loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 21
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:16


کارگزاران
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فهرست کارگزاران امام علی(ع)
علی بن ابی‌طالب برای سعی و سرعت‌شغل کارگزارانش، به بعضا از آن‌ها سپردن تام داده بود.[۸۴] کارگزاران حکومت علی(ع) دو سیرتکامل بودند: بعضا از آن‌ها برای بخشها حساس و تعالی، و برخی دیگر به بخش ها خرد‌خیس منصوب گردیده بودند. اشخاص گزینش‌گردیده برای بخشها اساسی، تفویض تام حکومتی داشتند؛ برای مثالٔ این کارگزاران عده ای زیرا عُثمان بن حُنَیْف، صاحب اَشْخیس، محمد بن اَبی‌بَکر و قُثَم بن عباس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بودند.

[۸۵] اختیارات تام آنها دربرگیرنده این کارها میشد: کارها نظامی، گزینش قضات، اجرای حدود، سرپرستی حجاج، نزاع با معاند و عده‌آوری خراج و غنایم.[۸۶] علی بن ابی‌طالب برای دوری از خرابی، از حکمرانی والیان خویش پیوسته رسیدگی میکرد.[۸۷] کارگزاران مطابق عملکردشان، تشویق یا این که تنبیه می‌شدند و علی(ع) برای رفع مشکلاتشان، معاش آن ها را تأمین کرد.[۸۸] به گفته عبدالحسین زرّین‌کوب، حاکمان تازه خیر در کوفه، خیر در شام گزینه تایید قرار آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نگرفتند.[۸۹]

لایق‌سالاری
سزاوار‌سالاری را یک کدام از محورهای اصلی در سیره سیاسی امام علی دانسته‌اند.[۹۰] او کارگزاران حکومتی را فقط بر پایه ی لیاقت، کاردانی و پاکدامنی تعیین میکرد، خیر تعلق‌های قومی و خاندان‌ای.[۹۱] مُغِیرَة بن شُعبه به امام علی(ع) توصیه بخشید معاویه و همگی کارگزاران عثمان برای مدتی در مسئولیت خویش باقی بمانند[۹۲] تا حکومت علی(ع) ثبت خواهد شد.[۹۳] ابن‌عباس نیز این سفارش مغیره را خیرخواهانه دانست.[۹۴] البته علی بن‌ابی‌طالب این پیشهاد را نپذیرفت.[۹۵] ادله این شغل امام را عدل و داد‌خواهی و سزاوار‌سالاری وی دانسته‌اند.[۹۶] با روی‌کارآمدن حکومت امام علی، کلیه کارگزاران عثمان که به خیال و خاطر رابطۀ خویشاوندی به مناصب حکومتی دست یافته بودند عزل شدند.[۹۷] علی توصیه طلحه و زبیر را نیز که خواستار حکومت بصره و کوفه بودند نپذیرفت[۹۸] و این‌دو به منجر حزن، به مکه رفتند و با ملحق‌شدن به عایشه موضوع مبارزه جمل را آماده رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آوردند.[۹۹]

شرطة الخمیس
نوشته ی علمیٔ اساسی: شرطة الخمیس
علی بن ابی‌طالب دسته مسلحی را به اسم شُرْطَةُ الخَمیس ساخت تا امنیت جامعه را تأمین نمایند و مراقب اتفاقات و حادثه ها باشند.[۱۰۰] در حکومت اسلامی، شرطه از التفات متعددی بهره مند بود و رده سر گروهی شرطه از منصب‌های اصلی به شمار میرفت و بعداز قاضیِ شهر، سرپرستی آنجا را برعهده می‌گرفت.[۱۰۱] دستگیری مجرمان، اجرا پیش بینی ها موردنیاز برای پیشگیری از وقوع جرم، نگهداری نظم و امنیت همگانی جامعه، و حفظ از اموال عموم و دستمزد آن ها از وظایف شرطة الخمیس به شمار شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌آمد.[۱۰۲]

ساختار قضایی
با دقت به گستردگی قلمرو خلافت، علی(ع) فرمان قضاوت را به بعضا اشخاص اختیار کرد. برای مثال این اشخاص، اَبوالاَسْوَدِ دُؤَلی در بصره، شُرَیح بن حارث کِنْدی در کوفه، و رِفاعَة بن شَدّاد در اهواز بود.[۱۰۳] به گفته باقر شریف قَرَشی، تاریخ‌پژوه عراقی، وقتی که امام علی(ع) به حکومت رسید، اگرچه علی(ع) گاهی خویش به قضاوت می‌پرداخت، ولی منصب قضاوت در کوفه را به شُرَیح حاکم سپرد و به وی دستورداد تا قضاوت‌های ایفا‌گردیده را به او عرضه نماید تا بر صحت قضاوت‌های انجام یافته تحقیق داشته باشد.[۱۰۴] در حکومت امام علی، دستگاه قضایی غیروابسته بود و با کلیه اشخاص جامعه عکس العمل یکسان داشت.[۱۰۵] حکم کننده می‌توانست حتی خلیفه مسلمان ها را به دادگاه فراخوانَد و با مقررات دستگاه قضایی، حکمی علیه وی صادر نماید؛[۱۰۶] برای مثالً زمانی که علی(ع) جنس خویش را در مشت مردی نصرانی‌مذهب یافت، از‌آنجا که شاهدی بر فرآورده خویش نداشت، حکم کننده به عایدی مرد نصرانی حکم کرد.[۱۰۷]

به گفته قُرَشی، امام علی او‌لین خلیفه‌ای بود که زندان تشکیل داد.[۱۰۸] اگرچه قبل از اسلام زندان وجود داشت،[۱۰۹] ولی در بعدازظهر فرستاده(ص) و شیْخَین زندان عدم وجود و برای محبوس‌کردن اشخاص، در مدینه، از منزل‌ای کنار مسجدالنبی و در مکه، از منزل صَفوان بن اُمَیّه به کار گیری میشد.[۱۱۰] در حکومت علی، برای زندانیان نرم‌افزار خاصی وجود داشت: فراگیری قرآن و یاد دادن قرائت و تایپ کردن از اپ‌های اجباری آن‌ها بود.[۱۱۱] به زندانیان اذن داده میشد در نماز آدینه حاضر شوند و پس از نماز، به زندان بازگردانده شوند.[۱۱۲] به گفته حکم کننده ابویوسف، فقید حَنَفی‌مذهب، امام علی اولی شخصی بود که طعام و پوشاک زندانیان را تأمین کرد و این نحوه را خلفای بعداز وی نیز در پیش گرفتند. در صورتی‌که زندانی، خویش، مالی داشت، علی(ع) از مالش و درصورتی که چیزی نداشت از بیت‌المال هزینه‌هایش را می‌اعطا کرد.[۱۱۳]

بازدید : 22
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:38


فرآیند و زمان‌ها
برخی دانشمندان، برای مدرسه کلامی حله، سه زمان در حیث گرفته‌اند:

مرحله آغازین: که با سدیدالدین حمصی و ابن ادریس حلی استارت شد و پیرو آن با درس دادن سدیدالدین حمصی، تقویت یافت.[۲۴] گفته می شود مدرسه کلامی حله در‌این عصر، متأثر از مدرسه ری و عقل‌گرایی مدرسه بغداد، به ویژه سید مرتضی و روحانی طوسی بوده مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۲۵]
زمان نقطع ی عطف و کمال: این عصر با ورود خواجه نصیرالدین طوسی به حوزه حله استارت شد.[۲۶] گفته می شود خواجه نصیر در سال ۶۵۶ق، به حله رفت و در آنجا کرسی درس دادن دانش سخن بر پا نمود.[۲۷] علامه حلی و ابن‌میثم بحرانی، از متکلمان شیعه که نقش بسزایی در تکامل صحبت شیعه، به‌ویژه مدرسه کلامی حله داشته‌اند، از شاگردان خواجه نصیر در دانش حرف آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بودند.[۲۸]
زمان افول: سازه به نقل مورخان، شهر حله با ورود سپاهیان تیمور در سال ۷۹۵ ق، ناامن شد[۲۹] و تا اوایل سده نهم هجری محل زد خورد قوم و قبیله تیمور و جلایریان[یادداشت ۱] و بعد از آن در سده نهم محل تاخت و تاز قراقویونلوها و آق‌قویونلوها قرارگرفت.[۳۰] این تحولات سیاسی و ناامنی نتایج از آن، سبب ساز شد بخش اعظمی از عالمانی که در حله به رمز می‌بردند، به شهرهای دیگر هجرت نمایند و بر تاثیر آن جنبش‌های علمی در حوزه حله، به‌ویژه مکتب کلامی رو به افول رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بنیان.[۳۱]
جریان‌های فکری

کتاب جستارهایی در مکتب کلامی حله
برخی پژوهشگران بر این نظرند که در مکتب کلامی حله، سه جریان فکری مؤثر: جریان صحبت عقلی و فلسفی، جریان سخن حدیث‌گرا و جریان عرفانی، وجود داشته شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۳۲]

جریان صحبت عقلی و فلسفی
این جریان کلامی خویش به دو عصر جریان کلامی قبل از حضور خواجه نصیر و بعداز حضور او، تقسیم می‌گردد:[۳۳]

قبل از خواجه نصیر طوسی
گفته می‌گردد جریان کلامی درین عصر، متأثر از مکتب کلامی ری و متمایل به معتزله متأخر میباشد.[۳۴] معتزلیان متأخر، به رهبری ابوالحسین بصری (دارای شهرت به روحانی المعتزله، متوفای ۴۳۶ق)، گروهی از متکلمان معتزلی بودند که به فلسفه مشاء میل داشته و در بعضا موضع ها، طریقه کلامی معتزله را مردود شمرده و طریقه فلاسفه را پذیرفته‌اند. آنها برخی مباحث فلسفی مانند وجود و ماهیت، ممکن الوجود و واجب الوجود را به مباحث کلامی وارد کرده و از آن در مباحث کلامی‌شان، منفعت بردند.[۳۵] گفته می گردد سدیدالدین حمصی (اساس‌گذار مدرسه کلامی حله) متأثر از معتزلیان متأخر، بوده میباشد.[۳۶] وی در بعضا موضع ها از طریقه‌های ابوالحسین بصری حمایت نموده است.[۳۷] این تأثیرپذیری در نسل سپس متکلمان حله نیز ادامه داشت، تحت عنوان مثال پژوهشگر حلی در پیشگفتار کتاب کلامی‌اش با تیتر المسلک فی اصول الدین به صراحت طرز معتزله متأخر را بدیهی‌ترین و بدون نقص‌ترین شیوه دانسته و کتابش را بر آن محور نوشته میباشد.[۳۸]

بعداز خواجه نصیر طوسی
در‌این عصر، با ورود خواجه نصیرالدین طوسی به حوزه حله، حرف شیعه تا حد متعددی فلسفی گشت.[۳۹] حرف شیعه قبلا زمان به این دلیل که خیر در مورد، خیر نحوه و خیر در بهره، مشارکتی با فلسفه نداشت، همواره در قبال فلسفه تلقی می شد.[۴۰] با همت خواجه نصیر (که خویش از فیلسوفان مشاء بود) مسئله دانش حرف از باورها به اعیان و شی ءها پیشرفت یافت، در شیوه از حکمت جدلی به حکمت برهانی میل پیدا کرد و در بهره نیز جنبه معرفت‌زایی به جنبه دفاعی آن افزوده گشت.[۴۱] خواجه نصیر کتاب کلامی معروفش تجرید الاعتقاد را در شش مقصد تهیه کرد و دو مقصد اولیه آن را به مباحث فلسفی مانند وجود و ماهیت و لواحق آن، انگیزه و علیل و اقسام انگیزه، جوهر و پهنا و مباحث مرتبط با آن تخصیص بخشید.[۴۲] ساختار و ادبیات جدیدی که خواجه نصیر در دانش سخن امامیه بهره برد، به دست شاگردان او مانند علامه حلی و ابن میثم بحرانی، تقویت و ثبت شد.[۴۳] علی‌رغم تعامل این متکلمان با فلسفه و تأثیرپذیری از آن، در مباحثی مانند مشاجره از حدوث و گام دانا، ارتباط خدا با دانا و نفی واسطه در آفرینش، تجرد روح، معاد جسمانی و بخش اعظمی موضع‌ها دیگر، نگرش فلاسفه را مردود دانسته‌اند.[۴۴]

جریان کلامی حدیث‌گرا
از جریان‌های فعال مدرسه کلامی حله بود که با جریان عقلی و فلسفی رویارویی داشت.[۴۵] این جریان نوعی حدیث‌گرایی گوناگون از حدیث‌گرایی اخباریان (که بعداً در سنت فکری شیعه ظهور یافتند) بود.[۴۶] آن ها عقل فطری گزینه تأیید احادیث را تحت عنوان ابزاری برای ثابت آموزه‌های فقهی و مدد از آنها، می‌پذیرفتند.[۴۷] سید بن طاووس مثلا اندیشمندان پررنگ این جریان فکری بود.[۴۸] وی از سخن عقلی و فلسفی رایج در زمان خودش به شدت نقد می کرد.[۴۹] سید بن طاووس مجادلات کلامی در اموری که آدم به حسب فطرت اول خویش آنان را ادراک می‌نماید، کاری بی‌نتایج و تضییع قدمت می‌دانست و بر این اعتقاد بود که مباحث کلامی با روش عقلی و فلسفی که معتزلی‌ها و برخی متکلمان شیعه مانند خواجه نصیر طوسی و اتباع او ارائه کرده‌اند، شیوه بدور و پرخطری برای معرفت نسبت به آفریدگار میباشد.[۵۰] حسن بن سلیمان حلی از سایر اندیشمندان این جریان فکری میباشد.[۵۱] وی با ترک و به تأویل بردن بعضا روایاتی که با

بازدید : 21
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 13:00

مَن اَصعَدَ اِلَی اللهِ خالِصَ عِبادَتِه اَهبَطَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَیهِ اَفضَلَ مَصلَحَتِه (ترجمه: هر کس عبادت‌های خالصانه خویش را به سوی آفریدگار فرستد، آفریدگار والا، برگزیدگان مصلحت را به سویش فرو خواهد ارسال کرد.) سخنان و معاش عبادی، سیاسی و اجتماعی فاطمه(س) به مثابه میراثی برجای باقی مانده از وی آیتم دقت مسلمان ها قرار گرفته میباشد و در اثرها مسلمان‌ها از آن ها خاطر شد‌ه‌است. مصحف فاطمه، خطبه فدکیه، تسبیحات و نماز حضرت زهرا بخشی از به جا مانده معنوی فاطمه مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

احادیث، قسمت مهمی از ارثیه فاطمه(س) میباشند. این احادیث مشمول موضوعات اعتقادی، فقاهتی، اخلاقی و اجتماعی‌اند. برخی از احادیث او در کتاب‌های حدیثی شیعه و اهل‌سنت مذکور میباشد و شماری از احادیث در کتاب‌هایی غیر وابسته با عناوینی نظیر «مسنَد فاطمه» و «خبر ها فاطمه» تدوین گردیده‌اند. بعضی از این مسندها در حین فرصت مفقود گردیده‌اند و صرفا در کتاب‌های رجالی، تراجِم و کتاب‌شناسی‌ها از راویان و نویسندگان این کتاب‌ها کلام به بین آمده آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱۸۲]

مصحف فاطمه، مشمول مطالبی میباشد که فاطمه آن ها را از فرشته الهی شنید و امام علی(ع) آن را نوشته میباشد.[۱۸۳] به اعتقادوباور شیعه ها مصحف فاطمه نزد امامان شیعه بوده و هر امامی در نقطه پايان قدمت خویش آن را به امام آینده تحویل داده میباشد[۱۸۴] و غیر از امامان هیج شخصی به کتاب دسترسی نداشته میباشد. این کتاب در حال حاضر در چنگ امام مجال(عج) رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱۸۵]

خطبه فدکیه، یکی‌از سخنان دارای شهرت فاطمه میباشد که دربارهٔ حادثه سقیفه بنی‌ساعده، غصب خلافت و مصادره فدک اورده شده میباشد. یک‌سری گستردن دربارهٔ خطبه فدکیه مندرج میباشد که اسم بیشتر آن‌ها گستردن خطبه زهرا(س) یا این که تفصیل خطبه لُمَّه (اسم دیگر خطبه فدکیه) میباشد.[۱۸۶] تسبیحات فاطمه زهرا(س)، ذکری میباشد که فاطمه از رسول(ص) فراگرفت[۱۸۷] و فاطمه از آموزش آن خشنود شد.[۱۸۸] در منابع شیعه و اهل سنت دربارهٔ یاد دادن تسبیحات به فاطمه گزارش‌های زیادی نام برده و آمده میباشد امام علی بعداز شنیدن این بیان، در هیچ قوانینی آن را شکاف شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نکرد.[۱۸۹]

نماز حضرت زهرا، نمازهایی میباشد که فاطمه آنان‌را از نبی(ص) یا این که جبرئیل فراگرفته بود. در بعضا از متن ها روایی و کتاب‌های دعا بدین نمازها اشاره گردیده است.[۱۹۰]
اشعار منسوب به فاطمه(س)، که در منابع تاریخی و روایی گزارش گردیده است. این اشعار از جهت تاریخی مرتبط با دو زمان میباشد: زمان قبل از رحلت نبی و زمان بعداز رحلت وی. دربارهٔ اشعار فاطمه تک‌نگاری‌هایی نیز منتشر گردیده است.[۱۹۱]
فاطمه در فرهنگ و تمدن و ادبیات شیعه
شیعه هاْ فاطمه(س) را الگوی خویش میدانند و سیره فاطمه(س) در تمدن شیعه و معاش شیعه‌ها جریان داراست. برخی از مثال‌های آن عبارت‌اند از:

مهر السنه: بر اساس روایتی، امام جواد(ع) مهریه همسرش را به مقدار مهریه حضرت فاطمه(س)، یعنی پانصد درهم قرار بخشید.[۱۹۲] این مقدار مهر السنه نامیده می‌گردد که مهریه همسران و دختران فرستاده(ص) میباشد.[۱۹۳]
روزها فاطمیه: شیعه ها در روز ها شهید شدن فاطمه(س) مراسم سوگواری برپا می‌نمایند. در جمهوری اسلامی ایران روز شهید شدن حضرت زهرا بر پایه ی با سوم جمادی‌الثانی تعطیل قانونی میباشد[۱۹۴] و مراجع تاسی به طور پیاده‌روی در سوگواری کمپانی می‌نمایند.[۱۹۵]
روز زن: در جمهوری اسلامی ایران سالروز میلاد فاطمه(س) (بیستم جمادی الثانی) روز زن اسم‌گذاری شد‌ه‌است.[۱۹۶] عموم کشور‌ایران با دادن کادو به ماد‌رها و همسرانشان این روز را پایکوبی میگیرند.[۱۹۷]

بازدید : 13
شنبه 21 تير 1404 زمان : 15:01


سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد (۱۳۶۰-۱۳۱۱ش) از روحانیان اهل جنگ انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در جمهوری اسلامی ایران بود. نزاع با رژیم پهلوی را از سال ۱۳۴۲ش تا موفقیت انقلاب اسلامی خاطر نشان کرد و بعداز انقلاب دبیر حزب جمهوری اسلامی در مشهد شد. هاشمی‌نژاد، نماینده استان مازندران در مجلس خبرگان قانون اساسی کشور مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.

کتاب‌های مناظرۀ پزشک و پیر، درسی که حسین به بشر‌ها یادگرفت و خط مش سوم فی مابین کمونیزم و سرمایه‌داری، از اثر ها اوست. هاشمی‌نژاد ۷ مهر ۱۳۶۰ش در محل محل کار حزب جمهوری اسلامی مشهد، طی عملیات انتحاری که ادله آن متعلق به سازمان مجاهدین اخلاق و رفتار کشور ایران بود آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد ، ترور شد.

معاش و تحصیلات
سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد، ۵ مرداد سال ۱۳۱۱ش، در بهشهر استان مازندران در کشور‌ایران دیده به جهان گشود. تحصیلات خویش را تا چهارده سالگی در بهشهر طی کرد و بعداز آن به حوزه علمیه در روستای کوهستان (شش کیلومتری شهرستان بهشهر) که پایین حیث محمد کوهستانی بود، رفت.[۱] بعداز گذراندن دروس سطح حوزه در کوهستان، وارد حوزه علمیه قم شد و در درس اساتیدی زیرا محمد صدوقی، سید رضا صدر و سید محمد پژوهشگر داماد کمپانی کرد. هاشمی‌نژاد درس بیرون فقه و اصول را نزد سید حسین بروجردی و امام خمینی سپری رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۲]

با درگذشت سید حسین بروجردی در سال ۱۳۴۰ش، هاشمی‌نژاد به مشهد مسافرت کرده و در آنجا ضمن درس دادن فقه و اصول و تشکیل جلسات و منابر تبلیغی، در درس بیرون فقه سید محمدهادی میلانی و مدتی نیز در درس مجتبی قزوینی کمپانی شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۳]

مبارزات سیاسی

هاشمی نژاد در کنار سید علی خامنه‌ای و واعظ طبسی
با استارت نهضت امام خمینی در ۱۳۴۱ش، هاشمی‌نژاد نیز به آن پیوست و با سخنرانی‌های خویش در نزاع شرکت کردن داشت. در نصفه‌شب ۱۵ خرداد ماه سال ۱۳۴۲ش، به یاور تنی چند از علما، فضلا و وعاظ در طهران بازداشت شد و ۴۱ روز زندانی بود. بعداز آزادی توشه دیگر به جهت سخنرانی انقلابی و حمله مصرح به پاد شاه در مسجد فیل مشهد، بازداشت و روانه زندان شد که آورده شده بر تاثیر اعتراضات مردمی و کوشش علما،‌ عاقبت بعداز سپری شد بیش تر از سه ماه حبس آزاد شد.[۴]

به‌گفته اخوی هاشمی‌نژاد، وی در کنار سید علی خامنه‌ای و عباس واعظ طبسی، رهبری مبارزات علیه حکومت پهلوی را در مشهد صورت داده بود.[۵] همینطور در روزگار نزاع بارها دستگیر و زندانی شوید؛ در سال ۱۳۵۰ش بازداشت و برای مدام ممنوع‌المنبر شد، در ۲۴ خرداد ماه ۱۳۵۳ش و به مناسبت سالگرد قیام ۱۵ خرداد ماه، ‌راهپیمایی اعتراض‎‌آمیزی در مشهد ترتیب اعطا کرد و توشه دیگر زندانی شد و در سال ۱۳۵۴ش با مشکل سخنرانی دیگری علیه رژیم بوسیله ساواک بازداشت و به ۲ سال زندان محکوم شد.[۶]


هاشمی نژاد در ورقه ها ساواک

هاشمی نژاد در اوراق ساواک
در آبان ۱۳۵۶ش با درگذشت سید مصطفی خمینی، هاشمی‌نژاد یکی‌از رهبران اساسی تکان علیه حکومت پهلوی در مشهد بود. اعلامیه‌ای که او به یار دو بدن دیگر از روحانیونمشهد نشر اعطا کرد و در آن به فرد محمدرضا پهلوی حمله گردیده بود، موجب دستگیری دوباره وی شوید البته به جهت خشم و تظاهرات عموم مشهد بعد از یک شبانه‌روز آزاد شد. مدتی بعد از آن به قصد ترور او به خانه مسکونی‌اش مواد منفجره پرتاب شد. در جریان موفقیت انقلاب اسلامی کشور ایران در سال ۱۳۵۷ش، ‌او به یاروهمدم تعدادی از روحانیون بازدارنده حمله به پادگان شهر و مصادره اسلحه آن شوید.[۷]

بعد از انقلاب اسلامی کشور ایران
هاشمی‌نژاد از شروع موفقیت انقلاب، ‌جنگ خویش را با مجموعه‌ها و جریان‌هایی مانند سازمان مجاهدین اخلاق را شروع کرد. او در سال ۱۳۵۸ش دبیر حزب جمهوری اسلامی خراسان شوید.[۸]
در به عبارتی زمان با رأی عموم استان مازندران به مجلس خبرگان خط مش یافت[۹] و در ثبت قانون اساسی ایران کشور ایران اجرای نقش کرد.[۱۰]
در قضایای مبارزه تحمیلی به بخش ها جنگی میرفت و در افشای انجام سید ابوالحسن بنی‌صدر و جناح متحد سلطنت‌طلب‌ها و منافقین سهم به‌سزایی داشت. هاشمی‌نژاد در سال ۱۳۵۸ش به یاروهمدم هیأتی از کشور‌ایران به مرزو بوم لیبی رفت و در بهمن ۱۳۵۹ش به دو سرزمین ژاپن و بنگلادش مسافرت کرد و هدف ها انقلاب و نظام اسلامی را برای عشق و علاقه‎‌مندان تشریح کرد.[۱۱]

شغل‌های علمی و شرعی
سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد در سال ۱۳۴۳ش با همیاری سید حسن ابطحی «کانون مشاجره و نقد فقاهتی» را برای جواب به تردید ها و تربیت شرعی نسل جوان در مشهد ایجاد کرد. سال‌های آنگاه ‌یک شعبه مرکزی و یک کتابخانه به این موسسه اضافه شوید. این تشکیلات از ۱۳۴۳ش تا ۱۳۵۰ش به شغل پرداخت و در سال ۱۳۵۱ش فعالیتش توقیف شد.[۱۲] کمپانی در جلسات «انجمن جوان ها بهشهر»، که فعالیتی شبیه با کانون گفت و گو و نقد شرعی داشت، از سایر کار‎‌های تبلیغی هاشمی‌نژاد بود.[۱۳]


کانون مشاجره و عیب گیری فقاهتی
تألیفات

خبر شهیدشدن در مطبوعات
هاشمی‌ نژاد در جهت عمل تبلیغی به تألیف کتاب نیز پرداخته میباشد. «مناظره پزشک معالج و پیر» از مشهورترین اثر ها اوست که در طی خویش با استقبال متعددی مواجه شوید تا جایی که رژیم پهلوی چاپ و انتشار آن را ممنوع کرد.[۱۴] او در‌این کتاب که در سال‌های دهه چهل خورشیدی تألیف نمود در پوسته یک کتاب داستان به انتقاد فرهنگ غرب و در کنار آن معرفی فرهنگ اسلامی و افتخارات عالم اسلام می پردازد.[۱۵] دیگر اثر ها وی عبارتند از:

درسی که حسین علیه‌السلام به بشر‌ها یادگرفت.
جواب ما به ایرادات جوان ها.
اصول پنج‎گانه اعتقادی.
خط مش سوم دربین کمونیزم و سرمایه‌‎داری.
ایرادات مذهبی روز.
بایستگی تشکیلات.
نبرد با جهل و مادیت.
قرآن و کتاب‌های دیگر آسمانی.
رهبران راستین.
مسایل بعد از ظهر ما.
زهرا مدرسه مقاومت.
رسالت انقلابی امام حسین(ع).
ولایت دانا.
تقریرات اصول روضه خوان علی کاشانی به لهجه عربی. [۱۶]
کتاب هستی نصیب، که در ۲ جلد به چاپ رسیده میباشد. [۱۷]
شهید شدن

بازدید : 19
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 10:54


استنادها به روایات خاصف‌النعل
طبق پاره‌ای از گزارش‌ها، وقتی‌که عایشه تصمیم گرفت برعلیه امام علی(ع) کودتا نماید، از ام‌سلمه خواست تا او‌را ملازمت و همراهی نماید.[۵۸] ام‌سلمه اورا نهی کرد و در ذکر فضیلت ها امام، به روایتی از نبی اکرم(ص) که جانشین خویش را خاصف‌النعل دانسته بود، استناد کرد.[۵۹] عایشه سخنان ام‌سلمه را پذیرش کرد؛[۶۰] البته حاضر نشد دست از مخالفت با امام بردارد.[۶۱] بر طبق برخی نقل‌ها عایشه پس از شنیدن گفته‌های ام‌سلمه، تصمیم گرفت دست از کودتا بر علیه امام علی(ع) بردارد، ولی عبدالله بن زبیر او‌را از این شغل پشیمان ایجاد مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۶۲]

خویش امام علی(ع) نیز در پاره‌ای از سخنانش به روایات خاصف‌النعل استناد[۶۳] و بدین زمینه افتخار می کرد.[۶۴] مثلا، احمد بن علی طبرسی محدث و متکلم شیعه در قرن ششم قمری، در کتابش، الاحتجاج به گزارشی پرداخته که امام برای ثابت حقانیت خویش در نبرد جمل به‌این مورد تمسک جسته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۶۵]

انگیزه به کارگیری از کنیه
نقل شده استدلال به کارگیری فرستاده اسلام(ص) از تعبیر و تفسیر خاصف‌النعل برای امام علی(ع)، نماد دادن نقط ی اوج تواضع امام با وجود مقام ویژه و رابطه مجاورت وی با نبی اسلام(ص) بود. طبق این صحبت، فرستاده به‌شکل غیرمستقیم عموم را به رهبری فردی که از خصوصیت تواضع شامل است، رهنمون تشکیل داد.[۶۶] بعضی معتقدند که به کار گیری از تعبیروتفسیر نو به‌مکان اسم دارای اسم و رسم، باعث ماندگاری آن در یادها میشود و نبی با به کارگیری از تعابیر متعدد برای معرفی امام علی(ع)، مسئله را برای ماندگاری بیشتر وی در اذهان عموم آماده نمود؛ چنان‌که به کارگیری فرستاده از تعبیروتفسیر ابوتراب برای علی(ع) در همین راستا بوده رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۶۷]

در نظم و شعر

کتاب علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص)
احادیث خاصف‌النعل در اشعار شاعران در طی تاریخ رفلکس داشته میباشد.[۶۸] مثلا سید حِمیَری، [۶۹] ابوعلویه اصفهانی، سید مهدی بحرالعلوم و دیگرافراد در اشعارشان، به حدیث خاصف‌النعل اشاره کرده‌[۷۰] یا این که از تیتر خاصف‌النعل به‌تیتر لقبی برای امام علی(ع) حافظه کرده‌اند.[۷۱] کتاب‌های گوناگونی به نقل این اشعار شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد پرداخته‌اند.[۷۲]

تک‌نگاری
کتاب «علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص) و قراءةٌ فی رُموزِ الْحدیث و معانیه» به لهجه عربی، نوشته ماجد عطیه میباشد. تالیف کننده با بیان حدیث نبوی خاصف‌النعل، درپی ثابت امامت و خلافت بلافصل، امام علی(ع) میباشد.[۷۳]
نقطه پایان‌طومار‌ ارشد با تیتر «ثابت امامت بلافصل امیرالمومنین(ع) در حدیث مقاتله (خاصف‌النعل)، با تأکید بر نحوه علامه میر حامد حسین» نگاشته گردیده که به اعتبارسنجی و دلالت‌سنجی حدیث پرداخته میباشد.[۷۴]
نوشته‌علمی‌ای با تیتر «معناکاوی داستان‌های نزاع تأویل» به رسیدگی معنای ظریف تأویل در داستان پیکار خاصف‌النعل برای تأویل قرآن پرداخته میباشد.[۷۵]
جستارهای متعلق
حدیث رده
حدیث یوم الدار
حدیث وصایت
حدیث غدیر
حدیث علی مع الحق
حدیث ولایت
پانویس
بحرانی، غایة المرام، ۱۴۲۲ق، ج۶، ص۲۸۵؛ اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۳۳۵؛ علامه حلی، نهج الحق، ۱۹۸۲م، ص۲۲۰، ابن‌شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب(ع)، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۴۴.
ابن‌مراد، لسان العرب، بیروت، ج۹، ص۷۱.
طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۳۵.
عطیه، علی علیه‌السلام خاصف نعل النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله، ۱۴۳۶ق، ص۱۳.
مکارم شیرازی، پیام امام امیر المومنین(ع)، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۳۰۳.
فاضل لنکرانی، آیة التطهیر رؤیة مبتکرة، ۱۴۲۴ق، ص۱۳۸.
سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۱۶؛ مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۱۶؛ شیعی سبزواری، راحة الأرواح، ۱۳۷۸ش، ص۸۶.
حلبی، تخمین المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۲۰۲،
روضه خوان موثر، الإفصاح فی الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۶.
عده ای از نویسندگان، فی رحاب أهل البیت(ع)، ۱۴۲۶ق، ج۲۲، ص۵۲.
مظفر، دلائل الصدق، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۸۵،
مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۲۳۲؛ طبری، کا

بازدید : 18
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 20:18


اجماع
فقهای شیعه و اهل سنت بر حجیت و اعتبار قاعده لاضرر اجماع دارا‌هستند.[۵۲] برخی فقها گواهی این اجماع را همین احادیث لاضرر دانسته‌اند و به این ترتیب آن را تحت عنوان ادله مستقلی برای اعتبار قاعده لاضرر در لحاظ ن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گرفته‌اند.[۵۳]

عقل
عامل عقلی به صورت جدا صلاحیت دارااست که دلیلی بر اعتبار قاعده لاضرر تلقی گردد.[۵۴] حکم عقل به حرمت ضرر و زیان رساندن به دیگری بدین شکل میباشد: زیان زدن به دیگری عقلاً قبیح و رخنه‌ آن مورد نیاز میباشد. هر آنچه عقلاً قبیح و ترکش موردنیاز باشد به حکم ملازمه فی مابین حکم عقل و شرع، از نگاه شرع حرام میباشد، پس خسارت زدن به دیگری از منظر دینیً حرام آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۵۵]

سیره عقلا
بنای عقلا بر این میباشد كه در معاش اجتماعی و مدنی، ضرر و زیان رساندن به دیگرافراد امری ناپسند میباشد و ادله ضرر و زیان در قبال ضرروزیان‌چشم مسئول پرداخت ضرر و زیان میباشد.[۵۶] این اصل در كلیه نظام‌های حقوقی پذیرفته گردیده و در خصوص اینگونه بنایی از منطقه شرع نیز منعی نرسیده و شارع آن را امضاء رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نموده است.[۵۷]

ارتباط قاعده با بقیه عامل احکام
درباره نوع ارتباط قاعده لاضرر با دیگر دلیل احکام، بینش‌های مختلفی ارائه شد‌ه‌است: ۱. این قاعده بر دیگر استدلال احکام مقدم میباشد،[۵۸] البته در‌این که به چه نحوی حق تقدم دارااست، اقوال مختلفی وجود شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داراست:

الف. حق اولویت به‌این شکل میباشد که قاعده لاضرر مُفسِر و ناظر بر عامل دیگر میباشد.[۵۹] در اصطلاح دانش اصول بدین عقیده حکومت میگویند.[۶۰] مثلا: شارع می گوید «روزه واجب میباشد» و از طرفی قاعده لاضرر ناظر بر دلیل وجوب روزه بوده و دامنه حکم وجوب را محصور می‌نماید به مواقعی که روزه، ضرری برای ملزم نداشته باشد و در صورتی‌که ضرروزیان داشته باشد دیگر واجب وجود ندارد.[۶۱] روضه خوان انصاری از قائلین بدین بینش میباشد.[۶۲]
ب. سازه به نگرش آخوند خراسانی وجه مقدم شدن لاضرر به نحو حکومت وجود ندارد، بلکه به واسطه توده عرفی میباشد؛ یعنی عرف برهان لاضرر و ادله دیگر را با هم عده کرده و قاعده لاضرر را بر ادله دیگر مقدم می‌نماید.[۶۳] به عنوان مثالً شارع به صورت مطلق می گوید «وضو واجب میباشد» و این دربرگیرنده وضوی ضرری هم می‌گردد و از طرفی قاعده لاضرر می گوید «وضوی ضرری واجب وجود ندارد» و دربین این دو تعارض میباشد. هنگامی این تعارض به عرف عرضه میگردد قاعده لاضرر را مقدم می‌نماید و می گوید وضو هنگامی واجب میباشد که مانعی مانند ضرروزیان وجود نداشته باشد.[۶۴]
۲. در مواقعی که «لاضرر و لاضرار فی الاسلام» به معنای نهی از رساندن زیان به خویش و دیگری و ضرورت تدارک و جبران خسارت وارداتی میباشد، خودش تحت عنوان حکم فقهی غیر وابسته در کنار دیگر احکام میباشد و ارتباطی با آن ها ندارد.[۶۵]

کاربردهای فقاهتی
برخی از مورد ها استعمال قاعده لاضرر در استنباط احکام دینی به قرار پایین میباشد:

حرمت مصرف دخانیات: روضه خوان حر عاملی در کتاب الفوائد الطوسیة دلیل‌ای را برای حرمت استفاده تتون ارائه کرده که یک کدام از آن‌ها قائده لاضرر میباشد.[۶۶] ناصر مکارم شیرازی (زاده ۱۳۰۵ش) از مرجع تبعیت نیز در فتوای حرمت سیگار کشیدن و مصرف دخانیات، به قاعده لاضرر تمسک نموده است.[۶۷]
حرمت قمه‌زنی: بعضی از فقها با استناد به قاعده لاضرر قمه‌زنی را حرام دانسته‌اند.[۶۸] جعفر سبحانی در درس بیرون اصول خویش با زمینه «قاعده لاضرر» در ۳۰ شهریور ۱۳۹۳ش، قمه‌زنی را یکی‌از مصادیق قاعده لاضرر به شمار آورده میباشد.[۶۹]
اهدای عضو: بر پایه ی قاعده لاضرر بعضی فقها معتقدند آدم تندرست مجاز وجود ندارد در اعضای رئیسه خویش مانند قلب، کبد، دیده تصرف نموده و آنان‌را به دیگری اهدا کند، چون موجب اضرار به خود بوده و این فعالیت محکوم به حرمت میباشد.[۷۰]
کتاب‌شناسی
برخی فقها قاعده لاضرر را در کنار دیگر قواعد دینی در گروه‌هایی با تیتر «قواعد فقه» گفت و گو کرده‌اند.[۷۱] به گفته محمدباقر ایروانی ورود قاعده لاضرر به مباحث اصولی با فاضل تونی شروع شد.[۷۲] فاضل تونی، یک کدام از حالت جریان اصل برائت را این دانسته میباشد که اجرای آن برای کسی زیان نداشته باشد و از این رو به تحقیق قاعده لاضرر پرداخته میباشد؛[۷۳] به‌این مناسبت بعضی مانند روحانی انصاری[۷۴] و آخوند خراسانی[۷۵] این قاعده را درضمن مباحث اصولی نیز مشاجره کرده‌اند؛ با این درحال حاضر رساله و کتاب‌هایی به طور جداگانه در مسئله قاعده لاضرر نگاشته گردیده که برخی از آنان به گستردن پایین میباشد:

«رسالة فی قاعدة لاضرر» نوشته روضه خوان انصاری. این رساله درضمن کتابی با تیتر «رسائل فقهیه» چاپ گردیده و به وسیله انتشارات «مجمع الفکر الاسلامی» منتشر گردیده است.[۷۶]
کتابی با تیتر «قاعدة لاضرر» نوشته روضه خوان الشریعة اصفهانی.[۷۷] به گفته آقا بلندمرتبه تهرانی: این کتاب واپسین نوشته مؤلف بوده و به خودکار محمدعلی حاکم تبریزی به فارسی ترجمه شد‌ه‌است.[۷۸]
کتاب «قاعدة لاضرر و لاضرار» تقریرات درس سید علی سیستانی میباشد که به وسیله فرزندش سید محمدرضا سیستانی به عربی کتابت یافته میباشد. [۷۹] این کتاب به مداد اکبر نائب‌زاده به فارسی ترجمه گردیده و بوسیله انتشارات خرسندی منتشر گردیده‌است.[۸۰]
«بدایع الدرر فی قاعدة نفی الضرر» نوشته امام خمینی که از سوی مؤسسه تهیه و تنظیم و انتشار اثرها امام خمینی در قم و به گویش عربی چاپ شده است.[۸۱]

بازدید : 16
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 13:42


بَحافظه موقتَکیان، خاندانی از بلخ که با مجاورت شدن به دستگاه خلافت امویان و عباسیان، توان یافتند و در زمان اولیه عباسی، هنگام خلافت هارون الرشید (حکومت:۱۷۰-۱۹۳ق)، و در نقطع ی عطف توان عباسیان، در اکثری از شؤون حکومتی دخالت داشتند. این خویشاوندان با اسم نیای خویش برمک شناخته می‌شدند. برمک، خالد، یحیی، جعفر و فضل و ادب به مناصب حکومتی بلند دست مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد یافتند.

درباره ارتباط برمکیان با علویان و امام موسی کاظم(ع)، و نیز دلایل سقوط آنها گزارش‌های متفاوتی وجود داراست؛ گزارش‌هایی از امان آنها از زندانیان علوی وجود دارااست و داستان‌هایی نیز درباره همیاری آنها در دغدغه موسی‌بن‌جعفر مندرج میباشد. در اولِ سال ۱۸۷ ق، هارون بعد از برگشت از حج، امر قتل جعفر و زندانی شدن یحیی و فضل و ادب و مصادره اموال آن ها را آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد صادر کرد.

شناخت برمکیان با اسلام
اولی شخص مسلمان شناخته گردیده از این فامیل، برمک جدّ خالد میباشد. منابع تاریخی در کیفیت اسلام آوردن برمک اختلاف دارا هستند. به گفته مورخان، وی بعداز فتح بلخ در حین عثمان به مدینه رفت و اسلام را به عهده گرفت و از سوی عثمان، عبدالله نامیده شد. مبتنی بر این گزارش‌ها، وی در رجوع و برگشت به بلخ به جهت شکاف آیین اجداد، به دست نیزک طرخان (حکم کننده ترکستان) به قتل رسید و همسر او به یار طفل خردسالش که وی هم برمک اسم داشت، به کشمیر گریخت و نوباوه با نگهداری مامان به علم آموزی روی آورد. آخر و عاقبت بلخیان اورا برگردانده و منصب پدرش را به او رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بازگرداندند.[۱]

از در میان معانی و تفاسیر مختلفی که در منابع تاریخی برای واژه و کلمه بَحافظه موقتَک اورده شده[۲]، این پیمان درست‌خیس دانسته گردیده که برمک کنیه همگانی برای نگهبانان محل پرستش بودایی نوبهار بلخ در شمال افغانستان فعلی و مشتق از واژه پارماکا در لهجه سانسکریت به معنای پیشوای روضه خوان بودائیان شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۳]

ورود برمکیان به دستگاه خلافت
برمک در زمان عبدالملک بن مروان (حکومت: ۶۵-۸۶ق)،[۴] و به نقلی هشام بن عبدالملک (حکومت: ۱۰۵-۱۲۵ق)[۵] وارد دمشق گردیده و در دربار امویان مقرب گشت. برمک با یکی شاهزادگان چَغانیان (حیطه‌ای در نصیب علیای رود جیحون) تزویج کرد که نتایج آن سه فرزند به اسم‌های خالد، حسن، قدمت و دختری معروف به ام خالد بود.[۶] سلیمان دیگر فرزند برمک نتیجه ها تزویج او با دختری بخارایی بوده میباشد.[۷]

خالد
خالد پسر برمک دارای اسم و رسم به ابوالبرامکه در سال ۹۰ قمری در بلخ متولد شد.[۸] او گزینه احترام امویان به ویژه فرزندان عبدالملک (هشام و مسلمه) بود. با ورود او به جرگه دوستداران عباسیان و نماد دادن لیاقت در موردها زیادی مانند گردآوری‌آوری پول برای عباسیان در عصر دعوت پنهانی برای قیام عباسیان،[۹] کمپانی در سرکوب معارضان در طوس به امر ابومسلم در سال ۱۳۰ق،[۱۰] مجاب کردن والی طبرستان به طرفداری از قیام عباسیان در سال ۱۳۱ق، [۱۱] تصدی سمت بانک‌داری، جمع و تصویب غنائم در پیکارهای قحطبة بن شبیب در قم، اصفهان و خراسان در به عبارتی سال[۱۲]، سفاح او‌لین خلیفه عباسی (حکومت:۱۳۲-۱۳۶ق.)، اداره کارها غنائم را به خالد واگذاشت.[۱۳]

خالد با علامت دادن لیاقت و کاردانی توانست سرپرستی دیوان‌های خراج (جهت توده‌آوری مالیات‌ها) و جند (دیوانی جهت ثابت انتساب سربازان به دیوان و پرداخت حقوق و دستمزد وی) را نیز ذمه ‌دار خواهد شد.[۱۴] با وجود امتناع خالد از تایید تیتر وزیر و اعتقاد و باور به بد یمن بودن آن به منجر قتل ابوسلمه علاوه بر[۱۵]، تک تک شغل های وزیر را اعمال می‌بخشید، از این رو برخی منابع اورا وزیر خوانده‌اند.[۱۶] وزارت منصور (حکومت: ۱۳۶-۱۵۸ق) هم برای مثال مناصبی بود که در سال ۱۳۶ق. به خالد واگذار شد که برهه زمانی 1 سال و اندی ذمه ‌دار آن بود تا اینکه ابوایوب سلیمان بن وهب موریانی، اولی وزیر منصور به قصد بدور کردن خالد از پایتخت و تصدی منصب وی، توصیه اعطای ولایت عجم به خالد را اعطا کرد و خالد تعدادی سال بر عجم حکم راند.[۱۷] منصور همینطور حکومت طبرستان و موصل را در سال ۱۴۸ قمری. به او داد که گنج فراوانی برای خالد به ارمغان آورد.[۱۸] در سال ۱۶۳ قمری. خالد و برادرانش سلیمان و حسن، هارون را در جنگ با روم ملازمت و همراهی کردند.[۱۹] آخر و عاقبت خالد که به حسن سیرت و سیاست‌مداری آوازه داشت در جمادی الاولی سال ۱۶۵ق. درگذشت.[۲۰]

بازدید : 14
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 10:19

شهید ثالث را تالیف کننده کتاب‌های متعددی دانسته‌اند.[۶۷] عیون الاصول،[۶۸] در اصول فقه[۶۹] منهج الاجتهاد[۷۰] در تفصیل شرائع الاسلام،[۷۱] ملخص العقاید در دانش سخن،[۷۲] مجالس المتقین در دانش کردار[۷۳] منهج الرشاد،[۷۴] و رساله‌هایی در مورد نماز آدینه،[۷۵] عصمت، نماز[۷۶] و روزه، نماز مسافر[۷۷] قضاء نمازها[۷۸] دیات[۷۹] و نماز و روزه قضا برای مرده ها[۸۰] برای مثال اثر ها وی در مسئله‌های متعدد دانسته گردیده‌است. ملامحمدتقی برغانی فتاوای خاصی داشت که بعضا از آن ها را خیره کننده و مخالف با اجماع قلمداد کرده‌اند.[۸۱] اورده شده وی معتقد به تایید صلاحیت غنا در سوگواری‌ها بود[۸۲] و به تمیز بودن آب انگور پس از غلیان و پیش از رفتن دو ثلث اطمینان مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داشت.[۸۳]

طرح عقیده ولایت دانا
محمدتقی برغانی بعداز فتح ولایات شمال کشور ایران بوسیله ارتش شوروی و دخالت فرانسه و انگلستان در کارها داخلی مرزوبوم، عقیده ولایت فقید را مطرح کرد.[۸۴] اورده شده وی اولی فردی بود که ولایت دانا را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع گفت.[۸۵] دربار فرمان روا، علمای تراز نخستین طهران را دعوت کرد و در حضور فرمان روا، ایده ها شرعی در این مورد ذکر شد و ملا محمدتقی عقیده رهبری فقیهان در بعد از ظهر غایب بودن کبرا را مطرح کرد و خواهان سلب تفویض سلطان و شاهزادگان شد.[۸۶] برادرش ملا محمدصالح نیز با تأیید طریقه اخوی خویش به تبیین آن پرداخت.[۸۷] گروهی از علما سخنان وی را تأیید کردند؛ البته نشست با مخالفت یکی علمای در حدود دربار، متشنج شد.[۸۸] بیان شده فتحعلی فرمانروا برای دوری و رویارویی با این عقیده، مجتهد برغانی و برادرانش را به عراق تبعید کرد؛[۸۹] البته بعداز مدتی با میانجی گری جعفر کشف کننده‌الغطاء نزد فتحعلی‌پادشاه، با برگشت آن‌ها به جمهوری اسلامی ایران به شرط عدم حضور در طهران موافقت شد. او شهر قزوین را محل معاش خویش قرار اعطا آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۹۰]


صفحه های نهایی کتاب مجالس المتقین برغانی که در آن صحنه شهید شدن وی هم نگارگری گردیده و هم گستردن داده گردیده است. عکس از شبکه تلگرامی کتابخانه تخصصی اسلام و کشور‌ایران. محمدتقی برغانی در سال ۱۲۵۳ق در بعد از ظهر سلطنت محمدشاه قاجار، حکومت بعد از ظهر خود را غیرشرعی و از دولت‌های ظالم قلمداد کرد و قائل به غصب زمام کارها میهن بوسیله حکومت رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد.[۹۱]

عمل‌های اجتماعی
ملا محمدتقی برغانی شغل‌های فراوانی در مسئله‌های متعدد اجتماعی داشت که بعضا از آن‌ها عبارتند از: یکی‌از دلایل آوازه ملا محمدتقی، عکس العمل تاریخی و قاطع وی با جریان شیخیه و در غایت بابیه بود. این قصه از رویدادها اصلی تاریخ کشور ایران و تشیع در بعدازظهر قاجار محسوب شد‌ه‌است.[۹۲] روضه خوان احمد احسایی مؤسس فرقه شیخیه در مهاجرت خویش به کشور ایران در سال ۱۲۴۰ق، آیتم استقبال عموم شهرهای متعدد قرار شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گرفت.

آورده شده با مطرح شدن ذهن ها و عقاید انحرافی وی در مجامع فقهی و علمی، ملا محمدتقی سازه به درخواست گردآوری‌ای از علما، احسایی را به مناظره دعوت کرد که نتیجه ها آن تکفیر احسایی از جانب برغانی بود.[۹۳] سید محمدمهدی، فرزند سید علی طباطبایی، محمدجعفر استرآبادی، ملا آقای دربندی، سید محمدحسین اصفهانی، سید ابراهیم موسوی قزوینی و محمدحسن نجفی از عالمانی بودند که به پیروی از برغانی، حکم به بی دینی احسایی نمودند.[۹۴]

فتوای مجتهد برغانی با گاز در جامعه اسلامی منعکس شدن یافت و باعث طرد و انزوای احسایی و طرفدارانش شد.[۹۵] احسایی ناگزیر کشور‌ایران را به اراده هجرت حج سوراخ کرد و بعداز چندی درگذشت.[۹۶] ملا محمدتقی بعداز مرگ احسایی، جانشین وی سید کاظم رشتی را نیز تکفیر کرد.[۹۷] آورده شده تا بعدازظهر حاضر شیعه‌ها امامی در کشور‌ایران، عراق و بقیه مرکزها شیعه حتی‌در محل تولد احسایی از این فتوا تاسی کرده‌اند.[۹۸]

او با پیدایش فرقه بابیه بر شدت جنگ خویش خاطر نشان نمود و با فتوای خویش آنان را گم راه معرفی کرده و حکم به شرک آن ها بخشید.[۹۹] آورده شده این فتوا تأثیر قابل توجهی در انزوای فرقه بابیه انجام کرد.[۱۰۰]

برغانی از صوفیه زمانه خویش نیز به شدت عیب گیری میکرد که‌این مسئله باعث آزرده خیال و خاطر شدن حاج میرزا آقاسی،‌ صدر اعظم محمدشاه قاجار شد و در صدد اخراج وی از جمهوری اسلامی ایران برآمد.[۱۰۱]

کمپانی در نبرد با شوروی
محمدتقی برغانی به یاروهمدم سید محمد مجاهد و علمای دیگر در نزاع کشور‌ایران و شوروی[۱۰۲] میان سال‌های ۱۲۴۱ق تا ۱۲۴۳ق کمپانی کرد؛[۱۰۳] همین دستور باعث شد تا او‌را از علمای مجاهد قلمداد نمایند.[۱۰۴] وی در انتهای یکی‌از کتاب‌های خویش برای موفقیت ایرانیان در قبال شوروی که تبریز و نواحی آذربایجان را در دست گرفته بود، دعا کرد.[۱۰۵]

مدیر حوزه علمیه قزوین

مسجد شهیدی یا این که شهید ثالث در قزوین
محمدتقی برغانی مدتی مدیر حوزه علمیه قزوین را برعهده داشت. به یقین بعضی پژوهشگران، حوزه علمیه قزوین با سعی وی به رویش و بالندگی رسید[۱۰۶] و تبدیل به یک مدرسه اساسی فکری در عالم تشیع[۱۰۷] و همینطور جنگ با استبداد و انحرافات مذهبی شد.[۱۰۸] وی نقش عمده‌ای در انتشار فرهنگ و تمدن تشیع و مسلک اصولی داشت.[۱۰۹] سید جمال‌الدین اسدآبادی را از ثمرات حوزه علمیه قزوین و از شاگردان فکری قوم و قبیله برغانی برشمرده‌اند.[۱۱۰]

تاسیس مسجد
ملا محمدتقی برغانی در طی حضور در عراق، مسجدی در کربلا ایجاد کرد و به امام جماعت و ارشادوراهنمایی عموم درگیر شد. این مسجد به مسجد برغانی آوازه داشت و بعد از شهادتش به مسجد شهید ثالث مشهور شد.[۱۱۱] برغانی، مسجد دیگری به اسم جامع صغیر نیز در قزوین تاسیس کرد که بعداز شهادتش، به مسجد شهیدی آوازه یافت.[۱۱۲]

بازدید : 15
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:35


قاعده لاضَرَرْ قاعده دینی برگرفته از متن حدیث نبوی «لا ضَرَر و لا ضِرار فی الاسلام» که بر نفی خسارت زدن به خویش و سایر افراد در آئین اسلام و حرمت آن دلالت می‌نماید. قاعده لاضرر از قواعد مشهوری میباشد که در بیشتر ابواب شرعی کاربرد دارااست و در التفات آن اورده شده که یک کدام از پنج قاعده‌ای میباشد که مسائل دینی بر آن پایدار میباشد. بعضی از آیه‌ها قرآن، استدلال عقلی و سیره عقلا و احادیث متعددی در منابع روایی شیعه و اهل سنت بر این قاعده دلالت دارا‌هستند. بعضی مانند فخرالمحققین، احادیث مربوطه را پی درپی دانسته‌اند. ماجرای سَمُرَة بن جُنْدَب از مشهورترین این احادیث میباشد که سازه به ادعای روحانی انصاری از احادیث دیگر در‌این باب، گواهی آن درست‌خیس و دلالتش آشکارتر مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

«خسارت» به‌معنای آمدن نقصان در فرآورده، جان و آبرو میباشد؛ البته به معنی «ضرار» اختلاف‌حیث میباشد. برخی آن را به‌معنای ضرر و زیان رساندن متقابل دو شخص به یکدیگر مضمون‌ کرده‌اند. قاعده لاضرر گاهی در کنار دیگر قواعد فقاهتی در دسته‌هایی با تیتر «قواعد فقه» و در مواقعی نیز درضمن مباحث اصولی طرح گردیده‌است. با این هم اکنون، فقها و دانشمندان، رساله‌ها و کتاب‌های غیروابسته زیادی درباره این قاعده نگاشته‌اند که «رسالة فی قاعدة لاضرر» نوشته روضه خوان انصاری و «قاعدة لاضرر» تاثیر روحانی الشریعة اصفهانی مثلا آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آنهاست.

رده و مداقه
قاعده لاضرر از مشهورترین قواعد شرعی میباشد که در بیشتر ابواب فقه مانند عبادات و معاملات[۱] و همینطور در فقه پزشکی و بعضا مسائل مستحدث فقاهتی به آن استناد کرده‌اند.[۲] به گفته ناصر مکارم شیرازی عنایت این قاعده به حدی میباشد که بخش اعظمی از فقهای قبل و اکنون در تألیفات و تقریرات خویش، رساله مستقلی را بدان تخصیص رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داده‌اند.[۳]

قاعده لاضرر مثلا «لا ضَرر و لا ضِرار فی الاسلام؛ هر سیرتکامل ضرروزیان و ضرار در اسلام ممنوع میباشد» برگرفته شد‌ه‌است.[۴] این پاراگراف بخشی از احادیث منسوب به فرستاده(ص)، پر اسم و رسم به «روایات لاضرر» میباشد[۵] که از روش شیعه و اهل سنت نقل گردیده است.[۶] به گفته سید علی سیستانی، تمام روایاتی که در متن آن‌ها گزاره «لاضرر و لاضرار» آورده شده هشت حدیث میباشد که از این هشت آیتم، سه آیتم آن در منابع روایی امامیه، چهار آیتم در منابع روایی اهل سنت و یک آیتم در کتاب دعائم الاسلام که مولف آن اسماعیلی مذهب بوده، وارداتی شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۷]

بعضا از اهل سنت[۸] مانند جلال‌الدین سیوطی بر این نظرند که فقه اسلام بر پنج حدیث پایدار میباشد که یکی‌از آن ها حدیث لاضرر میباشد.[۹] شهید نخستین در کتاب القواعد و الفوائد از قاعده لاضرر به‌تیتر یکی‌از پنج قاعده‌ای خاطر می‌نماید که از برهان اربعه به دست آمده و ممکن میباشد کل احکام فقاهتی به آن‌ها ارجاع داده خواهد شد.[۱۰]

به گفته برخی دانشمندان، قاعده لاضرر در اکثر اوقات نظام‌های حقوقی معاصر زیر‌تیتر «عدم تایید صلاحیت سوءاستفاده از حق» مطرح شد‌ه‌است.[۱۱] برای مثال بنابر اصل ۴۰ قانون اساسی ایران ایران، هیچ‌کس‏ نمی‏‌تواند انجام‏ حق‏ خود‏ را وسیله‏ ضرر و زیان رساندن به‏ غیر یا این که تجاوز به‏ منافع همگانی‏ قرار دهد.[۱۲] و بر طبق اصل ۴۳، ضرروزیان رساندن به دیگری ممنوع میباشد.[۱۳]

معنای ضرروزیان و ضرار

قطعه خوشنویسی از حدیث لا ضرر و زیان و لا ضرار، تاثیر حسن کنعان به خط ثلث
«خسارت» در اصطلاح شرعی در مقابل عایدی و به معنای داخل شدن نقصان در کالا، جان و آبرو میباشد.[۱۴] سازه به لحاظ آخوند خراسانی،‌ «ضرار» در قصه «لاضرر و لاضرار فی الاسلام»، به به عبارتی معنای ضرر و زیان و تحت عنوان تأکید برای «لاضرر» آمده میباشد.[۱۵]

سید علی سیستانی «ضرار» را به معنای تداوم و استمرار در خسارت رساندن دانسته میباشد[۱۶] و برخی دیگر آن را به معنای ضرر و زیان وارد کردن متقابل دو فرد به یکدیگر مفهوم کرده‌اند.[۱۷] سازه به حیث فقها ملاک تشخیص زیان عرف میباشد.[۱۸]

معنای قاعده
فقها چهار احتمال برای معنای قاعده یا این که گزاره «لا ضَرر و لا ضِرار فی الاسلام» در حیث گرفته‌اند[۱۹] که عبارت میباشد از:

خودداری از ساخت هر سیرتکامل خسارت به خود و دیگری و حرام بودن آن:[۲۰] روحانی الشریعه اصفهانی این احتمال را پذیرفته میباشد.[۲۱] سازه به حیث ناصر مکارم شیرازی، حدیث سابق الذکر در شکل پذیرفتن این احتمال، فقطً حکم تکلیفی خواهد بود و حرمت خسارت زدن به خویش یا این که دیگری را ذکر می‌نماید و نمی‌تواند به‌تیتر قاعده‌ای عام در ابواب گوناگون فقه به فعالیت رود.[۲۲]
زیان جبران‌نشده در اسلام نیست:[۲۳] یعنی هر که موجب داخل شدن ضرروزیان و زیانی به دیگری باشد بایستی تاوان آن را پرداخته و خسارت وارداتی را جبران نماید.[۲۴] فاضل تونی در کتاب الوافیة فی اصول الفقه این بینش را برگزیده میباشد.[۲۵]
نفی احکام ضرری در اسلام: هر حکمی اعم از تکلیفی یا این که وضعی که نیازمند زیان برای خویش موظف یا این که دیگری باشد، از حیطه شارع تشریع نشده میباشد.[۲۶] مثلا درصورتی که آب برای کسی ضرروزیان دارااست، وجوب وضو به مقتضای این قاعده از وی برداشته می گردد.[۲۷] روحانی انصاری در فرائد الاصول[۲۸] و در «رسالة فی قاعدة لاضرر»[۲۹] این احتمال را برگزیده میباشد.
نفی حکم از روش نفی زمینه: آخوند خراسانی قائل به‌این حیث میباشد؛[۳۰] برای مثال هنگامی گفته میگردد «لا صلوة الا بفاتحة الکتاب»[۳۱] به‌این مفهوم میباشد که نماز فارغ از فاتحة الکتاب (سوره ثنا) به هیچ عنوانً نماز وجود ندارد و اصولاً قضیه نماز بودن منتفی میباشد. پس احکام مرتبط با آن نیز نیست.[۳۲] در این باره، خواستهْ نفی حکم اثبات برای زمینه ضرری میباشد.[۳۳] به عبارت دیگر، موضوعاتی که عنا وین اول آن ها موجب خسارت میگردند، حکم آن‌ها برداشته میشود؛[۳۴] برای مثالً مورد وضو دارنده حکم اول وجوب میباشد، ولی در صورتیکه ضرری برای موظف داشته باشد، حکم وجوب برداشته میگردد.[۳۵]

بازدید : 17
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 11:03

بنابر بعضی تحقیق‌های تاریخی، در زمان حکومت معتصم، که مقارن با امامت امام جواد(ع) بود، بیشتراز پنجاه قیام به وسیله علویان و اعراب و شش آیتم به وسیله ایرانیان شکل گرفت و همه سرکوب شد.[۳۵] مهمترین این قیام‌ها عبارتند از: کودتا زُط‌ها[۳۶]، کودتا بابک خرمدین،[۳۷] کودتا مازیار،[۳۸] کودتا مبرقع،[۳۹] کودتا جعفر کرد[۴۰] و کودتا عُجَیف بن عنبسه و عباس بن مأمون مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد است.[۴۱]

معتصم بعد از مغلوب کردن بابک، فارغ از فکر با سپاهی گسترده به سوی روم تکان کرد[۴۲] و بعد از ناکامی‌دادن سپاه اعزامی از جانب امپراطوری روم، عموریه را در سال ۲۲۳ق فتح کرد.[۴۳] سیاست معتصم در عوض علویان، بسیار دشوار‌گیرانه بود. معتصم برخلاف مأمون بر شیعه ها سختگیری بسیار کرد و کل کار‌های آن ها را به توجه ذیل حیث داشت. همین دستور باعث برخی از قیام‌ها آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد.[۴۴]

قیام محمد بن قاسم طالقان
محمد بن قاسم بن علی ملقب به صوفی[۴۵] [یادداشت ۳] از نوادگان امام حسین(ع) در سال ۲۱۹ق با شعار الرضا اینجانب آل محمد[۴۶] بر علیه معتصم در طالقان در شرق خراسان[۴۷] [یادداشت ۴] قیام کرد. برهان آن اینگونه نام برده میباشد که معتصم هنگامی به خلافت رسید، محمد بن قاسم را فراخواند تا کار‌های او‌را آیتم نظارت و استیناف قرار دهد. محمد بن قاسم بعد از استحضار از تصمیم معتصم از کوفه به خراسان گریخت.[۴۸] بخش اعظمی از عموم خراسان دور وی توده شدند؛[۴۹] البته تکان وی فاقد مرتب سازی بود و خطر بدون شوخی برای حکومت معتصم خلا رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد است.

معتصم به امیر خراسان، عبدالله بن طاهر امر کرد با وی تقابل نماید.[۵۰] محمد باخت خورد و به نیشابور گریخت. او آخر و عاقبت بازداشت و در سامرا زندانی شد؛ ولی به یاری برخی از پیروانش از زندان فرار و گریز کرد و تا نقطه پايان قدمت مخفیانه زیست.[۵۱] ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین این نظر را دارد که وی به واسط رفت و در آنجا ساکن شد.[۵۲] برخی معتقدند که در زمان متوکل گرفتار گردیده و در زندان درگذشت. این قیام تحت عنوان بارزترین انقلاب علویان بعداز شهیدشدن امام رضا(ع) شناخته شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میگردد.[۵۳]

شهید شدن امام جواد(ع)

مقبره امام جواد(ع) و امام کاظم(ع) در شهر کاظمین، عراق
امام جواد(ع) به فرمان معتصم، مسموم و به شهید شدن رسید. وی برای آنکه بتواند عمل‌های امام جواد را به اعتنا ذیل حیث داشته باشد وی را بازداشت کرده و به سامرا موفقیت و در به عبارتی سال امام به شهیدشدن رسید.[۵۴]

دلایل فراوانی برای شهید شدن امام جواد(ع) به دست معتصم نقل شد‌ه‌است. یک کدام از دلایل حافظه گردیده برای شهیدشدن امام به دست معتصم، هراسی میباشد که وی از منطقه تزویج امام و ام فضل و ادب دختر مأمون شم میکرد. معتصم بیم آن داشت که در شرایطی‌که از این تزویج فرزندی به هم برسد، خلافت وی با خطری دورازشوخی مواجه می گردد به دلیل آنکه این فرزند می‌توانست بر پایه ی انتساب به طور همزمان به امام و مأمون، به راحتی ادعای خلافت نماید.[۵۵]معتصم با تطمیع، ام ادب را متقاعد تشکیل داد تا امام را مسموم و به شهید شدن برساند.

برخی انگیزه شهیدشدن امام را سعایت ابن ابی داود، حاکم القضات معتصم، می دانند[۵۶] که به انگیزه حسادت بیشتراز حد به امام، سعایت وی را نزد معتصم کرد و همین سبب ساز شد تا معتصم وی را مسموم نماید؛[۵۷] هر چندین شهیدشدن امام جواد(ع) برای روحانی اثر گذار اثبات نشده میباشد و قائل میباشد که به مرگ طبیعی رحلت نموده‌اند.[۵۸] سیاست معتصم در حین امام هادی(ع) به انگیزه اقتصاد سرشار حکومت عباسی که منجر کاهش کسب حامیان علویان برای عملیات نظامی گردیده بود، تحمل و مدارا با علویان بود و سختگیری‌های دیرین را نکرد.[۵۹]

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 506
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه