loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 21
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 9:55


زَعْفَر یا این که جعفر جِنّی در برخی باورها رییس دسته جنیان در طول اتفاق عاشورا بوده میباشد. بنابر بعضا نقل‌ها او به امام حسین(ع) توصیه یاری داده اما امام قبول نکرده مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.
روایت زعفر جنی و حضور وی در کربلا از مطالب بحران‌برانگیز تاریخ عاشورا میباشد که در منابع دارای اعتبار شیعی اثری از آن یافت نمیشود. ملاحسین واعظ کاشفی در کتاب روضة الشهدا داستانی کامل درباره وی نقل می‌نماید و در مقابل، مرتضی مطهری آن را از تحریفات عاشورا دانسته و ناشی از روایت‌پردازی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کاشفی میداند.
در فرهنگ و تمدن عامیانه برخی بخشها جمهوری اسلامی ایران، از زعفر جنی خاطر می‎‌خواهد شد و در مراسم‌هایی زیرا تعزیه،‎ به تصویر کشیده میشود. از حضور زعفر در کربلا تصاویری نیز نگارگری گردیده که یکی‌از آن‎ها کاشی‌کاری توکل نائب رئیس الملک کرمانشاه رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

در منابع شیعی
مورد زعفر جنی و حضور او در رخداد عاشورا در هیچ یک از منابع دارای اعتبار شیعه و تاریخ اسلام نیست.[۱] صرفا نقل مو جود درباره امام حسین(ع) و جنیان، داستان مجلسی در کتاب بحارالانوار به گزارش روحانی اثرگذار از امام درستگو(ع) میباشد که به ملاقات جمع‌ای از فرشتگان و جن با امام حسین(ع) هنگام خروج از مدینه اشاره می‌نماید و میافزاید که‌این گردآوری به امام توصیه کمک دادند اما امام نپذیرفت. ولی در‌این داستان، اسم، مجال و جای خاصی بیان شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نشده میباشد.[۲]
بعضی دانشمندان مانند میرزا حسین نوری[۳]و مرتضی مطهری[۴] مسئله زعفر جنی را از خرافات و تحریفات وارداتی در تاریخ عاشورا به شمار آوردند.
کتاب روضة الشهدا از زعفر جنی ذکر شده و ویژگی ها ظاهری او را تعریف می‌نماید[یادداشت ۱] و همینطور به جریان حضورش در کربلا و رد توصیه امداد او به وسیله امام حسین(ع) اشاره می‌کند.[۵] به همین باعث، مولف این کتاب را اولی نقل کننده و تولید کننده این قصه میدانند.[۶]

ارتباط با آیت‌الله بروجردی
دربین برخی اشخاص، جریانات بخش اعظمی، پیرامون ارتباط آیت‌الله بروجردی با زعفر جنی آوازه یافته میباشد؛ به خصوص در ارتباط با اتفاق ها مرگ زعفر و برگزاری مراسم ختم او به وسیله این مرجع تاسی، حاشیه ها مختلفی بیان می شود. بنابر پژوهش ها اجرا‌گردیده، این مطالب مدرک مشخصی نداشته و در کتاب‌ها و خاطرات مرتبط با تفصیل‌درحال حاضر معاش آیت‌الله بروجردی، مطلبی درباره آن نیست.[۷]

با اعتنا به خلا ادله دارای اعتبار درباره ارتباط آیت‌الله بروجردی و زعفر، به حیث می رسد در نقل‌های عامیانه درباره این زمینه اشتباهی در بین این مرجع معروف و مؤلفی هم‌اسم او، انجام یافته میباشد. سید علی‌اصغر شفیع جابلقی بروجردی (متوفای ۱۳۱۳ق) از عالمان بروجرد و صاحب و مالک کتاب طرائف المقال در‌این تاثیر به زعفر جنی اشاره کرده و به گزارش یکی اساتید خویش که او را گزینه وثوق و اعتقاد تعریف می‌نماید، جریان حضور زعفر در کربلا را حکایت می‌کند.[۸]

تعزیه زعفر

مراسم تعزیه زعفر جنی در شهر بشرویه؛ سال ۱۳۹۵ش.
تعزیه زعفر جنی معمولا در ظهر عاشورا و تحت عنوان بخشی از تعزیه شهیدشدن امام حسین(ع) اعمال میگردد. اما در بعضی بخشها تحت عنوان نمایشی غیروابسته نیز صورت میگیرد. غالبا در‌این تعزیه با وزش باد تیم جنّیان نزد امام حسین(ع) آمده وآمادگی خویش را مبتنی بر امداد به امام حسین(ع) اعلام می‌دارا‌هستند؛ اما امام حسین(ع) سفارش آنها را قبول نمی‌نماید. اجرای این تعزیه هنوز در بخش اعظمی از شهرهای کشور‌ایران مرسوم میباشد.[مستلزم منبع] با بازرسی ورژن ‎های تعزیه زعفر جنی، به لحاظ می‎برسد که عمده منبع و سندیت این اکران نیز به عبارتی کتاب روضة الشهداء میباشد. وزش باد نخست اکران و گفتگوهای امام(ع) و زعفر درین ورژن‌ها همانندی بخش اعظمی به گفتار کاشفی در کتاب نوحه داراست؛[مستلزم منبع] تحت عنوان مثال این ابیات از ورژن‌ای از این تعزیه گویای مقاله میباشد:

نحس فدای تو‌ای سلطان معدود لشکر
که فرمان روا جنّم و آزاد گشته حیدر
منم کمینه غلام تو زعفر جنّی
بپای بوس تو اکنون رسید لشکر جنّی
چو کمک تو نکرد آدمی اذن امداد
بده به جنّی و اینجانبّت گذار بر رمز جنّی
مراسم‎ های دیگر
در برخی بخشها مازندران، جمع‌ای در شب‌ عاشورا خویش را مشابه جن‌ها می‌نمایند و رمز و روی خویش را با پارچه‌های سیاه می‌پوشانند. بعد از آن وارد توکل‌ها و حسینیه‌ها‌ گردیده و به‌سیرتکامل خاصی بیان «حسین» می گویند.[۹]

بازدید : 17
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:02


ارتباط مأمون با علویان
یک کدام از بحران‌های مهم خلفای عباسی قیام‌های گوناگون علویان در سراسر قلمرو خلافت بود. علویان که از زمان منصور عباسی همواره آیتم ظلم و شکنجه خلفا قرار گرفته بودند[۱۲] در زمان‌های مطلوب علیه خلیفه وقت قیام می‌کردند البته قیام آن‌ها در بیشتر موردها به ناکامی سبب میشد. تضارب امین و مأمون بر رمز خلافت در سال‌های ۱۹۳-۱۹۷ق موجب ضعف حکومت عباسی و ادله مهمی برای توسعه و ارتقا قیام‌های علویان در بخش ها گوناگون حجاز، یمن و مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد عراق شد.[۱۳]


اطلس قیام‌های علویان در زمان مأمون. اولیه و مهم ترین آن، قیام‌ ابن‌طباطبا از علویان زیدی مذهب به فرماندهی ابوالسرایا در کوفه بود. این قیام به ندرت به بخشها دیگر قلمرو خلافت اسلامی نظیر حجاز، مکه و یمن شیوع کرد و تا مدتی خلافت مأمون را متزلزل آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نمود.
قیام‌های علویان در عصر مأمون
علویان در زمان مأمون یک‌سری قیام ایفا دادند. بیشتر این قیام‌ها بوسیله شاخه زیدی علویان شکل می‌گرفت. مهم‌ترین این قیام‌ها که باعث به برپایی حکومتی غیر وابسته شد قیام شخصی ملقب ابن‌طباطبا در کوفه بود. این قیام که در ۱۹۹ق رخداد به باور بعضی مورخان ضربه سنگینی بر دولت عباسی وارد کرد و موجب شد جناح‌های دیگری بوسیله علویان در بخش ها متعدد علیه خلافت عباسی صورت بگیرد و در آن بخشها اعلام خودمختاری خواهد شد. از این رو خلال کوفه، زیدبن موسی ملقب به زیدالنار در بصره، ابراهیم بن موسی بن جعفر در یمن[۱۴]، حسین بن حسن بن علی مشهور به ابن‌افطس در مکه[۱۵] و محمد بن جعفر الصادق مشهور به محمد دیباج در حجاز قیام کردند.[۱۶] بیشتر این قیام‌ها در ادامه قیام ابن‌طباطبا صورت رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گرفت.[۱۷]

پیامدهای قیام علویان علیه مأمون
اگرچه این قیام‌ها دوام متعددی نمی‌آورد البته دارنده پیامدهای بود برای مثال آنکه محبت عموم عراق و خراسان به اهل بیت(ع) فرصتی را به علویان می‌اعطا کرد تا علیه مأمون قیام نمایند و همواره توده‌ای از دوست داران اهل بیت در خراسان و عراق بودند که از قیام علویان پناه می‌کردند. این مسأله سبب ساز میشد خلافت عباسی از ثبات استوار منتفع نگردد و همواره نگران کودتا‌های متفاوت در سراسر قلمرو خویش باشد.[۱۸] از پیامدهای دیگر آن بود که‌این قیام‌های علویان در‌این زمان مسئله قابل قبولی برای تشکیل دولت علویان زیدی مذهب در طبرستان و یمن در سال‌های سپس آماده شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۱۹]

ولایتعهدی امام رضا(ع) راه‌حل مأمون برای مهار علویان
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: ولایتعهدی امام رضا(ع)
مأمون برای آنکه بتواند از خطر قیام‌های علویان برای مدام در پناه باشد و برای ثبت حکومت خویش نزد خراسانیان که عشق و علاقه‌مند به خویشان فرستاده(ص) بودند، به اندیشه آن به‌زمین‌خورد تا خویش را دوستدار اهل بیت(ع) علامت دهد. از این‌رو امام رضا(ع) را از مدینه به مرو احضار کرد و وانمود کرد که خلافت و حکومت را رها کرده و به برگزیدگان شخص از آل‌علی یعنی امام رضا(ع) تسلیم می‌نماید. با رد رده خلافت به وسیله امام رضا(ع) مأمون وی را وادار کرد تا ولایت‌عهدی را بپذیرد.[۲۰]


تصویری از مأمون با خرقه سبز در سریال ولایت علاقه؛ مأمون برای جلب علویان از جامه سبز که علامت آن ها بود به‌مکان خرقه سیاه، علامت قانونی عباسیان استفاده نمود.
به باور برخی پژوهشگران غرض حقیقی و واقعی مأمون آن عدم وجود که خلافت را به امام رضا(ع) واگذار نماید بلکه وی می‌خواست در ظواهر حکومت را به امام امانت البته در واقعیت همگی امور به دست وی اداره گردد.[۲۱] بعد از تایید اجباری ولایت‌عهدی به وسیله امام رضا(ع) در سال ۲۰۱ق، عموم با وی بیعت کردند.[۲۲] به امر مأمون کنیه «الرضا» بر امام گذارده شد و به اسم وی سکه زدند.[۲۳] حقوق و مشوق به لشکریان و دولتمردان از این سکه پرداخت شد[۲۴] و جامه سیاه که نشانه بنی عباس بود به خرقه سبز که نشانه علویان بودند به‌تیتر جامه قانونی خلافت عباسی تغییر تحول کرد.[۲۵] مأمون با اجرای این سیاست به علویان نشانه اعطا کرد تا قیام‌هایی که آن‌ها با شعار الرضا اینجانب آل محمد عموم را به خویش فرامی‌خواندند فعلا با ولایت‌عهدی هر کس مصداق «الرضا» میباشد، متفحص شد و دلیلی برای به پا خواستن نیست. این مبادرت مأمون موجب شد از قیام‌های علویان تا حد متعددی کاسته گردد.[۲۶]

واگذاری بعضی بخشها به قیام‌کنندگان علوی
مأمون در راستای سیاست ثبت خلافت خویش و مهار کردن علویان، بعداز ولایت‌عهدی امام رضا(ع) حکم امارت برخی از مناطقی که بوسیله علویان تصرف گردیده بود را به خودشان واگذار کرد. یمن و حجاز به عنوان مثال این بخشها بودند.[۲۷]

ورود سادات به کشور‌ایران
یکی‌از پیامد‌های ولایتعهدی امام رضا(ع) هجرت سادات به جمهوری اسلامی ایران میباشد. مطابق بعضی گزارش‌ها شمار متعددی از شیعه ها و سادات برای دیدار با امام رضا(ع) از مدینه روانه مرو شدند و در اواسط منش تعداد متعددی از عشق و علاقه‌مندان امام به آنها پیوستند. ملازمت ظاهری مأمون با علویان و شیعه‌ها تا حدودی محیط را برای مسافرت سادات به جمهوری اسلامی ایران به ویژه حوزه‌ خراسان مهیا کرد.[۲۸] به گفته بعضی مطالعه‌گران سادات علوی بعد از داخل شدن به کشور ایران، مدرسه شیعه را رواج کردند و موضوع شیعه شدن اهل ایران‌ها آماده شد.[۲۹]

اقدامات مأمون بعداز ثبت خلافت
بعد از آنکه مأمون توانست قیام‌های علویان را مهار نماید و خلافت خویش را به ثبات نسبی برساند، سیاست‌های حکومت خویش را تغییر و تحول اعطا کرد. تغییر و تحول سیاست وی در یک سری آیتم پدیدار شد: کنار نهادن طرز اهل ایران و مشاوران اهل ایران در حکومت‌داری، رجوع به آئین عربی و دقت به بغداد پایتخت پدران خودش، شهیدشدن امام رضا(ع)، فشار دوباره بر علویان و آشکار کردن نشانه عباسیان که جامه سیاه بود و جلوگیری کردن به کارگیری از جامه سبز علویان.[۳۰]

بازدید : 14
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:09


قرن ششم تا نهم
تاریخچه
حوزه علمیه قم قدیم که به ویژه در سده‌های سوم و چهارم شکوه فراوان یافته بود، با رونق ناحیههای شبیه دیگر در ری و بعد از آن بغداد و به ویژه به انگیزه توان یافتن سلجوقیان سنّی مذهب در سده پنجم، از شکوه گذشته آن کاسته شد. با این کلیه، گزارش‌های دو مولف شیعه اهل ری یعنی منتجب الدین رازی و عبدالجلیل قزوینی رازی از معاش‌طومار علما و اوضاع علمی و فراگیری این شهر، نماد میدهد که مخصوصاً در قرن ششم، این حوزه به سال‌های رونق گذشته خویش مجاورت مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردیده بود.

چنان‌که سپری شد از قبیله دعویدار قمی در سده‌های پنجم تا هفتم عالمان بخش اعظمی برخاستند که تعدادی بدن آن ها به منصب قضای شهر دست یافتند. خارج از این قوم و قبیله، محققان دیگری نیز این حوزه را رونق بخشیدند. یکی فقهای دارای شهرت قم در قرن ششم ابومحمدحسن بن حَسّولةبن صالحان قمی خطیب جامع عتیق قم بود که نزد ابوعبداللّه جعفربن محمد دُوریستی (از عموم طرشت) درس خوانده و نیز از شاگردان شاذان بن جبرئیل قمی بود.[۸۵] عالم صاحب و مالک فتوا، حکم دهنده ابوابراهیم بابویی، نیز در نصفه ابتدا سده ششم در قم مبتنی بر مذهب اهل بیت(ع) آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد حکم می کرد.

[۸۶] همینطور ابوجعفر محمدبن علی نیشابوری، معلمِ ادب اللّه بن علی حسنی راوندی (متوفی ح ۵۵۰)، در حوزه قم شغل داشت و مالک یک‌سری تاثیر مثلا الحدود و الموجَز فی النحو بود.[۸۷] از قوم علوی سیدزکی، مرتضی گسترده شرف الدین محمدبن علی ـ که مکتب‌ای نیز داشت ـ در دانش و پارسایی شهره بود و برادرانش تاج الدین و امیر شمس الدین ابوالفضل رضوی در سده ششم در حوزه قم فعال بودند.[۸۸] زین الدین امیرةبن شرف فرمانروا حسینی نیز از فقهایی بود که به فرمان قضا و درس دادن اشتغال داشت و مکتب‌ای نیز به اسم وی در قم دایر رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۸۹]

مدرسه ها
مکتب امیرة بن شرف فرمانروا صرفا مکتب دایر در قم در سده ششم عدم وجود و به تصریح عبدالجلیل قزوینی رازی[۹۰] در‌این شهر کتابخانه‌ها انباشته از کتاب ها طوایف متعدد، و کرسی‌ها و رینگ‌های درس دایر بود. او از ده مکتب آباد در قم مذکور میباشد، به عنوان مثال: مکتب سعد، اثیرالملک، شهید سعیدعزالدین مرتضی، ظهیرالدین عبدالعزیز، ابوالحسن کمیج، و مکتب شمس الدین مرتضی. همینطور در بقاع حضرت معصومه نیز علم ها شرعی درس دادن میشد و این مزار اوقافی داشت که هزینه طلاب و استادان و مدرّسان از آن تأمین شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میشد.[۹۱]

در حمله مغول
با حمله مغولان به قم و کاشان و خون‌ریزی و ویرانی کلان در‌این شهرها در سال ۶۲۱[۹۲] حوزه قم نیز روی به زوال بنیان. آقا گران قدر طهرانی از عالمانی که نسبت «قمی» داشته‌اند، در قرن ششم ۳۴ نفر[۹۳] قرن هفتم ۳ نفر[۹۴] و در قرن نهم ۷ نفر[۹۵] را ذکر شده میباشد. این رقم ـ صرف لحاظ از این فرض که ممکن میباشد تمامی آن ها اهل و مقیم قم نباشند ـ در مقایسه با شمار عالمان حلّه در قرن ششم: ۱۶ نفر[۹۶] در قرن هفتم: ۳۴ نفر[۹۷] در قرن هشتم: ۳۸ نفر[۹۸] و در قرن نهم: ۱۰ نفر[۹۹] رکود حوزه علمیه قم را در‌این زمان‌ها به خیر به تصویر میکشد.

در‌این عصر دیگر از مدرسه ها گوناگون و پررونق قم سده ششم خبری وجود ندارد. با این تمامی شغل‌های این حوزه، با افت و خیز بسیار زیاد، کمابیش تداوم یافته میباشد. ابن طاووس (۶۴۷–۶۹۳)[۱۰۰] از مکتب‌ای به اسم رضویه در قم حافظه کرده که در دوران وی باقی و دایر بوده میباشد. احتمالاً مکتب‌ای که امروزه با اسم مکتب رضویه در حیطه بازار قدیم قم واقع میباشد یادگاری از به عبارتی مکتب میباشد. ابن عنبه[۱۰۱] نیز از مکتب‌ای بنا شده در محله سورانیک بنا شده در بازار قم که ناصرالدین علی بطحانی از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) در آن مدفون بوده، خاطر نموده است.[یادداشت ۱] خواندمیر در دستورالوزراء[۱۰۲] در تفصیل اکنون عامل الدین عبدالحمید کرمانی (متوفی ح ۸۷۷) از وزرای شاهان گورکانی، از مکتب‌ای در قم حافظه نموده است که او در آن خانه گزیده بود. مدرسی طباطبائی[۱۰۳] احتمال داده که‌این به عبارتی مکتب غیاثیه بوده که نزدیک به ۷۳۰ به امر خواجه غیاث الدین امیر محمد پسر رشیدالدین ادب اللّه سازه گردیده بود و اینک نیز سردر و مناره‌های آن باقی میباشد.

بعد از ظهر صفوی تا قاجار
با آنکه حوزه قم از سده هفتم تا نهم رو به افول گذارده بود، التفات مذهبی قم و اصالت و عمر حوزه علمیه آن و ریشه‌دار بودن علمای شیعه درین شهر بازدارنده فروپاشی یک باره و زوال بدون نقص این حوزه شد. پشتیبانی‌های کمابیش مداوم صفویان از علما و مذهب شیعه، که از کارداران پرورش و رونق حیطههای شیعی در قزوین و اصفهان بود، می‌بایست مشتمل بر قم، با سابقه‌ترین شهر شیعی کشور ایران، نیز گردیده باشد. صرف لحاظ از مکتب فیضیه که تا اواخر قرن یازدهم با اسم مکتب آستانه شناخته می شد، نسبتاًً در سرتاسر عصر صفوی علمای شیعه هرچند برای مدتی مشخص در قم اقامت و احتمالاً درس دادن کرده‌اند. مثلا آنها این محققان در خور ذکرند:

بهاءالدین عاملی؛[۱۰۴]
مولی حاج حسین یزدی، از شاگردان گرانقدر بهاءالدین عاملی، متکلم و ریاضی‌دان که شرحی مفصّل بر تجرید خواجه نصیر طوسی نوشت و در اواخر قدمت در مکتب معصومیه قم درس دادن می کرد؛[۱۰۵]
صدرالدین شیرازی مشهوربه ملاصدرا؛[۱۰۶]
سود کاشانی (متوفی ۱۰۹۱) که به گفته خویش[۱۰۷] هشت سال در قم نزد صدرالدین شیرازی به تلمذ و ریاضت پرداخت؛
ملا عبدالرزاق لاهیجی (متوفی ۱۰۷۲) طلبه و داماد صدرالدین شیرازی، تالیف کننده کتاب‌های دارای اسم و رسم شوارق الالهام و گوهر خواسته که به هیچ وجهً اهل لاهیجان بود اما به سبب ساز اقامت وقتگیر در قم به قمی معروف شد. وی در مکتب معصومیه قم مَدْرَسی خاص داشت؛[۱۰۸]
مولی محمدطاهر قمی (متوفی ۱۰۹۸) از مشایخ اذن علامه مجلسی؛[۱۰۹] او روضه خوان الاسلام قم بود و در آن شهر به اداره کارها مذهبی عموم اشتغال داشت و کتابهای زیادی در سخن و حدیث و عیب گیری تصوف نوشت؛[۱۱۰]
حکم دهنده سعید قمی (متوفی ۱۱۰۷) مولف تفصیل پر اسم و رسم بر التوحید ابن بابویه که اثراتی زیرا رساله ششم از کتاب الاَرْبَعینیات لِکشفِ انوارِ القُدسیات خویش را به عنوان الاَنوارُالقُدسیةُ فی مطالعهِ الهَیولی و الصُّورةِ و النَّفسِ و فوائِدَ اُخَر در محرّم ۱۰۸۵[۱۱۱] و رساله هفتم آن را به عنوان المَقَصدُ الاَسْنی فی بازرسیِ ماهیة الحرکةِ و وجودِها در ۱۰۸۸[۱۱۲] در قم به اتمام رساند؛
صدرالدین، فرزند مولی محمدطاهر قمی، که وی نیز در دانش سخن تبحر داشت و در قم در مکتب معصومیه درس دادن میکرد؛[۱۱۳]
میرزاحسن لاهیجی (متوفی ۱۱۲۱)، فرزند ملاعبدالرزاق لاهیجی، که مانند پدرش حکیم و متکلمی گرانقدر بود. او در قم زاده شد و به عبارتی‌جا علم آموزی و درس دادن و تألیف کرد و در به عبارتی شهر درگذشت؛[۱۱۴]
مولی فخرالدین ماوراءالنهری که معاصر فرمان روا عباس دوم بود. او که از مذهب اهل سنت به مذهب شیعه گرویده بود از ماوراءالنهر به قم آمد و در به عبارتی‌جا سکونت کرد و نزد علمای قم درس خواند. او اثراتی نیز داراست.[۱۱۵]
در قرن سیزدهم
میرزای قمی
در قرن سیزدهم نیز شماری از عالمان در قم به شغل علمی اشتغال داشتند که مهمترین و مشهورترین آنها میرزای قمی (متوفی ۱۲۳۱)، پر اسم و رسم به میرزای قمی، میباشد. او از شاگردان مبرِّز وحید بهبهانی بود و از جاپلق، که پدرش در آنجا بومی گردیده بود، به قم هجرت کرد و در آنجا به درس دادن و تألیف پرداخت. زنوزی، که در حین حیات میرزای قمی کتاب خویش را نوشته، از وی تحت عنوان دانا فاضل بدون نقص مجتهد و حرفه ای در دانش اصول فقه حافظه کرده و کتاب القوانین المحکمه اورا، که تألیف آن در پایان ربیع الثانی ۱۲۰۵ در قم به انتها رسید، ستوده میباشد.[۱۱۶] از نوشته زنوزی مشخص و معلوم می گردد که‌این کتاب در طی حیات مؤلفش آوازه داشته و بی‌باعث وجود ندارد که ابعاد یک کدام از کتاب ها دارای اعتبار درسی در حیطههای علمیه گردیده‌است. میرزای قمی در فقه نیز کتاب‌ها و رساله‌های بسیار داراست مثلا غنائم الایام و جامع الشتات. او در زمان اقامت در عتبات عراق، شاگردان مختلف مشهوری داشت به عنوان مثال ملااحمد نراقی، سید عبدالله شبر و سیدمحمدجواد عاملی، مالک مفتاح الکرامه[۱۱۷] اکثری از شاگردان قمی، این شهر را رخنه‌ کردند و به مرکز ها علمی فعال خیس، و از کلیه اساسی‌خیس، نجف رفتند. با این هم اکنون، وی در زمان اقامت خویش در قم موجب رونق بیشتر علمی قم شوید و حضور وی به تداوم حرفه آموختن و تعلم فقهی در قم انجامید.

بازدید : 44
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:10


عَول، راهکار اهل سنت در تقسیم ارث میباشد وقتی که آحاد ورثه دارنده سهام مشخص و معلوم گردیده در قرآن باشند و آحاد این سهم‌ها از اموال به‌جامانده از میت بیشتر باشد. طبق نحوه عول برای تقسیم ارث به تک تک وارثان به مقدار سهمشان نقصان وارد میشود تا تعادل در واحد سنجش برخورداری هر شخص از ارث برقرار خواهد شد. به‌تیتر نمونه در صورتی وارثان، شوهر، یک دختر و مامان میت باشند؛ طبق تقسیم بندی سهام اشخاص در قرآن، سهم همسر و یک دختر هر مورد نصف ترکه میت، و سهم مامان یک‌ششم از ترکه میباشد که با دقت بدین تقسیم بندی واحد سنجش سهم‌ها یک‌ششم از تمام ارث بیشتر میباشد. بنابر شیوه تقسیم عول به هریک از شوهر، دختر و مامان نقصی به اندازه حجم سهمشان وارد میشود تا کسی سوای مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد ارث نماند.

بنابر احادیث وارداتی از امامان شیعه، در مذهب تشیع تقسیم ارث به نحوه عول فسخ میباشد. در فقه شیعه در شکل بروز این اختلال، نقصان به دختران یا این که خواهران وارد میگردد. زمینه زیادت سهام بر ترکه در ماده ۹۱۴ ضابطه مدنی ایران با توکل بر بطلان عول در مذهب تشیع و ضرورت نقص بر دختر یا این که دختران در شکل بیشتر بودن سهام از ترکه نقل شده میباشد. در مقابل عول، تعصیب جای دارد که شیوه اهل سنت در تقسیم موروثی میباشد که بیشتر از سهم معلوم گردیده قرآنی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد وارثان باشد.

مضمون‌ شناسی و منزلت
کلمه و واژه عول از واژه و کلمه‌هایی میباشد که معانی متضادی دارااست. این کلمه و واژه درخصوص ارث جایی به فعالیت می‌رود که جنس، کمتر از سهامی باشد که در قرآن مشخص و معلوم گردیده‌است.[یادداشت ۱] در‌این‌صورت‌ عول به معنای نقصان و پایین آمدن میباشد و همچنین ممکن میباشد عول به معنای زیادشدن و افزونی باشد به‌این مفهوم که سهام از محصول بیشتر میباشد. پس در شرایطی که به محصول اضافه گردد به معنای نقصان فرآورده از سهام و در صورتیکه به سهام اضافه خواهد شد به معنای متعددی سهام نسبت به ارث رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱]

بنابر عقیده عول برای تقسیم ارث در شکل زیادت سهام از ترکه از آحاد وارثان به مقدار سهمشان نادر می شود. بر این شالوده در صورتی‌که از میت دو دختر، شوهر و والدین به‌جامانده باشد. سهم دو دختر دوسوم (یا این که هشت‌دوازدهم)، سهم شوهر یک‌چهارم (یا این که سه‌دوازدهم)، سهم والدین هرمورد یک‌ششم (یا این که دو‌دوازدهم) میباشد و کل سهام با نظر به چنگ آوردن مخرج مشترک، هم اندازه پانزده‌دوازدهم میباشد. در‌این‌حالت‌ تک تک ترکه یعنی مخرج کسر را به اندازه مقدار سهام یعنی شکل کسر تغییر و تحول می دهیم. براین اساس مخرج سهام آحاد وراث از دوازده به پانزده تغییر‌و تحول می‌نماید. آن گاه سهم هرکدام را با مخرج تازه می دهیم. در نمونه اورده شده پس از نقصان وارداتی سهم دو دختر هشت‌پانزدهم، شوهر سه‌پانزدهم و هرکدام از پدر و مادر دوپانزدهم شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می شود.[۲]

متعددی سهام از کالا در برخی از مواضعی که یک کدام از زوجین دربین وراث باشند چهره میدهد. در غیر این شکل هیچ وقت سهام معلوم گردیده قرآنی از ماترک میت اضافه نمی‌آید.[۳] این مورد در ماده ۹۱۴ ضابطه مدنی کشور‌ایران با توکل بر بطلان عول در مذهب تشیع و ضرورت نقص بر دختر یا این که دختران در شکل بیشتر بودن سهام از ترکه آورده شده میباشد.[۴]

دلائل قضیه عول
برای زمینه عول یکسری استدلال مذکور میباشد:

۱.قیاس موضوع ارث با آیین: مدام طلبکاران میت در‌صورتی‌که فرآورده وی کمتر از ترازو طلب باشد، آیین را نسبت به سهم خویش تقسیم می‌نمایند.

۲. قیاس ارث با وصیت: در شرایطی‌که کسی مالی را برای تعدادی نفر وصیت نماید البته مقدار جنس کمتر از کمی باشد که وصیت کرده دراین‌صورت بایستی جنس را نسبت به سهمی که برای آن‌ها وصیت گردیده تقسیم نمایند.

۳.ترجیح بلامرجح: وارد کردن نقصان به بعضی از اشخاص، ترجیح بلا مرجح میباشد.[۵]

تاریخچه عول
اولی پرسش عول در طی خلافت قدمت بن خطاب فیس بخشید و وی بعداز مشاوره با بعضا از صحابه، حیث عباس، که گویای تقسیم متاع به مقدار نسبت سهام هر شخص بود را عهده دار شد.[۶] بعداز عصر خلافت قدمت، ابن عباس او‌لین کسی بوده میباشد که از بطلان مساله عول از وی خاطر گردیده است. وی به تاسی از علی(ع) معتقد بوده میباشد خدایی که تعداد ریگ‌های کویر را میداند فقید‌خیس از آن میباشد که سهم اشخاص را در قرآن به سیرتکامل‌ای مشخص و معلوم نماید که بیش تر از مقدار ارث باشد. وی از ذکر این موضوع در طی قدمت، بخاطر خوف از وی، تقیه می‌نموده است.[۷] از ابن عباس نقل گردیده‌است که در صورتیکه می‌دانستند خداوند کدام طایفه از وارثان را بر کدام طایفه مقدم نموده است مبتلا عول ‌نمی‌شدند.[۸]

بازدید : 27
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 9:59


سهیم بن اعور( درگذشت ۶۰ق ) از شیعه ها امام علی(ع) و از احاطه بصره در قرن اولیه هجری قمری میباشد. وی با وجود تاکید منابع شیعه و سنی بر شیعه بودنش سمت‌هایی را از سوی امویان در مشت داشته میباشد. سهیم بن اعور در پیکار‌های جمل و صفین از یاران امام علی(ع) بود. وی قبل از اتفاق عاشورا نیز کوشش داشت با ترور عبیدالله بن زیاد مورد احاطه امام حسین(ع) بر حکومت را آماده مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد سازد.

نسب
سهم دار پسر حارث دارای اسم و رسم به اعور فرزند مخلوق یغوث فرزند خلف پسر سلمه فرزند دَهی از تیره‌های گسترده خاندان مذحج بود.[۱]

آشنایی طومار
با وجود آوازه سهیم در منابع رجالی-تاریخی داده ها چندانی از معاش او در مشت وجود ندارد. از اسم مامان، زادگاه و قسمت‌های عمده‌ای از زمان معاش او در منابع آدرس نمی‌اقتدار یافت و بیشتر منابع به تفصیل چندین رخداد اساسی تاریخی در معاش او پرداخته‌اند. بعضی از منابع، اسم او را در زمره شاعران بصره بیان آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌اند.[۲]

اسم خاندان او نیز در گروهی از منابع همدان مذکور[۳] که با اعتنا به آنچه در نسب او بیان شد و با پیش بینی این نکته که همدانیان در کوفه مستقر بودند و مطابق آن چه که سهم دار هنگام ملازمت و همراهی با عبیدالله بن زیاد در ورود به کوفه میهمان هانی بن عروه شد، نسب همدانی او درست به لحاظ رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نمیرسد.[مستلزم منبع]

مذهب و کار‌های سیاسی
بیشتر منابع سهم دار را از شیعه‌ها امام علی(ع) بر شمرده‌اند.[۴] سهم دار همینطور در برخی از منابع با عبارت‌هایی زیرا: از خاصیت امام علی(ع)[۵]، از بزرگان تشیع،[۶] شدید التشیع[۷]، دوست‌دار امام علی(ع)، شیعه او، کبیر المنزله و جلیل القدر[۸] تعریف شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد‌ه‌است.

نکته حائض اهمیت درباره سهم دار عدم سازش بعضی از عمل‌های سیاسی او با توصیفات حافظه شد‌ه‌است. رفاقت او با عبیدالله بن زیاد[۹]، والی بودن او در عصر عثمان،[۱۰] و ولایت کرمان در عصر معاویه با فرمان عبیدالله بن زیاد[۱۱] به عنوان مثال این عمل‌ها میباشد.

همچنبین بعضی از منابع از دیدار سهم دار با قدمت بن خطاب حرف رانده‌اند سوای این که به جزئیات این دیدار اشاره‌ای نمایند.[۱۲]

کارگزار امویان
سهم دار در عصر عثمان و به سال ۳۱ قمری از سوی عبدالله بن عامر برای مدتی والی اصطخر در ایالت عجم شد و مسجدی نیز در آنجا سازه بنیان.[۱۳] بیان کننده سهیم با عبیدالله بن زیاد رفاقت داشته میباشد و به همین سبب ساز در سال ۵۹ق از سوی او به ولایت منطقه کرمان منصوب گردیده بود.[۱۴]

سهیم در زمان امام علی(ع)
سهیم در مبارزه‌های جمل و صفین در سپاه علی(ع) میجنگید.[۱۵] او پس از پیکار جمل و بیعت عموم بصره باامام علی همپا بعضی از احاطه بصره حضرت را بدرقه کرد.[۱۶] پیرو او در حالی که سرکردگی احاطه بصره را ذمه ‌دار بود همپا با ابن عباس به نخیله محل تجمع سپاهیان امام علی رفت.[۱۷] سهم دار دراین جا رابط در بین امام و عموم بصره بود و آن‌ها‌را برای شنیدن سخنان امام گرد آورد.[۱۸] از سایر اقدامات سهیم پس از نبرد جمل ملازمت با جاریه بن قدامه سعدی در سرکوب ابن حضرمی بود که از سوی معاویه به عذر خونخواهی عثمان بخشی از بصره را به تصرف خود درآورده بود. در‌این پیکار ابن حضرمی ناکامی خورد و کشته شد.[۱۹]

ملازمت با معقل بن قیس ریاحی در سرکوب خوارج کوفه نیز از سایر عمل‌های سهیم در‌این زمانه بود.[۲۰] سهم دار در نزاع صفین نیز حضوری فعال داشت و در سخنانی حماسی عموم را به پیکار با معاویه و خودداری از صلح با وی تشویق کرد.[۲۱] از کار‌های سهم دار در زمان امام حسن(ع) خبری در چنگ وجود ندارد.

دیدار با معاویه
مثلا رویدادها معاش سهیم که رفلکس عظیم‌ای در منابع متفاوت داشته میباشد دیدار او با معاویه پسر ابوسفیان میباشد. منابع به فرصت این دیدار که بیان کننده در کاخ معاویه روی داده اشاره‌ای نکرده‌اند. ابن جوزی در بیان رویدادها سال ۵۹ق از دیدار ابن زیاد با معاویه در همین سال با ملازمت عده ای از تسلط بصره خبر داده[۲۲] که ممکن میباشد جریان دیدار سهم دار با معاویه در همین فرصت روی داده باشد.

مبتنی بر این گزارش‌ها معاویه که به دلیل حفاظت سهم دار از امام علی(ع) کینه او را به دل داشت با سخره به دست آوردن اسم سهیم و کنیه پدرش تلاش کرد او‌را تحقیر نماید. سهیم نیز با جسارت خاصی رویارویی به مثل کرده و اسم معاویه و بابا و مادرش را به استهزاء گرفت و قطعه شعری نیز در مذمت معاویه سرود. جمله ها رد و بدل گردیده در بین آن دو به سیرتکامل‌های مختلفی اورده شده که برخی از آن ها بیشتر نشانگر تمایلات سیاسی اعتقادی نویسندگان این کتاب‌ها هستند.[۲۳]

نکته حائض اهمیت وجود نقل‌های کلیشه‌ای و شبیه در منابع تاریخی باعنوان حلم معاویه میباشد که بر پایه ی این حکایت‌ها معاندان معاویه دیدارهایی با او داشته‌اند و سخنان تندی را در رده مذمت و عیب گیری نقص‌ کرده‌اند و معاویه با تساهل و تسامح با آن‌ها واکنش نموده است. با اعتنا به صورت‌گیری منابع در عصر عباسیان گزارش‌های این چنینی می بایست با تمرکز بیشتری پژوهش شوند.[مستلزم منبع]

نقشه ترور عبیدالله بن زیاد
رخداد اساسی دیگر در معاش سهم دار که گزینه اعتنا بیشتر منابع قرار گرفته میباشد طرح ترور عبید الله بن زیاد میباشد. رفاقت عبیدالله با سهیم سبب ساز شد تا وقتیکه عبیدالله ولایت کوفه را ذمه ‌دار شد سهم دار با عده ای از تسلط همدم او عازم آن شهر خواهد شد.[۲۴] سهیم و همراهانش با این تصور که امام حسین (ع) راهی کوفه میباشد همت داشتند با تولید تأخیر در تکان ابن زیاد امام زودتر وارد کوفه خواهد شد اما ابن زیاد بی‌اعتنا به آن‌ها با شتاب وارد کوفه شد.[۲۵]

سهم دار در کوفه بیمار گردیده و وارد منزل هانی بن عروه شد و زیرا عبیدالله قصد عیادت او را داشت توصیه اعطا کرد ترور عبیدالله بوسیله مسلم بن عقیل دیگر میهمان هانی به ایفا برسد، ولی این عمل شکل نگرفت. انگیزه عدم جاری ساختن ترور به سیرتکامل‌های متفاوتی نقل گردیده است: عدم رضایت هانی به کشته شدن ابن زیاد در منزل او[۲۶]، جلوگیری کردن زنی از زن‌های منزل هانی از این فرمان و تأسف شدید هانی از این واقعه،[۲۷] استناد مسلم بر حدیثی از فرستاده در نهی از قتل و ترور،[۲۸] دانستن غلام ابن زیاد به نقشه ترور[۲۹] از دلایل اعمال نشدن این نقشه نقل شده میباشد.

ابن کثیر انگیزه عدم اعمال نقشه را ترسو بودن مسلم ذکر می‌نماید[۳۰] که‌این دستور با شجاعت ذاتی بنی هاشم و اتفاق ها هنگام شهید شدن مسلم سازگار وجود ندارد و به لحاظ می رسد این چک رگه‌هایی از تعصب ضد شیعی تالیف کننده را به اکران گذارده میباشد. ابن اثیر قبل از نقل این حکایت داستانی شبیه بر طبق مریضی هانی و عیادت ابن زیاد از او و مخالفت هانی با توصیه ترور عبیدالله در منزل‌اش را نقل می‌نماید[۳۱] که با اعتنا به عدم وجود سوابق دوستی دربین ابن زیاد و هانی و شغل آشکار هانی در تامین از امام حسین به لحاظ این قصه ساختگی می آید. ابن سعد و به تاسی از او ذهبی از فراهم شدن سی نفر برای ترور ابن زیاد به هنگام عیادت او و عدم توفیق آن‌ها خبر داده‌اند که تایید آن یه خرده ایراد می‌کند.[۳۲]

مرگ
سهیم در سال ۶۰ هجری قمری و به مسافت تعدادی روز قبل از شهید شدن مسلم بن عقیل از جهان رفت.[۳۳] ابن زیاد بر لاشه او حاضر شد و بر آن نماز گزارد و لاشه او در آرامستان کوفه دفن شد.[۳۴] آورده شده پس از شهیدشدن مسلم بن عقیل و هانی بن عروه، عبیدالله بن زیاد از نقشه سهم دار برای ترور خویش باخبر شد و انگیزه عدم تخریب قبرستان کوفه و نبش قبر سهم دار را دفن پدرش زیاد در آن جا اظهار کرد.[۳۵]

فرزندان سهیم
منابع داده ها چندانی در امر خانواده سهم دار ارائه نداده‌اند. تنهابه اسم دو فرزند او به اسم‌های حوی[۳۶] و عبدالله[۳۷] اشاره شد‌ه‌است. عبدالله در قیام ابن اشعث کمپانی داشت و به دست حجاج بن یوسف ثقفی کارگزار امویان کشته شد.[۳۸]

بازدید : 14
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 10:27


انصاف از فضائل اخلاقی به معنای عدل و داد‌ورزی بر رعایت مساوات و برابری در اخلاق با بقیه افراد و پرداخت دستمزد عموم فارغ از تبعیض اشاره دارااست. واژه و کلمه انصاف به طور مصرح در قرآن نیامده البته مفسران از یکسری آیه رعایت انصاف در ارتباط ها اجتماعی را استنباط کرده‌اند. انصاف‌ورزی در احادیث با اوصافی همانند برگزیدگان قیمت‌ها، سرور اجرا و دشوار‌ترین تکالیف شناسانده مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردیده‌است.
انصاف را به سه عهد انصاف در کلام، انصاف در فعالیت و انصاف در قضاوت تقسیم و برای آن اثراتی به عنوان مثال آسایش و راحتی، جلب محبت و دوستی، ارتقا روزی، ژرف اندیشی اجَل و دستیابی رده اجتماعی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بیان کرده‌اند.

مضمون‌‌شناسی
انصاف را به معنای عدل و داد‌ورزی، اجرای قسط، اخلاق صحیح و مبتنی بر با عدل و داد، رعایت حق[۱] و ضد ظلم[۲] دانسته‌اند. انصاف برای مثال فضائل اخلاقی میباشد[۳] که بر رعایت مساوات و برابری در خلق و خوی با بقیه افراد و پرداخت حقوق و دستمزد عموم سوای تبعیض اشاره رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داراست.[۴]
انصاف را در مقابل عصبیت مذموم قرار داده‌اند از این‌رو بشر منصف کسی میباشد که در اخلاق و قضاوت‌هایش از تعصب بی‌جا نسبت به خویش، وابستگان و دوستان خودداری نماید و حقوق و دستمزد دیگرافراد را ضایع نکند.[۵] معنی انصاف را با قاعده «هر آنچه برای خویش می‌پسندی برای سایر افراد نیز بپسند» شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد راجع به دانسته‌اند.[۶]

انصاف در دانش حقوق و دستمزد، تیم‌ای از قواعد و مقررات متکی بر اصول اخلاقی میباشد که در کنار ضوابط اساسی حقوقی قرار می گیرند و اقتدار تقیید و اختصاص قواعد حقوقی را دارا‌هستند؛ از جمله در صورتیکه عدل و داد حکم نماید که فردی بدهکاری خویش را پرداخت نماید، انصاف راجع به کسانی که در درحال حاضر اعسار باشند حکم به دادن مهلت یا این که چکی پرداخت کردن بدهکاری میدهد.[۷]

تفاوت انصاف و عدل
عدل و انصاف هرچند که گه گاه به یک مضمون‌ به شغل می روند البته با هم تفاوت‌هایی هم دارا هستند. ابوهلال عسکری کلمه و واژه‌شناس این نظر را دارد انصاف بیشتر به تقسیم موازی در کارها حسی کاربرد داراست البته عدل و داد به معنای دادن حق و استحقاق هر فرد در کارها حسی و غیر حسی میباشد؛ تحت عنوان مثال درباره هر کس حد سرقت بر وی سرازیر گردیده، می گویند درخصوص وی عدل و داد سرازیر شد‌ه‌است خیر انصاف.[۸] همینطور عدل را احقاق حق طبق مصرح و ظواهر ضابطه و موازین قضایی دانسته‌اند؛ اگرچه در مواردی طاقت فرسا و غیر قابل انعطاف باشد، اکنون آنکه در انصاف، دشوار‌گیری و شدت کمتری وجود دارااست و حرف از عفو وبخشش و شفت میباشد.[۹]

عنایت و رده
انصاف تحت عنوان یک خصلت اخلاقی در نشانه‌ها و احادیث متعددی آیتم دقت قرار گرفته گردیده‌است. این کلمه به طور مصرح در قرآن نیامده البته مفسران از مضمون تعدادی آیه رعایت انصاف در رابطه ها اجتماعی را استنباط کرده‌اند.
طبرسی از واژه و کلمه «المیزان» در آیه ۱۷ سوره شوری و آیه ۹ سوره الرحمن تحت عنوان وسیله انصاف و رعایت مساوات در میان عموم تفسیر نموده است.[۱۰] او تحت آیه ۲۸۲ سوره بقره عدل در‌این فراز از آیه ( وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ ) را به قسط، انصاف و حق تعبیروتفسیر نموده است و شرط مولف تفاهم نامه اقتصادی(خریدوفروش و قرض ) را داشتن انصاف دانسته میباشد.[۱۱][یادداشت ۱] مفسران پایین آیه ۹۰ سوره نحل خواسته از واژه و کلمه عدل را رعایت انصاف در مناسبات اجتماعی دانسته[۱۲] و کلمه و واژه قسط را در آیه ها زیادی از قرآن[۱۳] به عدل و داد اقساطی یا این که مساواتی که به عبارتی انصاف میباشد، تفسیر کرده‌اند.[۱۴]
انصاف‌ورزی در احادیث با اوصافی همانند برگزیدگان بها‌ها،[۱۵] از سپاهیان عقل،[۱۶][یادداشت ۲] [یادداشت ۳] برگزیدگان ایمان‌ها،[۱۷] سرور (سید)ایفا،[۱۸][یادداشت ۴] دشوار‌ترین تکالیف[۱۹] و از نشان‌های مؤمن[۲۰] شناسانده گردیده و از سفارش‌های امام علی(ع) به صاحب اشتر هنگام ارسال کردن به فرمانداری مصر میباشد.[۲۱] رعایت انصاف در حق خویش،[۲۲] پروردگار،[۲۳] معاندان،[۲۴] ملازمان و همسفران،[۲۵] ضعیفان[۲۶] و انصاف حاکمان در حق شهروندان،[۲۷] انصاف در حق مظلومان[۲۸] و انصاف در دعا[۲۹] از مواقعی میباشد که در احادیث بر آن توصیه گردیده است.

بازدید : 16
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 10:15


استادان، فیس‌ها و جریان‌های تاثیرگذار
شریعتی از رخ‌ها و جریان‌های زیادی اثر گرفته میباشد.[۲۰] چنانکه خویش وی نوشته، تک تک قدمت فکری و اعتقادی‌اش، «همگی در ایمان به مدرسه علی و عشق و علاقه به خویشان عزیز پیغمبر و تعهد در قبال نهضت آزادکننده و عدالتخواه تشیع انقلابی» قبل میباشد.[۲۱] همینطور گفته میباشد که خیر‌فقط رویدادها بعداز درگذشت فرستاده، بلکه اصولا مسیر تحولات تاریخ بشری را با طریقه شیعی می نگرد و «فاطمه را واسطة العقد سلسله نبوت و امامت، دو مرحله اصلی در تقدیر تاریخی فکر نجات و نهضت عدل و داد‌طلبی» مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌شمارد.[۲۲]

شریعتی همینطور خویش را در سال‌های ابتدایی دهه سی خورشیدی، دستخوش ذهن ها موریس مترلینگ، آرتور شوپنهاور، فرانتس کافکا و درستگو هدایت دانسته و تصریح کرده که شناخت با ذهن ها آنها، او‌را «از لانه گرم و مأنوس و پریقین آهسته‌نصیب مذهب موروثه و دنیای معصومانه نوجوانی به سوی تندبادهای سهمناک و گردباد‌های وحشی اقیانوس‌های بی‌کرانه ذهن ها سردرگم و خشن فلسفه‌های بعداز دو نزاع جهانی اروپا» برده میباشد.[۲۳] وی خلال آنکه خویش را پایین یاددادن علمای گران قدر اسلامی دانسته، از شاگردی جامعه‌شناسانی مانند گورویچ و آرون، و همینطور اسلام‌شناسانی مانند لویی ماسینیون، ژاک برگ، برانشویک و هنری ماسه، حرف گفته میباشد.[۲۴] ضمن همگی این موردها، تحلیلگران، شریعتی را ذیل اثر جریان‌های فکری دوران دانسته و برخی مورد ها را بیان آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌اند. مثلا:

کانون تکثیر حقایق فقهی
علی شریعتی در ۱۵ سالگی عضو کانون انتشار حقایق اسلامی شد و از این شیوه بافرهنگ اسلامی و شیعی شناخت دورازشوخی پیدا کرد.[۲۵] کانون انتشار حقایق اسلامی، در سال ۱۳۲۳ش به وسیله محمدتقی شریعتی، بابا علی شریعتی احداث شد و ضمن فراگیری تعبیروتفسیر و معارف قرآن و آموزه‌های شرعی، اثر ها اجتماعی عظیم‌ای رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داشت.[۲۶]

نهضت خداپرستان سوسیالیست
علی شریعتی در زمان دانشجویی در مشهد، به نهضت خداپرستان سوسیالیست پیوست و تا قبل از خروج از کشور‌ایران برای علم آموزی در فرانسه، عضو حزب عموم کشور‌ایران بود که انشعابی از نهضت خداپرستان سوسیالیست به حساب می آید.[۲۷] معیارهای فکری وی در‌این زمان، زیر اثر نهضت خداپرستان سوسیالیست و مخصوصا اذهان محمد نَخشَب(فعال سیاسی مذهبی) بوده میباشد.[۲۸] شریعتی در همین زمان، کتاب ابوذر، نوشته عبدالحمید جودة السحار را به فارسی ترجمه کرده و در سال ۱۳۳۴ش با تیتر «ابوذر غفاری، خداترس سوسیالیست»، به یاور اضافاتی منتشر کرد.[۲۹] عبدالکریم سروش از روشنفکران شرعی شیعه، شریعتی را دارنده تمایلات سوسیالیستی و چپی دانسته که بخشی از آن به جهت نوع حرفه تحصیلی، معاش در فرانسه و کارداران دیگر بوده میباشد. به باور سروش، شریعتی نوعی سوسیالیست قابل انعطاف و نزاع با سرمایه‌داری داشته که‌این نگاه وی با سپری شد فرصت و پخته‌خیس شدن وی تعدیل شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گشته میباشد.[۳۰]

تجدید بنا درنگ شرعی: سید جمال
یکی جریان‌های تاثیرگذار بر شریعتی، نهضت احیای فقهی یا این که جریان نوسازی درنگ شرعی دانسته شد‌ه‌است که سید جمال الدین اسدآبادی، روضه خوان محمد عبده، سید قطب، و اقبال لاهوری، فیس‌های شناخته‌گردیده آن می‌باشند. شریعتی مانند این صورت‌ها، به‌دنبال رجوع به قرآن، و استخراج به تفسیری تازه و متناسب با زمانه بود و اسلام انقلابی و اجتماعی را جایگزین اسلام متحجر می‌دانست.[۳۱] وی در کتابی با تیتر «ما و اقبال»، شناختن سید جمال الدین اسدآبادی و اقبال لاهوری را «شناختن اسلام و شناختن مسلمان ها و شناختن مجال درحال حاضر و آتی» دانسته میباشد.[۳۲]

میل‌های فکری و فلسفی غربی
شریعتی در زمان دانشجویی در فرانسه در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، با تفکر‌های ریمون آرون، ژاک برک، هانری کربن، فرانتز فانون، روژه گارودی، ژرژ گورویچ، لویی ماسینیون و ژان پل سارتر آشنا شد.[۳۳] بعضی معتقدند اشاره‌های متفرق شریعتی به اندیشمندانی مانند هگل، مارکس، هوسرل، یاسپرس، هایدگر و مارکوزه، علامت تاثیرپذیری وی از سنت فکری آلمانی و فرانسوی میباشد.[۳۴] تاکید شریعتی بر تفاوت فی مابین بشر و آدم، و همینطور به کارگیری از مفاهیمی مانند عصیان‌گری و گزینش‌گری، و عاقبت شاهد آوردن از سخنان سارتر، نیچه و هایدگر، نشان‌هایی بر رغبت وی به مدرسه اگزیستانسیالیسم دانسته شد‌ه‌است.[۳۵]

مدرسه تفکیک
به اعتقاد بعضا، مخالفت شریعتی با فلسفه یونانی و سینایی، و گاه تعابیر تند درباره برخی فلاسفه، و همینطور تمسک به برخی جمله ها بنیانگذاران مدرسه تفکیک مانند روحانی محمود حلبی، می تواند نماد‌دهنده تاثیرپذیری وی از مدرسه تفکیک باشد. نگرش‌های اقتصادی شریعتی در دهه چهل خورشیدی و تمایل‌های سلبی وی درباره اقتصاد محرمانه، ضمن تاثیرپذیری از مدرسه سوسیالیسم، متأثر از مدرسه تفکیک و تامل‌های دوست صمیمی‌اش محمدرضا حکیمی خراسانی تیتر گردیده‌است.[۳۶] همان گونه که پزشک معالج علی شریعتی در تاریخ آذر ماه ۱۳۵۵ش. در مشهد طومار‌ای خطاب به محمدرضا حکیمی تحت عنوان وصیت فقهی نوشت و مسئولیت تجدید لحاظ در آثارش را به وی سپرد و به تفسیر خودش خواهان غلطگیری معنوی و لفظی و چاپی شد.[۳۷] اما حکیمی از‌آن‌جا‌که تایپ کردن کتاب الحیاة را مایحتاج‌خیس می‌دانست و نیز به جهت کثرت اثرها شریعتی و هم‌اینگونه این که اشکالات اثر ها شریعتی را بنیادین نمی‌دانست، مبادرت مهمی دراین باره نکرد.[۳۸]

بازدید : 20
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:19


سَمُرَة بن جُنْدَب‏ فَفغان صحابی نبی(ص) که در گلشن یک کدام از انصار درخت خرمایی داشت و فارغ از اذن صاحب و مالک گلشن وارد آن میشد. صاحب و مالک گلشن از سمره نزد نبی آفریدگار(ص) گلایه کرد. سمره سفارش نبی(ص) در به فروش رساندن درخت و یا این که بخشیدن آن در مقابل درختی در پردیس را رد کرد. از این‌رو نبی(ص) به شخص انصاری ذکر کرد درخت خرمای اورا از مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد ریشه درآور.

برخی منابع اهل سنت به عنوان مثال تنی چند از صحاح سته گزارشی از به فروش رساندن شراب به وسیله سمره بن جندب در طول خلیفه دوم نقل کرده‌اند. وی در زمان‌ای حکم دهنده بصره و کوفه بود. دختر وی با لقب «ام‌اثبات» همسر مختار بن ابوعبید آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد ثقفی بود.

معاش‌طومار
سمرة بن جندب بن هلال بن حریج[۱] از نسل بنی‌شمخ بن فزاره بود.[۲] وی در طول کودکی بابا خویش را از دست اعطا کرد. مادرش وارد مدینه گردیده و با یکی همسایه مدینه به‌این شرط که سرپرستی سمره را نیز تا بلوغ، برعهده بگیرد، تزویج رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۳]

سمره خویش نقل کرده که در طی فرستاده اسلام نوجوان بود و روایاتی را از وی نگهداری کرد.[۴] اورا صحابه نبی دانسته‌اند.[۵] سمره در بخش اعظمی غزوات فرستاده اسلام کمپانی کرد.[۶] دختر وی با لقب «ام‌اثبات» همسر مختار بن ابوعبید ثقفی بود.[۷] براساس بعضی نقل‌ها وی بعد از رخداد کربلا، زنده بوده و در مجلسی که یزید چوب بر دندان امام حسین(ع) می‌زد، حاضر بود و به یزید به دلیل این فعالیت، شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد اعتراض کرد.[۸]

اهل‌سنت احادیث بخش اعظمی از وی نقل کرده‌اند.[۹] اهل‌سنت براساس روایتی از محمد بن سیرین، سمره را بسیار ودیعه‌دار، درست گو در نقل حدیث و دوست‌دار اسلام و مسلمانها معرفی کرده‌اند.[۱۰] روحانی طوسی روایتی در کتاب تهذیب نقل کرده که امام باقر(ع) سمره را لعنت نموده است.[۱۱]

وفات
سمره در سال ۵۸[۱۲] یا این که ۵۹[۱۳] و یا این که بعداز سال ۶۰ هجری قمری [۱۴] درگذشت. برخی منابع اهل‌سنت مرگ او‌را اینگونه دانسته‌اند که در اواخر قدمت در گیر بیماری شد که حس سرمای شدید در تن خویش میکرد. به همین جهت اورا بر بالای دیگ آکنده‌از آب داغ می‌گذاشتند تا شم گرما نماید. ولی یک روز داخل آب به زمین خورد و مرد.[۱۲]

کَندن درخت سمره به فرمان نبی(ص)
سمره در باطن گلشن یکی‌از انصار درخت خرمایی داشت. وی سوای آن‌که اذن بگیرد، وارد گلشن می شد. مرد انصاری از سمره خواست در حین ورود به گلشن اذن بگیرد، البته وی نپذیرفت. مرد انصاری نزد رسول گلایه کرد. فرستاده از سمره خواست هنگام ورود به گلشن اذن بگیرد. البته سمره نپذیرفت. رسول به وی توصیه به فروش رساندن درخت و یا این که بخشیدن آن در مقابل درختی در فردوس اعطا کرد که وی کلیه این‌ها را رد کرد. در غایت فرستاده به شخص انصاری اظهار کرد برو و درخت خرمای اورا از ریشه درآور؛ چون در اسلام ضرر زدن ممنوع میباشد.[۱۵]

این ماجرا یکی‌از منابع قاعده لاضرر در فقه شیعه و اهل‌سنت هست.[۱۶]

فروش شراب
بعضا منابع اهل سنت گزارشی از به فروش رساندن شراب به وسیله سمره بن جندب در طول خلیفه دوم نقل کرده‌اند: درست مسلم[۱۷] و سنن ابن‌ماجه[۱۸] که هر دو مثلا صحاح شش‌گانه اهل‌سنت می باشند این رخداد را نقل کرده‌اند که به قدمت خبر داند سمره شراب فروخته میباشد. قدمت اذعان کرد خداوند سمره را بکشد.... بخاری نیز در کتاب درست خویش همین ماجرا را نقل کرده و فقط به مکان اسم سمره از تعبیر و تفسیر «فلان» به کار گیری نموده است.[۱۹]

برخی نویسندگان اهل‌سنت توجیهاتی برای این فعالیت سمره بیان کرده‌اند.[۲۰]

حکومت بر بصره و کوفه
زیاد بن ابیه، سمره را شش ماه حکم کننده کوفه و شش ماه قاضی بصره قرار اعطا کرد.[۲۱] بعداز مرگ زیاد، وی حدود 1 سال حکم دهنده بر بصره بود تا اینکه معاویه اورا از این رده بیرون کرد.[۲۲] وی بر خوارج بسیار دشوار‌گیر بود و اکثری از آنان‌را کشت.[۲۳]

پانویس
ابن‌اثیر، اسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۰۲.
ابونعیم إصفهانی، معرفة الصحابة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۵۲۲.
ابن‌عبدالبر، الإستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۶۵۴-۶۵۵.
ابن‌حجر عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۵۰.
نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۱۷۰.
نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۱۷۰.
اعلمی حائری، تراجم أعلام النساء، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۴۳.
کرکی حائری، تسلیة المجالس، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۰۳.
ابن‌جوزی، کشف المشکل اینجانب حدیث الصحیحین، ریاض، ج۲، ص۳۳.
بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۲۱۲.
روضه خوان طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۴۷.
ابن‌عبدالبر، الإستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۶۴۵.
نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۱۷۱.
ابن‌قتیبة، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۳۰۵.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۲۹۲؛ با اندکی تفاوت: روضه خوان طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۴۷.
صدر، قاعدة لا ضرر و زیان و لا ضرار، ۱۴۲۰ق، ص۲۲۸.
مسلم، درست مسلم، بیروت، ج۳، ص۱۲۰۷.
ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، ج۴، ص۴۷۰.
بخاری، درست بخاری، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۸۲.
سعید بن منصور، التفسیر اینجانب سنن سعید بن منصور، ۱۹۹۷م، ج۴، پاورقی ص۱۶۰۲

بازدید : 45
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 10:20


توحید، بنیادی‌ترین اصل اعتقادی در اسلام، به معنای یکتا و بی‌مانند پی بردن آفریدگار، و همینطور بی‌سهم دار بودن وی در کردار دنیا. اولیه جمله‌ها حضرت محمد(ص) ابتدا دعوت عموم به اسلام، دربردارنده شهید شدن بر یکتایی پروردگار و غربت از کفر بوده میباشد. توحید همینطور در قرآن کریم و مهربان و احادیث معصومین، گزینه اعتنا قرار گرفته و سوره توحید در همین مسئله مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

توحید در فرهنگ وتمدن اسلامی در قبال بی دینی دانسته گردیده و متکلمان مسلمان، مراتبی برای آن برشمرده‌اند؛ این مراتب عبارتند از: توحید ذاتی به معنای اعتقادوباور به یگانگی ذات آفریدگار، توحید صفاتی به معنای یک کدام از بودن ذات الهی با صفات وی، توحید افعالی به معنای آنکه معبود نیازی به امداد و یاروهمدم ندارد، و نیز توحید عبادی به معنای آنکه جز خدا کسی شایسته پرستش وجود ندارد، چهار رتبه در اعتقاد به توحید میباشد که او‌لین رتبه آن توحید ذاتی و بالاترین جایگاه، توحید افعالی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

براهین و دلیل‌های متفاوتی برای ثابت توحید، در نشانه‌ها قرآن کریم و مهربان، روایات معصومان و همینطور اثرها فیلسوفان و متکلمان مسلمان وجود داراست. استدلال تمانع، ادله بعثت انبیاء و ادله تعین، مثال‌هایی از این دلایل رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌باشند.

گروهی از اهل‌سنت مثلا ابن‌تیمیه، محمد بن عبدالوهاب و عبدالعزیز بن‌گشوده، اطمینان به شفاعت، و توسل به پیامبران و اولیای الهی بعداز مرگ آن‌ها را از آرم‌های کفر و عدم اعتقاد و باور به توحید عبادی دانسته‌اند. شیعه ها با پشت گرمی به نشانه‌ها قرآن مهربان، این داعیه را غلط می خوانند؛ با این عامل که مسلمان‌ها برخلاف بت‌پرستان، فرستاده را ربّ و زمامدار هستی نمی‌دانند و قصدشان از تکریم پیامبران و اولیای الهی، تقرب پیدا کردن به معبود از روش شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد آنهاست.

عالمان شیعه، در اثر ها فراوانی به توحید پرداخته‌اند؛ برخی از این کتاب‌ها به صورت جدا درباره توحید میباشد و بعضی دیگر، بخشی درباره توحید دارا هستند. کتاب التوحید روحانی صدوق، گوهر خواسته نوشته عبدالرزاق لاهیجی، الرسائل التوحیدیه علامه طباطبایی و توحید مرتضی مطهری، از این مفاد میباشد.

معناشناسی

خوشنویسی از مشهورترین شعار توحید: «لا اله الا الله»، بخط محمد ازوچای، خوشنویس ترکیه ای
توحید، به معنای یکتا درک کردن معبود، مهم‌ترین آموزه اعتقادی در اسلام میباشد.[۱] به اعتقاد و باور مسلمانها، پروردگار یگانه تولید کننده دنیا میباشد و سهیم ندارد.[۲] توحید در روایات آورده شده از فرستاده(ص) و امامان شیعه مثلا امام علی(ع) و امام درستگو(ع)، به معنای شهید شدن دادن به مضمون «لا اله الّا اللّه وحدَه لاشریک له» و شبیه آن به عمل رفته میباشد.[۳]

کلمه توحید برای اشاره به مباحث کلامی مربوط به یگانگی آفریدگار، صفات و افعال وی هم به شغل رفته میباشد. امام راست گو(ع) و امام رضا(ع) در جواب به سؤالاتی درباره معنای توحید، به برخی مباحث کلامی به عنوان مثال نفی صفات انسانی از معبود اشاره کرده‌اند.[۴]

در سه راه گوناگون کلامی، عرفانی و فلسفی، سه بینش گوناگون به توحید وجود داراست؛ توحید کلامی بر اساس تایید یک کدام از بودن خدا میباشد، توحید فلسفی به معنای ایمان برخاسته از اعتقاد عقلی به یکی‌از بودن معبود میباشد و توحید عرفانی، بر پایه ی شهود و وصول به یگانگی آفریدگار.[۵] توحید در فلسفه، درباره وحدت واجب الوجود تحت عنوان یک معنا میباشد، البته در عرفان، سخنی از مضمون‌ وجود ندارد، بلکه حرف از مصداق توحید یعنی خداست که یک وجود واحد میباشد و دیگر موجودات، از وی سود می برند.[۶] همت فیلسوف، ثابت توحید واجب الوجود میباشد، ولی همت عارف، شهود و وصال درونی به توحید میباشد. با این هم اکنون، حکمت متعالیه که منسوب به ملاصدرای شیرازی میباشد، عده در میان قرآن و عرفان و عامل دانسته گردیده و شهود عرفانی در آن، یاروهمدم با مباحث استدلالی گفته شده میباشد.[۷]

مقام توحید در اسلام
توحید، مهم ترین آموزه اسلامی و زیربنای ادیان آسمانی به شمار می‌رود.[۸] به تصریح قرآن، مقصود و پیام مهم کلیه پیامبران، اعتقادوباور به توحید بوده میباشد.[۹] علامه طباطبایی در المیزان توحید را نهایت و غرض مهم آئین شمرده که هیچ چیزی جایگزینش نخواهد شد.[۱۰] با آنکه کلمه و واژه توحید در قرآن نیامده، البته در آیه‌ها فراوانی درباره ثابت توحید و نفی کفر کلام بیان شده میباشد.[۱۱] ملاصدرا در کتاب تعبیر و تفسیر خویش، غرض مهم قرآن کریم ومهربان را ثابت توحید معبود دانسته میباشد.[۱۲]

شهید شدن بر یکتایی معبود و هجران از کفر، او‌لین جمله‌هایی میباشد که رسول اسلام ابتدا دعوت آشکار خویش، خطاب به عموم مکه ذکر نموده است.[۱۳] نمایندگان رسول مثلا معاذ بن جبل که برای تبلیغ اسلام به مملکت‌های متعدد می‌رفتند، همواره عموم را به تایید یکتایی آفریدگار دعوت می‌کردند.[۱۴] بعضی از عالمان مسلمان با توکل بر مقام ویژه و اساسی آموزه توحید در اسلام، مسلمانها را «اهل التوحید» خوانده‌اند[۱۵] و توحید را نشان مسلمانی قلمداد کرده‌اند.[۱۶] امام علی(ع)، اعتقادوباور به توحید و یگانگی آفریدگار را شالوده آشنایی خداوند دانسته میباشد.[۱۷]«أَوّلُ الدّینِ مَعرِفَتُهُ وَ کَمَالُ مَعرِفَتِهِ التّصدِیقُ بِهِ وَ کَمَالُ التّصدِیقِ بِهِ تَوحِیدُهُ» ترجمه: دیباچه دين، معرفت اوست، و كمال معرفتش تصديق ذات وی، و كمال تصديق ذاتش، توحيد و شهید شدن بر يگانگى اوست. [۱۸]

توحید و یگانگی پروردگار، با تعابیر و کلمه ها متفاوت، بارها در قرآن کریم ومهربان گزینه تأکید قرار گرفته میباشد؛ به عنوان مثال در سوره توحید که پروردگار «احد» یعنی یگانه خوانده گردیده‌است.[۱۹] نفی خدایان دیگر، یکی‌از بودن خداوند، یک معبود برای همگان، خدای همگی دانا، ملامت معتقدان به وجود خدایان، تأکید بر نفی اعتقادوباور به یک‌سری پروردگار، رد ادعای قائلان به تثلیث و سه‌گانه‌باوری، و همینطور نفی هر سیرتکامل مثل و مانند برای خداوند، مثلا مفاهیم مربوط به توحید میباشد که در قرآن کریم و مهربان آمده میباشد.[۲۰] آیاتی از قرآن مهربان که بدون واسطه به توحید دلالت دارا هستند، عبارتند از:

قُل هُوَ اللهُ أحَد: بگو وی خدای یکتاست.[۲۱]
لا إلٰه إلّا الله: هیچ خدایی جز الله وجود ندارد.[۲۲]
لا إلٰه إلّا هو: هیچ خدایی جز وی وجود ندارد.[۲۳]
إلٰهُکُم إلٰهٌ واحِد: همانا خدای شما خدای یکتاست.[۲۴]
ما مِن إلٰهٍ إلّا الله: هیچ خدایی جز الله وجود ندارد.[۲۵]

بازدید : 19
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 9:49


مسجد شَجَره یا این که مسجد ذوالحُلَیْفه از مساجد تاریخی مدینه میباشد که در منطقۀ «ذوالحلیفه» یا این که «آبارعلی» در هشت کیلومتری جنوب غربی مسجدالنبی در مسیر مکه جای دارد. ذوالحلیفه، میقات اشخاصی میباشد که برای عمره تمتّع و عمره مفرده از مدینه به مکه میروند. این محل با اسم‌ مسجد الاحرام نیز شناخته میگردد. نبی اکرم نیز در سفرهای عمره و حج تمتع درین میقات، مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد محرم شدند.

حالت جغرافیایی

مسجد ذوالحلیفه در حوالی مدینه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: آبار علی
آبار علی (به معنای چاه‌های علی) حیطه‌ای غالباً پوشیده از نخلستان، نزدیک به هشت كیلومتری جنوب شهر مدینه، که در آن، چاه‌های آبی‌رنگ وجود دارااست که گفته میگردد چاه‌هایی که حضرت امیر (ع ) برای به کارگیری زائران منزل معبود حفر نمود. این جای از میقات‌های حج میباشد. امروزه از سه اسم آبارعلی و ذوالحلیفه و مسجد شجره برای اشاره بدین ناحیه به کارگیری آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌گردد.

اسم‌های دیگر
این مقام از نگرش‌های متفاوت به اسم‌های متفاوت معروف شد‌ه‌است که عبارت‌اند از:

مسجد شجره: وجه تسمیه آن به شجره این میباشد که رسول اکرم در جریان مسافرت سال ششم سفر که منتهی به امضای معاهده حدیبیه شد. در این جا، کنار درختی (شجره) به اسم ‹‹سَمَره›› فرود آمده و احرام بستند. همین طور در سال هفتم جهت عمرة القضاء و نیز درسال دهم برای حجة الوداع درین مسجد احرام رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد پوشید.[۱]
مسجد الاحرام: به انگیزه اینکه این جای ، محل احرام حاجیان میباشد به اسم احرام نامیده شد‌ه‌است.[۲]
مسجد المیقات: این اسم هم به این‌انگیزه میباشد که‌این منزلت یکی میقات‌های حج و عمره حاجیان به شمار می آید.[۳]
مسجد آبار علی یا این که مسجد چاه‌های علی(ع): این اسم از آوازه فراوانی برخوردار‌است. گفته می‌گردد انگیزه این اسم‌گذاری آن میباشد که بعداز رحلت حضرت فرستاده(ص) و غصب خلافت امام علی(ع)، امام علی(ع) چاه‌های زیادی برای نخلستان‌های خویش درین حیطه حفر نمود و به آبیاری آن ها شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد پرداخت.[۴]
سازه بر روایتی از امام درست گو(ع) این حیطه به اقطاع (واگذاری زمین یا این که منافع نتیجه ها از آن یا این که محل استحصال برای هنگامی محصور یا این که نامحدود به کسی از سوی قاضی را اِقطاع می گویند)، به امام علی (ع) واگذار شوید. به همین جهت، چاه‌های آن نیز که وابسته به آن حضرت بود، به اسم آبار علی شناخته شد‌ه‌است.


نمایی دیگر از مسجد ذو الحلیفه
احرام رسول(ص) در‌این مسجد
فرستاده اکرم(ص) در سفرهای عمره و حج تمتع درین میقات محرم شدند:

در سال صلح حدیبیه که چیره به ایفا عمره نشدند (ششم هجری).
در سال هفتم هجری، در جریان عمرة القضا.
حجة الوداع در سال دهم هجری.[۵]
رسول اکرم(ص) بعد از اقامه دو رکعت نماز در مسجد شجره، احرام بسته و می‌بیان کرد: ‹‹ لبیک،اللهم لبیک، لبیک لا سهم دار لک لبیک، ان الحمد و النعمة لک و الملک، لاشریک لک لبیک››. [۶]قصه گردیده، که پیامبر پروردگار اول توشه، هنگام ایفا حج، ذیل درختی دراین مکان فرود آمد که در سال‌های بعد از آن در آن محل مسجدی ساخته شد.

تعمیرات و تجدید بنا
اگرچه این مسجد در قرن هشتم در گیر فساد شد، البته همچنان گزینه به کارگیری بوده میباشد. بیان کننده در بنای نخستین، شبستان و صحن داشته، ولی در قرن ها هشتم و نهم صرفا دیواری گرد آن بوده میباشد.

در قرن دهم
زین الدین الاستدار در سال ۹۶۱ق بنای مسجد را مرمت کرد و گوشه و کنار آن دیواری بلندمرتبه کشید که تا نقطه پايان عصر عثمانی همچنان پا برجا بود. او مأذنه کناره شمال غربی آن را نیز مرمت نمود و سبب ساز این که جای محراب مهم مشخص و معلوم عدم وجود، محراب دیگری در میانه دیوار قبله قرار بخشید که شاید جای اساسی محراب باشد. همینطور پله‌هایی نیز در سه جهت برای مسجد ایجاد کرد تا از ورود ستوران به درون پرهیز گردد.[۷]

در عصر عثمانی
مسجد شجره در زمان عثمانی در سال ۱۰۵۸ ق.، به دست یکی‌از هندیان مسلمان تجدید بنا و منارهای برای آن ساخته شد.[۸]

زمان معاصر
ارتفاع این مسجد از جنوب تا شمال ۲۵ متر از شرق به غرب نیز به همین مقدار بوده میباشد. در سال‌های اخیر این مسجد به سیرتکامل زیبایی مرمت گردیده، مساحت آن به ۸۸۰۰۰ متر مربع رسیده میباشد.[۹]

احکام فقاهتی میقات ذوالحُلَیفَه

مسجد ذوالحلیفه محل احرام حاجیان
فقهای امامیه در کتاب‌های دینی خویش احکام دینی مرتبط با این مسجد را تحت عنوان یک کدام از میقات‌های حج به شرح آورده‌اند، برخی احکام وابسته به‌این مسجد وموقعیت آن عبارت‌اند از:

ذوالحلیفه در اکنون سپردن (سوای لزوم) میقات عمره تمتّع و عمره مفرده برای عموم مدینه و اشخاصی میباشد که از مدینه به مکه می روند.[۱۰] در اینکه میقات، خصوص مسجدِ بنا شده در این محل میباشد که پر اسم و رسم به «مسجد شجره» میباشد یا این که اعم از مسجد و فضا آن، اختلاف میباشد.[۱۱]
بنابر عهد و پیمان در آغاز، جنب و حائض، بنابر تصریح گروهی از فقها بایستی در درحال حاضر عبور از مسجد محرم شوند و در شکل عدم قابلیت و امکان، از خارج مسجد محرم میگردند.[۱۲]
بعضا احتیاط را در عده میان آن دو (احرام از خارج مسجد و تجدید آن در جُحفَه) دانسته‌اند.[۱۳]

میقات عموم مدینه در درحال حاضر لزوم، مانند بیماری و ناتوانی، جحفه میباشد.[۱۴]
جستارهای متعلق

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه