loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 25
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:02


ثِقه واژه و کلمه‌ای در دانش رجال که نشانه‌گر مورداعتمادبودن راوی میباشد. بعضی از رجال‌شناسان، آن را به معنای راوی‌ای دانسته‌اند که امامی، عادل و هچنین ضابط میباشد؛ یعنی بضاعت به‌یادسپاری احادیث را دارااست. کلمه ثقه، در موضوع آشنایی و تفکیک راویان مورداعتماد از راویان دروغین و جاعلان حدیث کاربرد داراست. کلمه و واژه ثقه، در صحبت معصومان و همینطور در سخنان مُحَدِّثان هم‌بعد از ظهر با امامان معصوم، برای معرفی راویان آیتم متکی بودن، به عمل رفته مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

ملاک‌هایی برای ثابت وثاقت، یعنی مورداعتمادبودن راوی گفته شده میباشد؛ به عنوان مثال کلام مصرح یکی‌از معصومان یا این که یکی‌از عالمان رجال‌شناس متقدم یا این که متأخر درباره وثاقت راوی. کلماتی مانند «ثقه»، «جلیل القدر» و «ثِقَةٌ، عَینٌ، صَدوقٌ»، علامت وثاقت راوی دانسته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردیده‌است.

ثقه‌قرائت راویان، گاه اشاره به یک راوی معلوم داراست که در اثر ها رجالی، توثیق خاص اسم گرفته میباشد و گاه اشاره به گروهی از اشخاص میباشد که توثیق عام خوانده میگردد. توثیق همگی راویان در تعبیروتفسیر قمی، مثال‌ای از توثیق عام رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

مضمون‌‌شناسی
کلمه ثقه یکی کلمه‌های پر کاربرد در منابع رجالی میباشد که در وصف راویان دارای اعتبار به فعالیت رفته و نشانگر آیتمِ متکی بودن بودن راوی میباشد.[۱] واژه و کلمه شناسان، ثقه را به معنای یقین و متکی بودن داشتن[۲] و یا این که محل پشت گرمی و معتمد بودن[۳] معنی شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌اند.

ابن غضائری، از عالمان رجالی شیعه در قرن پنجم هجری قمری، گزینه اتکا بودن شخص را به تنهایی برای وثاقت او کافی ندانسته و بر این اعتقاد و باور میباشد که ثقه در دانش رجال فقط به شخصی گفته می گردد که امامی‌مذهب و درستگو باشد و همینطور ضابط یعنی توانمند در به‌یادسپاری احادیث باشد.[۴]

در مقابل، ابوعلی حائری (۱۱۵۹-۱۲۱۵ق) و محمدآصف محسنی، رجال‌شناس، معتقدند غرض از وثاقت در صحبت رجالیان، شروطی کلی مثلا اسلام، بلوغ، عقل، عدل و داد، و ایمان میباشد و به روایان درست گو و آیتم اتکا که از علم کافی در آشنایی احادیث برخوردارند، ثقه گفته میگردد.[۵] برخی دیگر نیز وثاقت را بالاتر از صداقت دانسته‌اند و راوی را در حالتی که آیتم اتکا میدانند که موقعیت مختلف روایتگری در وی انباشته شده باشد؛ برای مثال صداقت، ضابط بودن، دانش به تقیه، تدبیر از اسرار داخل گروهی، تعلق‌های مذهبی و مانند آن.[۶]‌ با این حالا بعضی از دانشمندان معاصر با متکی بودن به شواهدی معتقدند که اکثر محدثان و رجالیان، واژه و کلمه ثقه را به معنی لُغَاو خویش یعنی شخص آیتم پشت گرمی به کارگیری کرده‌اند و این واژه و کلمه در دانش رجال هیچ معنایی بالاتر از معنای لغوی ندارد.[۷]

صورت‌گیری تیتر ثقه
کلمه ثقه در گفته ها و یا این که تقریرات امامان معصوم(ع) درباره‌ی با بعضی از راویان به عمل رفته میباشد[۸] و در مفاد فراوانی راویان گزینه وثوق خویش را به عموم معرفی کرده‌اند.[۹] بعضا با دقت به‌این احادیث، معنای ثقه را به معنای امین و دانا در علم ها اهل‌بیت(ع) دانسته‌اند.[۱۰] در طومار‌ای از امام مجال(عج) نیز ثقات به عده ای اطلاق شد‌ه‌است که حاملان اسرارِ ائمه میباشند که سخنان آنان همسان سخنان امام بعدازظهر(عج) میباشد و حجیت داراست.[۱۱]

این واژه و کلمه در کلمه ها محدثان بعد از ظهر امامان معصوم(ع) و زمان در حدود آن در معرفی روایان نیز چشم میشود؛ همان طور که در کتاب رجال کشی ۳۵ سکو، در رجال طوسی ۲۴۸ جايگاه، و در رجال نجاشی ۵۳۳ رتبه در وصف راویان به عمل رفته میباشد.[۱۲] لغات هم‌خانواده این واژه و کلمه مانند ثِقات و ثِقَتی در منابع رجال متقدم بسیار مذکور میباشد.[۱۳]

ملاک‌ها
با اعتنا به وجود ماجرا‌های مجعول ، رجالیان برای پر‌نور شدن احادیث درست، شیوه‌هایی برای انتخاب راویان ثقه و تشخیص احادیث درست، برشمرده‌اند.[۱۴] وحید بهبهانی، فقید و اصولی پر رنگ شیعه، ۳۹ شیوه را برای ثابت وثاقت راوی بیان نموده است.[۱۵] بعضی از مهمترین آن ها عبارت‌میباشد از: «تصریح وثاقت فرد به وسیله یک کدام از معصومان»، «تصریح یکی‌از رجال‌شناسان متقدم [یادداشت ۱] یا این که متأخر»، [یادداشت ۲] ادعای اجماع بر وثاقت فرد، وکالت از یکی امامان معصوم، روایة الثقه، شَیْخوخة الاجازه و کثرت ماجرا.[۱۶]

بازدید : 14
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:06


حیث امامیه درباره فقه ابوحنیفه
از فرصت حیات ابوحنیفه، تمسک وی به رأی و قیاس و بعضی نظرها وی در برخی از فروع دینی در مناظراتی با امام درستگو(ع) و امام کاظم(ع) و عالمان امامی مذهب همانند محمد بن علی مالک الطاق، حریز بن عبدالله سجستانی و هشام بن حکم، آیتم انتقاد قرار مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گرفته بود.[۶۴]

در سده ۴ق ابن جنید اسکافی فقید امامی عراق، نماینده جناحی در فقه امامی بود که در طرز‌های خویش، تا اندازه‌ای به ابوحنیفه مجاورت گردیده، خلاف تمایل چیره امامیه، کاربرد قیاس در فقه را پذیرا آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بودند.

همینطور بایستی از شریف رضی (متوفی۴۰۶ق) از عالمان بغداد اسم پیروزی که ایده ها اصولی وی به ابن‌ جنید مجاورت بود و خویش بعضا متن‌ها فقه‌ حنفی را نزد استادان آن مذهب فرا گرفته رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۶۵]

از سوی دیگر، در همین عصر، فقید نام دار امامی، روحانی موءثر طرز‌های اصولی و بعضا فروع دینی ابوحنیفه را به شدت گزینه حمله قرار شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داده میباشد.[۶۶]

در سده‌های آنگاه نیز گاه برخوردهای بسیار احترام‌آمیز با ابوحنیفه چشم می گردد[۶۷] و گاه طرز‌ها و نظرها وی گزینه عیب گیری و خرده‌گیری قرار گرفته میباشد.[۶۸]

ابوحنیفه و علم ها روایی
خواندن
ابوحنیفه دانش تلاوت را به شیوه پهنا از استادان پر رنگ‌ای زیرا عاصم از ( قراء سبعه) ، اعمش (از قاریان چهارده‌گانه) و عبدالرحمن بن ابی لیلی یادگرفت و راوی وی در تلاوت حسن بن زیاد لولوی (لؤلوئی) بود.[۶۹]

او قرائتی از خویش داشت که آن‌را ابوالفضل محمد بن جعفر خزاعی (متوفی۴۰۸ق) ضبط کرد و مضمون آن را هذلی در کتاب الکامل[۷۰] و مکی در مناقب (۲/۷۱-۷۸ آورده‌اند.

حدیث
در هرجا اثر ها بازمانده از شاگردان ابوحنیفه همانند کتاب الاثار ابویوسف و کتاب الاثار محمد بن حسن شیبانی، شماری از روایات به ماجرا ابوحنیفه چشم می شود که دقت وی به قصه حدیث را آرم می دهد.

ابوحنیفه خویش روایات خود را در دسته‌ای گرد نیاورد و همین دستور در زمان قرون علت نوشتن اثر ها متفاوت با تیتر مسند ابی حنیفه شد که مولفان آن ها همت داشتند تا روایات منقول از روش ابوحنیفه را در کتابی گرد آوردند.

داده ها و فهرستهای مو جود از شیوخ و راویان ابوحنیفه عمدتاً از همین احادیث منقول استحصال شد‌ه‌است که بایستی در استعمال از آن ها احتیاط ورزید.

راویان او
حماد بن ابی حنیفه،
زفربن هذیل
عباد بن عوام،
عبدالله بن خوش یمن،
هشیم بن بشیر،
وکیع بن جراح،
مسلم بن خالد زنجی،
ضحاک بن مخلد،
عبدالله بن یزید مقری،
نوح بن دراج حاکم،
ابونعیم ادب بن دکین،
ابراهیم بن طهان،
حمزة بن حبیب زیات
و دو فراگیر مهم وی ابویوسف[یادداشت ۲] و محمد بن حسن.[یادداشت ۳][۷۱]

اعتبار رجالی
در امر شخصیت رجالی او بایستی اعلام کرد که رجال شناسان اصحاب حدیث به لفظ ها مختلف اورا که معاند فکری خویش می‌دانستند، تضعیف نموده‌اند،[۷۲] البته از تصریح به صحت و راستگویی وی نیز فروگذار نکرده‌اند.[۷۳]

تنهاحدیث منقول از ابوحنیفه در صحاح سته، حدیثی درخصوص حدود در سنن پهناور نسائی میباشد که در ورژن «المجتبی» از سنن چشم نمیشود.[۷۴]

ترمذی نیز صرفا در کتاب العلل از سنن خویش یک اظهار رجالی درباره جابر بن یزید جعفی و عطاء بن ابی رباح از ابوحنیفه نقل کرده[۷۵] و چند دفعه در اثناء سنن به آراء فقاهتی او اشاره کرده است.[۷۶]

البته نزد امامیه، چند حدیث در موضوعات متفاوت مانند انگیزه تفاوت تعداد شاهدان در شهید شدن بر زنا و قتل و حکم گریستن در نماز و... از روش ابوحنیفه در ۳ کتاب از کتاب ها اربعه امامیه نقل گردیده است.[۷۷]

در دیگر کتاب ها حدیثی شیعه نیز بعضا روایات وی چشم میشود.[۷۸]

کتاب شناسی
اثر ها منتسب به ابوحنیفه
چاپی
العالم و المتعلم
رسالة الی عثمان البتّی، رساله‌ای میباشد به عثمان بن سلیمان بتّی (متوفی۱۴۳ق/۷۶۰م)، عالم و متفکر بصری درباره ارجاء. نویسنده در‌این رساله علاوه بر تبیین نگرش خویش اتهام ارجاء افراطی به خویشتن را نفی کرده است.[۷۹]
الفقه الاکبر، تیتر مشترک متونی میباشد در اعتقادات که همه به ابوحنیفه منسوبند.
الفقه الاکبر (۱) : این تاثیر که متن بدون نقص آن تا به امروز شناسایی نشده میباشد، به طور بریده‌هایی در یک گستردن قدیم، برجای باقی مانده که به اشتباه به ابومنصور ماتریدی منسوب شده میباشد. شارح خویش در بعضا موضع‌ها تصریح نموده که بعضا قطعات متن را نقل نکرده میباشد.[۸۰]
الفقه الابسط: این تاثیر که گاهی از آن با تیتر الفقه الاکبر یادشده استفان اس، «حرف …»، ج۱، ص۲۰۷، به آن گاه، مشمول پاسخهای ابوحنیفه به پرسشهای اعتقادی شاگردش ابومطیع بلخی میباشد. این تاثیر تالیفی پیشرفت یافته برپایه متن قدیمی از الفقه الاکبر میباشد که قطعات بازمانده آن را باعنوان الفقه الاکبر (۱) می شناسیم.
الوصیة، وصیتی میباشد منسوب به ابوحنیفه در هنگام وفات مشمل بر پاره‌ای کلیات اعتقادی مدرسه حنفی اهل سنت.
وصیة الی تلمیذه القاضی ابی یوسف که پاره‌ای دستورهای اخلاقی را در بردارد و در کتاب الاشباه و النظائر ابن نجیم[۸۱] در دمشق (۱۴۰۳ق) به چاپ رسیده میباشد.[۸۲]
خطی
وصیة الی ابنه حماد
وصیة الی یوسف بن خالد السمتی.
رسالة فی الایمان و تکفیر اینجانب قال بخلق القرآن
مجادلة لاحد الدهریین.
جستارهای متعلق
صاحب و مالک بن انس
محمد بن ادریس شافعی
احمد بن حنبل
پانویس

بازدید : 15
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 13:34


عبادت تضرع او اصفهانی
درباره شب‌زنده‌داری و تضرع او اصفهانی از عهد و پیمان قاسم بن ایوب نقل می‌نماید، سعید آن قدر فغان میکرد تا از حالا میرفت و غش می کرد.[۴۱] او هر وقت به نماز می‌ایستاد هم زیرا چوب کم آب بود و فراوان فغان مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میکرد.[۴۲]

زیارت منزل معبود
نوشته‌اند هنگامی سعید در اصفهان بومی بود سالی دوبار به زیارت منزل آفریدگار مشرف میشد، یک توشه برای حج و یک توشه برای عمره[۴۳] فردی می گوید: سعید بن جبیر را دیدم که در طواف به آهستگی و باوقار جنبش آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میکرد.[۴۴]

سعید زمانی که از سوی خالد بن عبدالله قسری بازداشت شد، در‌حالی‌که زنجیر بر دست و پاهایش بود نیز طواف منزل آفریدگار کرد.[۴۵]

تلاوت قرآن
طبق برخی از نقلها سعید در هر شب یک توشه قرآن را ختم میکرد[۴۶] و گاهی در کنار کعبه آن ختم را در یک رکعت نماز ایفا می‌اعطا رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۴۷]

ابن کثیر نقل کرده، او در کنار منزل پروردگار در یک شب در نماز دو ختم و نیم قرآن میخواند[۴۸] حتی نقل شده او فی مابین نماز مغرب و عشاء یک ختم قرآن جاری ساختن شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌اعطا کرد[۴۹]

اما ابن سعد تنها اشاره به قرآن قرائت او در میان نماز مغرب وعشاء کرده و از ختم آن صحبت نگفته میباشد.[۵۰]

سعید بن جبیر خویش می گوید: بعداز کشته شدن امام حسین بر اینجانب هیچ دو شبی نگذشته میباشد که قرآن را ختم نکنم مگر اینکه مسافر یا این که مریض باشم.[۵۱]

قیام علیه حَجّاج و وفات
سعید بن جبیر به ملازمت عبدالرحمن بن محمد بن اشعث در قیام علیه حجاج بن یوسف ثقفی کمپانی داشت،[۵۲] و برای تحریک نیروها می‌اعلام کرد: با وی پیکار نمائید و آنان‌را بکشید که در حکومت ستم می‌نمایند و از آیین خارج گردیده‌اند و بر بندگان خداوند گردنکشی می‌نمایند، و نماز را از فی مابین برده‌اند و مسلمان ها را به خواری کشیده‌اند.[۵۳] این نبرد به دیر جماجم دارای شهرت میباشد.

سعید بعد از باخت ابن اشعث به اصفهان[۵۴] و آن‌گاه قم[۵۵] متواری شد. او ۱۲ سال در اصفهان نهفته بود.[۵۶] ۶ ماه از این ۱۲ سال را به قم رفته و در روستای جمکران نهفته شد، وی در آنجا به خویشان بنی اسد و خطاب اسدی(که در آنجا مسجدی سازه کرده بود)[۵۷] وارد شد.[۵۸] سعید از اصفهان سالی دوبار به مکه مشرف میشد،[۵۹] در یک کدام از این سفرها به دست خالد بن عبدالله قسری حکم دهنده مکه بازداشت و به نزد حجاج پیامبر شد و بعد از آن به فرمان حجاج به قتل رسید.[۶۰][یادداشت ۱]

در تاریخ درگذشت سعید اختلاف میباشد؛ بعضا قتل او را شعبان سال ۹۵ق[۶۷] یا این که دهم ماه رمضان سال ۹۴ یا این که ۹۵ق دانسته‌اند، سن او نیز در هنگام مرگ گزینه اختلاف میباشد، از ۴۹ سال،[۶۸][۶۹] تا ۵۷سال گفته‌اند.[۷۰] به لحاظ می رسد پیمان نخستین درست باشد زیرا به گفته فرزندش عبدالله، سعید در هنگام مرگ ۴۹سال داشت.[۷۱][یادداشت ۲][یادداشت ۳]

آرامگاه

مرقد سعید بن جبیر در شهر حی عراق جای دارد.
آرامگاه او در استان واسط، مملکت عراق، شهر حی میباشد.

عمارت قدیمی آستانه سعید به بعدازظهر صفویه گشوده می شود که در قرن ۱۱هجری تاسیس شد. این جای در سال ۱۳۷۸ق به تشویق آیة الله حکیم و به همّت روضه خوان عبدالامیر نجفی آل منام و هم محلی مرمت شوید.

این آستانه دارنده یک صحن بزرگ با ۴ دروازه ورودی میباشد. بقاع، در اواسط صحن قرار گرفته و دور و بر مقبره، حیاط سرپوشیده و در میانه، آرامگاه جای دارد. بر بالای حرم، گنبد زیبایی سازه گردیده است.[۷۲]

در عراق ۲۵ ربیع‌الاول را سالروز شهید شدن سعید بن جبیر می دانند و عموم با اجتماع در محل آرامگاه وی، این روز را گرامی می‌دارا هستند.[۷۳][۷۴]

فرزندان
عبدالملک بن سعید بن جبیر که از پدرش حدیث نقل نموده است.[۷۵][۷۶]
عبدالله بن سعید بن جبیر[۷۷] احادیث متعددی از او گفته شده و او به گفته ابن کثیر افضل مجال خویش بوده میباشد.[۷۸] او در سال ۱۱۰ق وفات کرد.[۷۹][۸۰]
محمد بن سعید بن جبیر[۸۱]
همانندی اسمی
در منابع تاریخی و حدیثی، از ۴نفر دیگر به اسم سعید بن جبیر دیگر خاطر گردیده‌است که نباید با سعید بن جبیر بن هشام وابلی نادرست گردد، این چهار نفر عبارتند از:

جد پنجم روحانی اثر گذار یعنی سعید بن جبیر بن وهیب بن هلال بن اوس بن سنان[۸۲]
ابن حجر از سعید بن جبیری خاطر می‌نماید که اسم فرزندش احمد بوده و از ابراهیم بن زید تفلیسی داستان نقل نموده است.[۸۳]
سعید بن جبیر که لقب وی ابوالبختری بوده و لقب پدرش جبیر، ابوعمران بوده میباشد.[۸۴]
سعید بن جیبر بابا عیاض که عیاض از صحابه رسول(ص) بوده میباشد.[۸۵]

بازدید : 20
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 15:17


متفحص روضة الواعظین در پیشگفتار خویش بر این کتاب چاپ نجف نوشته میباشد: زیرا بابا و بابا تبارک و بابا و بابا بزرگش کلیه از بزرگان دانش و آرامش بودند، نسبت وی به هرکدام از وی صحت دارد. وانگهی این‌سیرتکامل نسبت معمول میباشد و کسانی همانند ابن طاوس، ابن شهر آشوب، ابن معد، ابن حمزه و ابن سعید منسوب به بابا تعالی خویش مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می باشند.[مستلزم منبع]

بعضا هم پنداشته‌اند محمد بن حسن و محمد بن احمد یا این که محمد بن علی دو بدن می‌باشند و درین‌باره در کتاب‌های رجال گفت و گو و دیدگاه ها گردیده‌است و برای اگاهی بیشتر به مجلسی در بحار و میرزا عبدالله افندی در ریاض و میرزا محمد باقر خوانساری در روضات مراجعه بایستی کرد. از کنیه ابن الفارسی هم اهل ایران بودنش مشخص آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میگردد.[۳]

اساتید و شاگردان
بین اساتید محمد بن حسن فتال، به رخ‌های پایین می‌اقتدار اشاره نمود:

پدرش حسن بن علی فتال
روحانی الطائفه، روحانی طوسی
سید مرتضی
روضه خوان عبدالجبار بن عبدالله
مرتضی ابوالحسن مطهر.[۴]
از شاگردان وی فقط اسم دو نفر تصویب و ضبط شد‌ه‌است:

ابن شهر آشوب مازندرانی
علی بن حسن نیشابوری.[۵]
تألیفات

کتاب نوحه الواعظین
تک تک عده ای که تفصیل حالی از فتال نیشابوری بیان کرده، فقط یک یا این که دو تألیف برای وی شمرده‌اند که رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد عبارت‌اند از:

روضة الواعظین و بصیرة المتعظین که به عنوان مثال مصادر بحارالانوار میباشد[۶] و بارها در جمهوری اسلامی ایران و عراق چاپ شد‌ه‌است. حسینی حائری در تسلیة المجالس[۷] از آن قصه نقل شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌اند.
کتاب التنویر فی معانی التفسیر.
دو کتاب «التنویر فی معانی التفسیر» و «روضة الواعظین» در بیشتر کتاب‌هایی که گستردن درحال حاضر فتال در آنان آمده، برای وی تصویب گردیده‌است. در کتاب‌های فهرست، این دو کتاب فارغ از هیچ سیرتکامل تردیدی به وی منسوب شده میباشد. به عنوان مثالً بغدادی در ایضاح المکنون، قدمت رضا کحاله در معجم المولفین و آقا گرانقدر تهرانی در الذریعه هر دو کتاب را آورده‌اند.

کتاب «التنویر فی معانی التفسیر» مثلا تفاسیر شیعه بوده و معین می شود در به عبارتی قرن ششم بسیار پر اسم و رسم بوده میباشد، چون عبدالجلیل قزوینی رازی در کتاب النقض که حدود پنجاه سال بعد از وفات فتال تألیف گردیده است آن را در ستون تبیان روحانی طوسی و مجمع البیان طبرسی می‌شمرد. متاسفانه از این کتاب آدرس در اختیار وجود ندارد و ظاهراً از فی مابین رفته میباشد.

ابن‌شهرآشوب در مناقب، کتاب دیگری به اسم «مونس الحزین» را از مؤلفات فتال میداند و یکی‌از مناقب امام حسن مجتبی(ع) را از آن نقل نموده است. علامه مجلسی در بحار و محدث قمی هم در تجدید نظری که علاوه بر تفصیل هم اکنون فتال در فواید الرضویة کرده، این مورد را آورده میباشد.[۸] ابن شهرآشوب در معالم العلماء در پایین اسم فتال نیشابوری اسم مونس الحزین را نمی‌پیروزی و جمع‌ای معتقدنداین کتاب از روحانی صدوق میباشد.[۹]

ارتفاع قدمت
فتال، عمری نسبتاً زمان بر داشته و قرینه‌ای در مشت میباشد که به دنیا آمدن وی نمی‌تواند پس از سال ۴۲۵ق باشد و در صورتیکه شهید شدن اورا در سال ۵۰۸ق باشد، به هنگام مرگ، حدود هشتاد ساله بوده و آن قرینه این میباشد که ابن‌شهرآشوب در مناقب می‌نویسد: روایتی را که از سید مرتضی دانش الهدی نقل میکنم از فتال میباشد که وی و پدرش هر دو از آن شنیده و نقل کرده‌اند و با اعتنا به‌این که وفات سید مرتضی فارغ از هیچ اختلافی در ۴۳۶ق بوده میباشد، نباید سن فتال در آن هنگام کمتر از ده یا این که یازده سال بوده باشد و بعید میباشد در کمتر از این سن و سال به محضر درس سید مرتضی شیوه یافته باشد.[۱۰]

شهیدشدن
درباره کیفیت کشته‌شدن فتال و منجر آن در کتاب ها تذکره و رجال، توضیحی داده نشده، اما در تمامی کتاب‌های رجال شیعه در‌این‌باره تصریح شد‌ه‌است که به دست شهاب‌الاسلام، برادرزاده یا این که خویشاوند مجاورت نظام الملک، مورد قتل واقع شده و کنیه شهید در اکثری از منابع برای وی آمده میباشد. منتجب الدین رازی در تاریخ ری و ابن حجر در لسان المیزان، تاریخ کشته شدن فتال را ۵۰۸ق نقل کرده‌اند.

هر کس امر به قتل وی داده، شهاب‌الاسلام عبدالرزاق میباشد که از وی به مدیریت نیشابور تعبیروتفسیر شد‌ه‌است. این فرد به تصریح ابوالحسن علی بن زید بیهقی در تاریخ بیهق برادرزاده نظام الملک و پسر عالم اجل ابوالقاسم عبدالله میباشد. بیهقی او‌را با تیتر امام وزیر آورده میباشد.[۱۱]

بازدید : 16
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:01


عُمَر بن عَبدالعَزیز بن مَجاری (۶۳-۱۰۱ق) هشتمین خلیفه اموی بود که از سال ۹۹ قمری تا سال ۱۰۱ قمری حکومت کرد. روش حکومتی او با دیگر خلفای بنی امیه متعدد بود، از این‌رو اهل سنت نقل کرده‌اند که امام باقر(ع) اورا محجوب بنی‌امیه خوانده میباشد؛ هرچند سازه به روایتی دیگر، به خیال و خاطر نشستن در جایگاهی که حق امامان شیعه بوده، در اسمان‌ها لعن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردیده‌است.

وی به بازه دو سال و نیم خلافت کرد و برای مثال شغل های او در زمان خلافتش، خودداری از سب علی(ع)، بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه، برداشتن ممنوعیت نگارش حدیث و رد مظالمی بود که از سوی خاندانش به عموم گردیده بود. او همینطور قبل از خلافت که از سوی ولید بن عبدالملک خلیفه وقت، حکم کننده مدینه بود، مسجد النبی را گسترش اعطا کرد و حجره همسران فرستاده را درون مسجد قرار آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد اعطا کرد.

قدمت بن عبدالعزیز در سال ۱۰۱ قمری در خُناصِرَه درگذشت و در دیر سَمْعان دفن شد. حرم وی در سوریه قراردارد.

قوم و قبیله
قدمت بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم در سال ۶۱ قمری،[۱] یا این که سال ۶۲ قمری[۲] یا این که ۶۳ قمری چشم به جهان گشود.[۳] لقب وی ابوفَحْص بود[۴] پدرش عبدالعزیز بن مروان بن حکم و مادرش، ام عاصم دختر عاصم بن قدمت بن خطاب بوده میباشد.[۵] عبدالملک بن مروان خلیفه وقت، (حک: سال ۶۵ قمری-سال ۸۶ قمری) عموی قدمت بن عبدالعزیز در اواخر خلافت خویش در سال ۸۵ قمری بعد از درگذشت بابا قدمت، او‌را از مدینه فراخواند و دخترش فاطمه را به همسری وی رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد درآورد.[۶]

نبو
تبارنامه بنی‌امیه
امیه
عاص ابی‌العاص حرب ابی‌عمرو
سعید عفان حکم ابوسفیان ابی‌معیط
عبدالله خالد عثمان مروان حنظله یزید معاویه عتبه ام‌حبیبه عقبه
عبدالعزیز عبدالملک محمد یزید ولید ولید ام‌کلثوم
قدمت یزید سلیمان ولید هشام مروان دوم معاویه
ولید یزید ابراهیم
قبل از خلافت
بنی امیه
حاکمان
تیتر زمانٔ سلطنت
معاویه بن ابی سفیان ۴۱-۶۰
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴
معاویة بن یزید ۶۴-۶۴
مروان بن حکم ۶۴-۶۵
عبدالملک بن مروان ۶۵-۸۶
ولید بن عبدالملک ۸۶-۹۶
سلیمان بن عبدالملک ۹۶-۹۹
قدمت بن عبدالعزیز ۹۹-۱۰۱
یزید بن عبدالملک ۱۰۱-۱۰۵
هشام بن عبدالملک ۱۰۵-۱۲۵
ولید بن یزید ۱۲۵-۱۲۶
یزید بن ولید ۱۲۶-۱۲۶
ابراهیم بن الولید ۱۲۶-۱۲۷
مروان بن محمد ۱۲۷-۱۳۲
وزیر و وزرا و امرای سرشناس
مغیرة بن شعبه ثقفی • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • مسلم بن عقبه مری • عبیدالله بن زیاد • حجاج شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بن یوسف ثقفی
رویدادهای اصلی
صلح امام حسن • رخداد عاشورا • رخداد حره • حریق‌زدن کعبه • قیام مختار
نبو
عبدالملک بن مروان در سال ۸۵ قمری حکومت «خناصره» (حوزه‌‌ای در حلب)[۷] را به وی سپرد.[۸] ولید بن عبدالملک، در سال ۸۷ قمری حکومت مدینه را به قدمت بن عبدالعزیز سپرد[۹] و اورا امیر حج کرد،[۱۰] اما در سال ۹۳ قمری سازه به درخواست حجاج بن یوسف از حکومت مدینه عزل شد.[۱۱] حجاج در طومار‌ای به ولید یادآور گردیده بود که «بی‌دینان و اختلاف‌جویان و شورشیان عراقی از عراق به مدینه و مکه امان میبرند و این فرمان مایه وهن میباشد».[۱۲]

وی در زمان حکمرانی بر مدینه، مسجد النبی را تجدید بنا کرد و بسط بخشید.[۱۳] در سال ۸۸ قمری ولید بن عبدالملک، قدمت بن عبدالعزیز را مأمور کرد که مسجدالنبی را گسترش دهد و حجره‌های همسران نبی(ص) در مسجد قرار گیرند.[۱۴]

بعداز مرگ ولید بن عبدالملک در سال ۹۷ قمری، قدمت بن عبدالعزیز بر لاشه وی نماز خواند.[۱۵] در زمان سلیمان بن عبدالملک (سال ۹۶ قمری تا سال ۹۹ قمری) قدمت مشاور وی بود[۱۶] و بعداز مرگ سلیمان، بر لاشه وی نیز نماز خواند.[۱۷]

خلافت
قدمت بن عبدالعزیز در سال ۹۹ قمری بعداز سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید و تا سال ۱۰۱ قمری به بازه زمانی دو سال و نیم حکومت را در اختیار داشت.[۱۸] سلیمان بن عبدالملک سازه به گفته خودش برای خودداری از فتنه، قدمت بن عبدالعزیز را جانشین خویش قرار اعطا کرد[۱۹] و بعد از وی، یزید بن عبدالملک به خلافت رسید.[۲۰] به گفته طبری، وی بعداز وصال به خلافت آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) را بر لهجه سرازیر کرد.[۲۱] و در سخنان خویش ابتدا خلافت بیان کرد: «بعداز قرآن هیچ کتابی و پس از حضرت محمد (ص) هیچ پیامبری وجود ندارد. اینجانب حکم کننده نیستم، بلکه اجراکننده هستم. بدعتگذار نیستم، بلکه تابع هستم».[۲۲]

بازدید : 19
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:03


غنایم
نبی فروة بن عمرو بیاضی را مأمور محافظت غنایم جنگی خیبر (قلعه‌های شق و نطاة و کتیبه) کرد و فرمود حتی در صورتی‌که کسی نخ و سوزنی برداشته میباشد، برگرداند. این غنایم را پنج نصیب کردند، یک سهم را که به عبارتی سهم الله (خمس) بود، نبی برداشت و از آن به همسران خود، اهل بیت (علی و فاطمه)، بنی عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف و بنی مقاله بن عبدمناف و برخی صحابه و یتیمان و نیازمندان پول هایی اعطا کرد؛ چهار سهم دیگر را نیز فروختند. [۵۳] قسمت‌های دیگر خیبر (همانند وطیح و سلالم) که به صلح باز شد، تحت عنوان فَیء، خالصه فرستاده اکرم مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود. [۵۴]

غنیمت گیرندگان
خیبر به منزله غنیمت بعد از غیر وابسته کردن سهم الله (تخمیس) فی مابین عده ای تقسیم شد که در غزوه حدیبیه کمپانی داشتند، چه در نزاع خیبر کمپانی کرده بودند چه خیر[۵۵] البته به نظریه واقدی [۵۶] عهد صحیح‌خیس آن میباشد که گروهی در خیبر حضور یافتند و فرستاده به آن‌ها سهم بخشید، بی آنکه در حدیبیه کمپانی کرده باشند. بهای کالاهای غنیمتی فروخته گردیده را نیز فی مابین آن ها نصیب کردند. آحاد سهم‌ها ۱۸۰۰ سهم بود که به هجده مجموعه تقسیم شد و برای هر صد سهم سرپرستی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گزینش شد. [۵۷]

بعداز فتح، گروهی از قوم دَوس، همدم ابوهریره و طفیل بن عمرو و عده ای از قوم اشجع رسیدند و فرستاده به آن‌ها سهم بخشید.[۵۸] آن حضرت به یهودیان، بردگان و زنانی که در‌این غزوه با وی یاور بودند، از غنایم سهم بخشید یا این که رحمت رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۵۹]

درخواست یهودیان برای زراعت در خیبر
چنان‌که گفته شد، بنابر صلحنامه‌ای در میان رسول(ص) و یهودیان، قرار شد خون جنگجویان یهودی محفوظ بماند و آن ها با زنان و کودکانشان مملکت خیبر را سوراخ نمایند و اموال و زمین‌ها و سلاح‌ها و زره‌ها و خرقه‌ها را تسلیم نبی نمایند؛ البته به درخواست مجدد یهودیان، نبی(ص) به آن‌ها اذن بخشید در زمین‌های خیبر به عمل رویش نخل که در آن مهارت داشتند، ادامه دهند و در ازای، نیمی از فرآورده رطب و زراعت خیبر را برای خویش بردارند. نبی(ص) با آن‌ها معاهده‌ای بست و به وی درباره جان و جنس و زمین ها‌شان نگهبانی اعطا شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۶۰]

واگذاری فدک به رسول(ص)
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: فدک
زمانی خیبر فتح شد و یهودیان در قبال مسلمان‌ها تسلیم شدند، خبر سقوط خیبر (که توان قابل مراعات‌ای داشت) به یهودیان مستقر در قلعه‌ها و مزارع فدک رسید و از این رهگذر رعب و وحشتی در دل آن ها زمین‌خورد و قبل از آنکه سپاه اسلام راهی فدک شوند، نمایندگانی نزد نبی فرستادند و به تسلیم و مصالحه با فرستاده(ص) راضی شدند. صلح یهودیان با فرستاده(ص) به‌این شکل بود که نیمی از نتیجه ها باغ ها و زمین ها فدک را به رسول(ص) بدهند و در فدک بمانند و از طرفی امنیت و مالکیت آن‌ها بر سایر دهکده و املاک حوزه‌ محفوظ باشد.[۶۱]

وصلت نبی با صفیه
در خیبر یا این که در خط مش رجوع از خیبر به مدینه در جایی به اسم صهباء، رسول اکرم صفیه دختر حیی بن اخطب را که در شمار اسرا بود، به اسلام دعوت کرد و وی عهده دار شد. نبی(ص) او‌را آزاد کرد و به همسری برگزید.[۶۲]

تعبیروتفسیر بعضا آیه‌ها به غزوه خیبر
نقل شده میباشد ...فَتْحًا قَرِیبًا ﴿۱۸﴾[فتح–۱۸] که آفریدگار در قرآن به آن مژده داده، به عبارتی فتح خیبر و «‌مغانم کثیره‌» به عبارتی غنایم غزوه خیبر میباشد. [۶۳] برخی مفسران نشانه‌ها ۱ و ۱۵ سوره فتح و لفظ «...وَأَرْضًا لَّمْ تَطَئُوهَا ۚ...:و سرزمينى را كه در آن پا ننهاده بوديد...»[۶۴] را درباره غزوه خیبر دانسته‌اند. [۶۵]

تبعید یهودیان خیبر در طی خلیفه دوم
در عصر خلیفه دوم، یهودیان خیبر در قتل یکی مسلمان‌ها دست داشتند، افزون بر این، قدمت با استناد به حدیثی که به فرستاده منسوب میکرد، بر اساس اینکه «دو آئین با هم در جزیرة العرب عده نمی‎شوند»، یهودیان حجاز، به عنوان مثال همسایه خیبر را به شام تبعید کرد و زمین ها و نخلستان‌های خیبر را توشه دیگر تقسیم نمود که بعضا آب و زمین را برگزیدند و برخی متاع ضمانت گردیده را. [۶۶]از یهودیان تردشده خیبر برخی نیز به عراق و مصر رفتند. [۶۷]

اشعار درباره فتح خیبر
بعد از فتح خیبر، برخی شاعران، به عنوان مثال حسان بن اثبات اشعاری درباره این اتفاق سرودند. [۶۸]

شعر حسان بن اثبات درباره علی (ع) در خیبر:
و كان علىّ أرمد العين يبتغى
دواء فلمّا لم يحسّ مداويا
شفاه فرستاده اللّه منه بتفلة
فبورك مرقيّا و بورك راقيا
و قال سأعطى الرّاية اليوم صارما
كميّا محبّا للإله مواليا
يُحبّ إلهى و الإله يُحبّه
به يفتح اللّه الحصون الأوابيا
فاصفى بِها دون البرية لها
علياً وَ سمَّاهُ الوزِيرَ المؤَاخيا
موءثر، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ص۷۰

ترجمه: و علی (ع) گرفتار دیده‌درد بود و دنبال دارویی برای بهبودی آن می‌گشت و به چیزی دسترسی پیدا نكرد. تا اینكه نبی خداوند(ص) اورا بوسیله آب دهن خود شفا بخشید. پس فرخنده باد آن كه بهبودی یافت و خوش‌یمن باد آن كه بهبودی بخشید. و فرمود: امروز درفش را خواهم بخشید به مرد دلاور و شجاعی كه دوستدار پروردگار میباشد. خدای من را دوست دارااست و پروردگار نیز او‌را دوست دارااست و به دست وی آفریدگار قلعه‌های بسیار محكم را بگشاید. و برای این كار از در میان تمامی مردمان علی (ع) را برگزید و او‌را وزیر و اخوی خود نامید.

موثر، الارشاد، ترجمه رسولی محلاتی، ج۱، ص۵۷.

جستارهای متعلق
غزوه بنی‌قریظه
غزوه بنی‌نضیر
غزوه بنی‌قینقاع
غزوه بنی‌مصطلق
پانویس
بلادی، ص ۱۷۰-۱۷۱؛ حافظ وهبه، ص ۲۱؛ حربی، ص ۴۱۳.
واقدی، ج ۲، ص ۴۴۱-۴۴۲؛ ابن هشام، ج ۳، ص ۲۰۱، ۲۲۵؛ بلاذری، ۱۹۹۶-۲۰۰، ج ۱، ص ۴۰۹؛ نیز: صلاح تجانی، ص ۵۶-۵۷، ۹۲؛
صلاح تجانی، ص ۹۳-۹۴؛ وات، ص ۲۱۲
واقدی، ج ۲، ص ۵۲۶-۵۶۳؛ ابن هشام، ج ۳، ص ۲۸۶-۲۸۸
واقدی، ج ۲، ص ۵۶۶-۵۶۸؛ ابن هشام، ج ۴، ص ۲۶۶-۲۶۷؛ ابن سعد، ج ۲، ص ۹۲؛ وات، ص ۲۱۲، ۲۱۳
وات ص ۲۱۶-۲۱۸
ابن‌هشام، السیرة النبویه، دارالمعرفة، ج۲، ص۳۲۸.

بازدید : 21
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:01


حسن دوم و استارت بدور قیامت
حسن پسر محمد بن تعالی آرزو، از جوانی به واسطه دانش و علم و بضاعت و توان‌اش در صحبت‌وری و خطابه، طرفدارانی داشت و بیان کننده از به عبارتی زمانه پدرش، گروهی او‌را امام می‌دانستند. وی بعداز مرگ پدرش به سال ۵۵۷ق، به رهبری نزاریان رسید. به نقل از منابع تاریخی، در روز ۲۱ رمضان سال ۵۵۹ق وی نزاریان الموت و نمایندگانی از سایر قِلاع را عده کرد و در حضور عموم فرارسیدن قیامت را بیان مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.

در مراسمی که درین روز برگزار شد، حسن آغاز طومار‌ای را که از امامِ مستور اخذ کرده بود خواند که در آن عموم را به اطاعت از خلیفه خویش یعنی حسنِ دوم توصیه کرده بود. حسن ذکر کرد که امام، شریعت را از دوش مومنان برداشته میباشد و بدور قیامت استارت گردیده است. آن‌گاه سفره‌ای انداخته و افطار کردند و عید قیامت را پای کوبی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گرفتند.[۱۸]

خواسته از قیامت در آموزه‌ای که حسن دوم مطرح کرد، ظهور مرحله جدید‌ای از حیات روضه خوان جامعه اسماعیلی بود. در به دور قیامت مومنان می‌توانستند به داخل احکام دست یابند و این بهشتی معنوی بود که رهروان امام به آن وارد می‌شدند و معاش شیخ را شروع می‌کردند و از عالم دنیوی جداگانه می‌شدند.[۱۹] به تعبیر و تفسیر جُوَینی، در بدور قیامت مردمان می بایست از کلیه جهات و به کُلُّ الوجوه به خدا رو نمایند و رسوم و شرایع معمول را رها نمایند. همچنان که در بدور شریعت، فعالیت به قواعد باطنی و روضه خوان و کنارگذاشتن شریعت گناه میباشد و مجازات داراست، در بدور قیامت نیز کار به شریعت گناه و سزاوار مجازات میباشد.[۲۰] براین اساس با انکار شریعت، نزاریان از جامعه مسلمان ها غیروابسته شدند و با تیتر مُلحِد رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شناخته شدند.

با اعلام به دور قیامت، حسن که ابعاد اورا در جامعه نزاری با تیتر «حسن علیٰ ذِکْرِه السلام» میخوانند مقامی تبارک یافت به این دلیل‌که وی قائم قیامت بود.[۲۱] در خطبه‌ای که خودش از لهجه امام برای عموم خواند، امام او‌را با تیتر خلیفه خوانده که مقامی فراتر از داعی بود. براین اساس حسن به ادعای امامت خود مجاورت میشد. بعداز وی نزاریان این نظریه را مطرح کردند که حسن دوم از نسل یک کدام از امامان نزاری بود که به صورت مخفیانه وارد الموت گردیده و در آنجا معاش می کرد. نظریه به امام بودن حسن در طی معاش خویش او مطرح شد و بنابر شواهدی وی خویش، پنهانی به تبلیغ این نظریه می‌پرداخت، ولی درباره اینکه آیا به صراحت امامت خویش را اعلام کرده یا این که خیر داده ها کافی در اختیار شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد وجود ندارد.[۲۲]

برخورد جامعه نزاریان به اعلام قیامت از سوی حسن دوم، یکسان نبوده میباشد. مطابق گزارش‌ منابع تاریخی، گروهی از معارضان این مسئله از قلاع اسماعیلیه بیرون شدند و گروهی دیگر در جامعه اسماعیلی ماندند و در خفا شریعت را برپا داشتند. یک کدام از معارضان دعوت نو حسن، اخوی زنش حسن بن ناماور بود که از نسل آل بویه بود و حسن دوم را 1سال و نیم پس از اعلام قیام در سال ۵۶۱ق. به قتل رساند.[۲۳]

نورالدین محمد دوم پسر حسن که در سال ۵۶۲ق. به امامت نزاریان رسید، درنگ‌های بابا را پروراند و با کتابت تالیفاتی به ثبت عقاید نو پدرش دست زد.[۲۴] درنگ امام بودن حسن نیز در طول محمد دوم به کمال رسید و وی خویش و پدرش را امامانی از نسل نزار معرفی کرد. علی رغم زمان وقتگیر حکومت محمد دوم، این روزگار از لحاظ اتفاقات سیاسی و نظامی چندان مالامال اتفاق عدم وجود.[۲۵]

بازدید : 43
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 14:50


نوشتن کتاب‌هایی در امر مهدی (عج) از طرف واقفیه

کتاب‏‌های چندی به وسیله سران واقفیه برای ثابت آراء و اقوالشان نوشته شد که در‌صورتی‌که چه هیچ یک از آن‌ها باقی نمانده میباشد اما از آنان در منابع دیرین مذکور شد‌ه‌است، از آن پاراگراف روحانی طوسی از کتاب نصرة الواقفه مذکور که توسط یکی سران واقفیه به اسم علی بن احمد موسوی علوی مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد مندرج بود.[

۶۳] امّا نکته‌ای که بیشتر قابل مراعات میباشد نوشتن کتاب هایی به وسیله آنان در مورد غایب بودن مهدی می باشد. در واقع سران واقفیه برای ثابت مدعای خویش درباره مهدویت و غایب بودن موسی بن جعفر(ع) ابتدا می‌‏بایست این موضوعات را به صورت مبنایی و اصولی به ثابت برسانند و آنگاه در امر مصداق آن ـ که به ادعای آنها امام هفتم‏(ع) بود ـ به مشاجره بپردازند. از این رو بعضی از بزرگان این طایفه کتاب‏‌هایی در امر غایب بودن تألیف کردند که مجال تألیف اکثر این کتاب ‏ها به قبل از غایب بودن امام دوازدهم‏(ع) می‌‏رسید. آن‌ها در‌این کتاب‏‌ها به صورت عمده به مطرح شدن احادیث اورده شده از نبی پروردگار(ص) و ائمه(ع) درباره‌ی مهدی و قائم آل محمد (عج) پرداخته و آن گاه آنان را بر امام هفتم‏(ع) تطبیق داده و آن حضرت را به عبارتی مهدی و قائم موعود معرفی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‏‌کردند.

از اساسی‌‏ترین این کتاب‏‌ها، کتاب الغیبه نوشته حسن بن محمد بن سماعه کوفی میباشد. ابن سماعه یکی مشهور‏‌ترین سران واقفیه بود که تصنیفات خیر و خوبی داشته و در فقه نیز فرهیخته بود، او در سال ۲۶۳ق. درگذشت. وی کتاب‏‌های زیادی نوشته بود، از آن پاراگراف کتاب الغیبه میباشد که در مورد غایب بودن هست.[۶۴] نجاشی اخباری درباره عناد وی با شیعه و امامان بعد از موسی بن جعفر(ع) نقل نموده است.[۶۵] از همین قبیل علی بن حسن طاطری بود که تعصب شدیدی در مذهب خودش داشت و با شیعه ها امامی دشمنی رنج می‌ورزید. وی در جانبداری از واقفیه کتاب‏‌های اکثری نوشت، شمار کتاب‏‌های اورا که اکثراً در مورد فقه هستند بیشتراز سی کتاب دانسته‌اند، [۶۶] به عنوان مثال آن‌ها نیز کتابی به اسم الغیبه رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می باشد.[۶۷]

این تألیفات آرم می‌‏دهد که سران واقفیه شغل کبیر‌‏ای را برای ترویج مذهب خویش استارت کرده بودند با این درحال حاضر، این تکان انشعابی بیشتراز این تداوم نیافت و بعد از غایب بودن صغری امام دوازدهم حضور فعالی از این طایفه مشاهده نمی شود البته دقت زیاد علماء بلندمرتبه امامی مانند روحانی صدوق و روضه خوان اثرگذار و روحانی طوسی به عیب گیری و ردّ اقوال و آراء واقفیه ـ که در مقایسه با عکس العمل وی با اقوال بقیه فرق شیعه نصیب قابل توجهی را به خویش تخصیص داده میباشد ـ بیان‌کننده عنایت و آلرژی این جریان در تاریخ تشیع شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می باشد.[۶۸]

کتاب شناسی
رسیدگی تاریخی موضوع های اعتقادی پیدایش واقفیه نوشته عبدالکریم حسن پور. این تاثیر با نحوه سندپژوهی خلال تحقیق باورهای فقاهتی و آموزه‌های اعتقادی جامعه شیعی زمانه پیدایش واقفیه پیرو ثابت این مدعاست که درنگ واقفیه معاصر امام رضا (ع)، استمرار و ورژن تکامل یافته ای از انحراف نخستینی میباشد که در لبه دو اصل شیعی «امامت» و «مهدویت» صورت گرفته و در مقاطع متعدد ظهوری اقتضایی داشته میباشد.[۶۹]
واقفه و حدیث امامیه (باتاکید بر مفاهیم امامت، غایب بودن، رجعت) نوشته سعیده سادات موسوی نیا، موسسه فرهنگی هنری آجل پر‌نور، قم ۱۴۰۲ق.[۷۰]
اینجانب خواب چشم‌ام، نوشته فاطمه الیاسی، کمپانی چاپ و انتشار دربین الملل، طهران ۱۴۰۰ش. این کتاب نگاهی داستانی به جریان انحراف گروهی از شیعه‌ها در روزگار «امام کاظم (ع)» داراست که به واقفیه دارای شهرت شدند و از بیعت با «امام رضا (ع)» رمز گشوده زدند.[۷۱]

بازدید : 15
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:17


هشام بن سلامت جوالیقی جعفی، از اصحاب امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع). تخصّص وی در دانش صحبت بیشتراز فقه بود. امام درست گو(ع) در بعضی مسائل کلامی مانند توحید به وی ارجاع می‌بخشید. وی روایاتی را از امام درست گو و امام کاظم نقل نموده است و از دید علمای رجالی شخصی ثقه به شمار میاید. اسم او در سلسلسه گواهی ۶۶۳ حدیث در کتاب ها حدیثی شیعه آمده میباشد. هشام بعد از شهیدشدن امام راست گو(ع)، در اشاعه امامت امام کاظم(ع) نقش داشت. او اثراتی نیز داشته میباشد که مشهورترین آن‌ها کتابی درباره معراج میباشد. اهل سنت برخی آراء خاص در توحید را به هشام نسبت مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داده‌اند.

معرفی
هشام بن سلامت اصالتاً از هم محلی جوزجان که حیطه‌ای در نواحی بلخ خراسان بوده هست. بعضا از منابع او را به عنوان مثال اسرا به اکانت آورده‌اند؛ اما با اعتنا به اینکه فتح جوزجان در سال ۳۳ هجری قمری بوده[۱]، ظاهراً بابا یا این که اجداد او از اسرا بوده‌اند. هشام بن سلامت تا سال ۱۸۳ هجری قمری زنده بوده میباشد.[۲] او در مدینه، خدمتکار آدم بن مروان بود.[۳] لقب‌اش ابومحمد میباشد.[۴] به او غلام جعفی [۵] جوالیقی و علاف نیز می‌گفتند.[۶] او از اصحاب امام درست گو(ع) و امام کاظم(ع) میباشد.[۷] وی بر مباحث کلامی اشراف داشت و نامش در شمار راویان حدیث نیز آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نام برده میباشد.

منزلت علمی
احاطه بر مباحث کلامی
جانبداری از امامت امام کاظم(ع) در قبال فطحیه
بر محور روایتی وقتی که بعد از شهیدشدن امام درست گو(ع)، عبدالله افطح ادعای امامت کرد، هشام بن سلامت و مؤمن طاق از وی درباره زکات پرسیدند و با جواب او در گیر شک و تردید شدند. هشام با برخوردی که با امام کاظم(ع) داشت، تردیدش برطرف شد و امامت آن حضرت را دربین خاصیت اصحاب امام درست گو(ع) تبلیغ می کرد. این عمل وی سبب ساز شد گوشه و کنار عبدالله افطح خلوت خواهد شد و عبدالله اشخاصی را گماشته بود تا اورا کتک رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بزنند.[۸]

مناظره با فرقه‌های دیگر
مناظره‌ای فی مابین مردی از اهل شام و امام راستگو(ع) در گرفت. امام اورا در هر بحثی به یک‌نفر ارجاع بخشید و در مشاجره توحید به هشام بن تندرست حواله اعطا کرد.[۹] از او مناظراتی با محمد بن بشیر، پیشوای بشیریه و دیگرافراد گزارش شد‌ه‌است.[۱۰] او همینطور در مسئله امامت[۱۱] و فقه شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد تخصص داشت.

نقل داستان از امام درست گو و امام کاظم(ع)
هشام از امام درست گو[۱۲] و امام کاظم علیهماالسلام ماجرا کرده[۱۳] و اسم وی در ورقه ها ۶۶۳ حدیث در کتاب‌های حدیثی شیعه آمده میباشد.[۱۴] او از راویانی مانند ابوبصیر، ابو حمزه ثُمالی، ابو خالد کابلی، ابن ابی یعفور، ابان بن تَغْلِب، ابان بن عثمان و زراره[۱۵] داستان نموده است. وی از سلیمان بن خالد ۹۹ ماجرا نقل کرده[۱۶] و راویانی زیرا ابن ابی عُمَیر،[۱۷] ابن دوست داستنی، ابن مسکان، بَزَنطی، حماد بن عثمان و صفوان بن یحیی از وی قصه کرده‌اند.[۱۸] نجاشی با عبارت «ثقة ثقة» از وی حافظه نموده است[۱۹] و آیت الله خوئی بعضا روایاتی را که بر سرزنش وی دلالت دارا‌هستند، از لحاظ گواهی ضعیف می داند.[۲۰]

طرح ایده ها مشاجره‌ برانگیز
بعضا از نویسندگان اهل سنت، نظرها خاصی را فارغ از بیان منبعی دارای اعتبار به او نسبت داده‌اند. برای مثال ایده ها منسوب به او عبارت میباشد از:

شکل داشتن پروردگار؛ سمعانی و ابوالحسن اشعری فرقه‌ای به اسم هشامیه را به هشام بن حکم و هشام بن سلامت منسوب می‌نمایند و گفته‌اند که هشام بن تندرست آفریدگار را به‌شکل آدم می‌پنداشته میباشد؛ اما به طور نوری که میدرخشد و دارنده حواس پنجگانه میباشد.[۲۱]

یارا: ابوالحسن اشعری به هشام بن سلامت نسبت می دهد که او یارا را قبل از فعل و آن را جسم و جزئی از بشر می‌دانسته میباشد.[۲۲]

کتابت اثر ها
هشام، مهم داشته میباشد که گروهی آن را داستان کرده‌اند. ابن ابی عمیر از آن خبر داده میباشد.[۲۳]همینطور کتاب‌هایی در حج، تعبیروتفسیر و معراج از وی گزارش گردیده‌است.[۲۴] آورده شده میباشد مشهورترین اثرش کتابی درباره معراج میباشد.[۲۵]

پانویس
ابن جوزی، المنتظم، ج۵، ص ۱۹
اعیان الشیعه، ج۱۰، ص۲۶۶
نجاشی، رجال، ۱۳۷۴ش، ص۴۳۴؛ کشی، رجال، ص۲۸۱.
طوسی، رجال، ۱۳۷۳ش، ص۳۱۸.
طوسی، رجال، ۱۳۷۳ش، ص۳۱۸.
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۲۸۱.
طوسی، رجال، ۱۳۷۳ش، ص۳۱۸ و ۳۴۵.
کشی، رجال، ص۲۸۲-۲۸۳.
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۲۷۶.
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۴۷۸.

بازدید : 17
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:12


مُسْلِم بن عَقیل بن ابی طالب (شهیدشدن: سال ۶۰ قمری) سفیر امام حسین(ع) در کوفه در رخداد کربلا و از آل ابی‌طالب بود. مسلم در برخی فتوحات اسلامی و نیز در نبرد صفین حضور داشت. او در گزارشی به امام حسین(ع) از استعداد کوفیان برای حضور امام در کوفه خبر مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد اعطا کرد.

با نصب عبیدالله بن زیاد به حکومت کوفه به وسیله یزید بن معاویه، کوفیان از محیط مسلم دور از هم شدند. مسلم بن عقیل در روز عرفه (سال ۶۰ قمری) بازداشت و به فرمان عبیدالله به شهید شدن رسید. انگیزه باخت قیام عموم کوفه هنگام حضور مسلم در‌این شهر را سیاست‌های عبیدالله بن زیاد در تولید وحشت میان عموم کوفه و نیز ساختار اجتماعی کوفه که بازدارنده اتحاد و همبستگی مردمان کوفه میشد، آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد دانسته‌اند.

مسلم داماد امام علی(ع) بود و اسم یک سری بدن از فرزندان وی در شمار شهدای کربلا تصویب گردیده است.

عزاداری محرم
تابلوی بعد از ظهر عاشورا
تابلوی بعدازظهر عاشورا یک کدام از اثرها نقاشی محمود فرشچیان
حادثه ها
طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) • طومار امام حسین(ع) به احاطه بصره • روز عاشورا • رخداد کربلا • رخداد عاشورا (از لحاظ داده های عددی) • روزشمار اتفاق عاشورا • اسیران رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کربلا
اشخاص
امام حسین(ع) • علی اکبر • علی‌اصغر • عباس بن علی • حضرت زینب(س) • سکینه بنت حسین • فاطمه دختر امام حسین • مسلم بن عقیل • شهیدان کربلا • اسیران کربلا
مکان‌ها
مقبره امام حسین(ع) • تل زینبیه • بقاع حضرت عباس(ع) • گودی قتلگاه • فی مابین‌الحرمین • نهر علقمه
مناسبت‌ها
تاسوعا • عاشورا • دهه محرم • اربعین • دهه صفر
مراسم
مرثیه‌خوانی • مدیحه • تعزیه • نوحه • زنجیرزنی • سینه‌زنی • سقاخانه • سنج و دمام • مجموعه سوگواری • شام غریبان • تشت‌گذاری • نخل‌گردانی • قمه‌زنی • راهپیمایی اربعین • تابوت‌گردانی • مراسم تابوت
نبو
نسب و خویشان
تاریخ به دنیا آمدن مسلم بن عقیل بن ابی طالب پر‌نور وجود ندارد. وی در۹ ذی‌الحجه سال ۶۰ قمری در کوفه به شهید شدن رسید.[۱] بر پایه ی برخی گزارش‌ها، مسلم در هنگام شهیدشدن ۲۸ ساله بود ولی تایید این قصه خالی از انواع وجود ندارد به این دلیل‌که سن فرزندان مسلم که در اتفاق عاشورا به شهیدشدن رسیدند ۲۷ و ۲۶ سال نقل شده میباشد.[۲] بعضی با اعتنا به احادیث حضور وی در فتوحات و نیز مبارزه صفین، سن او‌را در هنگام شهادتش، بیشتراز ۵۰ سال دانسته‌اند.[۳] قبر مسلم در کوفه در بخش شرقی مسجد کوفه شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد جای‌دارد.[۴]

بابا او، عقیل فرزند ابوطالب از نسب‌شناسان[۵] قریش و فصحای عرب[۶] بود. مادرش بنابر روایتی از زنان نبطی و از خویشان «فرزندا» بود[۷] و بنابر روایاتی دیگر کنیزی بود به اسم علیه (و بنابر روایتی حلیه)[۸] که عقیل او‌را از شام خریده بود.[۹][یادداشت ۱] رخ مسلم بن عقیل همانندی متعددی به رسول اسلام(ص) داشت.[۱۰] بعضی از منابع اورا شجاع‌ترین و نیرومندترین فرزندان عقیل معرفی کرده‌اند.[۱۱]

همسر و فرزندان
مسلم با رقیه دختر امام علی(ع) وصلت کرد و از این رو، داماد امام علی(ع) بوده میباشد.[۱۲] در بعضا منابع، زنی از طایفه بنی عامر بن صعصعه نیز همسر او مذکور میباشد.[۱۳]

در حادثه کربلا، در چندین آیتم به فرزندان مسلم اشاره شد‌ه‌است. به عنوان مثال اینکه وقتی که خبر شهید شدن مسلم را در مسیر میان مکه و کوفه به امام حسین(ع)‌ دادند،‌ علی اکبر(ع) سفارش بخشید که برگردند و بی‌وفایی کوفیان را متذکر شد. فرزندان مسلم با این حیث مخالفت کرده و امام را به ادامه شیوه تشویق کردند.[۱۴] همینطور، اسم تنی چند از فرزندان او در زمره شهدای کربلا حافظه گردیده است.از آن در میان شهیدشدن عبدالله بن مسلم و محمد بن مسلم در کربلا در منابع قدیمی تصویب گردیده‌است.[۱۵]

منابع تاریخی درباره اسم و تعداد فرزندان مسلم اختلاف حیث دارا هستند. در گزارش‌های ضعیف‌خیس که در منابع متاخر تصویب گردیده، اسم تعداد دیگری از فرزندان مسلم بن عقیل، مثلا عون، مسلم، عبیدالله، جعفر و احمد نیز در شمار شهدای کربلا آمده میباشد.[۱۶] در بعضا منابع نیز از دو کودک مسلم (محمد و ابراهیم) خاطر گردیده که بعد از شهید شدن امام حسین(ع) اسیر و به فرمان عبیدالله بن زیاد در کوفه زندانی گردیده و بعداز فرار کردن از زندان به شهید شدن رسیده‌اند؛[۱۷] البته برخی منابع آن‌ها را فرزندان عده ای دیگر دانسته‌اند.[۱۸] در برخی منابع اسم‌های دیگری برای تنی چند از فرزندان مسلم نام برده میباشد؛ مانند ابراهیم، عبدالعزیز، علی، مسلم، میر عبدالواحد شهید پر اسم و رسم به فرمانروا آقا(آغا)[۱۹] و دختری به اسم حمیده یا این که ام حمیده.[۲۰]

بیان شده میباشد عبدالله بن مسلم،[۲۱] و بر طبق بعضا دیگر از احادیث، عبدالله و علی، از رقیه دختر امام علی(ع) بوده‌اند.[۲۲]

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 509
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه