستی، تو از همسران نبی خدایی.[۹]
جای و مجال روایت
وقوع ماجرای کساء را درپی نزول آیه پاکسازی[۱۰] و بنابر عهد و پیمان معروف در منزل ام سلمه دانسته‌اند.[۱۱] به گفته علامه حلی، نازل شدن آیه پاک سازی در منزل ام سلمه از مطالبی میباشد که امت اسلام بر آن واقعه حیث داراست و به‌شکل پشت سر هم از ائمه(ع) و اکثری از اصحاب نقل گردیده‌است.[۱۲] ابن حجر نیز بر آن میباشد این آیه در منزل ام سلمه نازل گردیده‌است.[۱۳] محمدهادی یوسفی غروی خبر‌ها مربوط به این واقعه را در توان استفاضه دانسته میباشد. [۱۴] روحانی موثر از اصحاب حدیث نقل کرده که درباره این آیه از عایشه سؤال شد، وی در جواب اعلام‌کرد: «این آیه در منزل خواهرم امّ سلمه نازل شد‌ه‌است، پس درین‌باره از وی بپرسید که از اینجانب با خبر‌خیس میباشد».[۱۵] سیوطی نیز در «الدُرُّ المنثور» از ابن مردویه نقل کرده که ام سلمه اعلام کرد: آیه «انما یرید الله...» در منزل اینجانب نازل شد.[۱۶]

سید جعفر مرتضی عاملی، از تاریخ‌پژوهان شیعه در قرن ۱۴ قمری، فرصت حدیث کساء را مدتی بعداز تولد امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دانسته میباشد.[۱۷] بر طبق روایتی در کتاب امالی روحانی طوسی، از حدیث‌شناسان شیعه در قرن پنجم قمری، ماجرای حدیث کساء بعداز نزول آیه پاکسازی و برای انتخاب مصداق‌ آن نازل شد.[۱۸] و گفته میشود آیه پاکسازی در ماه ذی‌حجه نازل گردیده است.[۱۹]

گواهی و منابع حدیث کساء
حدیث کساء مستفیض، بلکه متوالی دانسته گردیده است.[۲۰] طبری در کتاب دلائل الامامة میگوید: مسلمان ها واقعه حیث دارا‌هستند، همزمان با نزول آیه پاکسازی، رسول(ص)؛ امام علی(ع)، فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را فراخواند و با کساء آنان‌را پوشاند و اینگونه دعا کرد «اللهم هؤلاء أهلی فأذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا» خدایا اینان اهل بیت اینجانب می‌باشند، از آنان زشتی را بدور کن و آن ها را منزه گردان.[۲۱]

منابع شیعه
این قصه در کتاب‌های تفسیریِ شیعه به عنوان مثال تعبیر قمی،[۲۲] تعبیروتفسیر فرات کوفی،[۲۳] مجمع البیان[۲۴] و البرهان فی تعبیر و تفسیر القرآن[۲۵] و نیز منابع حدیثی همانند اصول کافی،[۲۶] و امالی روحانی طوسی[۲۷] نقل گردیده‌است.

منابع اهل سنت
حدیث کساء در منابع حدیثی اهل سنت همانند درست مسلم،‌[۲۸] مسند احمد بن حنبل[۲۹] و اسد الغابة تاثیر ابن اثیر[۳۰] و نیز منابع تفسیری آنان مانند جامع البیان تاثیر محمد بن جریر طبری،[۳۱] تعبیروتفسیر القرآن العظیم تاثیر ابن ابی‌حاتم رازی،[۳۲] الکشاف تاثیر زمخشری،[۳۳] التفسیر الکبیر تاثیر فخر رازی[۳۴] و الجامع لاَحکام القرآن تاثیر قرطبی،[۳۵] تعبیر و تفسیر القرآن العظیم تاثیر ابن کثیر[۳۶] و الدرالمنثور سیوطی[۳۷] نقل گردیده است. ابن تیمیه در منهاج السنة[۳۸] و ابن حجر در الصواعق المحرقه[۳۹] مدرک این حدیث را درست شمرده‌اند.

در درست مسلم، حدیث کساء از عایشه اینگونه نقل گردیده‌است:

روزی نبی خداوند خارج آمد و عبایی نقش‌دار که از مو سیاه بافته گردیده بود، بر دوش داشت. آغاز حسن(ع) آمد، اورا تحت عبا مکان اعطا کرد؛ بعداز وی حسین(ع) آمد، او‌را هم به تحت عبا مکان بخشید، آنگاه فاطمه آمد و در ذیل عبا قرار گرفت، سپس علی(ع) آمد و او‌را هم یار سایرافراد پایین عبا مکان بخشید و فرمود: «إنّما یریدُ الله لِیذْهِبَ عَنْکُم الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُم تَطْهِیراً»[۴۰]

بازدید : 19
شنبه 7 تير 1404 زمان : 11:59

حَدیث ثَقَلَیْن یا این که ثِقْلَیْن حدیثی دارای اسم و رسم و پشت سر هم از نبی اکرم(ص) میباشد درباره مقام هدایت‌گری قرآن و اهل‌بیت(ع) و بایستگی تاسی از آنها. طبق این حدیث، قرآن و اهل‌بیت تحت عنوان دو چیز با ارزش، همواره در کنار یکدیگرند تا در کنار آبگینه کوثر به نبی اکرم(ص) ملحق شوند. حدیث ثقلین مورداستناد متکلمان شیعه برای ثابت ولایت و امامت امامان شیعه(ع) بوده میباشد. عالمان شیعه، به‌استناد این حدیث می گویند هر خصوصیت و صفت کمالی که برای قرآن نام برده، در زمینه‌ی اهل‌بیت نیز درست گو میباشد. بعضی از برداشت‌های کلامی از این حدیث عبارت‌اند از: ثابت امامت امامان شیعه و استمرار آن تا روز قیامت، طهارت اهل‌بیت، بایستگی تبعیت از آنها، مرجعیت علمی، رهبری و ولایت آن‌ها، و عدم اختلاف فی مابین اهل‌بیت و قرآن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می باشد.

از حیث جمع‌ای از عالمان اهل‌سنت نیز این حدیث بر مَوَدّت اهل‌بیت، احسان و احترام به آنان، بزرگداشت آنها و ادای حقوق و دستمزد واجب و مستحب آنان تأکید می‌نماید. برخی از عالمان اهل سنت، دلالت حدیث بر تمسک به اهل‌بیت را پذیرفته‌اند؛ ولی معتقدند تصریحی بر امامت و خلافت آنان ندارد. به‌گفته عالمان شیعه و اهل‌سنت، حدیث ثقلین صرفا یک توشه، ذکر نشده و در موردها زیادی از رسول(ص) نقل گردیده‌است. تکرار این حدیث از رسول(ص) را استدلال التفات و منزلت آن دانسته‌اند. حدیث ثقلین در منابع مختلف حدیثی شیعه و اهل‌سنت اورده شده و شیعه و اهل‌سنت بر مضمون و درستی آن واقعه‌حیث آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد دارا‌هستند.

این حدیث با سندهای متعدد، از بیش تر از بیست بدن از اصحاب فرستاده(ص) نقل گردیده است. سید هاشم بحرانی در غایَةُالمَرام، ۸۲ حدیث با این مضمون از منابع گوناگون شیعه، همانند کافی، کمال‌الدین، عیون خبر‌ها الرضا(ع)، بَصائِرالدرجات و ۳۹ حدیث از منابع اهل‌سنت، همانند درست مسلم، سُنَن تِرْمِذی، سنن نِسائی، سنن دارَمی و مسند احمد بن حنبل نقل رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نموده است.

درباره مصادیق عترت و اهل‌بیت درین حدیث، عالمان شیعه تصریح کرده‌اند که منظور امامان دوازده‌گانه شیعه می باشند. در بعضی احادیث نیز بدین مقاله تصریح گردیده است؛ البته عالمان اهل‌سنت در تبیین مصادیق آن اختلاف‌لحاظ دارا‌هستند؛ گروهی از آنها اصحاب کساء را اهل‌بیت و عترت رسول(ع) شمرده‌اند و بعضا آل‌علی، آل‌عقیل، آل‌جعفر و آل‌عباس را که صدقه بر آن ها حرام میباشد، اهل‌بیت فرستاده معرفی شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌اند.

کتاب‌های زیادی درباره این حدیث به طور غیر وابسته چاپ و منتشر گردیده است برای مثال آن ها موسوعةُ حدیثِ الثَّقلین در چهار جلد میباشد. حدیث ثقلین حدیثی دارای شهرت[۱] میباشد از فرستاده(ص) که پی درپی[۲] و موردقبول تمامی مسلمان ها[۳] شمرده گردیده‌است. تکرار این حدیث از سوی رسول(ص) در موردها متفاوت را عامل عنایت و رده این حدیث دانسته‌اند.[۴] متکلمان شیعه از این حدیث برای ثابت ولایت و امامت اهل‌بیت(ع) سود کرده‌اند.[۵] دربین فرقه‌ها و مذهبها گوناگون، حدیث ثقلین در مباحث کلامی، در قضیه امامت و جانشینی نبی(ص)، موردتوجه بوده و آن را به‌جهت دلالت بر همگی مسائل و مباحث امامت، بی‌نظیر دانسته‌اند.[۶]


درج بخشی از حدیث ثقلین در لوگوی مجمع جهانی اهل‌بیت
در عَبَقات‌الانوار آمده این حدیث به جهت فراوانی اسناد و اعتبار و استحکام متن آن،‌ از دیرباز موردتوجه عالمان و محدثان بوده و گروهی از آن ها درباره آن، کتاب و رساله‌های مستقلی نگاشته‌اند.[۷] به لحاظ بعضا پژوهشگران، این حدیث از سده در آغاز قمری، در جامعه ها حدیثی شیعه و اهل‌سنت نقل گردیده است. بعد از آن نیز در منابع تاریخی،‌ رجالی، کلامی، اخلاقی، دینی و اصولی، به فراخور گفت و گو، از آن حافظه شد‌ه‌است.[۸]

به نقل از مولف نوشته ی علمی «حدیث ثقلین» در دانشنامه دنیا اسلام، عالمان شیعه از دیرباز در تیم‌های حدیثی خویش این حدیث را نقل کرده‌اند؛ البته در کتاب‌های کلامی متقدم، در مشاجره امامت و خلافت، کمتر بدان استناد شد‌ه‌است. با این درحال حاضر، گروهی از عالمان شیعه در مشاجره‌های کلامی بدان استناد کرده‌اند؛ برای مثال روحانی صدوق در ثابت خالی نبودن زمین از حجت و روحانی طوسی در مشاجره بایستگی وجود امامی از اهل‌بیت در همگی مجال‌ها، بدین حدیث تمسک کرده‌اند. علامه حلی در کتاب نهج‌الحق در ثابت خلافت امام علی(ع) و سود کاشانی نیز در گفت و گو از مقام قرآن، از این حدیث سود کرده‌اند.[۹]

نقل شده میر حامدحسین هندی (درگذشت ۱۳۰۶ق) با تخصیص فصولی کلان به گواهی و دلالت حدیث ثقلین در کتاب عبقات الانوار، در شناساندن آن مقام ممتازی دارااست و بعد از وی، بیشتر از پیش بدین حدیث دقت شد تا جایی که در زمانه معاصر، مهمترین حدیثی میباشد که برای ضرورت و لزوم تمسک به اهل‌بیت به آن استناد می‌گردد.[۱۰]

حدیث ثقلین در مباحثی همانند رده قرآن، حجیت روایات اهل‌بیت، حجیت ظاهر قرآن، مطابقت و همخوانی قرآن و روایات اهل‌بیت و مقدم بودن قرآن بر حرف اهل‌بیت مورداستناد متکلمان شیعه بوده میباشد.[۱۱]

این حدیث را با اعتنا به تأکید بر منزلت و مرجعیت علمی اهل‌بیت، گشایش راهی تازه در مباحثات دربین مذهب‌ها اسلامی دانسته‌اند؛ چنان‌که مباحثه و اعلام‌کرد‌وگوی سید عبدالحسین شرف‌الدین با روضه خوان سلیم بُشری با اینگونه رویکردی بود.[۱۲]

متن حدیث
حدیث ثقلین در منابع گوناگون شیعه[۱۳] و اهل‌سنت[۱۴] با عبارت‌های مختلف از فرستاده اسلام(ص) نقل گردیده است.[۱۵] این حدیث در کتاب کافی، از کتاب ها اربعه و اساسی شیعه، اینگونه نقل گردیده‌است: «...إِنِّی تَارِکٌ فِیکمْ أَمْرَینِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا: کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَیتِی عِتْرَتِی. أَیُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّکُمْ سَتَرِدُونَ عَلَیَّ الْحَوْضَ فَأَسْأَلُکُمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِی الثَّقَلَیْنِ وَ الثَّقَلَانِ کِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ وَ أَهْلُ بَیتِی فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَهْلِکُوا وَ لَاتُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُم‏‏؛ اینجانب در بین شما دو چیز باقی می گذارم که چنانچه آن‌ها‌را دستاویز قرار دهید، هیچ زمان منحرف نخواهید شد: کتاب آفریدگار و عترتم که اهل‌بیتم می باشند. ای عموم بشنوید! اینجانب به شما رساندم که شما در کنار آبگینه بر اینجانب وارد می شوید. پس اینجانب از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار گرانبها سؤال خواهم کرد؛ یعنی کتاب معبود و اهل‌بیتم. بر وی پیشى نگیرید که هلاک ‌میشوید و به وی چیزى نیاموزید که آن ها از شما داناترند.»[۱۶]

بازدید : 20
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 10:57


حَق‌ُّالناس یا این که حقوق و دستمزد عباد به حقوق و دستمزد عموم برعهده بشر اشاره داراست. حق مردم در مقابل حق‌الله میباشد که به حقوق و دستمزد آفریدگار بر عهده بندگان میپردازد. حق‌الناس به دستمزد مالی تخصیص ندارد و جان و آبروی اشخاص را نیز دربرمی‌گیرد. حق‌الناس را به دو قول محض مانند جان و محصول عموم و غیر محض مانند سرقت و قذف که دو جنبه حق‌الناس و حق‌الله را هم زمان دارااست، تقسیم مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌اند.

امام سجاد(ع) در رساله دستمزد، بیش تر از پنجاه حق و تکلیف را که برعهده آدم میباشد بیان نموده است. در روایات، بودن حق دیگران بر عهده آدم را سبب ساز مستجاب نشدن دعا آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد دانسته‌اند.

حق‌الناس با توبه و شهید شدن در شیوه معبود بخشیده نمی شود بلکه بایستی جبران گردد یا این که مالک‌حق آن را ببخشد. در احکام قضایی آیین اسلام، فی مابین حق‌الناس و حق‌الله تفاوت‌هایی وجود داراست؛ از جمله اجرای حکم در حق‌الناس به درخواست مالک‌حق نیاز داراست؛ البته در حق‌الله منوط به مطالبه کسی وجود ندارد و اینکه حق‌الناس مبنی بر توجه و احتیاط‌ میباشد؛ اما حق‌الله بر پایه ی راحت‌گیری و رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد تخفیف.

معنا‌شناسی
در آئین اسلام حقوق و دستمزد به حق‌الناس و حق‌الله تقسیم می گردند.[۱] منظور از حق‌الناس، دستمزد عموم بر عهده بشر میباشد که در مقابلِ حقوق و دستمزد پروردگار بر عهده(ذمه )[یادداشت ۱] آدم قرار میگیرد.[۲] حق‌الناس‌ها به نوعی حق‌الله محسوب میگردند؛[۳] البته زمانی که‌این اصطلاح در قبال حق‌الله به فعالیت می‌رود، مراد از آن فقط تیم‌ای از دستمزد میباشد که به حق الناس بر آدم اشاره شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد دارااست.[۴]

در منابع حدیثی و شرعی، برای اشاره به حق‌الناس از عناوینی زیرا حق عِباد،[۵] حق آدمی،[۶]حق آدمیّین[۷] و حقوق و دستمزد مسلمین[۸] اسم شد‌ه‌است.

مصادیق
برخی فقیهان، حق‌الناس را بر دو نوع دانسته‌اند: حق‌الناسِ محض، مانند رعایت جان و متاع عموم و حق‌الناس غیرمحض یعنی حقوقی که هر دو جنبهٔ حق‌الله و حق‌الناس را دارا‌هستند؛ مانند سرقت،[۹] تعزیر[۱۰] و قذف.[۱۱]

حق‌الناس به حقوق و دستمزد مالی تخصیص ندارد و جان و آبروی اشخاص را نیز در برمی‌گیرد.[۱۲] از این‌رو غایب بودن،[۱۳] افترا، حرف‌چینی و غمگین‌کردن بی‌مکان عموم را هم حق‌الناس شمرده‌اند.[۱۴] در روایتی از امام سجاد(ع) که به رساله حقوق و دستمزد شناخته می شود، بیشتراز پنجاه حق و تکلیف نسبت به دیگرافراد مذکور میباشد.[۱۵]

مداقه در روایات اسلامی
حق‌الناس در روایات از دست اندرکاران مستجاب‌نشدن دعا شمرده گردیده است.[۱۶] امام درست گو(ع) هیچ عبادتی را بلندتر از ادای حق مؤمن ندانسته میباشد.[۱۷] در حدیث مَناهی، از نبی اسلام(ص) آمده میباشد هر کس حق دیگری برگردنش میباشد و قدرت پرداخت آن را دارااست، اما در پراخت آن امروز و فردا می‌نماید، هر روز در پرونده‌اش متساوی گناه عَشّار، تصویب میگردد.[۱۸] عشار به کسی می‌گفتند که به امر حکم کننده ستمگر، یک‌دهم اموال عموم را به‌تحمیل اخذ می کرد.[۱۹]

منزلت در فقه و حقوق و دستمزد
در منابع دینی از حق‌الناس در قسمت احکام قضایی کلام می گویند.[۲۰] در مقررات حقوقیِ ایران نیز به آن اعتنا گردیده است.[۲۱] به عنوان مثال دیه، قصاص و بعضی از جرایم تعزیری مثل توهین، از باب حق‌الناس‌بودن، جرم دانسته گردیده‌اند.[۲۲]

تفاوت با حق الله
در میان حق‌الناس و حق‌الله تفاوت‌هایی بیان کرده‌اند که بعضا از آن ها به تفصیل تحت میباشد:

ثابت حق‌الناس نزد حکم دهنده سهل‌خیس از ثابت حق‌الله میباشد؛ چون حق‌الله با یک شاهد مرد و دو شاهد زن، یا این که یک شاهد مرد همدم با قسم و سوگند، یا این که شهیدشدن زنان به‌تنهایی، ثابت نمی شود؛ اما بعضی از حق‌الناس‌ها را می‌قدرت با این شواهد ثابت کرد.[۲۳]
اجرای حکم در حق‌الناس به درخواست صاحب و مالک حق نیاز داراست؛ البته حق‌الله، بر مطالبه کسی مبتنی وجود ندارد.[۲۴] در ماده ۱۵۹ ضابطه تعزیرات جمهوری اسلامی ایران، تعقیب و مجازات متهم در حق‌الناس، متوقف بر آن میباشد که مالک‌حق یا این که قائم ردهِ رسمی او حقش را مطالبه نماید.[۲۵]
در حق‌الناس، برخلاف حق‌الله، حکم کننده نمی‌تواند جنایتکار را از اقرارکردن پشیمان نماید.[۲۶]
بعضی از مصادیق حق‌الناس، قابل‌عفووبخشش یا این که جابجایی‌اند، البته در حق‌الله رضایت شخصی که جرم بر وی انجام یافته، موجب سقوط حق نمیشود.[۲۷]
حق‌الناس‌ها با توبه ساقط نمیشوند، ولی برخی از حق‌الله‌ها با توبه ساقط می شوند.[۲۸]
حق‌الناس مطابق توجه و احتیاط‌، البته حق‌الله بر اساس سهل و آسان‌گیری و تخفیف میباشد.[۲۹] نقل شده بعضی فقیهان، تفاوت‌های حق‌الله با حق‌الناس در احکام قضایی را ناشی از همین می دانند.[۳۰]
حق‌الناس با شهیدشدن در رویه معبود بخشیده نمی شود؛ حالا‌آنکه حق‌الله با شهیدشدن بخشیده می گردد.[۳۱] ازاین‌رو اورده شده که امام حسین(ع) در شب عاشورا به عمیر انصاری یکی از ازیاران خویش فرمود ميان عموم اعلام كن هر كس بدهكار میباشد در ركاب اینجانب پيكار نكند؛ زيرا هر كس از دنيا برود در حالى كه دينى بر ذمه ‌اش باشد كه راه‌حل‌اى براى آن نكرده باشد گرفتار جهنم مى‌گردد».[۳۲][یادداشت ۲] در نقل دیگر آمده میباشد که امام فرمود (ميان کلیه يارانم) اعلام كن هر كس دَيْنى بر ذمه داراست با اینجانب كشته نشود؛ زيرا كه اینجانب از پیامبر معبود (ص) فرمود: «هر كس از دنيا برود و دَيْنى بر ذمّه داشته باشد، از حسنات وى در فرداى قيامت برداشته مى‌گردد.» [۳۳]
جبران
در حق‌الناس، ضمن توبه، می بایست حقوق و دستمزد عموم جبران خواهد شد یا این که مالک‌حق آن را ببخشد.[۳۴] به گفته برخی فقیهان این زمینه دربرگیرنده حقوقی که بشر پیش از بلوغ ضایع کرده، هم می گردد.[۳۵]

برپایه روایتی از رسول اکرم(ص)، در قیامت از حسنات هر که حق الناس بر گردن وی باشد، به صاحب و مالک‌حق میدهند و در حالتی که حسناتش به آخر رسید، گناهان مالک‌حق را به پای وی می‌نویسند؛ بعد اورا وارد حریق می‌نمایند.[۳۶] بر اساس روایتی دیگر از امام درستگو(ع) در کتاب لئالی الاخبار، بدترین حالا آدم در قیامت، زمانی میباشد که مستحقان زکات و خمس جلوی بشر را بگیرند و آفریدگار از حسنات وی به آن ها عوض بدهد.[۳۷]

کتاب‌شناسی
نگاهی به حق‌الناس به خودکار محمود اکبری با پیشگفتار آیت‌الله مکارم شیرازی. فصل‌های کتاب به‌این تفصیل میباشد: التفات حق‌الناس، حق‌الناس و درآمدهای حرام، حق‌الناس و مسائل مالی و حقوقی، حق‌الناس و مسائل عِرضی و آبرویی.[۳۸]
حق‌الناس: به خودکار عباس رحیمی که به گویش فارسی مندرج میباشد. کتاب شش فصل داراست که آبروی مسلمان و حق‌الناس در قیامت مثلا سرفصل‌‎های آن میباشد.[۳۹]

بازدید : 16
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:09


ادب‌الله کجوری، دارای اسم و رسم به روضه خوان ادب‌الله نوری (۱۲۵۹قـ۱۳۲۷ق)، از مجتهدان طراز اولیه در طهران و از پیشروان حرکت مشروطه جمهوری اسلامی ایران بود. او با نگهبانی آخوند خراسانی، اصل دوم ممتم قانون اساسی ایران مشروطه بر طبق تشکیل هیئت‌نظار را به ثبت مجلس شورای ملی رساند البته به جهت اختلاف با دیگر نمایندگان درباره بعضا از اصول متمم قانون اساسی کشور مشروطه، از مجلس گوشه‌گیری کرد و با فعال سازی جریانی که مشروعه‌خواستار اسم گرفت، اعتراضات شدیدی بر مشروطه‌خواستار و مشروطیت وارد مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.

روحانی ادب‌الله با ملازمت کردن معارضان مشروطه در ماجرای به توپ‌بستن مجلس، توده‌آوری امضا از علما برای عدم بازگشایی مجلس پس از به‌توپ‌بسته‌شدن آن به وسیله محمدعلی پادشاه و تایپ کردن رساله‌هایی مثلا رساله حرمت مشروطه، مخالفت مشروطه‌خواستار را به خویش جلب آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.

او بعداز زمان استبداد صغیر و فتح طهران به‌دست مشروطه‌خواستار در دادگاهی محاکمه و آخر و عاقبت اعدام شد.

به دنیاآمدن و نسب
روحانی ادب‌الله کجوری مشهور به نوری فرزند ملاعباس نوری طبری، در حیطه فروغ و روشنایی مازندران در ۲ ذی‌الحجه ۱۲۵۹ق در کجور زاده شد.[۱] او فرزند ملاعباس نوری طبرسی میباشد. مامان وی دختر میرزامحمدتقی نوری و خواهر میرزاحسین نوری (محدث نوری) بود. روضه خوان ادب‌الله خواهری داشت که فارغ از فرزند رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد درگذشت.[۲]

استادان و شاگردان
او نخست جوانی به علم آموزی مقدمات علم ها متداول بعدازظهر خویش پرداخت و برای کامل شدن تحصیلات، هم پا میرزاحسین نوری به نجف سفر کرد و در حوزه به درس روضه خوان راضی آل خضر، میرزا حبیب‌الله رشتی و سید محمدحسن شیرازی خط مش یافت و بعد از نیل به درجه اجتهاد به اشاره میرزای شیرازی برای راهنمایی و هدایت عموم، به طهران شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آمد.[۳]

بعضا از شاگردان او از این قرارند:

علامه محمد قزوینی
محمدباقر قائنی بیرجندی [۴]
ملا علی معلم
روحانی غلامحسین مازندرانی[۵]
میرزا مهدی آشتیانی [۶]
فرزندان
روضه خوان فضل و ادب‌الله چهار پسر و شش دختر به اسم‌های تحت داشته میباشد:

ضیاء‌‌الدین
هادی
مهدی
جلال‌‌الدین
انیس‌الشریعه
احترام‌الشریعه
بدیع‌الزمان
انورالزمان
اقدس‌الزمان.
دختری که از همگی مسن‌خیس بوده و با خانواده روضه خوان عبدالنبی نبوی وصلت کرده بود.[۷]
به روایتی دیگر، فرزندان او به شرح دو همسرش اینگونه‌اند: از همسر اولش سکینه، دختر محدث نوری (دختر خان دایی‌اش)، سه پسر و چهار دختر که به ترتیب عبارتند از: میرزامهدی، آقاضیاء‌الدین کیانوری، میرزا هادی نوری، زینت‌الشریعه، مرضیه، احترام‌الشریعه، بدیع‌الزمان، خدیجه. از همسر دوم، یک پسر و سه دختر به اسم‌های: میرزاجلال‌الدین کیا، منیره، اقدس‌الزمان، انورالزمان.[۸]

کار‌های سیاسی
اصل‌های نخستین و دوم متمم قانون اساسی کشور مشروطه
اصل نخستین

مذهب قانونی جمهوری اسلامی ایران اسلام و طریقة حقه جعفریه اثنی عشریه میباشد می بایست شاه جمهوری اسلامی ایران دارا و مروج این مذهب باشد.

اصل دوم

مجلس مقدس شورای ملی که بتوجه و تأیید حضرت امام بعدازظهر عجل الله فرجه و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خلد الله سلطانه و حفظ حجج اسلامیه کثر‌الله امثالهم و عامه ملت کشور‌ایران تأسیس گردیده است می بایست در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسة اسلام و مقررات موضوعه حضرت خیرالانام صلی‌الله علیه و آله و سلم نداشته باشد و معلوم میباشد که تشخیص مخالفت مقررات موضوعه با قواعد اسلامیه بر ذمه علمای اعلام ادام‌الله برکات وجودهم بوده و می باشد لهذا به طور رسمیً مقرر میباشد در هر عصری از اعصار هیئتی که معدود‌خیس از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که آگاه از مقتضیات فرصت هم باشند باین روش که علمای اعلام و حجج اسلام مرجع تبعیت شیعه اسلام بیست نفر از علماء که دارنده صفات مذکوره باشند معرفی بمجلس شورای ملی بنمایند پنج نفر از آنها‌را یا این که بیش‌خیس به‌مقتضای بعدازظهر اعضای مجلس شورای ملی بالاتفاق یا این که به‌حکم قرعه گزینش نموده به‌سمت عضویت بشناسند تا موادی‌که در مجلسین تیتر می‌گردد به‌توجه گفتگو و غوررسی نموده هر یک از آن مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشته باشد طرح و ردّ کنند که تیتر قانونیت پیدا نکند و رأی این هیأت علماء در‌این باب مطاع و متبع خواهد بود و این ماده تا فرصت ظهور حضرت حجت‌بعد از ظهر عجل‌الله فرجه تغییر و تحول پذیر نخواهد بود.

وبسایت راءس رسیدگی‌های مجلس شورای اسلامی

حضور در تکان تنباکو
در جریان تکان تنباکو، زمانی که ناصرالدین فرمانروا به میرزا حسن آشتیانی دستورداد که یا این که در ملأ عام قلیان بکشید یا این که از شهر خارج رود و میرزا تمایل به خارج رفتن گرفت، اولی کسی از علما که در پشتیبانی از میرزا به منزل او وارد شد، روحانی ادب الله بود.[۹]

انقلاب مشروطه
روحانی فضل و ادب‌الله ابتدا نهضت مشروطه اگرچه با چشم شک و تردید بدین نهضت نگاه می کرد و علی‌رغم دوستی با عین‌الدوله (صدراعظم وقت)،[۱۰] با بقیه روحانیون مشروطه‌خواه در مسافرت کبری به قم کمپانی کرد و تا صدور امر مشروطیت و بهره‌برداری مجلس شورای ملی تا مجال ثبت متمم قانون اساسی ایران مشروطه خرد‌ترین مخالفتی از وی مشاهده نشد.[۱۱]
در حین ثبت متمم قانون اساسی کشور روضه خوان فضل و ادب‌الله با نگهبانی آخوند خراسانی اصل دوم متمم مطابق تشکیل هیات نظار را به ثبت مجلس رساند اما به جهت اختلاف با دیگر نمایندگان درباره برخی از اصول قانون اساسی ایران برای مثال اصل هشتم بر اساس برابری تمامی شهروندان در مقابل ضابطه، اصل نوزدهم بر پایه ی علم آموزی اجباری در مدرسه ها دولتی و اصل بیستم مبتنی بر آزادی مطبوعات از مجلس گوشه‌گیری کرد و با تشکیل مجالس اعتراضی به مناسبت‌های مذهبی به عنوان مثال روزها فاطمیه اعتراضات خویش را به مجلس و ضابطه استارت کرد که با عکس العمل مشروطه‌خواستار مواجه شد و با ملازمت توده‌ای دیگر از علمای مخالف مشروطه به تحصن در زاویه مقدسه عبدالعظیم حسنی دست زد.[۱۲] روحانی ادب‌الله و ملازمان که تیتر مشروعه‌خواه بر خویش نهادند با نشر رساله‌ها و لوایحی خواهان ایفا بعضی اصلاحات در متن متمم و اضافه کردن لفظ مشروعه پس از مشروطه بودند.[۱۳] از سخنان اوست که:

«ایها الناس اینجانب ابدا منکر مجلس شورای ملی نیستم. بلکه اینجانب مدخلیت خویش را در تأسیس این شالوده بیشتراز کلیه کس میدانم. چون که علماء تبارک ما که همسایه عتبات عالیات و بقیه ممالک می باشند هیچ‌یک همدم نبودند. و تمامی را بااقامه دلایل و براهین اینجانب همدم کردم. از خویش آن آقایان عظام میتوانید این مقاله را جویا گردید. الآن هم اینجانب به عبارتی هستم که بودم. تغییر و تحول در مقصد، و تجددی در رأی اینجانب به‌هم نرسیده میباشد. صریحاً میگویم کلیه بشنوید، و به غائبین هم برسانید، که اینجانب آن مجلس شورای ملی را می خواهم که مردم مسلمان‌ها آن را می خواهند. بدین مضمون‌ که اما مردم مسلمان‌ها مجلسی میخواهند که اساسش بر اسلامیت باشد. و برخلاف قرآن، و برخلاف شریعت محمدی(ص)، و برخلاف مذهب مقدس جعفری، رسمی نگذارد. اینجانب هم اینگونه مجلسی میخواهم. پس اینجانب و مردم مسلمین بر یک رأی هستیم. اختلاف در بین ما، و لامذهب‌ها میباشد، که منکر اسلامیت، و معاند آیین حنیف می‌باشند. چه بابیه مزدکی مذهب و چه طبیعیّه خارجی مشرب.»[۱۴]
او بعداز اولیه پایکوبی سالگرد مشروطیت، اعلامیه‌ای منتشر کرد و به شعارها و رویه و ترسیم آزادی‌خواستار شدیداً اعتراض کرد و ذکر کرد:

«آن بازار شام، آن شیپور درود، آن حریق‌بازی‌ها، آن ورود سفرا، آن عادیات خارجه، آن هورا کشیدن‌ها و آن تمامی کتیبه‌های زنده باد زنده باد، و زنده باد مساوات و برابری و برادری، می‌خواستید یکی از را هم بنویسید: «زنده باد شریعت»، «زنده باد قرآن»، «زنده باد اسلام.»[۱۵]

بازدید : 15
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 15:47


آلِ أبی‌صَفیه، خاندانی شیعی در کوفه در قرن نخستین و قرن دوم هجری قمری که راویان زیادی از آن برخاسته‌اند. سرسلسله این فامیل، دینار ابوصَفیه ثُمالی بوده که از او اطلاعی در اختیار وجود ندارد. ابوحمزه ثمالی، محمد بن ابی حمزه، علی بن ابی حمزه و حسین بن ابی ‎حمزه مشهورترین رخ‎‌های آل ابی‎‌صفیه مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشند.

نسب
از سرسلسله این قبیله، دینار ابوصَفیه ثُمالی، اطلاعی در اختیار وجود ندارد. همین اندازه مشخص و معلوم میباشد که او در قرن ابتدا در کوفه می‌‎زیسته و پر‌نور وجود ندارد که آیا مولای آل مُهَلَّب بوده میباشد یا این که خیر، البته اکثر زمان ها نویسندگان شیعی این ولاء را بر او و خاندانش نپسندیده‎‌اند. نیز نسبت دینار به ثُماله، گزینه اعلام کرد و گوست. گروهی (مثل صدوق) گفته‌‎اند وی از طایفه بنب ثُعَل بوده و زیرا این خویشاوندان در مجاورت ثُماله می‎‌زیسته‌‎اند، بدون چاره از آن ها نسبت آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گرفته‌‎اند.

مشهورترین فیس‎‌ها
ابوحمزه ثُمالی
نوشته‌علمیٔ مهم: ابوحمزه ثمالی
او زمان چهار امام شیعه علی ‎بن ‎الحسین(ع)،[۱] محمد بن علی(ع)،[۲] جعفر بن ‎محمد(ع)[۳] و به گفته بعضا، عصر امامت موسی‎ بن ‎جعفر(ع) را شعور کرده[۴] و از خاصان آیتم پشت گرمی آنها به شمار می‌‎آمده رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۵]

هر تعدادی شماری از رجال‌شناسانِ اهل‌سنّت ابوحمزه را «ضعیف» دانسته‎‌اند[۶] اما گروهی از اینان از او حدیث نقل کرده‌‎اند[۷] و از این رو، وی برای مثال اندک عده ای از راویان شیعه میباشد که اهل‌سنت نیز بر او اتکا شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌‎اند.

در تاریخ مرگ ابوحمزه اختلاف میباشد.[۸] بیشتر وفات او‌را ۱۵۰ق/۷۶۷م نوشته‎‌اند.[۹]

محمد بن‎ ابی‌حمزه
کَشّی[۱۰] و علامه حلی او‌را در شمار ثقات خاطر کرده‎‌اند.[۱۱] برخی اورا از اصحاب امام باقر(ع)[۱۲] و بعضی از اصحاب امام درست گو(ع)[۱۳] دانسته‎‌اند. گرچه اسم او در بیش تر از ۲۰۰ سلسله گواهی نام برده میباشد، ولی چیزی بیشتراز این از اوضاع وی دانسته وجود ندارد. در کتاب‌های رجالی، فردی به همین اسم، البته با نسبت تمیمی خاطر گردیده‌است که برخی از رجال شناسان با احتیاطِ کل کوشیده‎‌اند اورا بر محمد ثمالی مطابقت و همخوانی نمایند.[۱۴]

علی ‎بن ‎ابی‌حمزه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: علی بن ابی حمزه بطائنی
از اصحاب و راویان امام درست گو(ع)[۱۵] و امام کاظم(ع)[۱۶] میباشد. وی که نماینده مالی امام کاظم(ع) بود، بعداز شهید شدن وی با علت تصرف در میزان دارایی‌هایی که نزد وی انباشته شده بود، منکر وفات آن حضرت شدند و اورا واپسین امامی معرفی کردند که غایب بودن گزیده میباشد[۱۷] و مذهب وقف از اینجا شروع شد.

حسین بن ابی‎‌حمزه
درباره وی در میان نویسندگان و در کتاب‌های رجالی، اختلاف مشقت پیدا گردیده‌است. اختلاف ظاهراً از آنجا شروع گردیده که کَشّی از حسین ‎بن‎ ابی‌حمزه، فرزند ابوحمزه، ذکر شده و او را ثقه دانسته میباشد.[۱۸] اما نَجاشی حسین دیگری را که فرزند حمزه لَیثی دانسته، بیان کرده و گوید این حمزه داماد اثبات (ابوحمزه) بوده و در سود، این حسین نواده دختری ابوحمزه میباشد خیر فرزند وی؛[۱۹] و از این روست که نجاشی[۲۰] هنگام برشمردن پسران ابوحمزه، از حسین اسم نبرده میباشد.[۲۱] از همین جاست که بعضا[۲۲] هر دو بدن را فرد واحدی دانسته‌‎اند. به هر حالا، بیشتر احتمال می‌‎رود که حسین نواده دختری ابوحمزه باشد. او را از اصحاب امام باقر(ع)[۲۳] و امام درستگو(ع)[۲۴] دانسته‎‌اند و از راویان موثق به شمار آورده‌‎اند. گفته‎‌اند که حسن بن دوست داستنی از او راویاتی نقل نموده است.[۲۵] گروهی نیز،‎ گویی به خواسته تفکیک در بین دو حسین، مرجع ابن‎‌دوستداشتنی را حسین فرزند ابوحمزه دانسته‎‌اند. مورخان از ۳ بدن دیگر از فرزندان ابوحمزه خاطر کرده‌‎اند که در قیام زید بن‎ علی ‎بن‎ حسین (۷۹-۱۲۲ق/۶۹۸-۷۴۰م)، که به دوران حکومت هشام‎ بن‎عبد و بنده المَلِک اتفاق افتاد کمپانی کرده و به شهید شدن رسیده‎‌اند. آن‌ها عبارتند از نوح، منصور و حمزه.[۲۶]

پانویس
علامه حلی، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۲۹.
علامه حلی، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۲۹.
علامه حلی، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۲۹.
علامه حلی، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۲۹.
نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ش، ص۱۱۵.
امین، اعیان ‎الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۹-۱۱.
امین، اعیان ‎الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۱۰.
امین، اعیان ‎الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۹.
نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ش، ص۱۱۵؛ علامه حلی، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۲۹.
کشی، تفویض معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص۴۰۶.

بازدید : 19
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:02


میرزا علی ثِقَةُالاسلام تبریزی (۱۲۷۷-۱۳۳۰ق)، فقیه فقاهتی، مولف، جنگجو مشروطه تبریز و پیشوای شیخیه تبریز. در عاشورای ۱۳۳۰ به همپا هفت بدن دیگر به دار آویخته شد. از او کتاب‌ها، رساله‌ها و طومار‌هایی میراث مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

به دنیاآمدن و نسب
او در رجب سال ۱۲۷۷ هجری قمری دیده به جهان گشود. فرزند ارشد حاج میرزا موسی ثقة الاسلام و نواده حاج میرزا شفیع صدر ثقة الاسلام بود. جد پنجمش، میرزا محمد شفیع تبریزی، معاصر کم پاد شاه افشار بود و به پاس خدمتی که به وی کرد، مستوفی حیطه آذربایجان شد. از آن پس این خانواده برخی مناصب و مشاغل دیوانی و حکومتی را برعهده داشتند.[۱] میرزاشفیع تحصیلات فقهی خویش را در عتبات طی کرد و به رینگ درس سید کاظم رشتی (جانشین روحانی احمد احسایی) پیوست و بعداز رجوع به تبریز رهبر شیخیه آنجا شد. فرزندش، حاج میرزا موسی، نیز تحصیلات خویش را در عتبات عالیات کامل شدن کرد. وی از افراد با نفوذ تبریز و از علمای فعال آنجا در اتفاق تحریمِ تنباکو آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۲]

تحصیلات
میرزا علی تبریزی تحصیلات فقهی را در تبریز تمام کرد و آن‌گاه در عتبات نزد اساتیدی زیرا زین العابدین مازندرانی، آن را کامل شدن کرد. بعد از رجوع و برگشت به جمهوری اسلامی ایران و فوت پدرش در ۱۳۱۹ق، مظفرالدین پادشاه به سفارش ولیعهد، محمدعلی میرزا، کنیه ثقة الاسلام را به او اعطا کرد و وی به طور رسمیً سر گروهی شیخیه تبریز را بر ذمه گرفت.[۳] او سه توشه تزویج کرد و نتیجه ها این تزویج‌ها سه پسر و چهار دختر رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۴]

مختصات
ثقة الاسلام در جمهوری اسلامی ایران و عتبات، فقه، اصول، حکمت، صحبت، تاریخ، جغرافیا، نجوم، متانت، دانش رجال و کتاب شناسی فراگرفت. وی به فارسی، عربی، ترکی و فرانسه اشراف داشت و در دانش تاریخ، سخن و مثنوی معنوی شناسی صاحب و مالک لحاظ بود.[۵] او را در سخنوری کارکشته دانسته‌اند.[۶] وی به فلسفه و عرفان نیز عشق و علاقه داشت.[۷] استیناف مجله‌ها و جراید اساسی عربی در تجدد و روشنفکری وی تأثیر بسزایی داشت و اطلاعاتش درباره نظام‌های جدیداجتماعی، مجالس وعظ و خطابه او‌را رده هدایت ذهن ها عموم ایجاد شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۸]

ثقة الاسلام بیشتر اوقاتش را در کتابخانه فردی‌اش می گذراند و متشخص‌های علمی و ادبی هم نشینی داشت. امیرنظام گروسی، مهدی‌قلی هدایت، ادیب خلوت، سید محمد کاظم عصار، و ادیب الممالک فراهانی از معاشران وی بودند.[۹] در کتابخانه وی مجلسی ادبی برگزار میشد که تنی چند از ادبا و فضلای آن روز تبریز در آن کمپانی می‌کردند. وی خویش نیز ذوق وسلیقه شاعری داشت و اشعاری از وی ما‌نده میباشد.[۱۰] عشق و علاقه‌اش به یاددادن، اورا برانگیخت تا برادران و فرزندانش را برای علم آموزی روانه اروپا و عتبات و طهران نماید.[۱۱]

معاش سیاسی
در انقلاب مشروطه
ثقة الاسلام از شروع تکان عدل و داد‌خواهی و آنگاه مشروطه طلبی، در زمره حامیان جدّی آن قرار داشت. او هنگام سفر علما به قم و تحصن آنها در آنجا، با ارسال تلگرام‌هایی به علما و مظفرالدین پاد شاه، خلال پناه از منظور‌های مهاجران، خواهان گشوده گرداندن آن ها به طهران شد.[۱۲]

نمایندگی مجلس
بعد از برد نهضت مشروطه، به هنگام رأی گیری برای گزینش نمایندگان مجلس شورای ملی، او بیشترین رأی را میان علما به دست آورد،[۱۳] اما نمایندگی را نپذیرفت.[۱۴] با تأسیس انجمن ایالتی آذربایجان، که محفل آزادی خواستار بود، ثقة الاسلام از حامیان و فعالان این انجمن و از نویسندگان مجله انجمن شد.[۱۵] حضور وی در انجمن ایالتی، در مقابل انجمن اسلامیه (محفل علمای مخالف مشروطه)، پشتیبان‌ای برای مشروطه خواستار بود.[۱۶]

بازدید : 19
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:07


محمدمحسن بن علی منزوی تهرانی پر اسم و رسم به‌ آقابزرگ تهرانی (۱۲۹۳-۱۳۸۹ق) فقید و کتاب‌شناس شیعه بود. از وی اثرها زیادی ارثیه میباشد که مهمترین آن‌ها دو کتاب دائرة المعارفی الذریعة الی تصانیف الشیعة در معرفی کتاب‌ها و اثر ها شیعه و طبقات اعلام الشیعه در تفصیل وضع و اوضاع و اثر ها عالمان و رجال شیعه از قرن چهارم تا چهاردهم قمری مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

آقا‌بلندمرتبه تهرانی از ده سالگی وارد حوزه علمیه نجف شد و از اساتید بخش اعظمی مثلا میرزا حسین نوری، سید مرتضی کشمیری و حسین خلیلی تهرانی استفاده نمود. آقا‌گرانقدر تهرانی از محدثین مذهب ها متعدد اذن نقل حدیث داشت و اکثری از بزرگان برای مثال؛ سید‌محمد درست گو بحرالعلوم، سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی و محمدحسن مظفر از وی اذن ماجرا آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داشتند.

آقا‌تبارک تهرانی در کتاب‌شناسی، فهرست نویسی و گستردن هم اکنون نگاری و دیگر علم ها متفاوت همانند؛ تاریخ، حرف، رفتار، فقه و ریاضی گویش زد بودند. وی پنج هزار جلد و دویست ورژن خطی از کتابهای علم ها گوناگون در کتابخانه بزرگی که تأسیس کرده بود، داشت و همواره اهل دانش از این کتابها به کار گیری رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌کردند.

آخر و عاقبت او در ۱۳ ذی‌الحجه ۱۳۸۹قمری در نجف درگذشت و طبق وصیتش، در کتابخانه خویش که آن را برای به کارگیری علما و طلاب وقف کرده بود، به خاک ودیعه شد.

معرفی

آقابزرگ تهرانی در کتابخانه

آقابزرگ تهرانی در کتابخانه

تصویر آقابزرگ در کتاب طبقات اعلام الشیعه

حرم آقابزرگ تهرانی
علامه آقابزرگ تهرانی، کتاب‌شناس و فقید شیعه، به علت تصویب و معرفی اثرها مکتوب شیعه، کتاب الذریعة الی تصانیف الشیعة را در مقطع ۶۰ سال و معرفی بیش تر از پنجاه هزار جلد کتاب نگاشت.[۱] شبیری زنجانی اورا انسانی ادم خاکی، زحمت‌کش و ظریف در نقل مطالب معرفی کرده‌میباشد. همینطور اذعان داراست که در حالتی که کتاب الذریعه نوشته نمی شد، پژوهش ها نو ناقص و فرصت‌بر شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می شد.[۲]

وی در ۱۱ ربیع‌الاول سال ۱۲۹۳ق در محله پامنار طهران چشم به جهان گشود.[۳] فامیل وی اصالت گیلانی داشتند که به طهران مسافرت کردند.[۴] پدرش حاج علی از بازاریان نه و اهل مداد بود. جدِّ بزرگش، حاج محسن نیز تاجر بود و به همین جهت فرزندانش به محسنی آوازه داشتند.[۵] جدش با همیاری منوچهرخان معتمدالدوله گرجی، اولیه چاپخانه کشور‌ایران را بنیاد بنیان.[۶]

آقابزرگ دو توشه وصلت کرد و دارنده ۵ پسر و ۴ دختر شد.[۷] علینقی منزوی و احمد منزوی از فرزندان اویند که در تألیف و تکثیر کتاب الذریعه به وی یاری کردند.[۸] داماد روحانی آقابزرگ، حجت الاسلام سید احمد دیباجی [یادداشت ۱] اولی شهید شیخ بعداز انقلاب بود که در بعضا شغل های علمی همپا و همکار ابوالزوجه خویش بود.[۹]

روضه خوان آقابزرگ بعداز یک بیماری زمان بر، ۱۳ ذی‌الحجه ۱۳۸۹ق موازی با ۱ اسفند سال ۱۳۴۸ش، در ۹۶ سالگی[۱۰] در نجف درگذشت و مبتنی بر وصیتش، در کتابخانه خویش که آن را برای به کارگیری علما و طلاب وقف کرده بود، به خاک امانت شد.[۱۱]

حیات علمی
آقابزرگ از ۷ سالگی (۱۳۰۰ق) در محله خویش «پامنار» به مدرسه‌منزل رفت و دروس متداول آن فرصت را آموخت و از ۱۰ سالگی در مکتب دانگی، تحصیلات مقدماتی حوزه را استارت نمود. محل علم آموزی آینده وی مکتب علمیه مروی (طهران) بود که از سال ۱۳۰۹ق. خلال مکتب دانگی [یادداشت ۲] در کلاس‌های آنجا نیز کمپانی می‌نمود.[۱۲] آقابزرگ بعداز سپری کردن زمان مقدمات دروس حوزه، فقه و اصول را نزد سیدعبدالکریم لاهیجی، سیدمحمدتقی گرکانی و روضه خوان علی نوری ایلکایی و سید محمدتقی تنکابنی فراگرفت[۱۳] و دروس ریاضی ها و هیئت را نزد روحانی علی نوری و میرزا ابراهیم زنجانی فرا گرفت.[۱۴] همینطور به مطالعاتی در تاریخ ادبیات و رجال حدیث پرداخت.[۱۵]

تحصیلات در عراق
آقابزرگ در سال ۱۳۱۵ق به قصد ادامه علم آموزی به نجف رفت و در قضیه‌های فقه و اصول و حدیث و خلق از اساتیدی به کار گرفت که بعضی از آن‌ها عبارتند از:[۱۶]

میرزا حسین نوری
محمدطه نجف
سید مرتضی کشمیری
حسین خلیلی تهرانی
محمدکاظم خراسانی
سید احمد کربلایی
میرزا محمدعلی چهاردهی
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
فتح‌الله غروی اصفهانی
روضه خوان آقا رضا تبریزی
روضه خوان احمد شیرازی، دارای اسم و رسم به کتف ساز
آقابزرگ در سال ۱۳۲۹ق به سامرا رفت و در درس آیة الله محمدتقی شیرازی (م ۱۳۳۸ق) کمپانی جست.[۱۷] وی اواخر سال ۱۳۳۵ق به کاظمین نقل جای نمود و دو سال در آنجا اقامت داشت و مجدد در سال ۱۳۳۷ق به سامراء برگشت و تا ۱۳۵۵ق در آنجا اقامت نمود.[۱۸]

روحانی آقابزرگ در سال ۱۳۵۵ق. در پی کشته‌شدن دوست نزدیکش محمدهادی تهرانی به دست متعصبان ضدشیعه و ضدایرانی سامرا، اقامت بیشتر در آنجا را به مصلحت ندیده، به نجف برگشت.[۱۹]

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 509
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه