loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 14
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 10:54


مکتب علمیه سید یزدی دو مکتب در نجف اشرف میباشد که سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (درگذشت: ۱۳۳۷ق) پر اسم و رسم به صاحب و مالک عروه از مراجع تبعیت شیعه، آن را تاسیس کرد. مکتب بلندمرتبه‌خیس که مشهورتر میباشد در محله الحویش جای دارد و دیگری در محله العمارة قرار داشت که به مکتب دوم سید یزدی معروف بود و در طی صدام تخریب شد. فعلا مکتب والا‌خیس، محل اسکان و علم آموزی طلابی از کشورهای گوناگون مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

التفات و منزلت
به نقل از کتاب ماضی النجف و حاضرها، مکتب سید یزدی منسوب به سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، از مهم‌ترین مدرسه های علمیه نجف میباشد که به‌جهت ایجاد کرد، بزرگی و کثرت حجره‌ها نظیری در شهر نجف ندارد و در معماری سنگ‌فرش و دیوارها بدیع و آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد زیباست.[۱]

تاریخچه مکتب اولیه
ایجاد کرد این سازه در سال ۱۳۲۵ق به فرمان سید محمدکاظم طباطبایی یزدی و هواخواهی مالی آستان قلی‌بیک وزیر عبدالاحد بخاری استارت شد و در سال ۱۳۲۷ق نقطه نهایی یافت.[۲] سید محمدکاظم یزدی بعد از فعال سازی مکتب، مبلغ متعددی به مکتب اهدا کرد و با آن مبلغ، یه خرده فروشگاه، خانه و خزینه در نزدیکی مکتب خرید و آنان‌را وقف مکتب ایجاد کرد تا درآمد نتایج آن صرف هزینه های و نیازهای مکتب رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردد.[۳]

معماری
این مکتب دارنده مساحت ۷۵۰ مترمربع در کوچه‌ای واقع گردیده که خیابان پیامبر از شرق و بازار حویش در غرب آن جای‌دارد.[۴] مکتب سید به مدل تازه و مانند مدرسه های زمان صفوی، یعنی با یک تراس نسبتاً گران قدر در میانه و حجراتی در چهار ضلع آن در دو طبقه ایجاد شده است.[۵] این مکتب دارنده هشتاد حجره و یک استاد میباشد که جلوی هر اتاق، یک تراس خرد و یکسان با کاشی‌کاری معرق و هفت‌رنگ جای‌دارد. زمین آن آغاز خشتی بوده که در تجدید بنا سال‌های اخیر با سنگ‌های زینتی مفروش و دیوارهای آن از کاشی پوشیده شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد‌ه‌است.[۶]

تاریخچه مکتب دوم
مکتب دوم سید یزدی در محله العماره واقع بود و از غرب به مکتب خلیلی خرد و از جنوب به مکتب خلیلی گرانقدر اتصال داشت. این سازه در صدر خانقاه درویشان بود و آن گاه سید یزدی، آن را به قصد سکونت زائران دایر تشکیل داد، ولی سید بدین انگیزه که ممکن بود از آن به کار گیری مناسب نشود، ترجیح بخشید آن را تبدیل به مکتب و وقف طلاب علم ها شرعی نماید.[۷] نوسازی و تغییر‌و تحول آن به مکتب، در سال ۱۳۸۴ق به‌دست سید اسدالله یزدی فرزند مالک عروه شکل گرفت.[۸]

معماری
این مکتب در دو طبقه و در مساحت ۶۰۰ مترمربع ساخته شد و ۵۱ اتاق داشت. یک سرداب تعالی، استاد (تالار درس)، چهار گرمابه، تراس‌های خرد جلوی هر حجره و سقف دورانی‌صورت و مزین با آیه ها قرآن از سایر تزئینات و معماری این جای بود.[۹]

موقوفات
چهار فروشگاه، دو باب خانه و یک مسافرخانه خرد که متصل به مکتب بود، از موقوفات این جای بود و اجاره‌بهای آن صرف ضروریات و لازم مکتب میشد.[۱۰]

تخریب
مکتب دوم و باقی عمارات آن در محله عماره، در حین حکومت صدام تخریب شد و به‌شکل زمین یک‌دست در آمد که بعداز سقوط صدام، این زمین برای توسعه و گسترش بقعه حضرت علی(ع) و ایجاد کرد صحن حضرت فاطمه(س) گزینه به کارگیری قرار گرفت.

جستارهای متعلق
فهرست مدرسه های علمیه نجف

بازدید : 11
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 10:27


نزاع علویان و عباسیان
سپاه ابراهیم در۱ ذی‌القعده سال ۱۴۵ قمری از بصره به سمت کوفه بیرون شد.[۱۹] از سوی دیگر منصور عباسی، عیسی بن موسی را با هجده هزار نفر روانه نزاع با ابراهیم کرد.[۲۰] دو سپاه در ناحیه باخمرا در ۱۶ فرسخی (حدود ۸۸ کیلومتر) کوفه به هم رسیدند. در اولِ مبارزه، صفوف مقدم عباسیان باخت سنگینی خوردند به گونه ای که عباسیان تا قربت کوفه عقب نشینی کردند.[۲۱] این عقب نشینی سبب به نگرانی منصور عباسی -که در کوفه بود- شد تا آنجا که برخی گزارش‌ها از امر خلیفه برای مهیا کردن اسب برای فرار و گریز او از کوفه خبر مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد دادند.[۲۲]

آخر و عاقبت نزاع
مقاومت عیسی بن موسی فرمانده سپاه منصور در قبال ابراهیم، بازدارنده از خروج منصور از کوفه شد.[۲۳] فرجام نزاع در بین علویان و عباسیان با حمله جعفر و محمد سلیمان بن علی، عموزادگان خلیفه عباسی و عاملان او در بصره در طول قیام ابراهیم، به عایدی عباسیان رقم خورد. این دو که در بصره با ابراهیم تقابل کرده و باخت خورده بودند[۲۴] البته با مدد دادن ابراهیم زنده ماندند،[۲۵] با سپاهی از پشت به سپاه ابراهیم حمله آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کردند.[۲۶]

حمله غافلگیرانه آن‌ها ضربه سنگینی به سپاه ابراهیم وارد ایجاد کرد. با اصابت تیری به گلوی ابراهیم و کشته شدن او در ۲۵ ذیحجه ۱۴۵ق، سپاه علویان ضعیف گردیده و اقتدار روحی سپاه عباسیان ارتقاء یافت.[۲۷] از این رو موفقیت نخستین علویان مکان خویش را به ناکامی بخشید و قیام ابراهیم نافرجام ماند. بعداز کشته شدن ابراهیم رمز او را از بدنش مستقل کرده و نزد خلیفه بردند و پیکر او را در باخمرا دفن کردند.[۲۸][۲۹] مبتنی بر بعضی گزارش‌ها منصور راز بریده ابراهیم را به زندان نزد عبدالله محض ارسال کرد[۳۰] و آن گاه آن را به مصر منتقل رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کردند.[۳۱]

پناه تیم‎های اسلامی از قیام ابراهیم
ابراهیم‌بن عبدالله در نهضت ضدّ عباسی خود از نگهبانی اشخاص و دسته‎های اسم‌آوری فایده‌مند بود.

حفاظت زیدیه
زیدیان که در آن زمانه از جنبه سیاسی مداقه بیش‌تری داشتند تا جنبه مذهبی، و هر فاطمی دانا، خداپرست و شجاع را امام واجب الطاعه می‌دانستند و حتی خروج دو امام را در یک فرصت و در دو حیطه بر حکومت وقت روا می‌شمردند،[۳۲] به امامت نفس زکیه و ابراهیم گردن شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نهادند.[۳۳]

ملازمت معتزله با ابراهیم
معتزلیان نیز به عنوان مثال عده ای بودند که به امان از ابراهیم برخاستند[۳۴] و حتی ابن نُمیله عبشمی معتزلی، در عصر حمله ابراهیم به کوفه، جانشین او در بصره شد.[۳۵]دفاع معتزله از ابراهیم‌ بی‎رابطه با مراودات علمی او تحت عنوان شخصی ادیب و محدث با بزرگان مذهب اعتزال نطیر واصل‌بن عطا و عمروبن عبید وجود ندارد.[۳۶]

قبل از معتزله، فقیهان و محدثانی زیرا ابن ابی واصل، عیسی‌بن اسحاق سبیعی، ابوخالد احمر، یونس‌بن ابی اسحاق، یزید بن هارون و عبادبن عوام[۳۷] نیز به ابراهیم پیوستند.

هواخواهی ابوحنیفه
ابوحنیفه پیشوای حنفیان نیز آشکارا به کمک وی برخاست و پیروانش را فتوا بخشید که به قیام بپیوندند.[۳۸] وی حتی بعداز پیکار باخمرا، شهدای آن را با شهدای پیکار بدر یک کدام از دانست.[۳۹] گفته‌اند که امان وی از ابراهیم و طومار‌هایی که به وی نوشت، منجر شد که منصور دوانیقی اورا مسموم نماید و به قتل رساند.[۴۰]

دلایل باخت نهضت
نهضت ضد عباسی ابراهیم و علل ناکامی آن را نمی‌قدرت بی‌اعتنا به قیام نفس زکیه و نتیجه ها آن و حتی وضع دستگاه خلافت به صدق تحلیل کرد، خروج قبل از موقع نفس زکیه و ناهماهنگی ابراهیم با وی، موجب شد که خلیفه بتواند هر دو را غیر وابسته سرکوب نماید. با این همگی، اینگونه می‌کند که برد از دسترس ابراهیم نیز چندان به دور عدم وجود، اما تنفّر وی از قتل و غارت و بی‌توجهی به مشاوره خبرگانِ نهضت، عمل را واژگونه کرد. اگرچه رفتن ابراهیم به کوفه به دعوت ابوحنیفه و برخی از کوفیان[۴۱] جناح اساسی را در بصره تضعیف میکرد، اما در‌صورتی‌که ابراهیم با آن لشکریان و امکاناتی که داشت، فورا بعد از خروج بر منصور به کوفه حمله میبرد، بعید خلا که با کمک کوفیانی که گریخته و به وی پیوسته بودند[۴۲] بر خلیفه ببرد، به ویژه آن که گفته‌اند منصور از همین حمله می ترسید و بیم داشت که یارانش او‌را سوراخ نمایند،[۴۳] البته ابراهیم نیز بیم داشت که حمله وی موجب کشتار عموم خواهد شد.

وی از ساخت پیرایش جنگی مطلوب در باخمرا هم راز گشوده زد. نیز هنگامی که سپاه عیسی را عقب راند، به‌رغم پند ابوحنیفه که معتقد بود ابراهیم نباید از تعقیب فراریان دست بردارد،[۴۴] امر عدم تعقیب ناکامی خوردگان معاند را صادر کرد.[۴۵] در حالی که‌این موفقیت چنان منصور را به وحشت انداخت که خواست از کوفه بگریزد،[۴۶] ولی ناآگاهی ابراهیم از کارها نظامی و اختلافی که بین یاران وی پدید آمده بود، موفقیت اولیه را که بعضی آن را «بدرالصّغری» خوانده‌اند،[۴۷] به ناکامی بدل کرد.

جستارهای متعلق
قیام زید بن علی
قیام نفس زکیه
قیام شهید فخ

بازدید : 16
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 10:46


مرمت و بازسازی عتبات عالیات در عراق
عبدالحسین تهرانی در سال ۱۲۷۴ق از سوی ناصرالدین پاد شاه قاجار، بررسی بر فعالیت نوسازی و بازسازی عتبات مقدسه عراق را برعهده گرفت. از این رو گسترش صحن‌ و تذهیب نو گنبد بقعه امام حسین(ع) و بقاع عسکریین(ع) و تجدید بنا بقعه کاظمین زیر تسلط او صورت مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گرفته میباشد.[۱۹][۲۰]

یافتن قبر مختار و ساختن مرقد او
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مختار بن ابی عبید ثقفی

مرقد مختار خارج مسجد کوفه و مجاورت مرقد مسلم بن عقیل
در زمان‌‎ای که روضه خوان‎ العراقین می‌‎زیست قبر مختار معلوم عدم وجود. او در عصر‌‎ای که شغل بررسی بر مرمت عتبات عالیات را بر ذمه داشت در نزدیکی مسجد کوفه به جستجوی قبر مختار پرداخت. در بعضی از گزارش‌‎ها آمده میباشد: سیّد شریف رضا، فرزند سید بحرالعلوم به روضه خوان العراقین بیان کرد: «هنگامی که پدرم از کنار زاویه‌‎ی شرقی مسجد کوفه عبور می‌‎کرد، ملازمان خویش را به تلاوت سوره‎‌ی فاتحه برای روح مختار دستور می‎‌کرد و معتقد بود همین جا (محلی که فاتحه می‎‌خواندند) محل قبر مختاراست». وقتی که روضه خوان العراقین این مقاله را شنید، امرکرد آن محل را حفر نمودند که به‌دنبال آن سنگی پیدا شد که روی آن نوشته بود: هذا قبر المختار بن عبید الثقفی».[۲۱][۲۲] در زمان حاضر بنای قبر مختار در بیرون محوطه‎‌ی مسجد کوفه، کنار دیوار قبله قرار آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گرفته میباشد.[۲۳]

رویا رویی با بابیت و بهاییت
بعضی گزارش‌‎های تاریخی که به فرقه بابیت و بهاییت و تحولات آن دو پرداخته اسم روحانی‌العراقین به دیده می‎خورد. یکی اقدامات وی در این باره بازداشتن از ملاقات سید علی‌محمد شیرازی، مؤسس فرقه بابیه، و مریدانش با محمدشاه قاجار، بابا ناصرالدین فرمانروا قاجار، بود. بر پایه ی بعضا منابع این دیدار می‌‎توانست، مجال قابل قبولی برای تقویت رده باب و تبلیغ مسلک خویش در کشور ایران باشد. کنت دوگوبینو، وزیر مختار فرانسه، خلال اشاره به‌این مبادرت روضه خوان، گفته میباشد: «حاجی روحانی عبدالحسین در دیدار با سلطان، وزیر و بزرگان مرزو بوم گفته بود: آیا در حیث دارید که به مکان مذهب کنونی، مذهب جدیدی که هنوز نمی‌‎شناسید برقرار رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نمائید؟...».[۲۴]

عبدالحسین تهرانی که در زمان تبعید میرزا حسینعلی نوری، بنیانگذار بهائیت و مشهور به بهاءاللّه، در عراق در آن سامان سکونت داشت با اقدامات رهروان وی نظیر سرقت اموال زائران، آشوب، قتل و غیره که غالباً با فرمان بهاء شکل می‎‌گرفت،[۲۵] عکس العمل شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌‎کرد.[۲۶]

اسم او در منابع بهاییان به طور متفاوت آمده میباشد. حسینعلی بهاء در لوحی که به اسم روحانی عبدالحسین صادر کرده دشوار به وی تاخته و اورا «غافل مرتاب» و عنصری «مکار» ‌خوانده میباشد.[۲۷] شوقی افندی، فیض‌ دختری بهاء و جانشین عباس افندی، نیز در کتاب خویش با تیتر لوح قرن از روضه خوان عبدالحسین تهرانی با عباراتی نظیر «روضه خوان خبیث» و «مردود دارَین و مبغوض ثقلین» خاطر کرده که حکایت از دشمنی عمیق آن‌ها با او بوده میباشد.[۲۸]

تألیفات
مصباح النّجاة فی اسرار الصلاة
رمزّ الاستغفار فی مابین السجدتین
المُبکی
کتاب الاجازه
ترجمه نجاة العباد
طبقات الرواة
پانویس
قمی، اتفاق ها الایام، ۱۳۸۹ش، ص۸۱.
معلم تبریزی، ریحانة الادب، ۱۳۲۴ش، ج۳، ص۳۲۹؛ سبحانی، موسوعه طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۱۳، ص۲۳۶.
«انگیزه آوازه روحانی عبدالحسین تهرانی به روحانی العراقین»، مقر معرفی روضه خوان عبدالحسین تهرانی؛ «سیری در زندگینامه فقیه واقف روحانی عبدالحسین تهرانی»، وب لاگ جلوه ولایت.
سبحانی، موسوعة الرجالية، ج ۱۳، ص ۳۲۶ و ۳۲۷.
امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص ۴۳۸ و ۴۳۹.
حسینی‌ جلالی، فهرس الترات، ج۲، ص ۱۶۷.
طباطبائی، روضه خوان هادی تهرانی، مقر معرفی روضه خوان عبدالحسین تهرانی.
اقبال آشتیانی، میرزا تقی خان امیر وسیع، ص ۳۷۴-۳۷۳.
آل‌ داود، طومار‌های امیر کلان به انضمام رساله‌ نوادر الامیر، ص ۳۱۶.
آدمیت، امیرکبیر و کشور‌ایران، ص ۳۰۸ و ۳۴۳.
سید علی آل داوود، اوراق و طومار‌های امیرکبیر، ص ۸۲.
اقبال آشتیانی، میرزا تقی خان امیرکبیر، ص۱۶۸.
صبح زود، تفصیل اکنون رجال کشور ایران، ج۲، ص۲۴۳ و ۲۴۴؛ به عبارتی، ج۶، ص ۹۴.
آدمیت، امیرکبیر و کشور‌ایران، ص۳۰۸؛ اقبال آشتیانی، میرزا تقی خان امیرکبیر، ص۱۶۸ و ۳۶۸.
مشروب‌سازی که با وصیت امیرکبیر مکتب علمیه شد.، خبرآنلاین.
مقر جامع تاریخ معاصر کشور‌ایران و مؤسسه مطالعات و بازرسی‌های سیاسی.
مشروب‌سازی که با وصیت امیرکبیر مکتب علمیه شد.، خبرآنلاین.
مقر استحضار‌رسانی مکتب علمیه روضه خوان عبدالحسین تهرانی.؛ مقر مدیر حوزه علمیه استان طهران.
معلم تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۳۲۹.
افشار، چهل سال تاریخ کشور‌ایران در زمان پادشاهی ناصرالدین پاد شاه قاجار، ج۱، ص ۱۸۹.
حسینی، سید الشهدا علیه السلام و یاران و قوم دارای مسئولیت وی، ج۳، ص۴۳۷.
حسینی کاشانی، سیمای کوفه از لحاظ مذهبی، ص۲۵۶.
مقر قانونی مسجد کوفه ومزارهای متعلق به آن.
آدمیت، تامل ترقی و حکومت ضابطه بعدازظهر سپهسالار، ص۱۰۳.
شوقی افندی، قرن بدیع، ج۲، ص۱۰۶ و ۱۰۷؛ خاوری، مائده‌ آسمانی، ج ۷، ص ۱۳۰.
خان ملک ساسانی، سیاستگران زمان‌ قاجار، ص ۳۴۴- ۳۴۵.
فروتن، قصه‌هایی از حیات عنصری جمال اقدس الهی، ص ۱۳؛ نوری، کتاب بدیع، ص۱۷؛ ابوالقاسم افنان، پیمان اعلی، ۵۱۴.
شوقی افندی، لوح قرن، ص۱۲۳.

بازدید : 19
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 16:27


زمان رسول و خلفا
بعضی منابع، زید را از صحابه رسول دانسته‌اند.[۴] و بعضی دیگر وی را از تابعان برشمرده‌اند.[۵]

فرستاده اکرم در گفتاری از فردی به اسم زید مذکور که قسمتی از جسم وی زودتر از خودش به پردیس می‌رود.[۶] منابع این صحبت را در امر زید دانسته‌اند که در پیکار با کشور‌ایران دستش جدا مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد.[۷]

زید از کوفیانی بود که عثمان آنها‌را به شام تبعید کرد.[۸] با این درحال حاضر به دلیل گفتگوی نرمی که با معاویه داشت، به کوفه بازگردانده آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد.[۹]

وی در گفتاری خلیفه سوم را اندرز می‌نماید که: «تو افراط کردی و امتت نیز افراط کرد. با میانه‌روی واکنش کن تا آنها نیز معتدل باشند». اما در عین حالا خویش را فرمان بردار وی نیز رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میداند.[۱۰]

صحابه امام علی(ع)
زید از اصحاب امام علی(ع) بود[۱۱] و از وی ماجرا نقل نموده است.[۱۲]

قبل از شروع نزاع جمل، در میان کوفیان اختلاف شد که آیا از امام علی(ع) در مقابل عایشه پناه نمایند یا این که هر دو طرف را رها نمایند. زید از عده ای بود که عموم را به سپاه امام علی(ع) دعوت می کرد.[۱۳] عایشه طومار‌ای برای زید ارسال کرد و اورا به منزل‌نشینی و سوراخ حفاظت از علی(ع) فراخواند و حتی امر کرد که عموم را به آزاد کردن علی(ع) دعوت نماید. البته زید اعتنایی به طومار نکرده و به مدد از علی(ع) شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد خاطر نشان کرد.[۱۴]

زید در نزاع جمل فرمانده خویشان عبدالقیس[۱۵] و درفش‌دار آن ها بود.[۱۶]

تقوا
زید را از زهاد مجال خودش دانسته‌اند.[۱۷] او‌را همینطور از ابدال‏ معرفی کرده‌اند.[۱۸]

زید اکثری از ایام را روزه می‌گرفت و شب‌ها را به عبادت می گذراند. وی به حدی بر این کارها سماجت می‌ورزید که سلمان فارسی او‌را به میانه روی در‌این مفاد توصیه کرده و دستمزد اعضای تن را به وی متذکر شد.[۱۹]

زید در جنگ با ایرانیان از حوزه‌ دست آسیب دیده شد و در حالی‌که خون از وی میرفت، می خندید. فردی به وی خاطرنشان کرد که اینجا و این وضعیت، جای خنده وجود ندارد. زید بیان کرد: اینجانب انتظار اجر را بر این دستور دارم. حالا چرا این‌را به فریاد درد از میان ببرم.[۲۰]

شهیدشدن
زید در سال ۳۶ق در نبرد جمل به دست عمرو بن یثری و یا این که عمرو بن سبرة[۲۱] به شهیدشدن رسید.[۲۲] امام علی(ع) لحظاتی قبل از شهید شدن زید بر بالینش آمد. وی بر حقانیت امام علی(ع) تأکید کرد و اعلام‌کرد که با دوراندیشی از او هواخواهی کرده آن گاه برای صحت کار خویش به خطبه غدیر استناد کرد.[۲۳] امام علی(ع) در امر زید گفته بود: «ای زید، آفریدگار تورا عفووبخشش نماید که نادر خرج و پرفایده بودی.[۲۴] به گفته بعضی منابع،‌ عایشه نیز از شنیدن خبر شهید شدن زید غمگین شد و برای وی عفو الهی را طلب کرد.[۲۵]

زید وصیت کرد قبل از دفن، خون را از فیس‌اش منزه نکنند و لباسش را خارج نیاورند؛ تا با همین جامه در قیامت محشور خواهد شد. [۲۶]


سردرِ ورودی مسجد زید بن صوحان
مسجد زید بن صوحان
نوشته‌ی علمیٔ مهم: مسجد زید بن صوحان
در جنوب مسجد سهله و در حوالی مسجد صعصعه در شهر کوفه مسجدی به اسم مسجد زید بن صوحان جای‌دارد که از مساجد دیرین کوفه میباشد. این سازه بارها نوسازی و مرمت گردیده و در کتاب ها دعا ها، جاری ساختن مخصوصی برای آن نام برده میباشد.

تک‌نگاری
كتاب «زيد و صعصعه پسران صوحان» نوشته كامران محمدحسينی منتشر گردیده از سوی انتشار مشعر ۱۳۹۵ش در ۱۳۶ برگه به معاش و همت زید بن صوحان و برادرش صعصعة بن صوحان پرداخته میباشد.[۲۷]

جستارهای متعلق
صعصعة بن صوحان
پانویس
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۳، ص۵۹.
ابن حجر، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۳۳.
مامقانى، تنقیح المقال، ۱۴۳۱ق،‌ ج۲۹، ص۲۱۰.
ابن اثیر، أسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۱۳۹.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۹، ص۴۳۲.
ابو نعیم إصفهانی، معرفة الصحابة، ۱۴۱۹ق، ج۲،‌ ص۳۶۶.
ابو الفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۴۱۵ق، ج۵،‌ ص۹۸.
ابن حجر عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۳۳.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۹، ص۴۳۱.
ابن سعد، الطبقات‏ الكبرى، ۱۴۱۸ق، ج۶، ص۱۷۷.
مامقانى، تنقیح المقال، ۱۴۳۱ق،‌ ج۲۹، ص۲۱۰.

بازدید : 17
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 10:30


مخالفت با نبی(ص)
نوشته‌ی‌علمی‌های مهم: ماجرای خودکار و دوات و سپاه اسامه
قدمت بن خطاب در طی حیات فرستاده(ص)، در مواقعی با وی مخالفت کرد، به عنوان مثال اینکه در ماجرای صلح حدیبیه، بر پیامبر معبود(ص) به سبب ساز صلح کردن با قریش، خرده گرفت و به صورت صریح بیان کرد که به نبوت وی شک وتردید مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نموده است.[۵۰]

ماجرای مداد و دوات نیز از مواقعی میباشد که قدمت بن خطاب با امر نبی مخالفت کرد؛ نبی(ص) یک سری روز قبل از درگذشت خویش، ورقه و خودکار خواست تا چیزی بنویسد که مسلمانها هیچ گاه گم راه نشوند، اما قدمت بیان کرد: «همانا درد بر نبی(ص) پیروز شد‌ه‌است و کتاب آفریدگار نزد شماست و مارا کفایت می‌نماید.»[۵۱] در نقل دیگری آمده میباشد که ذکر کرد: «این مرد هذیان میگوید.»[۵۲] بعد از این حرف قدمت، در بین اصحاب اختلاف زمین‌خورد و رسول از آن ها خواست از نزد وی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بروند.[۵۳]

همینطور فرستاده در واپسین روزهای قدمت خویش امر اعطا کرد مسلمان‌ها به فرماندهی اسامة بن زید برای رویارویی با روم، اعزام شوند.[۵۴] به گفته روحانی موثر رسول بر پیوستن عموم به سپاه اسامه و تسریع در جنبش آن تاکید داشت،[۵۵] اما گردآوری‌ای مثلا قدمت بن خطاب و ابوبکر از امر قانون شکنی کردند و در سپاه حضور نیافتند. فرستاده زمانی از تخلف قدمت و ابوبکر مطلع شد، آن دو را فرا خواند و بر پیوستن آنان به سپاه تاکید کرد.[۵۶] در بعضی منابع آمده میباشد که فرستاده فرمود: لعنت آفریدگار بر هر که از پیوستن به سپاه اسامه قانون شکنی رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نماید.[۵۷]

خلافت

حدیثی از امام علی(ع) در تعریف فرستاده(ص)، به خط حافظ عثمان، خوشنویس سده یازدهم هجری، که در چهار طرف آن اسم خلفای راشدین آمده میباشد (۱۱۰۳ق).
قدمت بن خطاب در ۲۲ جمادی الثانی سال ۱۳ هجری، بعد از مرگ خلیفه اولیه مسلمانها به خلافت رسید.[۵۸] و بیش تر از ده سال خلافت کرد.[۵۹] بنابر نقل طبری مورخ قرن سوم و چهارم، ابوبکر در هنگام مرگ، عثمان بن عفان را فراخواند تا عهدنامه جانشینی را بنویسد. ابوبکر زمانی استارت به اعلام کردن وصیت خویش کرد از هوش رفت و عثمان عهدنامه را به اسم قدمت بن خطاب نوشت. زمانی ابوبکر به هوش آمد، آنچه را عثمان نوشته بود، پذیرش شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۶۰]

سازه بر نقلی بعداز گزینش قدمت به خلافت، به ابوبکر اعتراض شد که در‌حالتی که معبود از تو درباره استخلاف قدمت پرسش نماید چه پاسخ خواهی اعطا کرد در حالی که از درشت‌خویی قدمت دانایی. ابوبکر در جواب به‌این اعتراض، قدمت را شایسته ترینِ عموم میخواند.[۶۱]

نبی جعفریان این نظر را دارد، با تایپ کردن عهدنامه، قدمت عملاً به خلافت منصوب شد و بیعت عموم نقشی در خلافت وی نداشت و تنها جنبه اظهار وفاداری در فرمانبرداری داشت؛ این در حالی بود که خویش قدمت، تعیین ابوبکر به خلافت را کاری شتابزده (فلتة) می‌دانست و معتقد بود گزینش قاضی بایستی با مشورت کردن مومنان باشد.[۶۲]

ترور و مرگ
قدمت در ۲۶ ذی‌الحجه سال ۲۳ هجری به دست شخصی به اسم ابولؤلؤ مصدوم شد.[۶۳] به گفته طقّوش، ابولؤلؤ اصالتا اهل ایران و سرویس‌شغل مغیرة بن شعبه بود که برای گلایه از هنگفت بودن خراج خویش نزد خلیفه رفته بود.[۶۴] در احادیث اهل سنت آمده میباشد که کعب الاحبار به قدمت خاطرنشان کرد: اینجانب در تورات چشم‌ام که تو کشته خواهی شد. بعد از آن بود که قدمت به قتل رسید.[۶۵]

قدمت سه روز پس از آسیب دیده شدن، در سن ۶۳ سالگی از عالم رفت و کنار قبر ابوبکر دفن شد.[۶۶][یادداشت ۳] در جمهوری اسلامی ایران و عراق، روز نهم ربیع‌الاول نیز روز مرگ قدمت دانسته می گردد که پیشینه آن به زمان آل بویه بازمی‌خواهد شد.[۶۷] از قدمت بیان شده که در روزهای آخری عمرش می‌اذعان کرد: کاش مادرم من را نزائیده بود؛ کاش هیچ نبودم؛ کاش به بیماری آلزایمر ودیعت گردیده بودم.[۶۸]

قدمت پیش از مرگ خویش شورایی شش نفره ساخت تا از بین خویش، یک نفر را تحت عنوان خلیفه آتی برگزینند. اعضای این شورا عبات بودند از: امام علی(ع)، عثمان، طلحه، زبیر، عبدالرحمان بن عوف، سعد بن ابی‌وقاص.[۶۹] بنابر نقل ابن قتیبه، تاریخ‌نگار قرن سوم، قدمت امید می کرد کاش افرادی همانند ابوعبیده بن جراح و معاذ بن جبل زنده بودند تا خلافت را به یکی آن‌ها واگذار می کرد.[۷۰]

به اعتقادوباور بعضی محققان، قدمت اعضای شورا را به سیرتکامل‌ای چیده بود که عثمان به خلافت تعیین خواهد شد وزمینه وفرصتی برای امام علی(ع) وجود نداشت.[۷۱]

بازدید : 15
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 15:30


در عصر قاجار
در زمان قاجار با رونق تعزیه، توکل در مفهومی که امروز برای ایرانیان آشناتر میباشد، یعنی محل برگزاری مراسم تعزیه امام حسین(ع)، چنان دانش آموز شد که دیگر، اقامتگاه‌های صوفیان کم کم به‌این اسم خوانده میشد. به نوشته فرمانروا زاده[۲۲] در‌این عصر در‌صورتی‌که جایی برای اجرای تعزیه می‌ساختند یا این که برای اول توشه برای این خواسته در حیث می‌گرفتند آن را توکل می‌نامیدند. نقط ی اوج رونق توکل‌ها از عصر ناصرالدین سلطان (۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) تا انقلاب مشروطه مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.

درین زمان، در گزارش‌هایی درباره طهران، اسم بیشتراز پنجاه توکل آمده میباشد، به عنوان مثال توکل‌های آقا بهرام، اسماعیل بزاز، افشارها، بربری‌ها، پهلوان شریف، پامنار، چالحصار، چهل بدن، حاجی نماینده قانونی، خداآفرین، خشتی‌ها، خلج‌ها، دباغ منزل، درخونگاه، رضا قلیخان، زرگرها، سادات برادر، سرپولک، سرتخت، عباس آباد، عرب‌ها، عودْلاجان، قاطرچی‌ها، قمی‌ها، کرمانی‌ها، لوطی علیخان، ملک آباد، منوچهرخان، لوردَزخان و هفت بدن.[۲۳] بین توکل‌های طهران، برخی التفات بیشتر یا این که خصوصیت بارزی داشتند، به عنوان مثال: توکل سادات برادر که در آن برای پاگرفتن و رویش طفل، شمع پر‌نور می‌کردند و هر سال با قد کشیدن طفل، شمع بلندتری پر‌نور می‌کردند، چنانکه باغچه این توکل هر سال از شمع‌های قدی مالامال می شد،[۲۴] توکل عباس‌آباد یا این که حاج میرزا آغاسی که محل برگزاری تعزیه‌های دولتی بود،[۲۵] توکل عزت الدوله، خواهر ناصرالدین پادشاه، که مراسم تعزیه در آن اعمال میشد و به بانوان تخصیص داشت[۲۶] و آخر و عاقبت توکل آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد دولت.

بانیان توکل
از اسم توکل‌ها برمی‌آید که بانیان آن ها معمولاً صنفها، مجموعه‌های شهرستانی مستقرِ پایتخت، ثروتمندان و متنفذان بوده‌اند. اینان‌گاه بنایی اختصاصیِ توکل می‌ساختند و‌گاه محل سکونت خویش را، در ماه محرم به برگزاری مراسم تعزیه تخصیص می‌دادند و آن را وقف تعزیه و نوحه خوانی می‌کردند. به همین عامل اکثری از منازل مسکونی شاهزادگان و اعیان به طوری ساخته می شد که بتوان با نصب خیمه بزرگی روی تراس و پوشاندن آبگینهِ میانهِ تراس، فضایی مطلوب برای اجرای تعزیه مهیا رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۲۷]

جای های توکل
بناهایی که اختصاصاً برای توکل تشکیل شده بود، اکثر اوقات در مسیر گذر اساسی، دو محله را به یکدیگر لینک می‌بخشید.[۲۸] فضای داخلی بنای توکل اکثر زمان ها به سه قسمت تقسیم میشد:

ایوان که موسوم به عباسیه بود و در آنجا مراسم مرتبط با حضرت عباس دانش دار امام حسین(ع) بر گزار می شد.
فضای سرپوشیده شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد حسینیه.
اتاقهای پشتی موسوم به زینبیه.[۲۹]
توکل‌هایی که در گذر مهم قرار نداشتند، مانند توکل رضا قلیخان و سرتخت، در سراسر سال خالی و آشغال‌دان هم محلی و محل کم آب کردن پیاز بقال‌ها و انبار خواربارفروش‌های گذر بودند و فقط در روزهای سوگواری امام حسین(ع) به عملکرد داش‌ها و پدر شمل‌های محل تعمیر و منزه‌سازی می‌شدند.[۳۰]


کاربردهای دیگر
عنایت توکل در معاش شهری، بویژه دربین پیشه وران، به حدی بود که‌این بنیان افزون بر محل برگزاری مراسم مذهبی، مکانی برای طرح خطاها صنفی و اقتصادی شوید.[۳۱] بخشی از هزینه های اداره آن را نیز اکثر زمان ها هم محلی محل با پرداخت پول عیب گیری یا این که اهدای اسباب و اسباب و اثاث پذیرایی تأمین می‌کردند [۳۲] و بخشی دیگر، از درآمد موقوفاتی همانند فروشگاه، حجره و تیمچه تأمین میشد.[۳۳]

در شمال طهران و شمیرانات نیز توکل‌هایی با معماری شایان توجه وجود داشت که بخش اعظمی از آن‌ها فعلا نیز برجاست.[۳۴] از آن در میان توکل نیاوران یا این که توکل زیر حصار بوعلی به منجر تابلوهای نگارگری محمد مدبّر و محمد ارژنگی و تخت هشت ضلعی میانه آن، و نیز توکل امامزاده قاسم با دیوارْنگاره قوللر آقاسی آوازه خاصی دارا‌هستند.

در شهرهای دیگر جمهوری اسلامی ایران
در دو استان گیلان و مازندران نیز توکل‌های اکثری با معماری و مصالح خاص و متناسب با دور و اطراف، از زمان قاجار، مانده میباشد. ملگونوف، جهانگرد روس، در ۱۲۷۵/ ۱۸۵۸ به ۳۶ توکل در شهر رشت و تکایایی که جزء تیم‌های بزرگتر بناهای مذهبی‌اند، اشاره نموده است.[۳۵] شهرهای رودسر، [۳۶] لاهیجان[۳۷] و لنگرود[۳۸] نیز توکل‌های کهن و زیبایی دارا هستند. در مازندران خلال شهرها، در روستاها نیز توکل‌هایی چهارگوش غالباً با سقف سفالی و نقشه کف سازه به صورت مستطیل، وجود داراست، به عنوان مثال توکل مُقْری کلا در بندپی بابل، [۳۹] توکل کله بست پازَوار در بابلسر[۴۰] و توکل فیروزکلا در آمل.[۴۱] بعضی از این توکل‌ها با تصاویری از گل و جانوران تزئین گردیده است، به عنوان مثال توکل قرآن سالن در بابل کنار قائم شهر.[۴۲]

گاه در کنار توکل‌ها سقاخانه ساخته می شد، مانند سقاخانه مشبک چوبی توکل یالْو رود نور و روشنایی در مازندران.[۴۳] به گفته اسلامی در بافت شهری ساری، توکل جزء تفکیک ناپذیر هر محله بود و در واقع هر محله با برپایی توکل رسمیت می‌یافت.[۴۴] استان مازندران ۱۱۳۵ توکل از کل ۱۸۰۷ توکل مرز و بوم را دارد.[۴۵]

بازدید : 14
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 15:37


کار‌های سیاسی
فتوای سید ابوالحسن در تامین از انقلاب ۱۹۲۰ عراق
بسم الله الرحمن الرحیم.
درود بر همگی، بالخصوص برادران عراقی.
وظیفه فقهی بر همگی مسلمان‌ها مورد نیاز می‌گرداند که در محافظت حوزه اسلام و بلاد اسلامی تا آنجا که اقتدار دارا هستند بکوشند و بر کلیه ما واجب و موردنیاز میباشد که مرزو بوم عراق را که مشاهدائمه هدی علیهم السلام و مرکزها شرعی ما در آنجا میباشد، از اشراف کفار مراقبت نموده و ازنوامیس فقاهتی آن پناه کنیم. اینجانب شمارا بر این زمینه دعوت کرده و ترغیب مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می نمایم.
پروردگار ما و شما‌را برای سرویس به اسلام و مسلمین برنده فرماید.

مقر اگاهی‌رسانی حوزه

سید ابوالحسن اصفهانی از کار سیاسی بدور عدم وجود و در برهه‌های حساس، به اجرای نقش پرداخت.

وی در مشروطه در‌پی اذهان و آراء معلم خویش، آخوند خراسانی، بود. آن ها خلاف سید محمد کاظم طباطبائی یزدی، به اصول حکومت مشروطه و محصور کردن توان استبداد معتقد بودند.[۳۴] آخوند خراسانی او‌را جزء پنج فقیه طراز نخستین برای تحقیق بر مقررات مصوبه مجلس شورا معرفی کرد البته وی با مشاوره بعضا اشخاص که از حالت کشور ایران تدبیر بیشتری داشتند، حضور در مجلس شورا را قبول آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نکرد.[۳۵]

بر مبنا همین پیشینه بود که آخوند خراسانی و روحانی عبدالله مازندرانی، در ۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۸ق، اصفهانی را در اجرای اصل دوم متمم قانون اساسی کشور ۱۳۲۵ق در شمار یک کدام از ۲۰ مجتهد طراز اولیه باخبر از مقتضیات فرصت برای احراز تطابق مصوبات رسمی مجلس شورای ملی با احکام فقه شیعه، به مجلس معرفی کردند.[۳۶] ولی اصفهانی این سفارش را رد کرد و تصمیم گرفت در نجف بماند. وی در ۲ ذیقعده ۱۳۲۸ق (۱۳ آبان ۱۲۸۹ش) در تلگرافی این مسئله را به مجلس شورای ملی کشور‌ایران استحضار اعطا رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۳۷]

دیگر عمل پر اسم و رسم سیاسی اصفهانی در ۱۳۴۱ق میباشد. در آن سال، مهدی خالصی، انتخابات مجلس مؤسسان عراق را تحریم کرد و به همین سبب ساز به دست انگلیسی‌ها به حجاز تبعید شد. اصفهانی و دیگر عالمان شیعه، مثلا میرزا حسین نائینی و سید علی شهرستانی، در اعتراض بدین تبعید عراق را به مقصد کشور ایران رخنه‌ کردند. با این عمل قاضی عراق به ردوبدل تبعیدگاه مهدی خالصی از حجاز به جمهوری اسلامی ایران و رجوع مراجع تبعیت شیعه از کشور ایران به عراق رضایت بخشید. اصفهانی و همراهانش بعداز حدود ۱۱ ماه اقامت در جمهوری اسلامی ایران در ۱۸ رمضان ۱۳۴۲ق به عراق شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بازگشتند.[۳۸]

در همین راستا می‌قدرت به ماجرای ملاقات سید ابوالحسن بعداز مبارزه جهانی دوم با سفیر انگلستان اشاره نمود. سفیر بریتانیا با نثار پیام دولت مورد نظر خود، اعلام‌کرد: عالیجناب! دولت انگلستان نذر کرده بود! که در صورتیکه بر آلمان نازی چیره خواهد شد، صدهزار دینار! سرویسِ شما نثار دارااست، تا در هر موردی که خویش سزاوار میدانید، هزینه نمائید! سید بیان کرد: مانعی ندارد! سفیر، بی‌اندیشه یک قطعه بررسی صدهزار دیناری نثار نمود. سید هم آن راگرفت و تحتِ تشکِ خویش گذاشت! طولی نکشید که به سفیر و همراهانش گفتند: ما میدانیم که در‌این نبرد، بخش اعظمی از عموم، آواره و از هستی ساقط شدند. از طرف ما به دولت مورد نظر خویش بگوئید: سیدأبوالحسن، به نمایندگی از مسلمان ها، وجهِ ناقابلی، به مراد یاری به جراحت دیدگانِ نزاع، نثار می دارد و از پاره ای وجه معذرت می خواهد! به این دلیل که خویش میدانید ما در موقعیت مشابهی هستیم. بعد از آن، ارزیابی سفیر بریتانیا را از پایینِ تشک درآورد و یک قطعه تحلیل صدهزار دیناری! نیز از خویش روی آن گذاشت و با پوزش طلبی به سفیر بریتانیا اعطا کرد!!

با این داناییِ دقیق و سخاوت سید ابوالحسن، سفیر انگلیس، شرمنده و رنگِ صورت‌اش تغییر و تحول کرد! اذن مرخصی خواست و با بوسیدنِ دست آن مرجع تعالی از بیت وی بیرون شد! نماینده انگلیس پس از رخنه‌ِ گردهمایی، اذعان کرد: ما می‌خواستیم، شیعه‌ها را استعمار کنیم و آنان‌را بخریم! أمّا سید ابوالحسن، مارا خرید! و درفشِ اسلام را در بریتانیا بر زمین کوبید! پس از رفتنِ او علمای حاضر در مجلس، از سید پرسیدند :در حالتی که آن وجهی که به سفیر انگلیس نثار کردید، به مصرف حوزه علمیه می سید، خوب خلا؟! «مرحوم سید» در پاسخ اظهار‌کرد: سهم امام می بایست در رواج اسلام و مذهب صرف شود، به حیث اینجانب یکی‌از مواقعی که می‌توانستیم شایسته ترین افتتاح را در رواج اسلام بنمائیم، همین آیتم بود.[۳۹]

بازدید : 33
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 13:41


بِلالْ مُسْلِمْ میشِنْ (به انگلیسی: Bilal Muslim Mission)، مؤسسه تبلیغی، آموزشی و خیریه، از نهاد های متعلق به شیعه ها خوجه اثناعشری. این سازمان در سال ۱۹۶۸م بوسیله سید سعیداختر رضوی از رهبران شیعه در تانزانیا تشکیل شد و در کشورهای دیگر مثلا کنیا، ماداگاسکار، بوروندی و نیز امریکا و کانادا نیز به کار مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میپردازد.

مهم‌ترین اقدامات مؤسسه بلال مسلم میشن عبارتند از: اعزام مبلغ به شهر و روستاها، سرویس ها عام‌المنفعه به عنوان مثال یاری به فقرا مسلمان و مسیحی، تکثیر کتاب‌ها و مجلات به گویش سواحیلی و انگلیسی، و نیز یادگرفتن علم ها اسلامی و شیعی به علم‌آموزان شیعه. سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی و سید علی سیستانی، از مراجع تبعیت شیعه، با پرداخت نیمی از سهم امام به‌این مؤسسه موافقت آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌اند.

تأسیس و گستره عمل

سید اختر رضوی مؤسس بلال مسلم میشن
سازمان بلال مسلم میشن، به‌تیتر نهادی خیریه، در سال ۱۹۶۸م در تانزانیا تصویب شد.[۱] سید سعیداختر رضوی، در سال ۱۹۶۴م، طرح تبلیغی‌ای را به شورای بهتر فدراسیون خوجه اثناعشری افریقا سفارش کرد و گرچه این طرح در بنیان نام برده پذیرفته نشد، البته جماعت خوجه اثناعشری در دارالسلام آن را در رأس سیاست‌های تبلیغی خویش قرار بخشید و مؤسسه بلال مسلم میشن را تأسیس رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نمود.[۲]

راس مؤسسه بلال مسلم میشن در دارالسلام در تانزانیا میباشد[۳] و این بنیان در بیشتر شهرهای این مرز و بوم عمل می‌نماید. ضمن این، در کشورهای کنیا، ماداگاسکار، بوروندی، ترینیداد، گویان و نیز امریکا، فعالیت می کند.[۴] نقل شده که مهم ترین شعبه این مؤسسه، بعداز راس تانزانیا، در کنیا شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد جای‌دارد.[۵]

از سال ۱۹۹۲م شعبه‌ای از این سازمان در آمریکا امریکا کار خویش را شروع کرده، و عمل تبلیغی در امریکا و کانادا را پی گرفته میباشد.[۶] کشورهای گویان،‌ ترینیداد و توباگو تا قبل از صورت‌گیری بلال مسلم میشن امریکا در محدوده کار‌های سازمان تانزانیا قرار داشتند، بعد از تأسیس بلال مسلم امریکا کشورهای سابق الذکر پایین پوشش این سازمان قرار گرفتند.[۷]

عمل‌ها
سازمان بلال مسلم میشن، کار‌هایی به عنوان مثال تکثیر کتاب‌ها و نشریات اسلامی و شیعی، یادگرفتن علم ها اسلامی و شیعی، اعزام مبلغ به بخشها متعدد شهری و روستایی، و نیز ایفا شغل های عام‌المنفعه را در راهبرد داشته میباشد:

اعزام مبلغ به شهرها و روستاها در کشورهایی مانند تانزانیا، کنیا، ماداگاسکار، بوروندی و کنگو. آورده شده که‌این مبلغان یک کدام از عامل ها اساسی توسعه تشیع در بخش ها شهری و روستایی کشورهای ذکر شده بوده‌اند. این مبلغان با زندانیان مسلمان و مسیحی کشورهای متعدد نیز در باب بوده و کتاب‌ها و جزوه‌های مؤسسه را در چنگ آن‌ها قرار می‌داده‌اند.[۸]
سرویس ها عام‌المنفعه: این سازمان سرویس ها خویش را برای فقرای مسلمان و مسیحی اعمال داده میباشد. این سرویس ها عبارتند از: برپایی اردوگاه‌های موقت پزشکی و دیده‌پزشکی در شهرها و روستاها، ساخت تعدادی مریضخانه در شرق و جنوب شرق افریقا، پیکار با بیماری‌های مالاریا و ایدز، تشکیل داد مدرسه های و مساجد، و نیز توزیع طعام و پوشاک.[۹]
نشر روزنامه‌های صوت البلال به گویش سواحیلی، و روشنایی (Light) به انگلیسی: او‌لین شماره روزنامه روشنایی در ۱۹۶۳م با تیراژ ۷۵ ورژن چاپ شد. روزنامه صوت البلال که اول توشه به وسیله علی دینا از شیعه ها خوجه نشر یافته بود، در سال ۱۹۶۷م به راس بلال مسلم میشن تانزانیا واگذار شد.[۱۰]
تکثیر کتاب ها اسلامی به لهجه انگلیسی و سواحیلی:[۱۱] این کتاب‌ها به یار و همدم مجلات مؤسسه، به‌شکل مجانی در مدرسه های اسلامی و مساجد کشورهای امریکا، کانادا، گویان، هند، پاکستان، سریلانکا، تایلند، اندونزی و... توزیع میشود.[۱۲]
فراگیری علم ها اسلامی و شیعی به علم‌آموزان شیعه: این عمل با اعزام گروهی از طلاب برای علم آموزی علم ها فقهی شروع شد. این دسته آغاز در حوزه علمیه نجف به علم آموزی پرداختند، بعد از آن به‌استدلال محدودیت‌ها در عصر حاکمیت حزب بعث عراق به لبنان اعزام شدند، و بعد به حوزه علمیه قم پیوستند. این مجموعه بعد از برگشت، اولی مدرسان ساکن مدرسه ها بلال مسلم میشن در تانزانیا و کنیا شدند و به درس دادن علم ها اسلامی پرداختند.[۱۳] این مؤسسه ضمن تأسیس مدرسه ها شبانه‌روزی در تانزانیا و کنیا، زمان فراگیری مکاتبه‌ای علم ها اسلامی را نیز برای مسلمان ها علاقمند فعال سازی کرده‌اند که مشتمل بر فراگیری تاریخ اسلام، معاش معصومان، اخلاق و رفتار اسلامی و آموزه‌های مذهب شیعه میباشد.[۱۴] این عصر‌ها با فراگیرشدن وب به‌شکل برخط پیگیری می‌گردد.[۱۵]
تأمین هزینه
به گفته فرستاده جعفریان در کتاب اطلس شیعه، بلال مسلم میشن هزینه‌های خویش را برای مثال از روش سرمایه‌گذاری در املاک و مستغلات[۱۶] تأمین می‌نماید. همینطور گروهی از مراجع پیروی شیعه با پرداخت بخشی از سهم امام بدین مؤسسه موافقت کرده‌اند؛ برای مثال سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی و سید علی سیستانی.[۱۷]

بازدید : 22
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:02


ثِقه واژه و کلمه‌ای در دانش رجال که نشانه‌گر مورداعتمادبودن راوی میباشد. بعضی از رجال‌شناسان، آن را به معنای راوی‌ای دانسته‌اند که امامی، عادل و هچنین ضابط میباشد؛ یعنی بضاعت به‌یادسپاری احادیث را دارااست. کلمه ثقه، در موضوع آشنایی و تفکیک راویان مورداعتماد از راویان دروغین و جاعلان حدیث کاربرد داراست. کلمه و واژه ثقه، در صحبت معصومان و همینطور در سخنان مُحَدِّثان هم‌بعد از ظهر با امامان معصوم، برای معرفی راویان آیتم متکی بودن، به عمل رفته مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

ملاک‌هایی برای ثابت وثاقت، یعنی مورداعتمادبودن راوی گفته شده میباشد؛ به عنوان مثال کلام مصرح یکی‌از معصومان یا این که یکی‌از عالمان رجال‌شناس متقدم یا این که متأخر درباره وثاقت راوی. کلماتی مانند «ثقه»، «جلیل القدر» و «ثِقَةٌ، عَینٌ، صَدوقٌ»، علامت وثاقت راوی دانسته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردیده‌است.

ثقه‌قرائت راویان، گاه اشاره به یک راوی معلوم داراست که در اثر ها رجالی، توثیق خاص اسم گرفته میباشد و گاه اشاره به گروهی از اشخاص میباشد که توثیق عام خوانده میگردد. توثیق همگی راویان در تعبیروتفسیر قمی، مثال‌ای از توثیق عام رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

مضمون‌‌شناسی
کلمه ثقه یکی کلمه‌های پر کاربرد در منابع رجالی میباشد که در وصف راویان دارای اعتبار به فعالیت رفته و نشانگر آیتمِ متکی بودن بودن راوی میباشد.[۱] واژه و کلمه شناسان، ثقه را به معنای یقین و متکی بودن داشتن[۲] و یا این که محل پشت گرمی و معتمد بودن[۳] معنی شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌اند.

ابن غضائری، از عالمان رجالی شیعه در قرن پنجم هجری قمری، گزینه اتکا بودن شخص را به تنهایی برای وثاقت او کافی ندانسته و بر این اعتقاد و باور میباشد که ثقه در دانش رجال فقط به شخصی گفته می گردد که امامی‌مذهب و درستگو باشد و همینطور ضابط یعنی توانمند در به‌یادسپاری احادیث باشد.[۴]

در مقابل، ابوعلی حائری (۱۱۵۹-۱۲۱۵ق) و محمدآصف محسنی، رجال‌شناس، معتقدند غرض از وثاقت در صحبت رجالیان، شروطی کلی مثلا اسلام، بلوغ، عقل، عدل و داد، و ایمان میباشد و به روایان درست گو و آیتم اتکا که از علم کافی در آشنایی احادیث برخوردارند، ثقه گفته میگردد.[۵] برخی دیگر نیز وثاقت را بالاتر از صداقت دانسته‌اند و راوی را در حالتی که آیتم اتکا میدانند که موقعیت مختلف روایتگری در وی انباشته شده باشد؛ برای مثال صداقت، ضابط بودن، دانش به تقیه، تدبیر از اسرار داخل گروهی، تعلق‌های مذهبی و مانند آن.[۶]‌ با این حالا بعضی از دانشمندان معاصر با متکی بودن به شواهدی معتقدند که اکثر محدثان و رجالیان، واژه و کلمه ثقه را به معنی لُغَاو خویش یعنی شخص آیتم پشت گرمی به کارگیری کرده‌اند و این واژه و کلمه در دانش رجال هیچ معنایی بالاتر از معنای لغوی ندارد.[۷]

صورت‌گیری تیتر ثقه
کلمه ثقه در گفته ها و یا این که تقریرات امامان معصوم(ع) درباره‌ی با بعضی از راویان به عمل رفته میباشد[۸] و در مفاد فراوانی راویان گزینه وثوق خویش را به عموم معرفی کرده‌اند.[۹] بعضا با دقت به‌این احادیث، معنای ثقه را به معنای امین و دانا در علم ها اهل‌بیت(ع) دانسته‌اند.[۱۰] در طومار‌ای از امام مجال(عج) نیز ثقات به عده ای اطلاق شد‌ه‌است که حاملان اسرارِ ائمه میباشند که سخنان آنان همسان سخنان امام بعدازظهر(عج) میباشد و حجیت داراست.[۱۱]

این واژه و کلمه در کلمه ها محدثان بعد از ظهر امامان معصوم(ع) و زمان در حدود آن در معرفی روایان نیز چشم میشود؛ همان طور که در کتاب رجال کشی ۳۵ سکو، در رجال طوسی ۲۴۸ جايگاه، و در رجال نجاشی ۵۳۳ رتبه در وصف راویان به عمل رفته میباشد.[۱۲] لغات هم‌خانواده این واژه و کلمه مانند ثِقات و ثِقَتی در منابع رجال متقدم بسیار مذکور میباشد.[۱۳]

ملاک‌ها
با اعتنا به وجود ماجرا‌های مجعول ، رجالیان برای پر‌نور شدن احادیث درست، شیوه‌هایی برای انتخاب راویان ثقه و تشخیص احادیث درست، برشمرده‌اند.[۱۴] وحید بهبهانی، فقید و اصولی پر رنگ شیعه، ۳۹ شیوه را برای ثابت وثاقت راوی بیان نموده است.[۱۵] بعضی از مهمترین آن ها عبارت‌میباشد از: «تصریح وثاقت فرد به وسیله یک کدام از معصومان»، «تصریح یکی‌از رجال‌شناسان متقدم [یادداشت ۱] یا این که متأخر»، [یادداشت ۲] ادعای اجماع بر وثاقت فرد، وکالت از یکی امامان معصوم، روایة الثقه، شَیْخوخة الاجازه و کثرت ماجرا.[۱۶]

بازدید : 13
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:06


حیث امامیه درباره فقه ابوحنیفه
از فرصت حیات ابوحنیفه، تمسک وی به رأی و قیاس و بعضی نظرها وی در برخی از فروع دینی در مناظراتی با امام درستگو(ع) و امام کاظم(ع) و عالمان امامی مذهب همانند محمد بن علی مالک الطاق، حریز بن عبدالله سجستانی و هشام بن حکم، آیتم انتقاد قرار مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گرفته بود.[۶۴]

در سده ۴ق ابن جنید اسکافی فقید امامی عراق، نماینده جناحی در فقه امامی بود که در طرز‌های خویش، تا اندازه‌ای به ابوحنیفه مجاورت گردیده، خلاف تمایل چیره امامیه، کاربرد قیاس در فقه را پذیرا آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بودند.

همینطور بایستی از شریف رضی (متوفی۴۰۶ق) از عالمان بغداد اسم پیروزی که ایده ها اصولی وی به ابن‌ جنید مجاورت بود و خویش بعضا متن‌ها فقه‌ حنفی را نزد استادان آن مذهب فرا گرفته رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۶۵]

از سوی دیگر، در همین عصر، فقید نام دار امامی، روحانی موءثر طرز‌های اصولی و بعضا فروع دینی ابوحنیفه را به شدت گزینه حمله قرار شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داده میباشد.[۶۶]

در سده‌های آنگاه نیز گاه برخوردهای بسیار احترام‌آمیز با ابوحنیفه چشم می گردد[۶۷] و گاه طرز‌ها و نظرها وی گزینه عیب گیری و خرده‌گیری قرار گرفته میباشد.[۶۸]

ابوحنیفه و علم ها روایی
خواندن
ابوحنیفه دانش تلاوت را به شیوه پهنا از استادان پر رنگ‌ای زیرا عاصم از ( قراء سبعه) ، اعمش (از قاریان چهارده‌گانه) و عبدالرحمن بن ابی لیلی یادگرفت و راوی وی در تلاوت حسن بن زیاد لولوی (لؤلوئی) بود.[۶۹]

او قرائتی از خویش داشت که آن‌را ابوالفضل محمد بن جعفر خزاعی (متوفی۴۰۸ق) ضبط کرد و مضمون آن را هذلی در کتاب الکامل[۷۰] و مکی در مناقب (۲/۷۱-۷۸ آورده‌اند.

حدیث
در هرجا اثر ها بازمانده از شاگردان ابوحنیفه همانند کتاب الاثار ابویوسف و کتاب الاثار محمد بن حسن شیبانی، شماری از روایات به ماجرا ابوحنیفه چشم می شود که دقت وی به قصه حدیث را آرم می دهد.

ابوحنیفه خویش روایات خود را در دسته‌ای گرد نیاورد و همین دستور در زمان قرون علت نوشتن اثر ها متفاوت با تیتر مسند ابی حنیفه شد که مولفان آن ها همت داشتند تا روایات منقول از روش ابوحنیفه را در کتابی گرد آوردند.

داده ها و فهرستهای مو جود از شیوخ و راویان ابوحنیفه عمدتاً از همین احادیث منقول استحصال شد‌ه‌است که بایستی در استعمال از آن ها احتیاط ورزید.

راویان او
حماد بن ابی حنیفه،
زفربن هذیل
عباد بن عوام،
عبدالله بن خوش یمن،
هشیم بن بشیر،
وکیع بن جراح،
مسلم بن خالد زنجی،
ضحاک بن مخلد،
عبدالله بن یزید مقری،
نوح بن دراج حاکم،
ابونعیم ادب بن دکین،
ابراهیم بن طهان،
حمزة بن حبیب زیات
و دو فراگیر مهم وی ابویوسف[یادداشت ۲] و محمد بن حسن.[یادداشت ۳][۷۱]

اعتبار رجالی
در امر شخصیت رجالی او بایستی اعلام کرد که رجال شناسان اصحاب حدیث به لفظ ها مختلف اورا که معاند فکری خویش می‌دانستند، تضعیف نموده‌اند،[۷۲] البته از تصریح به صحت و راستگویی وی نیز فروگذار نکرده‌اند.[۷۳]

تنهاحدیث منقول از ابوحنیفه در صحاح سته، حدیثی درخصوص حدود در سنن پهناور نسائی میباشد که در ورژن «المجتبی» از سنن چشم نمیشود.[۷۴]

ترمذی نیز صرفا در کتاب العلل از سنن خویش یک اظهار رجالی درباره جابر بن یزید جعفی و عطاء بن ابی رباح از ابوحنیفه نقل کرده[۷۵] و چند دفعه در اثناء سنن به آراء فقاهتی او اشاره کرده است.[۷۶]

البته نزد امامیه، چند حدیث در موضوعات متفاوت مانند انگیزه تفاوت تعداد شاهدان در شهید شدن بر زنا و قتل و حکم گریستن در نماز و... از روش ابوحنیفه در ۳ کتاب از کتاب ها اربعه امامیه نقل گردیده است.[۷۷]

در دیگر کتاب ها حدیثی شیعه نیز بعضا روایات وی چشم میشود.[۷۸]

کتاب شناسی
اثر ها منتسب به ابوحنیفه
چاپی
العالم و المتعلم
رسالة الی عثمان البتّی، رساله‌ای میباشد به عثمان بن سلیمان بتّی (متوفی۱۴۳ق/۷۶۰م)، عالم و متفکر بصری درباره ارجاء. نویسنده در‌این رساله علاوه بر تبیین نگرش خویش اتهام ارجاء افراطی به خویشتن را نفی کرده است.[۷۹]
الفقه الاکبر، تیتر مشترک متونی میباشد در اعتقادات که همه به ابوحنیفه منسوبند.
الفقه الاکبر (۱) : این تاثیر که متن بدون نقص آن تا به امروز شناسایی نشده میباشد، به طور بریده‌هایی در یک گستردن قدیم، برجای باقی مانده که به اشتباه به ابومنصور ماتریدی منسوب شده میباشد. شارح خویش در بعضا موضع‌ها تصریح نموده که بعضا قطعات متن را نقل نکرده میباشد.[۸۰]
الفقه الابسط: این تاثیر که گاهی از آن با تیتر الفقه الاکبر یادشده استفان اس، «حرف …»، ج۱، ص۲۰۷، به آن گاه، مشمول پاسخهای ابوحنیفه به پرسشهای اعتقادی شاگردش ابومطیع بلخی میباشد. این تاثیر تالیفی پیشرفت یافته برپایه متن قدیمی از الفقه الاکبر میباشد که قطعات بازمانده آن را باعنوان الفقه الاکبر (۱) می شناسیم.
الوصیة، وصیتی میباشد منسوب به ابوحنیفه در هنگام وفات مشمل بر پاره‌ای کلیات اعتقادی مدرسه حنفی اهل سنت.
وصیة الی تلمیذه القاضی ابی یوسف که پاره‌ای دستورهای اخلاقی را در بردارد و در کتاب الاشباه و النظائر ابن نجیم[۸۱] در دمشق (۱۴۰۳ق) به چاپ رسیده میباشد.[۸۲]
خطی
وصیة الی ابنه حماد
وصیة الی یوسف بن خالد السمتی.
رسالة فی الایمان و تکفیر اینجانب قال بخلق القرآن
مجادلة لاحد الدهریین.
جستارهای متعلق
صاحب و مالک بن انس
محمد بن ادریس شافعی
احمد بن حنبل
پانویس

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 506
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه