loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 56
شنبه 9 فروردين 1404 زمان : 15:06


الاتحاف بحب الاشراف (کتاب)
الإتْحاف بِحُبّ الأشْراف، کتابی در گستردن درحال حاضر قوم و قبیله فرستاده(ص) و ائمه معصومین تألیف جمال‌الدین شبراوی از عالمان اهل سنت الازهر قاهره. وی در‌این کتاب، اسم ائمه معصومین و ابواب مختص به هر امام را به روش‌ای خاص ذکر می‌نماید. همین مورد موجب گردیده تا این کتاب را جزء کتاب‌هایی بدانند که با تمایل تسنن دوازده‌امامی به کتابت درآمده مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

درباره مؤلف
جمال‌الدین ابومحمد عبدالله بن محمد بن عامر شبراوی (۱۰۹۲ - ۱۱۷۲ق) از فقها و اصولیون مذهب شافعی و مورخ، محدث و ادیب و شعر سرا بود. شبراوی در جامع الازهر درس دادن میکرد و مدتی سر کردگی آن را ذمه ‌دار بود. وی به جايگاه‌ای رسید که موقعیتی نزد حکومت یافت و به همین ادله، در عصر وی اهل دانش نیز به شرایط والایی دست آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد یافتند.[مستلزم منبع]

شبراوی را به جهت رویکردش در کتاب الاتحاف، در یادکردن از تاریخ ائمه شیعه(ع) در کتابش در کنار تاریخ خلفا، جزء سنیان دوازده‌امامی شمرده‌اند.[۱]

علت و اعتقادات مؤلف
او از هواداران ائمه و اهل‌بیت نبی میباشد و در پیشگفتار کتاب الاتحاف رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می گوید:

«از کودکی به قوم نبی عشق و علاقه و محبت داشتم و عشق داشتم خبر‌ها آنها‌را بشنوم.»[۲]
با آنکه او در مذهب دینی در‌پی شافعی میباشد البته مذهب کلامی وی پر‌نور وجود ندارد، چون در کتاب الاتحاف، هنگام گستردن درحال حاضر دوازده امام، حضرت علی(ع) و امام حسن مجتبی(ع) را جزو امامان نشمرده و بعد از ذکر معاش آن دو شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌نویسد:

«اولی نفر از ائمه، حسین بن علی(ع)، دو‌مین نفر از ائمه، زید بن حسن بن علی، سو‌مین حسن بن حسن بن علی و چهارمین علی زین العابدین میباشد.»[۳]
بعد سایر ائمه را طبق لحاظ شیعه ذکر کرده و درباره امام دوازدهم میگوید: شیعه اعتقاد دارد که وی مهدی میباشد اما اینگونه وجود ندارد.[۴]

بیان کننده شبراوی قصد شمارش و تفصیل حالا دوازده امام شیعه را داشته البته در ذکر آنان به خطا افتاده میباشد؛ زیرا کسی به امامت حسن بن زید و حسن مثنی در کنار ائمه شیعه و با ترتیبی که او ذکر می‌نماید معتقد وجود ندارد و زیدیه هم این‌سیرتکامل شمارش نمی کنند.[مستلزم منبع]

محتوای کتاب
مؤلف آغاز به ذکر احادیثی درباره رده و رده اهل بیت و ذریه رسول(ص) می پردازد. آنگاه گستردن اکنون امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را شالوده قرار داده و به طور کامل درباره آن دو امام کلام گفته میباشد. درپی، فصلی را به ذکر مجوز و عدم مجوز لعن یزید تخصیص داده و با نقل عهد و پیمان گروهی از عالمان اهل سنت از کنار آن پیشین و در به عبارتی باب، تاریخ کربلا را پی میگیرد.[۵]

مؤلف به دلیل سکونت در قاهره و مداقه راءس الحسین و کرامات جایگاه منسوب به رازِ مقدس امام حسین(ع) بابی را بدین محل تخصیص داده میباشد.[۶]

باب پنجم کتاب درباره سایر خانواده رسول(ص) و ائمه حرف میگوید و مؤلف تمامی را زیر یک باب گردآوری نموده است. وی درباره بابا، مامان، همسر و دختر نبی(ص)، حسنین، زید بن حسن، حسن مثنی، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و به ترتیب ائمه شیعه(ع) تا امام مجال(عج) کلام گفته میباشد. که درین کتاب زیر گفت و گو از امام دوازدهم با تیتر حجت و به عهدوپیمان شیعه، مهدی در انتظار(عج) خاطر گردیده اما مؤلف می گوید این حیث شیعه صحیح وجود ندارد و وی مهدی وجود ندارد. مهدی چنانچه چه از اهل بیت میباشد البته قدمت زمانبر ندارد و بعداً متولد شود.[۷] اول قصه کتاب ابتدا باب اولیه از فرستاده(ص) میباشد که فرمود: هیچ یک از شما ایمان (واقعی) نیاورده میباشد مگر این که اینجانب در نزد وی از فرزندان وپدر و مامان و مجموع عموم دوستداشتنی‌خیس باشم. [۸][یادداشت ۱]مقاله آخری کتاب داستانی از یکی‌از پادشاهان یونان میباشد که ذیل تأثیر ارشاد‌ای از کنیزش دست از سلطنت کشید و در زمره زاهدان گمنام در آمد و دیگری خبری از وی نشد. تالیف کننده درفراز آخری کتابش عبرت به چنگ آوردن از عالم را راه و روش نجات و هلاکت را فیض فریب میل کردن از آن دانسته میباشد. [۹][یادداشت ۲] طبق تصریح تالیف کننده، تایپ کردن این کتاب را در اواخر ذی حجه سال ۱۱۵۴ هجری قمری به نقطه نهایی برده میباشد. [۱۰]

بازدید : 16
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 11:54


گزارش کتاب مقدس
کتاب ایوب یکی ۳۹ کتاب قسم عتیق میباشد. درین کتاب از نعمت‌های خداوند به ایوب،[۲۱] ماجرای تست وی، احاطه شیطان بر جان و اموالش[۲۲] و نیز عملکرد یکسری جوان برای متقاعدکردن ایوب به اعمال‌دادن غلط[۲۳] حرف آمده میباشد. گفته‌اند آنچه در پیمان عتیق درباره ایوب آمده، برخلاف قرآن که او‌را صابر معرفی کرده، از بی‌صبری ایوب در قبال مصائب و ناسپاسی‌اش حکایت داراست.[۲۴] همینطور در کتاب مقدس ماجرای قسم و سوگند وی بیان نشده مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۲۵]

فلسفه ابتلای ایوب
ابتلای ایوب به بیماری و از دست‌دادن فرزندانش امتحانی از جانب پروردگار بود. به‌گفته قُرطُبی، از مفسران اهل سنت، درحال حاضر ایوب قبل از تست، حین تست و بعد از آن یکسان و در تمامی هم اکنون شکرگزار خداوند آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.

[۲۶] همینطور براساس روایاتی که علامه طباطبایی نقل کرده، دغدغه ایوب، براى این بود که عموم درباره‌اش ادعای ربوبیت نکنند و از مشاهده نعمت‌هایی که معبود به وى داده، اورا خداوند نخوانند؛ همینطور اینکه از دیدن اوضاع وی عبرت بگیرند و ضعیف و حاجتمند و مریضى را به‌ خیال و خاطر ضعف و فقر و مرضش تحقیر نکنند؛ زیرا ممکن میباشد خداوند ضعیف را قوى و حاجتمند را توانگر و بیمار را بهبودى دهد؛ و نیز بدانند خدا میباشد که هرکس را بخواهد بیمار مى‌نماید، هرچند که رسول باشد و هر کس را بخواهد شفا رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد مى‌دهد.[۲۷]

قسم ایوب
ایوب در زمان بیماری‌اش قسم خاطر کرد که هرگاه بهبود یافت، صد تازیانه به همسرش بزند؛[۲۸] با این اکنون بعداز بهبود، تصمیم گرفت او‌را به‌خیال و خاطر وفاداری‌ها و خدماتش ببخشد، البته سوگندش بازدارنده بود.[۲۹] ازاین‌رو به وی وحی شد که مجموعه‌ای از چوب‌های نازک را بگیرد و به همسرش بزند و قسم خویش شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد را نشکند.[۳۰]

درباره چرایی قسم و سوگند ایوب، دربین مفسران اختلاف‌نظراست: از ابن عباس مفسر قرن اولیه آورده شده که شیطان بر همسر ایوب ظواهر شد و به وی ذکر کرد: شوهرت را درمان می کنم، به‌شرط اینکه بعداز بهبود بگوید اینجانب (شیطان)، فقط دلیل بهبودی‌اش بوده‌ام. همسر ایوب که از بیماری ایوب خسته گردیده بود، سفارش شیطان را به عهده گرفت. ازاین‌رو ایوب قسم خاطر کرد که اورا تازیانه بزند.[۳۱] بعضی دیگر گفته‌اند ایوب همسرش را دنبال کاری نبی بود و وی دیر کرد. ایوب که از بیماری مشقت می برد، اندوهگین شد و اینگونه سوگندی خاطر کرد.[۳۲] برخی نیز درباره انگیزه اینگونه سوگندی گفته‌اند مسأله‌ای میان ایوب و همسرش پیش آمد[۳۳] و وی ایوب را با سخنان خویش آزرد.[۳۴]

برپایه روایتی، ماجرای قسم ایوب مرتبط با بعد از شفای وی میباشد: وقتی که ایوب مریض بود و در سوا آبادی به رمز می برد، همسرش برای تنظیم نان به آبادی رفته بود و در قبال تهیه و تنظیم نان گیسوهای خویش را فروخته بود. زمانی نزد ایوب برگشت، وی از بیماری شفا یافته بود و متوجه براندن بودن گیسوان همسرش شد. به همین انگیزه قسم و سوگند خاطر کرد که به وی صد تازیانه بزند؛ البته هنگامی از سبب ساز آن اگاهی یافت، از تصمیم خویش منصرف شد.[۳۵] اما در دارای اعتبار بودن این ماجرا به‌جهت تناقض با باورهای شیعه درباره پاکی پیامبران،[۳۶]، تعارض با دیگر احادیث،[۳۷] پیش‌داوری ایوب (بدگمان‌شدن به همسرش و گزینش مجازات برای وی پیش از سؤال از وی) و نیز مجهول‌بودن یک کدام از راویان آن[۳۸] شک و تردید شد‌ه‌است.

بعضا از مفسران اهل‌سنت از ماجرای قسم و سوگند ایوب استنباط کرده‌اند که مرد قادر است به دلیل تأدیب، همسرش را کتک بزند.[۳۹

بازدید : 42
چهارشنبه 6 فروردين 1404 زمان : 16:02


توصیه‌های خاص فرستاده (ص)
بعداز آنکه عبدالله بن رواحه با فرستاده معبود (ص) خداحافظی کرد، به وی پهنا کرد:‌ای نبی پروردگار، به اینجانب سفارشی بکن که آن را از شما به یادگار داشته باشم. به وی فرمود: «تو به زودی وارد سرزمینی می‌شوی که سجده در آن بسیار معدود میباشد، پس سجده خویش را زیاد کن» و سخن نگفت. عبدالله اعلام‌کرد: بیشتر بفرمایید‌ ای فرستاده آفریدگار. فرمود: «در همگی اکنون پروردگار را به خاطر داشته باش که وی همپا توست در آنچه که میخواهی». عبدالله رفت؛ ولی مجدد رجوع و برگشت و پهنا کرد:‌ ای نبی پروردگار، معبود شخص میباشد و شخص را دوست دارااست! پس توصیه‌های خویش را به سه برسانید. فرمود: «ای پسر رواحه، درصورتی که از کلیه چیز عاجزی، از این عاجز نباش که در صورتیکه ده شغل بد جاری ساختن می دهی یک عمل عالی هم اعمال بدهی». ابن رواحه اعلام کرد: پس از این، چیزی از شما سؤال نخواهم کرد و مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد رفت.[۹]

در مسیر شام
مسلمانها از مدینه بیرون شدند و رفتند تا در وادی القری فرود آمدند. معاند از مسیر آن ها مطلع شد. قاضی مؤته، شرحبیل بن عمرو غسّانی أزدی، آدم کش حارث بن عمیر أزدی لهبی به عده‌آوری سپاه و امکانات پرداخت و طلیعه سپاه خویش را به فرماندهی برادرش سدوس به نبرد مسلمانها ارسال کرد. سدوس کشته شد و وی اخوی دیگرش وبر بن عمرو را به رویارویی ارسال کرد. وی ترسید و به قلعه حمایت موفقیت و مسلمان ها جلو رفتن کردند تا در معان در اردن که از مرزو بوم‌های شام بود[۱۰] آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد اردو زدند.

در کتاب أبان بن عثمان آمده میباشد: مسلمان ها از خیل عظیم کفار که از لخم و جذام و بلّی و قضاعه و از عرب و فارس بدور هم انباشته شده بودند، مطلع شدند. کفار به سوی حیطه مشارف[۱۱] تکان کردند و فرماندهی آن ها را فردی به اسم صاحب و مالک بن زافله از خویشاوندان بلی بر ذمه رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داشت.

بعد از آنکه مسلمان ها از محل استقرار کفار باخبر شدند، به دوران دو شب در معان اقامت کردند تا راهکار‌ای بیندیشند. برخی گفتند که طومار‌ای به نبی پروردگار (ص) بفرستیم و اورا از تعداد کفار با خبر کنیم تا نیروی کمکی بفرستد و یا این که دستور دیگری بفرماید. امّا عبدالله بن رواحه عموم را دلداری بخشید و اعلام کرد: «به معبود قول، آن چیزی که از آن کراهت دارید، به عبارتی چیزی میباشد که برای آن بیرون گردیده‌اید و آن را طلب می کنید (شهیدشدن). ما با توکل بر کثرت اشخاص و سلاح نمی‌جنگیم، بلکه با این فقاهتی که پروردگار ما‌را بدان مفتخر نموده است میجنگیم. به سوی معاند بروید که به یکی‌از دو خیر دست می یابید: یا این که به موفقیت و یا این که به شهید شدن می سید!» لشکریان گفتند: ابن رواحه صحیح شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میگوید.[۱۲]

مسلمانها تکان کردند تا در انتهای بلقاء به قربت روستای مشارف رسیدند. در آنجا لشکر هرقل که مرکب از رومی‌ها و اعراب بود، بومی گردیده بود. مسلمان ها از آنجا به سوی روستای دیگری در ناحیه بلقاء پیش رفتند که بدان مؤته گفته می شد. معاند هم به آنان مجاورت شد تا در روستای موته در مقابل هم قرار گرفتند. مسلمان ها مهیا گردیده و صف‌آرایی کردند. آنان قطبة بن قتاده عذری را به فرماندهی میمنه و عبایة بن صاحب و مالک انصاری را به فرماندهی میسره گزینش کردند.[۱۳]

واقدی از ابو هریره داستان می‌نماید: زمانی که با مشرکان در موته روبرو شدیم، چیزهایی را دیدم که پیش از آن ندیده بودیم. تعداد آن‌ها بسیار زیاد بود و اسلحه و چارپایان و دیباج و حریر و طلای بخش اعظمی به همدم داشتند که چشمانم خیره باقی‌مانده بود. اثبات بن اقرم به اینجانب اظهار کرد:‌ای ابو هریره، تورا چه گردیده‌است؟ گویی عده متعددی را چشم‌ای؟! گفتم: آری. اظهار‌کرد: در‌حالتی که در بدر کمپانی داشتی می‌دیدی که ما به واسطه متعددی افرادمان چیره نشدیم![۱۴]

از امام درستگو (ع) داستان شد‌ه‌است: وقتی که مشرکان و مسلمان ها در موته مقابل همدیگر قرار گرفتند: جعفر بن ابی طالب بر اسب نشسته بود که از آن پیاده شد و آن را پی کرد [یادداشت ۵] و وی اولی مسلمانی بود که اسب خویش را پی کرد.

ابن اسحاق می‌نویسد: جعفر به مبارزه پرداخت در حالی که میخواند: خوشا به درحال حاضر افرادی که به پردیس مجاورت شوند، بهشتی که پاکیزه میباشد و آب گوارا داراست و همانا عذاب رومی‌ها مجاورت شد‌ه‌است که کسانی کافر و بی‌اصل و نسب می باشند و بر اینجانب واجب میباشد که با شمشیرم بر رمز آن ها بکوبم.

ابن هشام می‌نویسد: جعفر بن ابی طالب درفش را به دست راست گرفته بود که آن را انقطاع کردند، آن گاه درفش را به دست چپ گرفت که آن را هم انقطاع کردند. آن گاه آن را با بازوهایش بر سینه‌اش چسبانید تا او‌را به شهیدشدن رساندند و درین حالا سی و سه‌ساله بود.[۱۵]

واقدی می‌نویسد: بعد از جعفر، زید بن حارثه درفش را برداشت و به مبارزه ادامه دادند و مسلمان ها همچنان در صفوف منظم قرار داشتند تا اینکه زید توسط ضربه نیزه به شهید شدن رسید.[۱۶] سپس عبدالله بن رواحه درفش را برداشت. گویی که وی یه خرده شک و تردید داشت، برای همین خویش را ملامت و شماتت می کرد و این رجزها را میخواند:

أقسمت یا این که نفس لتنزلنّه لتنزلنّ وی لتکرهنّه...

ای نفس، قول خورده‌ام که می بایست وارد میدان کارزار شوی، وگرنه تو‌را وادار میکنم!

در‌حالتی که عموم انباشته شده‌اند و کمان‌های خویش را سفت کرده‌اند، چه شد‌ه‌است که از رفتن به پردیس کراهت داری؟

مدتی که در ادب به رمز برده‌ای وقتگیر شد‌ه‌است و آیا جز آب مشک پوسیده‌ای هستی که بالاخره بایستی بریزی؟

و هم اینگونه می‌ذکر کرد:

یا این که نفس ان لم تقتلی تموتی هذا گرمابه الموت قد صلیت...

ای نفس، چنانچه کشته نشوی، می‌میری و پرنده مرگ میباشد که بر لب بام تو نشسته میباشد.

هر آنچه را که امید می‌کردی بدان رسیدی و در شرایطی‌که شغل جعفر و زید را ادامه دهی هرآینه هدایت گردیده‌ای.[۱۷]

درین هنگام صدای یاری خواهی جنگجویان را از کناره‌ای از میدان شنید، تخت‌گاز از اسب خویش پیاده شد و به سوی آن حیطه رفت و آن قدر جنگید تا شهید شد.[۱۸]

واقدی قصه می‌نماید: هنگامی عبدالله بن رواحه به شهید شدن رسید، مسلمان ها ناکامی خوردند و به هر سو فراروگریز کردند. درین اکنون یکی‌از انصار به اسم اثبات بن أقرم به سوی درفش رفت و آن را برداشت و فریاد زد:‌ای عموم دور اینجانب توده گردید! به ندرت تعداد اندکی بدور وی توده شدند. دیده اثبات به خالد بن ولید زمین خورد و فریاد زد:‌ای ابو سلیمان، بیا و درفش را بگیر. خالد اعلام کرد: تو بزرگتر از اینجانب و از رزمندگان بدر و أولی از اینجانب هستی! اثبات اعلام کرد:‌ای مرد بیا و درفش را بگیر، به آفریدگار قول که اینجانب آن را برنداشته‌ام مگر اینکه به تو بدهم. و خالد آن را گرفت. مشرکان از هر طرف بر وی حمله می‌کردند... تا اینکه وی به امداد اصحابش توانست که آنها‌را عقب براند. معدود‌معدود اشخاص فراوانی به لشکر معاند اضافه شد و برای همین وی و اصحابش عقب‌نشینی کردند و مشرکان به تعقیب آن‌ها پرداختند. قطبة بن عامر فریاد می‌زد:‌ای عموم، در شرایطی‌که کسی از روبرو کشته گردد، عالی از آن میباشد که هنگام فراروگریز از پشت رمز کشته گردد؛ امّا کسی صحبت او‌را گوش نکرد و بدور وی عده نشدند.[۱۹]

بازدید : 20
سه شنبه 5 فروردين 1404 زمان : 10:16


حسین انصاریان
حسین انصاریان (متولد۱۳۲۳ش) روضه خوان، خطیب، تالیف کننده شیعه و ترجمه کننده قرآن، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه و اصول کافی به فارسی میباشد. انصاریان اثر ها زیادی در موضوع‌های اخلاقی و تربیتی و شناخت با سیره اهل بیت داراست. از اثرها او تعبیر حکیم، گستردن صحیفه سجادیه و گستردن کتاب مصباح الشریعه با تیتر عرفان اسلامی مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

انصاریان سخنرانی‌های زیادی در شهرهای کشور ایران و کشورهای دیگر داشته میباشد. مؤسسه دار العرفان پایین حیث وی به تکثیر اثرها وی و جواب‌گویی به شبهه ها شرعی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می پردازد.

انصاریان در سال ۱۳۴۲ش اعلامیه امام خمینی برای چهلم شهدای اتفاق فیضیه را پخش نمود. در سال ۱۳۵۷ش به جهت واجب‌القتل درک کردن محمدرضا پهلوی به باعث حمله به شعائر اسلامی، به وسیله ساواک بازداشت و به زندان زمین‌خورد. وی بخشی از وجوهات دینی دریافتی به وسیله خویش را با اذن امام‌ خمینی برای نجات روسپیان قلعه شهرنو صرف رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نمود.

وی بعد از متوسطه، دروس حوزوی را استارت نمود. او فقه و اصول، نزد اساتیدی همانند محمد فاضل لنکرانی، صالحی نجف آبادی، میرزا هاشم آملی و فلسفه را نزد یحیی انصاری شیرازی و اشکوری شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد یادگرفت.

دین نکوداشت جایگاه علمی و فرهنگی روضه خوان حسین انصاریان، روز ۲۵ بهمن ۱۴۰۲ش در محل انجمن اثرها و مفاخر فرهنگی طهران برگزار شد.

به دنیاآمدن و بستگان
حسین انصاریان در ۱۸ آبان سال ۱۳۲۳ش در خوانسار به دنیا آمد.[۱] وی فرزند محمد‌باقر و سیده‌ بتول مصطفوی میباشد و اجدادش در خوانسار به مشایخ مشهور بودند.[۲] جدّ هشتم پدری‌ وی روضه خوان ابوعدنان مدفون در سرچشمه خوانسار میباشد که توسط وی تشیع در مرز و بوم وسیعی در آن حوزه‌ نشر یافت و نسب وی به جابر بن عبدالله انصاری می رسد.[۳]

تحصیلات
خانواده حسین انصاریان از سه سالگی‌اش در طهران مستقر شدند. وی در طهران در مکتب‌ای که علی‌اکبر دلیل از شاگردان سید علی حکم دهنده احداث نموده بود آغاز به علم آموزی کرد و به همپا پدرش در جلسات ارشاد‌ وی در مسجد لرزاده کمپانی می‌نمود.[۴]

حسین انصاریان بعداز کامل شدن دروس دبیرستانی، با مشاوره مهدی الهی قمشه‌ای دروس حوزوی را شروع نمود.[۵] وی ادبیات عرب را در قم نزد عباس تهرانی و عفووبخشش الله فشارکی خواند[۶] آن گاه به خیال جو سربازگیری از طلاب، که در آن مجال در قم وجود داشت به طهران رفت و در طهران لمعه را در نزد میرزا ابوالقاسم فلسفی اخوی محمدتقی فلسفی[۷] و معالم الاصول را نزد میرزا علی فلسفی (امام جماعت مسجد لر‌زاده بعد از علی‌اکبر ادله) به طور محرمانه خواند[۸] و در سال بعد از آن که فضای سیاسی کمی آهسته‌خیس گردیده بود و کمتر دنبال سربازگیری بودند به قم رجوع و برگشت.[۹]

حسین انصاریان در حوزه علمیه قم، رسائل، مکاسب و کفایه را نزد محمد فاضل لنکرانی، مصطفی اعتمادی تبریزی، صالحی نجف آبادی و صانعی فرا گرفت[۱۰] و بعداز اتمام سطح ها عالیه، آغاز دروس بیرون فقه و اصول را به طور محرمانه در نزد ابوالفضل نجفی خوانساری از شاگردان محمدحسین غروی اصفهانی فرا گرفت و آن‌گاه در درس بیرون میرزا هاشم آملی، حسینعلی منتظری حاضر شد[۱۱] وی حکمت و فلسفه را نیز نزد یحیی انصاری شیرازی و اشکوری فراگرفت.[۱۲]

بازدید : 14
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 15:39


در نزاع جمل
وقتی که علی(ع) به قصد تقابل با فتنه طلحه و زبیر رهسپار بصره شد در توقفگاه ذی قار در حوالی کوفه، محمد بن جعفر و محمد بن ابی دیده نشده را به کوفه ارسال کرد تا عموم را برای ختم غائله، تجهیز و ترغیب نمایند. ابوموسی در عمل بسیج نیرو با این گفته «‌روش آخرت در گرو منزل نشینی میباشد و نزاع عالم خواهی میباشد و هنوز بیعت عثمان بر گردن ماست و تا کشندگان وی مجازات نشده‌اند با کسی نخواهیم جنگید‌» اهمال کاری رفت و حتی پیک علی(ع) را به زندان و قتل ترساندن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.

[۲۶] و آن گاه که علی(ع) دو‌مین توشه عبدالله بن عباس و صاحب و مالک اشتر را به کوفه ارسال کرد ابوموسی با استناد به حدیثی که خویش از فرستاده(ص) داستان می کرد احوال را به فتنه‌ای تشبیه کرد که می‌می بایست مردمان تا پر‌نور شدن واقعیت زیرا پیکره‌های بی‌جان بر آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد مکان بمانند.

[۲۷] علی(ع) این توشه دستور برکنار او را به فرزندش حسن(ع) اعطا کرد و اورا به همپا عمار یاسر به کوفه ارسال کرد. ابوموسی مجدد با خلل خطبه‌ای کوفیان را از مداخله در آنچه او آن را نزاعی در میان قریش نامید ـ که خویش بایستی به اصلاح آن بپردازند ـ بر حذر داشت، البته عاقبت بعداز آنکه حسن بن علی دستور برکنار را به او ابلاغ کرد صاحب اشتر او‌را از قصر حکومتی خارج راند و بازدارنده غارت اموال وی، بوسیله عموم شد.[۲۸] از یک ماجرا اینگونه برمی‌آید که ابوموسی مدتی متواری بود ولی ابعاد ـ شاید پس از مبارزه جمل علی(ع) او را هواخواهی رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داده بود.[۲۹]

طومار امام علی(ع)
سید رضی در نهج البلاغه طومار‌ای را از امیرالمومنین(ع) خطاب به ابوموسی در جریان بسیج عموم برای پیکار جمل نقل نموده است.[۳۰]‌‌ حضرت درین طومار علاوه بر توبیخ شدید ابوموسی به جهت سنگ اندازی در مسیر اجتماع عموم برای جهاد، از او دعوت می‌نماید تا به یار عموم کوفه به سمت امام بیاید و امر امام را اطاعت نماید و در غیر این شکل اورا از رده حکومت کوفه برکنار شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌نماید.[۳۱]

در مبارزه صفین
انگیزه آوازه خاص ابوموسی در منابع تاریخی نقش سیاسی مهمی میباشد که درباره‌ی حکمیت بعداز پیکار صفین انجام کرد و خواه ناخواه از عامل ها مفید جابجایی خلافت به بنی امیه شد. زمانی که با خدعه عمروعاص و کوته فکری و مجموعه بندی‌های فرماندهان سپاه عراق رمز اجرا نزاع به حکمیت کشد، ابوموسی از جانب فرماندهانی از سپاه عراق، زیرا اشعث بن قیس، زید بن حصین و مسعر بن فدکی ـ که همگی آنان یمانی بودند ـ به رغم ناخوشنودی و هشدار امیرالمومنین علی(ع) تحت عنوان حکم برگزیده شد.

بازدید : 15
جمعه 1 فروردين 1404 زمان : 17:38


احکام اسلام به دسته امر‌های عملی و عبادی اسلامی گفته می‌گردد. این احکام مشمول آداب و مناسک اسلامی و همینطور عبادات میباشند. احکام اسلام در دانش فقه تفصیل و توسعه مییابند و مشتمل بر دو تیم حکم تأسیسی و حکم امضایی میباشند.[۱]

اگرچه شریعت تحت عنوان یک نظام حقوقی تمجید شده است، ولی نمی‌اقتدار از آن تحت عنوان رسمی بالغ بر پایه ی دستمزد شخصی به معنای مدرن، با حوزه، قواعد و حدود خاصی خاطر کرد.[۲][۳] امروزه ضابطه، رفتار، سنت، اطمینان و عبادت مفاهیمی متمایز می‌باشند. خوی، آداب، اعتقادات یا این که عبادات بوسیله ضابطه تهیه نمی شود و در محدوده ضابطه قرار نمی‌گیرد. البته این مفاهیم در شریعت به هم تنیده شده است. از جمله، نوشیدن یا این که ننوشیدن (مشروبات الکلی؛ خمر)، که امروزه در بخش اعظمی از کشورها صرفا یک مورد ترجیحی میباشد، یا این که انجام جنسی بزرگسالان بر پایه ی رضایت متقابل یا این که گفتاری که بدین فرمان اشاره دارااست (قذف، ممکن میباشد این یک نقص‌ اخلاقی با اعتنا به شعور محلی باشد). یا این که شکاف نظریه یا این که عبادت مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد (ارتداد، این یک نقص‌ مذهبی میباشد) با مجازات‌های کیفری تبارک مواجه میشوند. تجاوز جنسی در قرآن جرم تعریف‌و‌تمجید نشده‌میباشد، البته فقها با پیش گویی آن در محدوده رابطه ها جنسی فارغ زناشویی (زنا) که تحت عنوان جرم تعریف‌و‌تمجید شده است برایش مجازات در لحاظ گرفته‌اند.[۴] خط مش قرآن به کشتار و آسیب دیده کردن جنایات همچون بقیه مثال‌های تاریخی میباشد.[۵] و تمایز عمدی و غیرعمدی نادیده گرفته شده است، جز اینکه میان دو مسلمان چهره میدهد (نساء؛ ۹۲). در قرآن، مجازات‌ها بر پایه ی اشکال سرقت از قبیل کلاهبرداری، سرقت یا این که زورگیری جايگاه‌بندی نشده‌میباشد. در اکثری از جرایم تعزیری، مبنای رسمی (اصل رسمی بودن) نیست و حاکم وظیفه ثابت جرم یا این که انتخاب مجازات شبیه برای به عبارتی جرم را در میان محکومان ندارد.[۶]

در کشورهای سکولار، مفاهیمی مانند حلال، حرام رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد صرفا میتواند گویش ارشاد و شیوایی باشد البته جایی در ضابطه ندارد، در حالی که در حکومت‌های فقاهتی این میتواند اثار بسیار دورازشوخی داشته باشد. فیلمی که به‌طور مخفیانه به وسیله اتحادیه زنان انقلابی در افغانستان در ۲۶ اوت ۲۰۰۱ ضبط شده است. زن برقع پوش در ملاء عام به وسیله پلیس مذهبی که فرمان به مشهور و نهی از منکر را بر ذمه دارااست با چوب تنبیه میشود، چون صورتٔ وی از پایین حجابش خارج آمده بوده و این در شعور طالبان حرام تلقی می گردد.

کشورهایی که شریعت را انجام می‌نمایند راجع به موضوعاتی مانند آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد حقوق و دستمزد انسان، برابری، دستمزد زنان، جانبداری از کودک ها، ترجیحات شخصی و عدم هواخواهی از حقوق و دستمزد و آزادی‌های شخصی با نقد شدید سازمان‌های دربین‌المللی روبرو میگردند.[۷] این حقیقت که اسلام معنی دستمزد و آزادی‌های شخصی را در بر نمی‌گیرد، منبع اصلی تعارض فی مابین شرع و شعور غربی‌ها از ضابطه میباشد.[۸] از جملهً؛ مبنی بر شرع، می‌قدرت اشخاص را به بدعت گذاران، مرتدان (یا این که به تفسیر ملایم گناهکاران) و برچسب‌های شبیه جنایتکار کرد و مجازات‌های تا حد مرگ را برای آن‌ها اوضاع کرد.[۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳]

به نظریهٔ برخی برخی تعاریف از جرایم مبنی بر شرع و مجازات‌های رقم خورده برای این جرایم، در حالتی‌که به‌طور سیستماتیک انجام شوند، می توانند در چارچوب «جنایات علیه بشریت» تحلیل شوند.[۱۴]

بازار برده قرن سیزدهم، یمن. از دید شرع، برده (مرد/زن) بودجه به حساب میآید؛ می‌قدرت آن را خرید، فروخت، اجاره، کادو اعطا کرد، به اشتراک گذاشت و به ارث موفقیت.

دستمزد جزای اسلامی

برای گناهان اسلامی در کتاب‌های شرعی کیفرهای تحت آمده‌میباشد:

حدود (توده حد): گناهان و جرائم مهمی که شارع شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد اسلام برای آنان جزا (کیفر) در لحاظ گرفته شده است عبارتند از: زنا، سحق- قیاده، قذف، نوشیدن مسکرات، دزدی، محاربه، ارتداد.

تعزیرات: کیفرهایی میباشند که نادر‌وکیف آن ها از طرف شارع اسلام گزینش نشده‌میباشد، و به حکم دهنده شرع اذن داده‌میباشد که به مصلحت خود مرتکب گناه را تأدیب نماید.

قصاص: عبارت میباشد از انتقام بدنی از هر کس جنایتی را به طور عمد و عدوان مرتکب شده است.

دیات (گردآوری دیه): غرامت و ضرر مالی را که فرد مرتکب در جنایت‌ها و صدمات غیرعمدی می بایست بپردازد دیات میگویند.

قصاص

قصاص اقدامی میباشد که در «نظم اجتماعی قوم و قبیله‌ای» قصاص تلقی می گردد و مبنی بر «مساوی اجتماعی» اعمال می‌گردد. چه قربانی مذکر باشد، چه زن، چه برده، چه آزاد، چه نابغه و چه بی آلایش، یکی‌از اعضای خاندان قتل کننده (مساوی قربانی در حالت اجتماعی) کشته میشود. برای مثال، فقط یک برده میتواند برای یک برده کشته خواهد شد، و یک زن میتواند برای یک زن کشته گردد.[۱۵] شرط مساوی سازی اجتماعی در انتقام به‌این معناست که در حالتی که طبقه ذیل فردی را از طبقه بالا بکشد، مجازات ایفا می گردد و در‌صورتی‌که شخصی از طبقه بالا شخصی از طبقه زیر را بکشد، هیچ تلافی نمی شود. در‌این حالت قابلیت پرداخت غرامت به خانواده کشته شده وجود داراست.

نشانه‌ها متعدد مجازاتی در قرآن دربارهٔ کشتار و زخمی شدن جنایات وجود دارااست: اگرچه قطعی میباشد طبق جنایت قصاص در جنایات قتل جاری ساختن شود

«ای عده ای که ایمان آورده‌اید! قصاص راجع‌به قتل برای شما مقرر شده است؛ آزاده برای آزاد، و برده برای برده، و زن برای زن.» (۲: ۱۷۸)، شرایط در جراحت معین وجود ندارد. برای اینگونه مجازاتی، (دیده در قبال دیده، دندان در قبال دندان، و غیره) عبارت «این‌سیرتکامل ما در کتاب به آنها (بنی‌اسرائیل) نوشتیم» به کارگیری می شود. (۵:۴۵)

کلیات

مسلمانها در دولت ها اسلامی رعایت احکام اسلامی را به طور سنتی یک لزوم می دانند.[مستلزم منبع] به قانون ها اسلامی شریعت گفته می‌گردد و فلسفه حقوقی اسلام را فقه میگویند و بیشتر شیعه‌ها منابع دینی را به قرآن، پیامبران، امامان و عقل تقسیم می‌نمایند[۱۶] البته اهل تسنن معمولاً منابع فقاهتی را به قرآن، سنت، اجماع، قیاس، عهد و پیمان صحابی، استحسان و… طبقه‌بندی می‌نمایند.

حکم تأسیسی و امضایی

نوشته‌علمیٔ اساسی: حکم تأسیسی و حکم امضایی

حکم تأسیسی حکم و رسمی میباشد که تا قبل از اینً وجود نداشته و به تازگیً تأسیس و اوضاع و احوال گردیده باشد. حکم‌امضایی حکم و رسمی‌میباشد که در ضوابط قدیم (و یا این که در عرف و عادت) وجود داشته، لیکن مقنّن آن حکم را اینک در قانون ها جدیدی که حال و روز می‌نماید به‌فعالیت می برد؛ که‌این‌کار، به‌معنای تأیید و امضای ضابطه قدیم میباشد؛ به همین ادله بدین حکم «حکم‌امضایی» میگوییم.[۱۷]

وظیفه بشر نسبت به احکام

احکام اسلام به پنج تیم تقسیم می گردند:

واجب: یعنی کاری که می بایست صورت بپذیرد. مانند نماز

حرام: کاری که نباید صورت بپذیرد. مانند دزدی

مستحب: کاری که عالی میباشد صورت پذیرد البته شکاف آن نیز روا میباشد مثل نمازهای مستحب

مکروه: کاری که عالی میباشد جاری ساختن نشود، مثل عهد و پیمان میل کردن راست به آفریدگار.

مباح: کاری که جاری ساختن و رخنه‌ آن متساوی میباشد. مثل شیوه رفتن[۱۸]

این اقدامات پیامدهای «دنیوی یا این که اخلاقی» از حیث فقهی داراست.

بازدید : 19
سه شنبه 28 اسفند 1403 زمان : 9:12


درس دادن
نخودکی در مشهد بیشتر زمان ها خود را به عبادت، ریاضت، اعتکاف و زیارت قبور عرفا، مانند ابوعلی فارمدی، روحانی محمد عملَندِهی (معروف به پیر پالان‌دوز) (درگذشت:۱۰۳۷ق) و روحانی محمد مؤمن طی کرد. او با وجود عبادت بسیار، گاه در فقه و اصول و ریاضی ها، کتاب‌هایی زیرا گستردن لمعه، معالم‌ الدین و خلاصة الحساب را درس دادن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می کرد.[۱۸]

علم ها ناآشنا
آورده شده میباشد نخودکی به علم ها ناآشنا نیز مسلط بود و درین فن شاگردانی داشت.[۱۹] پاره‌ای از زمان هاِ وی نیز صرف پاسخگویی به سؤالات طالبان سیر و سلوک و دادن دعا و دوا به گرفتاران و بیمارانی میشد که از شهرهای بدور و در حدود وی مراجعه آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌کردند.[۲۰]

شاگردان و مریدان
بعضا از شاگردان و مریدان نخودکی عبارتند از: فرزندش علی مقدادی اصفهانی، عبدالنبی خراسانی، ذبیح‌الله امیر شهیدی، محمدحسین خراسانی، محمود حلبی، محمد احمدآبادی (دارای شهرت به طبیب‌زاده)، سید علی رضوی، و ابوالحسن رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد حافظیان.[۲۱]

سید شهاب الدین مرعشی نجفی و غلامرضا عرفانیان یزدی نیز ازشاگردان او در حدیث و مثلا اشخاصی بودند که از وی اجازۀ نقل حدیث گرفتند.[۲۲]

اثرها

تصویر روی جلد کتاب نشانه از بی نشانها
اثر ها نخودکی را فرزند او، مقدادی اصفهانی، در کتابی به اسم نماد از بی نشانه‌ها، در دو مجلد، به چاپ رسانده، که مشتمل میباشد بر تعلیقه‌ای بر کتاب تذکرة المتقین تاثیر روحانی محمد بهاری همدانی، طومار‌هایی به برخی از مریدان، تقریر برخی از مجالس او و رساله‌هایی با قضیه‌های بیشتر عرفانی و اخلاقی همانند توحید، ولایت و محبت اهل بیت (ع)، عشق و علاقه و محبت، زهدوتقوا و پارسایی، حقوق و دستمزد مسلمان‌ها بر یکدیگر، دعا و شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد حالت استجابت آن، و اخلاص.[۲۳]

نخودکی کتاب‌های ارشادوراهنمایی البیان و اسرارنامۀ عطار نیشابوری را تصحیح و در ۱۳۵۵ق و ۱۳۵۶ق در طهران به چاپ رساند. وی همینطور کتاب ترجمه الصلاة، تاثیر ملا محسن سود کاشانی، را به یار و همدم تأویلاتی از خود دربارۀ نماز، چاپ کرد.[۲۴]

وی گاهی شعر نیز می‌سرود.[۲۵][یادداشت ۳]

آیا نخودکی به صوفیه میل داشت؟
از نخودکی کرامت‌های بخش اعظمی نقل گردیده است.[۲۷] بعضی او‌را قطب یا این که روحانی سلسله چشتیه [یادداشت ۴] معرفی و کنیه طریقتی او را‌ عبد‌علی دانسته‌اند. با این اکنون گفته‌اند وی کسی را بدین سلسله دعوت نکرد.[۲۸] می گویند وی به درویشان خاکسار نیز عشق و علاقه‌مند بود و بیشتر شب‌های آدینه به تکیۀ گنبد سبز، که محل اجتماع خاکساران بود، می رفت و با آن ها معاشرت میکرد.[۲۹] با این حالا، بعضی با استناد به سخنان و سیره نخودکی و نیز اظهارنظر بعضا از علمای شیعه درباره‌اش بر این باورند که وی گرایشی به صوفیه نداشته میباشد.[۳۰]

از محمدتقی بهجت آورده شده که ظاهراً روضه خوان حسنعلی از آیت‌الله بروجردی تبعیت می‌نموده است و پسر حسنعلی نیز گفته میباشد: پدرم وجوه فقهی به اینجانب می‌بخشید و اینجانب می‌بردم و به آقای بروجردی می‌دادم.[۳۱]

بازدید : 24
دوشنبه 27 اسفند 1403 زمان : 9:39


علم آموزی و درس دادن
عبدالله شوشتری برای علم آموزی علم ها حوزوی از شوشتر به نجف مسافرت کرد.[۲۶] از اقامت وی در کربلا نیز گزارش شد‌ه‌است.[۲۷] وی در نجف، از درس مقدس اردبیلی مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بهره مند شد.[۲۸]

شوشتری بعداز مهاجرت حج خویش، در سال‌های ۹۸۷ و ۹۸۸ق، سفری به جبل دلیل داشت،[۲۹] که دو دسته رجالی در آنجا نگارش کرد[۳۰] و از نعمةالله بن احمد بن محمد بن خاتون عامِلی[۳۱] و پسر وی احمد بن نعمةالله،[۳۲] از علمای جبل دلیل، اذن قصه آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گرفت.

شوشتری بعداز کامل شدن تحصیلاتش، در سال ۱۰۰۶ق به اصفهان مسافرت کرد.[۳۳] پیش از ورود شوشتری به اصفهان و به طور همزمان با حضور وی درین شهر، روضه خوان بهایی و میرداماد در اصفهان بودند.[۳۴] سفر شوشتری به اصفهان، منجر رونق حوزه علمیه اصفهان دانسته شد‌ه‌است. وی تا نقطه پايان قدمت، به زمان چهارده سال در اصفهان درس دادن کرد. به گفته محمدتقی مجلسی، پیش از وفات وی بیش تر از هزار نفر در درس او کمپانی می‌کردند.[۳۵] برخی از شاگردان سرشناس وی رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد اینگونه‌اند:

مصطفی حسینی تفرشی، مولف کتاب انتقاد الرجال[۳۶]
محمدتقی مجلسی، بابا علامه مجلسی[۳۷]
التفات‌الله قُهْپایی، تالیف کننده کتاب مجمع الرجال[۳۸]
حسن‌علی بن عبدالله شوشتری، فرزند عبدالله شوشتری[۳۹]
قاسم بن محمد طباطبایی قُهْپایی (کوهپایه‌ای) رجالی و عالم[۴۰]
شریف‌الدین محمد رُوَیْدَشْتی، از استادان علامه مجلسی و بابا حمیده رویدشتی[۴۱]
تاج‌الدین حسن اصفهانی، بابا فاضل هندی[۴۲]
خُداوِرْدی بن قاسم اَفْشار، مولف کتاب زُبْدة شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد الرجال[۴۳]
تامل‌ها
آقابزرگ تهرانی تراجم‌نگار، شوشتری را از رواج‌کنندگان فقه اَخباری دانسته و از گفت و گو‌ای مکتوب که فی مابین شوشتری درباره حمایت از اخباری‌گری و میرداماد درباره پشتیبانی از عقلانیت به‌مکان‌ما‌نده، گزارش نموده است.[۴۴] اما سید حسین مدرسی حسینی، مجتهد و محقق، شوشتری را دنباله‌رو مدرسه مقدس اردبیلی دانسته که مشخصه آن، توکل بر تفکر و اجتهاد تحلیلی فارغ از اعتنا به نظرها فقیهان قبلی بوده میباشد.[۴۵]

بیان شده ملاعبدالله به خبر واحد پشت گرمی نمی کرد؛[۴۶] اما روضه خوان مرتضی انصاری انتساب این حیث به شوشتری را با طرز وی در فقه، متعارض دانسته میباشد.[۴۷]

ملاعبدالله نماز آدینه در حین غایب بودن را واجب عینی می‌دانست[۴۸] البته فرزندش حسن‌علی بن عبدالله شوشتری از قائلین به حرمت اقامه نماز آدینه در بعد از ظهر غایب بودن بود.[۴۹]

اثر ها
شوشتری دارنده اثرها شرعی، اصولی و رجالی میباشد. برخی از اثرها وی اینگونه‌اند:

گستردن قواعد حلی، که شرحی بر کتاب قواعد الاحکام نوشته علامه حلی (به اسم جامع الفوائد) و تتمه کتاب جامع المقاصد فی گستردن القواعد نوشته پژوهشگر کرکی میباشد.[۵۰] عبدالله افندی، تراجم‌نگار، آن را از شایسته ترین تفصیل‌های قواعد شمرده میباشد.[۵۱]
تفصیل الفیه، که شرحی وقتگیر بر کتاب الفیة فی فقه الصلاة الیومیة نوشته شهید اولیه میباشد.[۵۲]
لبه بر رجال ابن‌داود[۵۳]
خاصیت القرآن.[۵۴]
ملاعبدالله همینطور دارنده کناره‌هایی بر کتاب‌های اصولی و شرعی مانند لبه بر کتاب تفصیل مختصر الاصول عَضُدی نوشته عَضُدالدین ایجی و کتاب موعظه الاذهان نوشته علامه حلی میباشد.[۵۵] وی همینطور رساله‌های پرشمار شرعی نگاشته‏[۵۶] که رساله‌ای فارسی با مورد عصمت و طهارت و نماز[۵۷] و مسئلةٌ فی بیانِ جُمْلةِ علیّ البتهُّ الله فی تشهدِ الصَّلاة، بعضی از آن ها میباشد.[۵۸]

آقا بلندمرتبه تهرانی تراجم نگار، این نظر را دارد شوشتری با اینکه در دانش حدیث و رجال مهارت داشته، البته به جهت اشتغال به نماز آدینه و جماعت نتوانسته کتاب مستقلی در‌این دو دانش بنویسد.[۵۹]

شوشتری نظرها ابن‌غضائری درباره راویان را از در میان کتاب حَلُّ الاِشکال فی معرفةِ الرِّجال نوشته سید احمد بن طاووس حلی، حصول و به ترتیب حروف الفبا نگارش کرد و پیشگفتار‌ای کوتاه بر آن ادامه داد.[یادداشت ۲] التفات‌الله قهپایی دانش آموز شوشتری، ورژن نگارش گردیده بوسیله استادش را در کتابش مجمع الرجال آورد.[۶۰] کتاب رجال ابن‌غضائری[۶۱] و نیز کتاب حل الاشکال از دربین رفت[۶۲] و ورژن استنساخ گردیده به وسیله شوشتری که در مجمع الرجال آمده بود، فقط ورژن ما‌نده از کتاب ابن‌غضائری شد.[۶۳][یادداشت ۳]

بازدید : 18
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 12:31


واگذاری برخی بخش ها به قیام‌کنندگان علوی
مأمون در راستای سیاست ثبت خلافت خویش و مهار کردن علویان، بعداز ولایت‌عهدی امام رضا(ع) حکم امارت برخی از مناطقی که به وسیله علویان تصرف گردیده بود را به خودشان واگذار کرد. یمن و حجاز مثلا این مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بخشها بودند.[۲۷]

ورود سادات به کشور ایران
یکی پیامد‌های ولایتعهدی امام رضا(ع) هجرت سادات به کشور‌ایران میباشد. مبنی بر بعضی گزارش‌ها شمار متعددی از شیعه ها و سادات برای دیدار با امام رضا(ع) از مدینه روانه مرو شدند و در اواسط رویکرد تعداد متعددی از عشق و علاقه‌مندان امام به آنها پیوستند. ملازمت و همراهی ظاهری مأمون با علویان و شیعه ها تا حدودی دور و بر را برای مسافرت سادات به کشور ایران به ویژه حیطه خراسان مهیا کرد.[۲۸] به گفته بعضا تحقیق‌گران سادات علوی بعداز وارد شدن به کشور ایران، مدرسه شیعه را اشاعه کردند و قضیه شیعه شدن اهل ایران‌ها آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد مهیا شد.[۲۹]

اقدامات مأمون بعداز ثبت خلافت
بعد از آنکه مأمون توانست قیام‌های علویان را مهار نماید و خلافت خویش را به ثبات نسبی برساند، سیاست‌های حکومت خویش را تغییر تحول بخشید. تغییر تحول سیاست وی در یکسری آیتم پدیدار و آشکار شد: کنار نهادن نحوه اهل ایران و مشاوران اهل ایران در حکومت‌داری، رجوع به آئین عربی و دقت به بغداد پایتخت پدران خودش، شهیدشدن امام رضا(ع)، فشار دوباره بر علویان و آشکار کردن نشان عباسیان که خرقه سیاه بود و بازداشتن به کارگیری از جامه سبز رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد علویان.[۳۰]

کشتن وزیر اهل ایران
نوشته ی علمیٔ اساسی: ادب بن آسوده
فضل و ادب بن راحت وزیر اهل ایران مأمون بود که برای دست‌یابی وی به خلافت و ثبت حکومتش کارایی بخش اعظمی کرد. این سعی‌ها موجب شد مأمون بعد از وصال به خلافت، کنیه ذوالریاستین به ادب بن آسان اعطا کرد. اعطای این کنیه به‌این مفهوم بود که فضل و ادب به طور همزمان دو رده اساسی مدیر کشوری و لشکری را در دست داشت.[۳۱] بعضی بر این باورند که سفارش ولایتعهدی امام رضا(ع) از سوی ادب بن آسوده مطرح گردیده است.[۳۲] آورده شده فضل و ادب با این فعالیت می‌خواست بعد از امام، خویش به پادشاهی کشور‌ایران رسد.[۳۳] مأمور شدن رجاء بن ابی‌ضحاک از قبیله ادب بن سهل و آسان برای جابجایی امام رضا از مدینه تا مرو، هشدار برخی سیاستمداران به مأمون در امر نقشه راحت و گزارش‌های تاریخی دیگر از شواهد این داعیه دانسته شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردیده‌است.[۳۴]

به باور برخی مورخان، مشورت و یاری ابن‌ سهل و آسان به مأمون برای آن بود که مرو به‌مکان بغداد پایتخت خلافت خواهد شد، خراسان در قبال عراق و دیگر بخش ها از مقام بالاتری منتفع خواهد شد و رده ایرانیان که بعداز تحقیر برمکیان اهل ایران در ساختار حکومت عباسی از دست رفته بود به آن‌ها برگردد.[۳۵] برهمین پایه، فضل و ادب بن راحت سعی می کرد هر زمینه‌ و چالشی که تهدیدی برای عظمت مرو، خراسان و ایرانیان بود از دیده خلیفه بدور بماند. یکی مهم ترین معضل‌ها ظهور آشوب و ناآرامی‌های بغداد بود. همهمه بغداد در ادامه برکناری طاهر بن حسین، قاضی عربی بغداد و اختیار این منصب به حسن بن آسوده اهل ایران بود. این جایگزینی در‌پی سیاست برتری نژاد اهل ایران در قبال نژاد عربی دربار مأمون انجام یافته بود. وزیر اهل ایران عملکرد بخش اعظمی کرد تا خبرها ناآرامی‌های بغداد به خلیفه نرسد.[۳۶]


سکه ولایتعهدی امام رضا(ع) که به فرمان مأمون ضرب شد. بر روی سکه عبارت پایین به خط کوفی درج گردیده است: «لله، محمدرسول الله، المأمون خلیفة الله، مما أمر به الأمیر الرضا البته پیمان المسلمین علی بن موسی بن علی بن ابی طالب، ذوالریاستین.
بعداز آنکه مأمون بوسیله امام رضا(ع) از آشوب‌های بغداد آگاه شد، تصمیم گرفت مرو را شکاف کرده و عازم بغداد، پایتخت مرکزی بنی‌عباس خواهد شد. خلیفه متوجه شد بازگشتش به بغداد با بازداشتن دور از شوخی وزیر اهل ایران‌اش مواجه شود؛ همچنان‌که بعضی اقدامات وزیر نظیر پنهان‌ کردن خبر‌ها بغداد بدبینی خلیفه را نسبت به ادب بن آسوده تشدید کرد. از این‌رو مأمون در اولِ مسافرت خویش به بغداد وزیر اهل ایران را در شهر سرخس به وسیله کارداران نهفته خویش به قتل رساند.[۳۷]

بازدید : 25
شنبه 25 اسفند 1403 زمان : 14:54


احمد مجتهد
احمد مجتهد(درگذشته۱۲۶۵ق/۱۸۴۹م) از فقهای امامی سدۀ سیزدهم در آذربایجان بود. وی در شمار شاگردان سید علی طباطبایی در عراق بود و بعد از رجوع به تبریز، سر گروهی حوزه علمیه، امامت آدینه و جماعت و ادارۀ کارها شرعیه آن دیار را ذمه ‌دار مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد.

دارای شهرت‌ترین تاثیر وی، منهج الرشاد فی تفصیل الارشاد علامه حلی میباشد که در علاوه بر مبارزه دوم در بین کشور ایران و روسیه، در قزوین تألیف کرد. احمد مجتهد علیه شیخیه در آذربایجان که پس نقطه پایان نبرد کشور ایران و روسیه، درصدد توسعه مسلک خویش بودند، فتوا آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بخشید.

ولادت و نسب
احمد مجتهد فرزند لطفعلی بن محمدصادق بود. تاریخ تولدش در مآخذ بیان نشده میباشد، البته با دقت به نوشتۀ ادیب الملک[۱] بر طبق اینکه «‌بازه زمانی ۸۱ سال در دارالسلطنۀ تبریز... راتق و فاتق کارها شریعت... بود‌» -که احتمالاً مراد مولف، بازه زمانی زندگانی وی بوده میباشد- می‌اقتدار اینگونه انگاشت که در رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد ۱۱۸۴ق متولد شد‌ه‌است.

نیاکانش از مغان[۲] و از تیرۀ مغانلو از طوایف شاهسون[۳] بوده‌اند. ولی بعضی نیز اصل اورا از اخلاق و رفتار دانسته‌اند[۴] که صحیح به حیث نمیرسد.

پدرش مستوفی آزادخان[۵] در عهد و پیمان مهربان‌خان و از عمال دولت زندیه[۶] و مادرش از سادات رضوی اصفهان بود.[۷]

احمد مجتهد در ۲۷ رجب سال ۱۲۶۵ق درگذشت.[۸] پیکرش تحت عنوان رمز سلسلۀ قوم و قبیله مجتهدی تبریز، به نجف جابجایی یافت و در آرامگاه منحصر[۹] در مقابل مسجد روضه خوان طوسی به خاک ودیعه شد.[۱۰] مادۀ تاریخ وفاتش «‌گلشن ارم مکان وی‌» شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهدمیباشد.[۱۱]

فرزندان
احمد مجتهد پنج پسر داشت.[۱۲] فرزند ارشدش لطفعلی که وی نیز مجتهد بود،[۱۳] یاروهمدم با دو بدن دیگر از برادرانش به اسم‌های رضا و محمدجعفر قبل از بابا در وبای سال ۱۲۶۲ق تبریز درگذشتند. دو فرزند دیگر او محمدباقر و جواد از عالمان فرصت خویش بوده‌اند.[۱۴]

شغل‌ها
احمد مجتهد نیز ابتدا فعالیت دیوانی داشت،[۱۵] اما بعد از مدتی از دیوان گوشه گرفت[۱۶] و به علم آموزی علم ها فقهی پرداخت. او مقدمات سطح های را در تبریز طی کرد، آن گاه به اصفهان و بعد از آن به عتبات رفت و حوزۀ درس سید علی طباطبایی، صاحب و مالک ریاض که از علمای بلندمرتبه عراق بود، به یادگرفتن علم پرداخت[۱۷] و از وی اذن اجتهاد گرفت.[۱۸] آن گاه به تبریز برگشت و افزون بر سر گروهی حوزۀ علمیۀ آن دیار،[۱۹] امامت آدینه و جماعت و ادارۀ کارها شرعیه را نیز ذمه ‌دار شد[۲۰] او، به تأسیس مدرسه های و جلب طلاب عنایت می‌اعطا کرد.[۲۱]

در دورۀ دوم مبارزه‌های کشور ایران و روس، زمانی که در ۱۲۴۳ق/۱۸۲۷م روس‌ها بر تبریز استیلا یافتند، او از تبریز بیرون شد. بین خط مش میزان دارایی‌های اورا یغما بردند، و زیرا به قزوین رسید، فتحعلی سلطان قاجار با ارسال کردن پولی از وی دلجویی کرد. و به درخواست فتحعلی پادشاه در قزوین بماند.

فتوا علیه شیخیه
بعداز منعقد معاهدۀ ترکمانچای و رفتن روس‌ها از آذربایجان، مجدداً به تبریز رجوع و برگشت.[۲۲] در آن مجال تعلیمات شیخیه تبلیغ میشد و ترویج یافته بود و احمد مجتهد که مدام در احکام دینی جانب احتیاط را نگاه می‌داشت، حکم به تکفیر شیخیه بخشید و همین دستور سبب ساز بروز ناآرامی‌هایی شد.[۲۳]

اثرها
احمد مجتهد به جز فقه در متانت نیز غالب‌دست بود و طبع شعر داشت، چنانکه برخی او‌را در زمرۀ شاعران آورده‌اند[۲۴] و قصیده‌ای به عربی به وی نسبت داده شده میباشد.

از اثرها وی، می‌اقتدار به کتاب‌ها اشاره نمود:

اذن، که در ۱۲۵۳ق خطاب به ۳ فرزندش، لطفعلی، محمدجعفر و محمدباقر صادر نموده است.[۲۵]
الرسالة الصومیة، به فارسی که به گفتۀ آقابزرگ طهرانی یار با الرسالة العملیة در کتابخانۀ سماوی نجف جانور بوده میباشد.[۲۶]
الرسالة العملیة، در احکام عصمت و طهارت، نماز و روزه. ورژن‌های آن در کتابخانه‌های مرعشی و شورا جان دار میباشد.[۲۷]
قصیده‌ای به عربی در مدح حضرت امام مهدی(عج) که ابیاتی از آن در ریحانة الادب[۲۸] درج شده میباشد. ورژن‌ای از آن در کتابخانۀ مرکزی[۲۹] ورژن‌ای از یک قصیده به اسم احمد بن لطفعلی تبریزی نیز در انستیتوی خاورشناسی روسیه وجود دارااست که احتمالا به عبارتی قصیده میباشد.[۳۰]
مناسک حج، متن دینی فارسی که ورژن‌هایی از آن در کتابخانه آستان قدس رضوی[۳۱] و کتابخانۀ مرعشی[۳۲] جان دار میباشد.
منهج الرشاد فی گستردن الارشاد، پر اسم و رسم‌ترین تاثیر احمد مجتهد که شرحی استدلالی بر کتاب راهنمایی الاذهان علامه حلی میباشد که به هنگام اقامتش در قزوین مندرج میباشد. ورژن‌ای از این کتاب دربرگیرنده مباحث صوم و اعتکاف در کتابخانۀ مرعشی[۳۳] مراقبت می‌گردد.[۳۴]
پانویس

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 509
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه